بندر مکران وافسانه شانگهای  /   فرزادوثوقی روزنامه نگار

بندرمکران وافسانه شانگهای

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

از هر جهت که به منابع موجود در کشور منهای نفت نگاه کنیم ،می توانیم یک پرونده برای رشد اقتصادی ایران بازکنیم. رشدی که می تواند علاوه برتثبیت ،اشتغال عظیمی را برای نیروهای جوان وجویای کار هموار کند. دراستانهای مختلف کشور حتی اگر کویری باشند می توان اشتغال و راهی برای تولید وصادرات ایجاد نمود همانطوری که در شعارهای انتخاباتی نمایندگان حتی در مناطق محروم نگهداشته شده پیداست می توان با مشاوره اساتید دانشگاهی وبهره گیری از علم وصنعت وپژوهش های رایج وبهره گیری از الگوهای بین المللی در تمامی محورهای اقتصادی ،گشایش های عظیمی بوجودآورد اما چه کنیم که بعد از هر انتخابات تمامی این شعارها چونان ابر محو می شوند.

این روش در انتخابات بزرگ ریاست جمهوری نیز مشهود است ، درواقع نامزدهای ریاست جمهوری آنچنان در مورد بهبود وضعیت اقتصادی مرتبط با معیشت ملت سخن می گویند که انگار بایک تیم ورزیده وچابک از اقتصادیون وارد گود خواهند شد ویک شبه همه چیز را تغییر خواهند داد. اما اینطور نیست وتا کنون نبوده است! آنطور که در سال گذشته رییس قوه قضاییه جناب اژه ای گفته بودند اگر یک کلمه دولت قبل را از مدیران فعلی بگیریم دیگر حرفی برای گفتن ندارند واین اوج مصیبت است.

یکی از دلایلی که دولت ها حتی اگر هشت ساله باشند میراثی از بدهکاری وکم کاری برای دولت جدید برجای می گذارند همین عدم فهم مفاهیم توسعه وراهکارهای راهبردی برای حل وفصل آنهاست. دلیل دیگر موید نبود دولت های جدید نسبت به دولت های گذشته است . درواقع دولت ها تاکنون موید برنامه های یکدیگر نبوده اند ویک فرم مشخص برای توسعه همه جانبه اجرا نکرده اند.

بطور مثال در بحث مسکن در تمامی دوره ها حتی هشت ساله، یک مبنای مشخص برای خانه دار شدن ملت وجودنداشته است و تنها نام طرح ها را تغییر داده اند. مسکن استیجاری به شرط تملیک ، مسکن مهر ، مسکن اجتماعی و حالا مسکن ملی. با این تفاصیل نمی توان به آینده این طرح های بدون مبنا امیدوار باشیم . در حوزه صنعت نیز وضعیت به همین منوال است هر دولت با بهره گیری از کابینه خود یک نسخه بدون زیر ساخت برای صنایع ارایه میدهد که قابل پیچیدن نیست . بازی با ارز برای جبران کسری های بودجه یک ندانم کاری بزرگ است که دولت ها علی رغم اینکه از رشد تولید وصادرات خبر میدهند وآمارها را گواه می گیرند ، اما درسفره مردم تنها می توان گرانی را دید.

دولت ها در آمارهای خود از رشد تولید واشتغال می گویند. رشدی که تعداد بیکاران را بشدت کاهش وآنان را زیر مجموعه سازمان تامین اجتماعی ویا خدمات درمانی قرار داده است، اما صندوق های بازنشستگی تشنه یک ریال پول نقد هستند و دراعلامیه های خود دولت را ابر برهکار به صندوق هامعرفی می کنند.

درهمین راستا صندوق های بازنشستگی به دلیل برداشت های نابخردانه با کسری اعتبارات مواجه اند و اعلام ورشکستگی کرده اند و حالا این تن وبدن بازنشستگان واز کار افتادگان است که هم روی خاک وهم زیر خاک می لرزد چرا که امید به آینده را ازدست می دهند. بازنشستگانی که برابر عهدنامه وزارت کار، تعاون ورفاه اجتماعی وسازمان خصوصی تامین اجتماعی وسایر صندوق های پر درآمد باید بعد سی سال زحمت وتلاش وپرداخت به موقع سهم مربوطه ،حالا از مزایای رفاه اجتماعی برخوردار شوند اما خبری از رفاه اجتماعی با مستمری های پایین ترازخط فقر نیست.

تلاش بازنشستگان نیز دراین راستا بی نتیجه است چرا که مالک بانک رفاه کارگران وسازمان تامین اجتماعی نیستند و وفای به عهد این سازمان نیازمند مصوبات مجلس وابلاغیه های دولتی است. نمایندگانی که با شعار حمایت از کارگران وکارمندان وآرای مشخص وارد مجلس شدند حالا تلاشی برای تقویت معیشت کارگران وکارمندان نمی کنند ودولت نیز با تمامی شعارهای خود تمایلی به ترمیم حقوق کارگران وبازنشستگان مطابق نرخ تورم ندارد.

این درحالی است که نه دولت فشاری برمجلس وارد می کند ونه مجلس فشاری بردولت واز طرفی شورای نگهبان ومجمع تشخیص مصلحت نظام ، عنایتی به موضوع نمی نمایند. در هر حال بازنشستگان که حالا باید از منزلت برخوردار باشند از آن بی بهره هستند.

دریک نتیجه گیری به بندر مکران نیم نگاهی داریم که می تواند علی رغم استان سیستان سایراستانهای کشور را در یک برنامه ریزی اقتصادی هدفمند در بعد بین المللی منتفع نماید این درحالی است که مسوولین اقتصادی خصوصا نماینده ویژه رییس جمهور چندی پیش رشد این بندر را با بنادرشانگهای و دبی مقایسه کرده بود. اینک باید دید چرا این همه توان تاکنون مغفول مانده است؟ /// انتهای پیام 750 کلمه

زنجیره غذایی ، فرصت ها تهدیدات /   فرزاد وثوقی روزنامه نگار

زنجیره غذایی فرصت‌ها و تهدیدات

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

در جهانی که ما زندگی می‌کنیم، حتی اقلیم‌ها مانند حلقه‌های زنجیر به هم متصل هستند. اگر کشور همسایه و چند پلاک آن‌طرف‌تر دچار خشک‌سالی شود، ریزگردهای آن کشور بالاخره بر سر ما نیز خواهد ریخت. پس نمی‌توان در‌های کشور را بست و با جهان ارتباط نداشت.

فقر حاصل حکمرانی غلط در هر کشوری است و باید دید چرا و به چه علت جمعیت کثیری باید زیر خط فقر باشند و مدام اعتراض کنند و در جیب آنان مقداری وعده بگذاریم و باقی قضایا. این روزها به‌طور واضح درمورد امنیت غذایی انسان‌ها در حال انتشار اخبار هستیم؛ اخباری که هدایت‌شده و از سوی سران کشورهای بزرگ و کوچک منتشر می‌شود و رسانه‌ها با شتاب و توان مخاطب‌پذیری خود آن را منعکس می‌کنند.

بحث دریای خزر که این روزها تن هر انسانی را می‌لرزاند، بازگوکننده این واقعیت است که چگونه ممکن است دریاچه بزرگ و بی‌نظیر خزر در حال عقب‌نشینی از ساحل باشد و با انسان‌ها قهر کند. به‌وضوح این عقب‌نشینی دلایل مشخص و واضحی دارد که باید مدیران مربوطه پاسخ‌گوی آن باشند. اجتماع سران کشورهای حاشیه دریاچه خزر در یک نقطه از دنیا بیانگر این واقعیت است که پنج کشور که در جوار خزر قرار دارند و حوزه‌های آبریز این دریاچه معرفی شده‌اند، هرکدام سیاست‌های خودشان را در پیش گرفته‌اند و این دیوارکشی‌ها باعث می‌شود صلح و آرامش به خطر جدی بیفتد. پس در این رابطه نیازمند گفتمانی جهانی هستیم تا هم از بار مهاجرت‌ها بکاهد و هم ضامن محیط زیست ملی و بین‌المللی باشیم.

سال‌های سال است که با کشوری مانند عربستان بحث و مجادله‌های شدیدی داشتیم. درواقع در این چندساله به عربستان فرصت دادیم تا در امر آبادانی بیابان‌های خود بکوشد و البته این اتفاق افتاد. کشور عربستان حالا به دنبال ساخت بزرگ‌ترین و هوشمندترین شهر جهان است و ما همچنان گرفتار رفع تحریم‌هایی هستیم که ماهیتش اقتصادی است، اما گروگان تفکرات سیاسی شده است.

اینک پول‌های ایرانی باید با واسطه کشورهای حاشیه خلیج فارس از بانک‌های جهانی آزاد شود. درواقع گاوصندوق بزرگ ما در کشورهای عربی ایجاد شده و ایرانیان برای رسیدن به توان لازم باید با ملاحظاتی دست به جیب کنند و از حساب‌های خودشان برداشت نمایند. این در حالی است که احساس می‌کنیم قیمی بالای سرمان گذاشته‌اند.

به سرخط این بحث بازمی‌گردیم. هرچند مسائل به هم پیوند خورده است، هم سیاست و هم اقتصاد و معیشت مردم ایران و جهان. ایران کشوری پهناور است و در هر گوشه آن می‌توان با اراده، جهانی را آباد کرد؛ اما اراده‌ای برای این کار وجود ندارد. حالا که ما باید بهشت سرمایه‌گذاران باشیم، عربستان با طرح ساخت بزرگ‌ترین و هوشمندترین شهر جهان ابتکار عمل را به دست گرفته و نه‌تنها ایرانیان مقیم خارج از کشور و مقیم حاشیه خلیج فارس را به آسانی جذب می‌کند، که سرمایه‌گذاران داخلی ما را که نمی‌دانند چگونه و با چه زبانی باید با راه‌بندان اقتصادی‌سیاسی سخن بگویند را نیز جذب خواهد نمود. به‌وضوح نیروی کار بسیاری نیز جذب پروژه‌های بزرگ در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس خواهند شد. در بعد اقتصادی باید به این رویکرد توجه نمود که نیازمندان به معیشتی پایدار، حتی از ملیت خود صرف‌نظر خواهند کرد و حتی فرهنگ و آداب و رسوم را قربانی معیشت و رفاه خود و خانواده می‌کنند.

تأخیر در اجرای برنامه‌های اقتصادی و خصوصاً زیرساختی، باعث بروز این ناپایداری در حوزه اقتصادی شده است. هرچه در حوزه اقتصاد تأخیر داریم، در حوزه‌های سیاسی و تنش‌برانگیز تعجیل نمودیم و حاصل آن‌همه تعجیل، رکود و ناپایداری اقتصادی است. طرح‌های آبخوان‌داری و آبخیزداری در شرایطی اجرا نشده است که به خاطر داریم از زمان مجلس هفتم و شاید قبل آن برخی اصرار به انجام آن داشتند و بسیاری انجام آن را به تأخیر انداختند؛ تأخیری که همچنان ادامه دارد. بدون اجرای برنامه‌های آبخیزداری و آبخوان‌داری منابع زیرزمینی ما به‌شدت تخریب و گسل‌های بسیاری فعال می‌شوند تا شهرهای ایران را ببلعند و این تازه شروع ماجرایی است که سال‌های سال است منتظر آن بوده و هستند.

اگر دولت سیزدهم قادر به انجام کار خاصی در بعد معیشتی که وعده داده و دو سال از آن گذشته، نشود، علاوه بر ریزش شدید سرمایه‌های اجتماعی، با خسران‌های جبران‌ناپذیری در حوزه امنیت غذایی و اقتصادی روبه‌رو می‌شویم. سیل مهاجرت همچنان ادامه دارد و مناطق استراتژیک ما در روستاها بیش از پیش خالی از سکنه شده و می‌شود. به نظر می‌رسد شخصی باید احساس مسئولیت کند تا بتواند مسئولیت‌های بزرگی را برعهده بگیرد.و این احساس مسئولیت اوج تقوا و تعهد است؛ به امید آن روز. //// انتهای پیام 740 کلمه

شرط مهاجرت معکوس   /  فرزاد وثوقی روزنامه نگار

شرط مهاجرت معکوس

فرزادوثوقی روزنامه نگار

داستان مهاجرت معکوس همچنان گرم است و گاهی برای اینکه روستاییان ساکن شهرها یا حاشیه‌نشینان تحریک به بازگشت شوند، تسهیلاتی در قالب فعالیت‌های خاص معرفی می‌شود که البته باید پیگیری نمود که این تسهیلات آسان است یا سخت. همچنین باید دید روستاهای هدف مهاجرت معکوس همچنان قابلیت گذشته خود را حفظ کرده اند یا به طور کل زیرساخت‌های طبیعی تولید خود را از دست داده‌اند؟

بانک‌ها به لحاظ تخصصی اعتقادی به پرداخت این نوع تسهیلات بدون بازگشت ندارند؛ چراکه پرداخت وام در علم اقتصاد تعاریف خاص خود را دارد و ابتدایی‌ترین تعریف زایش سرمایه است. درواقع یک ثروت باید وجود داشته باشد و تسهیلات بانکی حمایت‌کننده و تکمیل‌کننده آن ثروت باشد و در نتیجه زایش سرمایه و ثروت به وجود آید و البته در سایه این حرکت اقساط بانکی نیز به موقع پرداخت شود.

ما برای پرداخت تسهیلات به بخش‌های صنعتی که چک نقد در هر کشور محسوب می‌شوند، مشکلات قضایی بسیاری داریم و بانک‌ها ناچاراً برخی صنایع بزرگ و کوچک را مصادره کرده‌اند و حالا دولت‌ها این را یک عیب بزرگ تعبیر می‌کنند که بانک‌ها چرا صنایع ورشکسته را مصادره کرده و به تعطیلی کشانده‌اند.

اما این همه ماجرا نیست؛ چراکه صنایع ورشکسته نه قادر به تولید بوده‌اند، نه محصولات فروخته شده خود را به پول مولد تبدیل کرده‌اند و نه توانسته‌اند در بازارهای جهانی ورودی داشته باشند؛ تا چه رسد به اینکه هم اشتغال را توسعه دهند، هم تجهیزات فرسوده تولید را نوسازی کنند و هم اقساط بانک مربوطه را بازپس دهند. از همه مهم‌تر در خوش‌بینانه‌ترین وضعیت که گذشته نه چندان دور را نشان می‌دهد، با مبحث تعدیل نیرو مواجه شدیم و قبل از آنکه بانک‌ها قفلی بزرگ بر در اصلی کارخانه‌ها بزنند، مالکان نورسیده این واحدهای بزرگ و برندهای تاریخ مصرف گذشته را به خاک سیاه نشانده بودند. درواقع حجم بیکاری از حدود سه دهه گذشته ایجاد شد و به شدت توسعه یافت.

از طرفی افرادی که با توصیه خواص تسهیلات بانکی را به هر نامی دریافت کردند، حالا به ابربدهکاران بانکی معروف هستند.

افرادی که به اسم خرید تجهیزات ریال را به دلار تبدیل کردند و از کشور خارج نمودند و از آن طرف به نام تحریم‌های ظالمانه نه تجهیزاتی برای ملت آوردند و نه اصل تسهیلات دریافتی را پس می‌دهند؛ چراکه بقول معروف امکان تبادل ارزی وجود ندارد و باید تحریم‌ها را دور بزنند و با دور زدن تحریم‌ها و پراخت انواع پورسانت‌ها به واسطه‌گران شاید اصل تسهیلات پرداخت شده نیز به باد برود.

حالا نوک پیکان تسهیلات بانکی بخش‌های تولید را نشانه رفته است. تولیدی که باید به نام محصول داخلی باشد، اما مواد اولیه خود را از خارج کشور وارد نماید. دولت ارز نیمایی را قطع کرد و حالا همه در صف ارزهای آزاد با نوسان خاص خود باید روزگار سر کنند. نرخ دلار در حال تغییرات شدیدی است و گاهی صعود و گاهی سقوط می‌کند که در این شرایط تولیدکننده یا همان کارآفرین در خط مقدم زیان است.

عدم ثبات در بازار ارز اولین و مؤثرترین عامل ضربه به تولید یا همان صنعت مونتاژ داخلی است. تحریم‌ها ابزار کارآمدی بودند که در تمامی ابعاد معیشت ملت تأثیرگذاری داشته‌اند. این روزها تنها کارخانجاتی که در حال تنفس مصنوعی هستند، کارخانجات خودروسازی می‌باشند که قطعاً با رانت اطلاعاتی یا مالی در حال ادامه مسیر بدون کیفیت هستند.

جالب آنجاست که تحریم‌ها حتی صنعت خودروی ملی ما را نیز فلج کرده است؛ چراکه قطعات خودروهای مونتاژی ایرانی باید از خارج وارد شود و در این راستا عدم ثبات نرخ ارز باعث تورم در بخش‌های مختلف می‌شود. حالا احتکار خودرو یا قطعات خودرو داغ‌ترین بازار برای دارندگان رانت است.

به سرخط این نوشتار بازمی‌گردیم که چگونه باید روستاییان را مجاب به بازگشت به زادگاه خود نمود وقتی بازار واسطه‌گری یا رانت در کشور با این وسعت در حال خلق پول‌های بادآورده است. چرا باید انتظار داشت افرادی به زادگاه خود بازگردند و با دریافت وام به بدهکار بانکی تبدیل شوند و بعد از طی مدت‌زمانی خود را درگیر مباحث بیمه‌ای و مالیاتی و سایر دستگاه‌های نظارتی کنند. تنها جاذبه باقی‌مانده در برخی مناطق روستایی، بهره‌گیری از فرصت گردشگری است که تقریباً زیرساخت‌های آن طبیعی بوده و نیازی به سرمایه‌گذاری چندانی ندارد، اما ضمانتی در کار نیست که این واحدهای اقامتی و گردشگرپذیر با اندک لغزشی پلمب نشوند و این نبود امنیت در قالب سرمایه‌گذاری در فرصت‌های گردشگری تمایلی به بازگشت و بالازدن آستین‌ها ایجاد نمی‌کند./// انتهای پیام 720 کلمه

سیر بودجه تا محرومیت زدایی  / فرزاد وثوقی روزنامه نگار

سیر بودجه تا محرومیت زدایی

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

از اینکه بودجه های بسیاری در اختیار دستگاههای مربوطه برای ایجاد اشتغال ومحرومیت زدایی در روستا ها ویا مناطق عشایری کشور قرار می گیرد همچنان جای امید است که گروهی در دولت به فکر بقای این مناطق وکاهش شدت مهاجرت ها هستند.

خیلی به گذشته باز نمی گردیم و اخبار سال 1400 را مورد تحلیل وبررسی قرار می دهیم. آرشیو را باز می کنیم و می خوانیم که معاون طرح و برنامه سازمان بسیج مستضعفین کشور درآن تاریخ گفته است که برای اجرای طرح جامع محرومیت زدایی در کشور در سال جاری ۳۲ هزار میلیاردتومان اعتبار از محل هدفمندی یارانه ها مصوب شده است .( ایرنا 8 خرداد ماه 1400) معاون سازمان بسیج مستضعفین با تاکید بر ایجاد عدالت و توسعه متوازن در کشور گفته ، بسیج بنا بر رهنمودهای رهبر معظم انقلاب برای کمک به دولت وبرای محرومیت زدایی پای کار آمده و همانند هشت سال دفاع مقدس نیز تا پایان محرومیت زدایی از چهره مناطق محروم کشور پای کار می ایستد.

او تاکید کرده است که بسیج در اجرای طرح های محرومیت زدایی در سطح کشور به دنبال سود به عنوان یک پیمانکار نبوده و هر مناطقی که پیمانکار برای اجرای پروژه ها و طرح های محرومیت زدایی وجود نداشته باشد، بسیج بدون توجه به مکان اجرای طرح ، وارد عمل می شود.

مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی نیز در سال گذشته دراین خصوص توجهاتی داشته است که باید دید در عمل مورد تایید وتاکید قرار می گیرد یا خیر؟ نگاهی به این سایت اطلاع رسانی ما را متوجه بررسی لایحه بودجه سال 1402 کل کشوردرحوزه محرومیت زدایی می کند.

دراین متن آمده است که بودجه اگرچه سندی مالی است که ظاهری اقتصادی دارد، اما نحوه دریافت منابع و نوع مصارفِ آن، دارای سویه های اجتماعی و فرهنگیِ عمیقی است. آرمانِ برقراری عدالت و رفع محرومیت از شعارهای اساسی انقلاب بوده و در اصول مختلف قانون اساسی و پس از آن در سایر اسناد بالادستی به کرّات مورد تأکید قرار گرفته است.

با توجه به چالش های موجود درخصوص برخورداری استان ها از منابع سرزمینی، در پژوهش حاضر به بررسی اعتبارات و تبصره های مرتبط با محرومیت زدایی در لایحه بودجه سال ۱۴۰۲ پرداخته شده است. دو قانون مهم در تمهید بودجه های محرومیت زدایی «قانون استفاده متوازن از امکانات کشور برای ارتقای سطح مناطق کمتر توسعه یافته» و بند «ت» ماده (۳۲) قانون احکام دائمی برنامه های توسعه کشور می باشد.

براساس نتایج به دست آمده، میزان اعتبارات در نظر گرفته شده از محل اعتبارات موضوع قانون استفاده متوازن از امکانات کشور برای ارتقای سطح مناطق کمتر توسعه یافته، در لایحه سال ۱۴۰۲، به نسبت سال ۱۴۰۱، ۲۵ درصد رشد داشته و معادل ۳۵ هزار میلیارد تومان است.

اعتبارات محرومیت زدایی از محل بند «ت» ماده (۳۲) قانون احکام دائمی برنامه های توسعه نیز در قانون بودجه سال ۱۴۰۱، حدود ۶۶۰۰ میلیارد تومان بود که در لایحه بودجه ۱۴۰۲ این اعتبارات به حدود ۱۱۹۳۰ میلیارد تومان رسیده که بیش از ۷۹ درصد افزایش داشته است. نظر به اینکه عمده چالش های مربوط به اعتبارات محرومیت زدایی ناشی از نداشتنِ تصویری روشن از وضعیت محرومیت در سطح کشور، ناپایداری این اعتبارات و عدم تخصیصِ کاملِ آن، موازی کاری و عدم هماهنگی متولیان محرومیت زدایی و فقدان ضمانت اجرایی بسیاری از برنامه های محرومیت زدایی بوده، پیشنهاد می گردد، جزء «۱» بند «ع» تبصره «۱۷» قانون بودجه (۱۴۰۱) که در آن وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، مکلف شده بود به منظور سامان دهی و کارآمدسازی سیاست های مرتبط با محرومیت زدایی و در راستای رفع تبعیض و ارتقای سطح مناطق کمتر توسعه یافته «سامانه اطلاعات بهره مندی ایرانیان» را راه اندازی کند، در قانون بودجه سال (۱۴۰۲) نیز با ضمانت اجرایی دقیق تکرار گردد.

به ابتدای این نوشتار بازمی گردیم که محرومیت زدایی وکارآمدسازی یک نکته اساسی در کشورماست که بشدت تحت تاثیر مهاجرت قرار گرفته است. درکنار رشد مهاجرت اتباع بیگانه به ایران وتصرف فرصت های شغلی ونیز گسترش اقامتگاههای رسمی وغیر رسمی اما مهاجرت روستاییان به عنوان اولین عامل تولید به شهرهای بزرگ وکوچک تاسف انگیز است.

سیل مهاجرت هاحکایت از آن دارد که روستاها ویا همان اولین پایگاههای تولید مورد غفلت شدیدی در چهار دهه گذشته قرار گرفته اند. ما اگر سرمایه گذاران داخلی وخارجی را در بستر دیپلماسی اقتصادی وصلح سیاسی در بعد بین المللی به سوی ایجاد وگسترش صنایع تبدیلی در روستاها هدایت کرده بودیم از محرومیت زایی وگسترش فقر ونیز مهاجرت ها پیشگیری نموده بودیم اما این اتفاق نیفتاد.

حالا شاید به این نکته توجه کنیم که بودجه ها دراین مسیردرحال اتلاف باشد چرا که ویرانه های اقتصادی را نمی توان به این سرعت وسادگی بازسازی کرد وملت را متقاعد به مهاجرت معکوس نمود. این درحالی است که در برخی مناطق خالی از سکنه شده و اراضی مولد شاهد تغییر کاربری های گسترده هستیم.

گاهی با ساخت باعشهرها وتزریق آب با تانکر وویلا سازی های مجلل و گاهی با ساخت مسکن اجتماعی ، مهر وملی . اما باید توجه داشت که آیا ما قادریم زیر ساخت ها را با توجه به بحران انرژی به سمت سرزمین های مرده بکشانیم ویا روی انرژهای تجدید پذیر در امر توسعه تاحدودی حساب کنیم ؟ //// انتهای پیام 820 کلمه

مهاجران بدون ویزا ومباحث اقتصادی  / فرزاد وثوقی روزنامه نگار

مهاجران بدون ویزا ومباحث اقتصادی

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

اقتصاد وابستگی های خاص خودرا دارد. اگر به تاریخچه جاده ابریشم نگاهی گذرا داشته باشیم به این مهم واقف می شویم که تجارت از شرق به غرب وشمال به جنوب دنیا یک امر متداول بوده واقتصادهیچگاه نباید اسیر سیاست وسیاستمداران شود. هرچند با گرایش صنایع به سمت خواسته های نظام سلطه که همان تسلیحات نظامی ومواد مخدر است باید نگاهی واقع بینانه به اقتصاد و منافع اقلیتی آن برای برخی جوامع داشته باشیم.

کشورهای دارای تکنولوژی پیشرفته به دنبال منابع برای منافع خود هستند.تهیه این منابع برای منافع سیاسی واقتصادی این کشورها راهی باقی نگذاشته است مگر شناسایی منابع که اغلب درخاورمیانه تمرکز یافته است. به وضوح می توان دریافت که کشورهای موجود درخاورمیانه وبعضا آفریقا مورد تهدید درقالب بی ثباتی سیاسی واقتصادی اجتماعی قرار دارند.

دراین کشورها نظامیان ویا شبه نظامیان دارای نفوذ بالا وبعضا قدرت مطلق هستند. کمتر دیده می شود که سران برخی کشورها با فرم نظامی درمراسمات خاص حضور نداشته باشند ویا با انبوهی از نظامیان میزبان ویا میهمان گروهای بین المللی دراجلاس ها نباشند.

کشوری نظیر افغانستان پس از کودتای حدود پنجاه سال پیش خود روی آرامش را ندید . این کشورپس از کودتای نظامی به اشغال روس ها درآمد ومنابع بسیاری از این کشور غارت شد هر چند منابع این کشور قادر است افغان ها را درشمار ثروتمند ترین مردمان جهان قراردهد اما سهم افغان ها مهاجرت وآوارگی بدون چون وچراست . حتی اگراین شهروندان درنظام سیاسی ومتغیردیروزدارای مناسبی بوده باشند وثروتی بدست آورده باشند، با تحولات غیرمنتظره ناچا به فراروانتقال بخشی عظیمی از ثروت خود به سایر کشورهای جهان می شوند. اطلاعات واخبار موجود حکایت از آن دارد که همه افغان ها در فقر مهاجرت نمی کنند وشمار قابل توجهی در کشورهای اروپایی دارای جایگاهی ویژه هستند.

در حکومت های بی ثبات، افرادی وارد میدان می شوند و پول کافی برای تشکیل گروهک های نظامی وخرید انواع سلاح های جنگی را دارند اما دراین معرکه پولی برای ثبات وصلح والبته سازندگی وجود ندارد. کشاورزی نیزدراین کشورتا حدودی تامین کننده امنیت غذایی والبته تامین کننده نیازصنعت بزرگ وفراگیر موادمخدراست.

تهیه وتامین غذا برای شهروندان این کشور وابسته به اشتغالی است که درحدود پنجاه سال گذشته از افغانستان مهاجرت کرده است. افغان ها اشتغال خودرا درسایر کشورهای جهان ازجمله ایران جستجو می کنند. نیروی کارارزانی که صاحبان صنایع وکارگاههای داخلی را وسوسه برای ماندن این مهاجران بدون هویت ثبت شده می کند.هرچند برخی استانهای کشور از ورود این مهاجران بشدت جلو گیری کرده اند اما نبود سیاست واحد برای پذیرش این دست مهاجران باعث شده برخی دیگرازاستانهای کشورخودسرانه ویا بی تفاوت نسبت به این موضوع برخورد کنند.

تجمیع افغان ها در برخی نقاط کشورازجمله استان فارس سوال برانگیز است. شهرستانهای این استان بزرگ بشدت درگیر حضور افغان هاست ،هرچند اکثریت آنان برای کارومعاش تن به مهاجرت داده اند اما اقلیتی درحوزه تخلفات فراگیر وحتی بین المللی درحال فعالیت هستند و چون راههای قانونی برای ماندن درایران را طی نکرده اند والبته کنترل مرزی دقیقی نیزدرکار نبوده ، شناسایی هویتی آنان را برای دستگاههای امنیتی ایران تا حدودی سخت وگاها غیر ممکن کرده است.

شهرهای ایران فاقد دفاتر مهاجرتی هستند واگرمهاجری وارد کشوروشهرهای بزرگ وکوچک ایران شود مدت زمان اقامت وی نامعلوم است واین آسیب ازآنجا سرچشمه می گیرد که بطور مثال گروهی مانند افغان ها برای ورود به ایران ویزا تهیه نمی کنند. ورود پیاده وبدون ویزا به ایران آسیب های بزرگی به همراه داردکه اولین آسیب آن امنیتی است. دوم اینکه درآسیب های اجتماعی خواسته وناخواسته گرفتار می شوند و برای تامین معاش خود وارسال پول به آنسوی مرزها و تامین نیازهای خانواده فقیرخود دچار گرفتاری های ناخواسته توسط افرادوباندهای سودجوی داخل ایران می شوند.

حال بنظر می رسد دولت ایران برای ساماندهی ، افغان ها را ضا بطه مند ونه اخراج کند. طی آخرین آمارکه وزیرکشورمنتشرنمود شاید پنج میلیون افغان درایران سکونت داشته باشند که بطور حتم گروهی اندک ازاینان دارای هویت می باشند.

حاشیه نشینی ، سکونت در بافت های فرسوده وتاریخی فرهنگی ، باغشهرهای توسعه یافته و... مکانهایی است که به پناهگاه این افراد درآمده است. حالا پرسش مهم اینجاست که چرا دولت ایران پس از مذاکرات درمورد آب هیرمند با حکومت سرپرست افغانستان به فکر ساماندهی این پنج میلیون نفر مهاجر افتاد؟ هرچند خروج واقعی این افراد وکاهش میزان مصرف آنان درایران که خود درگیر معیشت ملت وتورم و ناتوان درتولید اشتغال است گامی موثر تلقی می شود، اما می توان با صدور ویزا ازاین قشر میزبانی کرد ودرآمدهای ارزی کشوررا افزایش داد هرچند صدورویزا برای این جمعیت انبوه کارآسانی نیست اما با صرفه است.

حتی اگر نگاه صرف اقتصادی به موضوع داشته باشیم واز نگاه سیاسی وفشارهای مذاکرات اخیربرسرحقآب هیرمندفاصله بگیریم. ذکر این نکته نیز مهم است که مهاجران غیرازمقوله اشتغال ومعیشت ،اغلب درشمارمخالفان حکومت سرپرست کشورهمسایه محسوب می شوند وتوان تحمل سیاست های رایج آنرا ندارند وبناچار دست به مهاجرت زده اند. پس باید پذیرش این گروه های بیگانه تحت نظام پذیرش بین المللی و با صدور ویزا همراه باشد. /// انتهای پیام 820 کلمه

احیای صنایع با تناقض‌های سیاسی  / فرزاد وثوقی روزنامه نگار

احیای صنایع با تناقض‌های سیاسی

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

صنایع بسیاری با برخورداری از برندهای معتبر در کشور فعال بودند، اما اثری از آنان نیست و در نگاهی با تناقض‌های سیاسی در حوزه اقتصادی و خصوصاً اشتغال مواجه شده‌ایم. ضرورت ایجاد صنایع تبدیلی بر کسی پوشیده نیست، اما بی‌تفاوتی نسبت به ایجاد این دست از صنایع مهم واشتغال‌زا نیز بر کسی پوشیده نیست. پرواضح است که سرمایه‌گذاری در این بخش از عهده دولت خارج است، اما دولت آن‌قدر خود را در بخش‌های خرد و کلان اقتصادی آلوده امور اجرایی کرده که دیگر توان اعتماد به بخش‌های خصوصی و تعاون را ندارد.

صادرات خام محصولات کشاورزی همچنان ادامه دارد؛ آن‌طور که صادرات نفت خام در جریان است و دولت حاضر نیست از این اقتصاد تک‌محصولی دست بردارد. حتی در شرایط تحریم‌های شدید، دور زدن تحریم‌ها برای فروش نفت با واسطه‌گری کشورهای ثانویه به یک هنر تبدیل شده بود که مجری این سناریوهای کثیف امثال بابک‌ها بودند که همچنان پرونده‌های قضایی آنان در ابهام باقی مانده است.شاید به جرئت بتوان گفت که پول‌های فروش همین نفت‌های دور زده شده هم وارد کشور نشد؛ چراکه بانک‌های جهانی از واریز دلار و درهم به بانک‌های ایرانی به دلیل ماجرای برجام عاجز هستند.

در این راستا می‌توان به بدهی کلان دولت‌ها به سازمان‌ها و صندوق‌های بیمه‌ای و بازنشستگی اشاره نمود که حالا هر روز آهنگ ورشکستگی می‌زنند و تن نیمه‌جان بازنشستگان و مستمری‌بگیران را می‌لرزانند.

استقرار صنایع در ایران داستان تازه‌ای نیست؛ چراکه تا چهار دهه گذشته بسیاری صنایع در ایران مستقر و به برندهای جهانی تبدیل شده بودند، اما خواسته یا ناخواسته این صنایع تعطیل یا مصادره شدند و قابلیت‌های اصلی خود را از دست دادند؛ کارخانه‌های بزرگی مانند آزمایش که در استان فارس و شهرستان مرودشت قرار داشت و در شرایط فعلی نیز دارای زیرساخت‌های لازم برای سرمایه‌گذاری می‌باشد، اما اراده‌ای برای احیا به هزاران دلیل ندارند.

استان‌های بسیاری قابلیت تولید محصولات بومی خود را دارند، اما نیاز است تا صنایع تبدیلی در جوار آنان تأسیس شود تا از خام‌فروشی جلوگیری گردد. در هر صورت باید راه را برای سرمایه‌گذاران باز نمود؛ چراکه اقتصاد دولتی جز شکست و ناکامی چیزی به همراه نخواهد داشت و اگر دولت نخواهد تعاونی‌ها و بخش‌های خصوصی را وارد زمین بازی کند، به طور حتم بازنده نهایی خواهد بود.

هرچند در سال‌های اخیر دولت به شرکت‌های خصولتی میدان‌های بزرگی را واگذار کرد، اما این شرکت‌های نیمه‌دولتی باعث بروز پدیده فساد و اختلاس‌های میلیاردی شدند و دست آخر همان افرادی که ظاهری فریبنده داشتند، به ممالک اروپایی و آمریکایی مهاجرت کردند. دست‌درازی به صندوق‌های بیمه‌ای و بازنشستگی نیز از جمله همین دخالت‌های دولتی بود؛ وقتی دولت نماینده خود را در این صندوق‌ها مستقر کرد و آنان دست به خزانه مرکزی این صندوق‌ها زدند، حالا با اعلام اینکه ما ورشکسته هستیم، کل نظام بیمه‌ای و تعهدات آن را زیر سؤال برده‌اند.

شرکت‌های بیمه‌ای یا سازمان تأمین اجتماعی و بانک رفاه کارگران باید اسناد و مدارک لازم مبنی بر ورشکستگی خود را به نظام قضایی و کارشناسی کشور ارائه دهند؛ چراکه سازمان تأمین اجتماعی با برخورداری از شرکت‌های بزرگ سرمایه‌گذار نظیر شستا به هیچ عنوان نباید ورشکسته و درمانده باشد؛ مگر آنکه ذخایر آن به غارت رفته باشد.

در نظام بیمه‌ای بر اساس اعتماد طرفین و تعهدات قانونی شخص بیمه شده در طول حیات و فعالیت اقتصادی خود به عنوان یک شهروند مبلغی را به عنوان بهره‌مندی از حقوق درمان و بازنشستگی به این سازمان پرداخت می‌کند. همچنین برابر تعهدات سازمانی در صورت فوت بیمه‌پرداز یا فرد بازنشسته باید مقرری او به بازماندگان پرداخت شود.

اما حالا با طرح این موضوع که با افت جمعیت جوان مواجه شده‌ایم و موج سالمندی در راه است، از زیر بار پیمان‌نامه خود با ملت شانه خالی می‌کنند و در ظاهر خود را زیر قرض نشان می‌دهند.

در چنین شرایطی و انتشار فقر مطلق هم در بعد ملی و هم بین‌المللی، به نظر نمی‌رسد سرمایه‌گذاری وارد میدان بازی شود؛ چراکه امنیت سرمایه‌گذاری از هر زیرساختی مهم‌تر است که البته باید به بازتعریف این نوع زیرساخت پرداخت./// انتهای پیام 650 کلمه

گلخانه داری وشعار امنیت غذایی  / فرزاد وثوقی روزنامه نگار

گلخانه‌داری و شعار امنیت غذایی

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

واقعیت انکارناپذیری است که در سالیان گذشته از پرداختن به تأسیس هسته‌های شکل‌گیری گلخانه‌ها در ایران غافل بوده‌ایم و هیچ‌کدام از مدیران مگر مدیران گمنامی که اثری از فعالیت‌های آنان باقی نمانده، در این راه قدمی برنداشته‌اند و با تمام وجود به ایجاد رانت در صنعت کشاورزی کوشیده‌اند.

کشاورزی در ایران صنعتی وابسته به واردات است و اگر این رشته رانتی قطع شود یا در موارد و مقاطعی مسدود شود، کشاورز و کشاورزی یا همان علامت سؤال و تعجب امنیت غذایی به خطر خواهد افتاد. ما برای توسعه کشاورزی در ایران بهترین گزینه را داریم که آن عدم دخالت دولت در امر کشاورزان است.

هرچه دولت در سالیان گذشته تمایل به ایجاد سازمان جهاد کشاورزی یا منابع طبیعی یا سازمان محیط زیست و گسترش بی‌دلیل این نهادها داشته، در تخریب کشاورزی و حیات وحش و گونه‌های گیاهی مشارکت جدی داشته است.

نام این مشارکت را طمع می‌گذارم؛ چراکه هرکسی با بهره‌گیری از ابزار قدرت سیاسی واگذار شده از سوی دولت در تصاحب یا تخریب منابع طبیعی کوشیده است. درواقع وقتی مجریان قانون، حرمت قانون را نگه نمی‌دارند و عمداً به تخریب منابع طبیعی می‌پردازند، چه انتظاری می‌توان از خرده‌پا‌ها داشت؟

شاید دو دهه یا بیشتر از ماجرای ایجاد گلخانه‌ها در ایران می‌گذرد و دانشگاه‌های بزرگی در کشور در این مورد ابراز نظر کرده اند و مقالات علمی بی‌شماری در بعد ملی و بین‌المللی به رشته تحریر درآمده است؛ اما حالا باید دید وضعیت گلخانه و گلخانه‌داری در این کشور چگونه است.

بدون تعارف باید گفت حتی فرهنگ گلخانه‌داری در کنار کشاورزی آب‌بر تشریح و توسعه نیافته تا اینکه یک الگوی موفق داشته باشیم تا برخی کشاورزان سنتی اما دارای سرمایه لازم به آن اعتقاد پیدا کنند. سازمان جهاد کشاورزی یک دستگاه عظیم بودجه‌خوار است که حتی حساسیتی نسبت به امنیت غذایی کشور ندارد. سازمانی تحت تأثیر سیاست‌های چهار یا هشت‌ساله دولت‌ها که با آمد و رفت وزیران و وکیلان تغییر می‌یابد.

توجه به بومی‌گرایی یکی از نکات مهم در حوزه کشاورزی است؛ اینکه در کدام منطقه، کدام محصول باید کشت شود. اما تمام سیاست‌های کشاورزی ما در گمرکات کشور تعیین می‌شود. وارداتی که باید سروقت انجام و به کشاورزان بر اساس شعار امنیت غذایی تحویل شود، اما درگمرکات می‌ماند تا معاون اول با تبلیغات گسترده به سراغ آنان برود و باقی قضایا.

باید دید قانون به طور سیستماتیک و بدون حضور معاون اول یا شخص رئیس‌جمهور قابل اجرا نیست؟چرا باید مقام ارشد دولت به جای دریافت گزارش‌های مثبت از وزیران و استانداران شخصاً سفرهای استانی یا منطقه‌ای در بنادر و گلوگاه‌های واردات اقتصادی کشور داشته باشد؟ به طور قطع پشت این داستان، داستانی دیگر است که رئیس‌جمهور یا معاون اول سعی دارند با مشکلات خودساخته رأساً برخورد داشته باشند؛ هرچند این نوع برخورد از نوع اول بوده و چندان تأثیرگذار نیست.

مطالبات کشاورزان سروقت پرداخت نمی‌شود. انگار بذر و سم دفع آفات سروقت به مقاطع کشت نرسد. همان‌طور که کشت نیازمند تزریق سموم است تا بهره‌وری بالایی داشته باشد، عامل انسانی نیز نیازمند عهد به وفا و پرداخت‌های به موقع از سوی دولت جهادی و انقلابی است.

بدون سم، کشاورزی خواهد مرد و بدون پول کشاورزان؛ پس ما در حوزه عمل بسیار کم‌کاری کرده یا اصلاً کاری اجام نداده‌ایم؛ مگر سخنرانی‌های بی‌فایده و نصب نشان‌های عدم لیاقت بر سینه‌های مدیرانی که حالا کشور را با چالش‌های مهم اقتصادی مواجه نموده‌اند و این چالش‌ها را می‌توان در دوازده دوره ریاست جمهوری گذشته به گفته دولت سیزدهم مورد تأیید قرار داد؛ چراکه دولت سیزدهم معتقد است دولت‌های قبل عامل این گرفتاری‌های اقتصادی اجتماعی هستند و اگر گذشتگان مدیران فهیمی می‌بودند، این بار سنگین ورشکستگی را بر دوش این دولت نمی‌گذاشتند.

شاه‌کلید در حل بحران‌های بین‌المللی است. فرقی نمی‌کند زیر باران بمب از هواپیماهای خارجی باشیم یا زیر بار تورم و کاستی‌های شدید اقتصادی؛ چراکه در هر دو حال تلفات بسیار سنگین است و غیرقابل جبران.

حالا سرمایه‌های اجتماعی ریزش شدیدی داشته‌اند و بحران‌های فرهنگی به بحران‌های بزرگ‌تری از حوزه‌های سیاسی و اقتصادی تبدیل شده‌اند. در واقع مراکز جمعیتی ما دچار نوعی سردرگمی یا ازهم‌پاشیدگی فرهنگی و هویتی شده است. هرچند برخی سعی در انکار ماجرا دارند، اما اتخاذ سیاست‌های غلط و ادامه آن و نیز تأکید بر درستی آن به نوبه خود به یک بحران خودستایی بیهوده بدل شده است.////انتهای پیام 700 کلمه

( یادداشت های این وبلاگ بعضا در نشریات ملی و پایگاههای خبری درحال انتشارویا انتشار یافته است ) برداشت مطالب با هماهنگی

آتش نشان درجه ذوب و انجماد ،فرزادوثوقی روزنامه نگار

*آتش نشان*


فرزاد وثوقی روز نامه نگار

دهه هفتاد بود که آتش نشان برایم معنا شد.تا پیش از دهه هفتادتصورم از سازمان آتش نشانی ،تبعیدگاه نیروهای خسته و بدون تخصص شهرداری بود.


اما یک حادثه کل تصور من را دگرگون کرد.همان‌سالهای گذشته که تانکر حامل سوخت در بولوارابیوردی شیراز واژگون شده بودو برای تهیه خبر به محل رفتم.


جوانمردی بنام حسن دلگشا دریچه خروجی تانکر را با دست های خالی تاحدودی مسدود کرده بود .


خودنمایی در کار تیمی آنان نبود و قصد نداشتند تیتر یک روزنامه های صبح فردا شوند ، انگار شعری زیر لب زمزمه میشد ویامن اینگونه تصور میکردم اما حکایت ،حکایت عاشقی بود :
ما را ز سر بریده می ترسانی؟
ما گر ز سر بریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم


جناب دلگشا با دستان خالی جلوی خروجی تانکر واژگون را تا حدودی مسدود کرده بود. او به مسیری نگاه میکرد که قرار بود از طریق آن تانکری جایگزین با پمپ برقی وارد معرکه شود چرا که کار تخلیه با پمپ های دستی شاید غیرممکن،زمانبر و بحران آفرین بود.


دلگشا دریچه را محکم گرفته بود و قصد ترک میدان را نداشت .توانستم به واسطه همکاری یکی از نیروهای امنیتی حاضر در میدان که بعد ها همراه سردار ابوالفتحی فرمانده وقت انتظامی فارس در حادثه سقوط بالگرد به شهادت رسید به عمق میدان راه پیدا کنم .

سوخت باقدرت راه خروج را پیدا میکرد و دلگشا غرق در بنزین بود.لبخندی زد و من محو دستانش شدم ،پوست دستانش مانند گچ سفید شده بود. باید سردی وشایداحساس انجماد بنزین بر دستانم را تجربه میکردم تا بدانم دلگشا کیست؟



بعدها متوجه شدم زخم ها واثاری کهنه و قدیمی بر بدن دارد که چون مدال، گواه حضورش در مواجه با مرگ درمیدان های امداد و نجات بوده است.

نیروی انتظامی کل مسیر را مسدود کرده بود و بنزین راهی جدول کنار بولوار و سیلاب گونه به سمت میدان دانشجو حرکت میکرد.
کار مهار بنزین چند ساعتی طول کشید زمانی پرالتهاب که عقربه های ساعت به سختی وسنگینی برصفحه اش در حرکت بودند.


جناب دلگشا همچنان چون کوه مقابل فشار درب خروجی بنزین ایستاده بود و وقتی قصد کردم با دوربین آنالوگم چند تصویر ثبت کنم با تذکر جدی ایشان مواجه شدم.


محیط تشنه یک جرقه بود و تمام حواس فرمانده میدان متوجه ختم بحران بود.
آرام با لبخندی عجیب و امیدوار ،با حوصله و نگاهی تخصصی با بحران مواجه شده بودو قصد داشت داستان بدون ثبت تلفات ختم بخیر شود که البته شد.


آنروز متوجه شدم آتش نشانی تبعیدگاه نیروهای خسته شهرداری نیست،آنجا محفل عاشقانی است که بدون هیچ چشم داشتی جانبازی میکنند.
در محفل جانبازان، کنار هم قراردادن کلمات سخت ودشوار است.
افرادی که با قلب های مهربان به قلب آتش می زنند وگرمای وجودشان بر حرارت ذوب کننده فولاد غلبه می کند.


گاهی نیز شمع وجودشان درمواجهه با تند باد مرگ ،افسانه وار خاموش می شود.
افسانه های این ملک پر بلا، روزگارتان با شکوه.
اهتزاز پرچم تان برقله دماوندمستدام باد.

پروژهای عمرانی بزرگ وتحقیر شده   / فرزاد وثوقی روزنامه نگار

پروژهای عمرانی بزرگ وتحقیر شده

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

ماجرای غم انگیز پروژهای نیمه تمام عمرانی که گاها به ابر پروژهای زیر ساختی نیز مورد خطاب قرار می گیرند انحصاربه یک یا دو استان نداردوبه یک بیماری مزمن ملی تبدیل شده است که ناشی از عدم اراده مدیران ونمایندگان حوزه های انتخابیه در مجلس است. درواقع می توان این مطالبه جدی را متوجه مطالبه گرانی کرد که فراموش کرده اند نماینده ملت وخصوصا حوزه های انتخابیه خود هستند.

حالا به اسفند ماه 1402 فصل برگزاری انتخابات مجلس دوازدهم نزدیک می شویم وباید دید کارنامه نمایندگان ملت درمجلس ازچه نمره ای برخوردار است. باید دید مردم چه نمره ای به نمایندگان بهارستان نشین می دهند تا تشویق شوند ودوباره در انتخابات شرکت کنند. هر چند شگرد تهیه لیست های انتخاباتی پوشش بسیار مناسبی برای کم کاری های نمایندگانی است که به هر شکل راهی مجلس می شوند.

بنظرمی رسد فرودگاهها وترمینال های مسافری بهترین الگو برای ارایه نمره به کارنامه نمایندگان مجلس است. فرودگاههایی که در شهرهای بزرگ کشور واقع شده اند اما به آنچه شبیه نیستند فرودگاه است. اراضی قابل توجهی دراختیاراین سایت های بزرگ سرمایه گذاری قرار گرفته و شاید چهل سال است طعم فعالیت های عمرانی را نچشیده اند چرا که از ظاهر امر پیداست ، کسی دنبال کار توسعه فرودگاهها در کشور نبوده است. مرحوم رستم قاسمی وزیر پیشین راه وشهرسازی دولت سیزدهم درآخرین اظهارنظرخودقبل از فوت در خارج از کشور در مورد فرودگاه تهران گفته بود ، وقتی ازمبدا فرودگاههای خارجی وارد فرودگاه داخلی می شوم خجالت می کشم .

اراضی بسیاری درکشورفریزشده اند، یا تحت عنوان شهرک های صنعتی ، بافت های فرسوده دارای زیر ساخت شهری،محوطه های نظامی قرار گرفته در مرکز شهرهای بزرگ وکوچک ، بندرگاههای مهم واستراتژیک ویا اراضی بزرگ وقابل توجهی که پیش از سالهای انقلاب درایران کارخانه های صاحب برندی بوده اند و حالا در حصار تردید ها وتملک های بانکی قرار گرفته اند.

گویا روند سرمایه گذاری درایران به نقطه انجماد رسیده وکسی حاضر نیست ویا مورد دعوت قرار نمی گیرد ویا می آید وفراریش میدهند. اما هرچه هست سرمایه گذاری وایجاد اشتغال حتی در حوزه طبیعت گردی دچار مشکل بزرگی شده است.

استانهای دارای چهار فصل مانند فارس وسایر نقاط کشورمی توانند پذیرای گردشگرانی ازسراسرجهان باشند که متاسفانه موانعی بزرگ وتفکراتی عمیق مانع فعال شدن این صنعت عظیم وتاحدودی بدون نیازبه سرمایه گذاری کلان است.

تورق درآثارخبری به جا مانده ازگذرزمان ، حتی همین دیروز ما را به این واقعیت نزدیک میکند که دراستان همدان شهرستان کبودر آهنگ وسایر بخش ها ایجاد شهرک صنعتی حدود 20 سال دچار وقفه در ساخت شده است. نماینده مردم بهار و کبودر آهنگ در مجلس، چهارم مهر ماه در گفتگو با خبرگزاری خانه ملت دراین مورد ابراز امیدواری کرده است که روند موجود به سرانجام برسد.

در استان فارس نیز وضعیت پروژهای عمرانی به همین منوال است وهرپروژه بزرگ دارای قدمتی حدودچندین دهه است. راه می تواند بستر مناسبی برای توسعه اقتصادی باشد . درواقع این راه است که از طریق ریل آهن،اتصال به بنادر، آزادراهها ویا تونل های هوایی، اقتصاد ملل را به یکدیگرمتصل کند وبدون این زیر ساخت های عظیم در تبادل اقتصادی ناکام خواهیم ماند.

هرچند دنیا درتعامل با اقتصاد دیجیتال است اما دراین برهه هم دچار کاستی های عظیمی هستیم که همچنان برطرف نشده است و شرکت های دانش بنیان قادر نیستند به تنهایی مشکلات ومسایل خودرا حل وفصل نمایندو باید اعضایی ازطرف های دولتی را دردرون خود جای دهند .

شرکت های دانش بنیان به دو نوع دولتی و تجاری دسته بندی می شوند. در صورتی که دانشگاه مالک شرکت باشد و سهم آن بیش از ۵۰% باشد به این نوع از شرکت های دانش بنیان دولتی گفته می شود.اما اگر فقط اعضای هیئت علمی دانشگاه در شرکت عضو باشند و سهام آن ها کمتر از ۵۰% باشد این نوع را شرکت دانش بنیان تجاری می نامند.

در هر صورت دولت قصد ندارد پای خود را از میدان اقتصادی پس بکشد وناظر برروابط سالم اقتصادی اجتماعی باشد واگر کار به همین منوال بگذرد شاید اقتصاد آنطور که باید وشاید رشد نکند چرا که روند سرمایه گذاری دربستر خصوصی سازی شکل می گیرد. /// انتهای پیام 670 کلمه

عقب نشینی خزر از مرزهای انسانی  / فرزادوثوقی روزنامه نگار

عقب نشینی خزر از مرزهای انسانی

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

چه کسی باور می کرد دریای خزر با انسان ها قهر کند. چه کسی باور می کرد دریای خزر این نعمت خدادای را تامرز نیستی بکشانیم وپشت میزهای کنفرانس وزرای کشورهای متعهد کنوانسیون حفاظت از محیط زیست دریایی دریای خزردرشهر ژنو سوییس بنشیم و از اجرای بندهای مهم وحیاتی آن بگوییم که شاید 17 سال ازهشدارهای حیاتی آن گذشته است. حالا نجات خزردرگرو اقدام عاجل و هماهنگ هرپنج کشورحاشیه این دریاست.

بطور قطع مجاری واریز آب به این دریا دچار مشکل شده است، چرا که این منطقه جزو پر بارش ترین مناطق چه درایران وچه سایر کشورهای مجاورقرار دارد. در سنوات گذشته تالاب ها بطورمرموزی خشک شدند ویادرحال خشک شدن هستند وحالا نوبت به دریا ها رسیده واین امر نشان میدهد که ما انسانها محافظ خوبی برای محیط زیست نیستیم ویا شاید خودرا مالک آن میدانیم که به هر شکل ممکن با آن رفتارکنیم.

زمین درحال گرم شدن است و یخ های قطبی درحال آب شدن اما باید دید چه عاملی باعث این رخداد تلخ شده است. درخبرها بطور پیوسته ازگرم شدن زمین و تغییرات اقلیمی می گویند اما کسی درمورد علت آن به وضوح با مردم سخن نمی گوید. بطورحتم جنگل ها ،دریا ها وتالاب ها توسط ما انسانها پدیدارنگشته بلکه ما انسانها این مناطق بهشتی را کشف وبشدت درجهت تخریب آن گام برداشتیم .

سالهای سال است که اعتباراتی ملی وبین المللی جهت احیای محیط زیست وحفاظت ازآن اختصاص می یابد اما مسیراین اعتبارات به کجا ختم می شود خدا می داند ویا آن کسانیکه مسوول هزینه کرد آن هستند.

دربحث مهاجرت نیز با رویکردی چند جانبه مواجه شده ایم چرا که غیر از مبحث نخبگان خیلی ازافراد به شمال کشورمهاجرت کردند وخیلی ها به خیال دوراندیشی از ایران رفتند اما وگویا این بحران نابودگر دامنگیر بسیاری مناطق ایران وجهان است که عامل آن سیاست هایی است که آینده را نشانه گرفته است. آینده ای که شاید مرزهای بین المللی را حذف وتجمیع جمعیت باقی مانده قومیت ها را ،با لحاظ منابع محدود وموجود درنظرگرفته باشد.

دریای خزر منبع با ارزشی برای مردمی است که درمجاورت آن زندگی می‌کنند و میراث طبیعی مشترکی است که باید برای نسل‌های فعلی و آتی حفظ شود. کم‌توجهی به کیفیت محیط زیست دریای خزر، اقتصاد و معیشت جوامع حاشیه‌ای، این دریا را به مخاطره می‌اندازد. با حفظ محیط زیست این دریا، مردمان و جوامع ساحل‌نشین ازمنافع گوناگون آن بهره‌مند شده، فعالیت‌های اقتصادی درراستای رسیدن به توسعه پایداررا تقویت کرده و بین توسعه اقتصادی و حفاظت از محیط زیست دریای خزرتعادل برقرار خواهد شد.

با این وجود درراستای رسیدن به توسعه پایداردرمنطقه همچنان چالش‌های فراوانی پیش روی ما قرار دارد. گرچه تضمین آینده‌ای پایداربرای دریای خزرتا حد قابل قبولی توسط کنوانسیون تهران و پروتکل‌های الحاقی آن پوشش داده شده است اما تدوین برنامه اجرایی زمان‌بندی شده در راستای حسن اجرای کنوانسیون و پروتکل‌های الحاقی آن امری به مراتب ضروری‌تر و فوری‌تر است. از سوی دیگر، برخی مشکلات زیست محیطی جاری دریای خزرنیازمند اقدام عاجل وهماهنگ هرپنج کشورساحلی است.

از جمله موضوعات مهم دراین نقطه جغرافیایی کاهش سطح تراز آب دریای خزراست که علاوه برتأثیرات منفی بر کشتیرانی، بر معیشت مردم ساحل‌نشین نیز مؤثر بوده و اثرات منفی محیط زیستی آن نیز برزندگی آبزیان و پوشش گیاهی منحصر به فرد دریای خزربرکسی پوشیده نیست.

اکنون پس از حدود ۱۷ سال از لازم‌الاجرا شدن کنوانسیون تهران، درمرحله‌ای قرار داریم که رسیدن به اهداف آن درگرو اقدامات جدی است و وجود دبیرخانه ای منسجم و قوی درمنطقه می‌تواند بسترلازم برای این اقدامات را فراهم کند.

اینک نمایندگان سران کشورهای منطقه در ژنو پشت میزهایی نشسته اند که تصمیم گیری برای فردای زندگی را سخت وپروحشت می کند. این درحالی است که غیرازبحران آب برای ادامه حیات خاک وانسان ، انسانهایی هستند که همچنان هم جنگل ها وهم حیات وحش را تهدید می کنندوبه شکاردرمناطق شکارممنوع ویا صید درمناطق صید ممنوع ادامه میدهند.

حفظ محیط زیست به آموزش وپرورش نسلی نیازمند است که قدرت فهم این مهم را داشته باشد که متاسفانه نسل حاضر که مسوولیت پرورش نسل فردا را برعهده دارد از این فهم بی بهره است. بطور وضوح اراده ای برای شکل گیری فردای بهتر وجودندارد چرا که صرف بودجه های نظامی درصدرمهمات زندگی بشرقرارگرفته است وشاید روزی با انفجارهای اتمی این دنیا به عصریخبندان بازگردد. /// انتهای پیام 790 کلمه

بیابانهایی که بزرگتر می شوند/ فرزاد وثوقی

بیابانهایی که بزرگتر می شوند

فرزادوثوقی روزنامه نگار

تغییر اقلیم مسایل ومشکلات خاص خودرا دارد . با این اوصاف تغییرات بسیاری درزندگی کشاورزان ونیز مهاجرت پرندگان وسایر حیات وحش اتفاق خواهد افتاد ونیز برالگوی کوچ نیز بی تاثیر نخواهد بود. از طرفی مسیر های کوچ باید دستخوش تحولاتی بزرگ شود چرا که در سالیان گذشته دست درازی انسانها به خط سیر کوچ باعث شده عشایر کوچ رو از مسیر های اصلی خود منحرف وبا حوادث گوناگونی از جمله حوادث جاده ای وعدم دسترسی به چراگاههای مد نظر مواجه شوند.

اما دراین سیر باید بربی توجهی وعدم توان اجرای قانون توسط سازمان محیط زیست ،منابع طبیعی وهمچنین جهاد کشاورزی صحه گذاشت چرا که این سه دستگاه بزرگ اما بدون ضمانت اجرایی قادر نبودند مانع دست درازی سازمانها ونهادهای بی مسوولیت باشند.

حالا با بارش های پیش بینی شده امیدواریم شاهدغافلگیری مقامات ومسوولین شهری واستانی نباشیم و ضریب حوادث وتلفات را به حداقل ممکن برسانیم.

از طرفی باید برنامه های آبخوان داری وآبخیزداری با جدیت پیگیری شود تا آب هرز نرودومسیر های خود را حتی در سایر فصول بی آب وعلف نکند ونیز خاک را از ارزش های ذاتی خود دور نکند چرا که بی آبی باعث پدید آمدن بیابان وگسترش بیابان مستلزم صرف هزینه هایی است که دولت ها در چهل سال گذشته از پس تامین آن برنیامده اند.

این گوی این میدان، اغلب مدل‌های پیش‌بینی از پاییز و زمستان نرمال و پربارش خبر می‌دهد که انتظار داریم بارش‌های پاییزامسال زودتر از موعد شروع شود. دمای هوا در پاییز امسال خیلی خنک نیست و در حد نرمال است، اما تمام مدل‌های پیش‌بینی تا این لحظه از پاییز پربارش‌تر نسبت به پاییز سال گذشته و هم نسبت به دوره بلندمدت خبر می‌دهد.همچنین پیش بینی ها حکایت از آن دارد کهباید انتظار داشت بارش‌های پاییز امسال زودتر از موعد شروع شود. منظور از موعد نیز این است که هر منطقه‌ای زمان خاص خودش را برای دریافت باران دارد برای مثال اولین بارش‌های پاییزی از آذربایجان‌ شروع می‌شود که امسال در شمال غرب می‌تواند بارش‌های زودهنگام تری را نسبت به معمول پاییز دریافت کند.

آنچه از این اعلام ها برآمده حکایت از آن دارد که بارش ها در مناطق مختلف تفاوت دارد برای مثال در جنوب شرق و جنوب غرب دیرتر اما در نوار شمالی زودتر شروع خواهد شد، اما در سال‌های قبل هر زمانی بارش‌ها شروع شده است انتظار داریم در پاییز پیش رو زودتر باشد.

باید به این نکته توجه نمود که تغییر اقلیم باعث شده تعداد سال‌های خشک بیشتر شود اما به این معنا نیست که اصلاً سال‌تر نداشته باشیم سال خشک در کنار سال تر معنا پیدا می‌کند.

بدون برنامه بودن در زمینه مخاطرات گسترش بیابان ها در ایران مصیب بار است . بیابان­‌زایی در ایران عوارض و پیامدهای ناگوار متعددی را به‌دنبال داشته است که از مهمترین این پیامدها می­‌توان به وقوع سیل­‌های سهمگین و مخرب در کشور اشاره کرد، مهمترین پیامدهای بیابان­‌زایی، خشکسالی، سیل و فرسایش آبی و بادی خاک است و ما شاهد خشکسالی و سیل­‌های متعددی در کشور هستیم.سالانه حدود دو و نیم میلیارد تن از خاک تخریب و به‌صورت رسوب از سیستم خارج می‌شود. حدوداً 120 میلیون هکتار از مساحت یک ‌میلیون و 600هزار کیلومترمربعی ایران تحت تأثیر تخریب است؛ حدود 80 تا 90 میلیون هکتار تحت تأثیر فرسایش آبی و 24 میلیون هکتار تحت تأثیر فرسایش بادی است و دو و نیم میلیارد تن در سال خاک تخریب می­‌شود. در مناطق نیمه‌خشک بیشتر فرسایش بادی است؛ جایی که بارش بیش از 300 میلی‌متر است، مانند حوزۀ سفیدرود که استان­‌های زنجان، آذربایجان غربی، همدان و کردستان را در بر گرفته و سالانه 260 میلیون تن رسوب پشت سدهای ما قرار می­‌گیرد. در مورد فرسایش بادی و گردوغبار در مناطق خشک و نیمه‌خشک بیشتر دیده می­‌شود.

بدون محاسبه تورم ونیز برخورداری از علم وپژوهش های نوین خسارت ناشی از فرسایش خاک در ایران چیزی در حدود 10 میلیارد دلار تخمین زده شده است که از عمده‌ترین دلایل این فرسایش می­‌توان به بریدن بی‌قاعده، سنگین و درازمدت درخت‌ها و درختچه­‌ها، چرای طولانی و غیراصولی دام‌ها، امحای پوشش گیاهی از طریق آتش­‌سوزی­‌های عمدی و غیرعمدی و مکرر و نیز بهره­‌برداری شدید و ممتد از آبهای زیرزمینی اشاره کرد.

بیابان­‌زایی علاوه بر مشکلات زیست‌محیطی که به‌دنبال دارد، زمینه­‌ساز بحران­‌های اقتصادی و اجتماعی نیز هست. امروز بسیاری از روستاییان به‌خاطر مشکلات ناشی از بیابان‌زایی و گردوغبار، خانه و کاشانه و شغل خود را رها می‌کنند و با مهاجرت به شهرها، در حاشیۀ شهرها مستقر می­‌شوند و این مسئله زمینۀ بسیاری از ناهنجاری فرهنگی و اجتماعی مثل طلاق، اعتیاد، قاچاق و جرایم دیگر فراهم می‌شود، علاوه بر این بیابان­‌زایی مشکلات امنیتی برای کشور به‌دنبال دارد؛ به‌طوری که مناطقی که از سکنه خالی شده، محل استقرار قاچاقچیان شده است که این امر، نتیجه­‌ای جز ناامنی برای منطقه و کشور نخواهد داشت.

حالا ودر خاتمه این قلم باید انتظار داشته باشیم که دولت ومردم فکری بکر برای پایان دادن به این مصیبت بزرگ داشته باشند چرا که هر حوزه متکی به روش های علمی وپژوهشی خود است ودرنتیجه دارای علاج می باشد. /// انتهای پیام 830 کلمه

فرودگاه کهنه کلانشهر شیراز

فرودگاه کهنه کلانشهر شیراز

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

از اینکه فرودگاه شیراز درخور توجه وشایسته کلانشهر شیراز نیست باید اندوه فراوان خورد. امروز تنها نهادی که تاکید برکلانشهر بودن شیراز دارد شورای شهر وشهرداری شیراز است که آسفالت کاری و افزایش فصلی نرخ حمل ونقل درون شهری و دریافت افزایشی با مصوبه شورای شهربابت عوارض ، هنر جمع آوری زباله و رقابت با کودکان کار را از جمله دستاوردهای کلانشهری میداند که یک فرودگاه بین المللی دارای ترمینال پروازهای خارجی ونیز پارکینگ هواپیمایی استاندارد واز همه مهمتراعتباری برای انجام این کارها ندارد.

روزگاری که اقتصادیون فارس درمورد رقابت ترکیه با ایران وخصوصا فارس در بحث گردشگری وخروج سرمایه ها هشدار میدادند این هشدارها را در طبقه های سیاسی وتضعیف مدیریت ملی واستانی گذاشتندو با بی خیالی از کنار ابعاد توسعه ونیز ایجاد زیر ساخت های صنعت گردشگری گذشتند.حالا برابرآنچه استاندار فعلی فارس در باب ارزیابی مدیران توسط رسانه ها درخواست کرده باید گفت نمره مدیرکل فرودگاههای فارس که شاید تنها وظیفه پر ترافیکش خرید بلیط برای افراد سرشناس در وقت اضافه می باشد، منهای صفر است. هرچند مدیرکل فعلی فرودگاههای فارس میراث دار این واقعیت تلخ است، چرا که این افتضاح درکلانشهر شیرازتنها یک معنی دارد وآن بی تفاوتی مدیران ونمایندگان استان فارس نسبت به مقوله فرودگاهی چه درادوار گذشته وچه زمان حال بوده است.

فرودگاه شیراز را باید در شمار مناطق محروم وکم برخوردار ویا توسعه نیافته قرارداد. بافتی فرسوده که درحال ویرانی برسر اهالی آن است.حتما نباید در بافت قدیم وفرسوده ویا تاریخی فرهنگی شیراز به دنبال بی توجهی و فرسودگی وویرانی فرهنگی وفیزیکی گشت چرا که این افتضاح اقتصادی فرهنگی را در فرودگاه شیراز نیز می توان یافت. مصاحبه اخیر مدیر کل فرودگااهای فارس با خبرگزاری جمهوری اسلامی منطقه فارس به وضوح عمق مصیبت را حکایت می کند. مصیبتی که هیچ سرمایه گذاری حاضر به حضور ومشارکت درمراسم ترحیم این پروژه عمرانی امنیتی نیست.

حواشی همین فرودگاه قدیمی که عنوان بین المللی بودن در کلانشهر شیرازرا یدک می کشد حتی یک هتل دارای ظرفیت پذیرش گردشگران خارجی ویا روسای جمهور سایر کشورهای جهان ، وجود ندارد.همجواری با منطقه هوایی شیراز که منطقه ای نظامی ودراختیار نیروهای مسلح است باب گردشگری واصل سرمایه گذاری این نقطه را کور نموده است.

ازجمله بزرگترین دستاوردهای دولتی که می توانست عظمت اجرای طرح وبرنامه های مدیران ارشد ملی واستانی را حکایت کند توسعه فرودگاهی در استان پهناوروحاصلخیز فارس بود که البته این چرخ درگل گیر کرده است.بعد سالهای پیروزی انقلاب درایران با وجود کشمکش های دامنه دار سیاسی در داخل و بروز جنگ هشت ساله و استمرار جنگ اقتصاد وتحریم های شدید باید همین انتظار را نیز داشت که دیپلماسی سیاسی مبتنی برتنش با کل جهان از ایران ویرانه ای خواهد ساخت که بازسازی آن شاید به اتفاقات بین نسلی سپرده شود.

حالا اگر کارگاهی درحال تولیدفلان محصول وابسته به مواد اولیه خارجی است، به لطف حکم قضایی است که با ورود قضات ونه اقتصاددانان برجسته ونه دیپلماسی اقتصادی مبتنی برتنش زدایی رونق نسبی گرفته است. این احکام ثانویه نیز قطعا دارای اشکالاتی است که با فرض تعامل با طلبکاران صادر گردیده است وبطور قطع دارای مهلتی تاپایان دولت سیزدهم است وبا خاتمه این دولت وعدم توان دروفای به عهد منقضی خواهد شد.

آنطور که درخبرها آمده طرح توسعه وتجهیزفرودگاه بین المللی شیراز( شهیدآیت الله دستغیب) خصوصا بخش ترمینال بین المللی آن از سال 1393 مطرح ودرسال 1394 عملیاتی گردیده وبه دلیل واهی نبود اعتبارات که درآن زمان 120 میلیارد تومان برآورد شده درهمان سال متوقف می شود. دراین فرصت هشت ساله وبرآورد نرخ تورمی، اعتبارمورد نیاز این عملیات فی الحال به هزارو پانصد میلیارد تومان افزایش پیدا کرده است و دربازدید وزیر راه از این مجموعه دارای قدمت عنوان شده است که برای ادامه واتمام این پروژه نیمه تمام با 55 درصد پیشرفت نیازمند سرمایه گذار داخلی ویا خارجی هستیم.درواقع این بازدید اتلاف وقت وزیر وهمراهان بوده است چراکه وزارتخانه ای که پول ندارد ، کارهای خودرا حواله بخش خصوصی میدهد که اصولا اعتماد واعتقادی به سرمایه گذاری های کلان وزیر ساختی در فارس ندارند.

درواقع دولت همچنان پولی درجیب ندارد تا یک فرودگاه بین المللی ارز آورودرخورشان برای جنوب کشوراحداث کند واین فرودگاه به ستاره درخشان سواحل خلیج فارس وسایر کشورهای مجاور والبته سایر قاره ها تبدیل شود. سیگنالها برای جذب سرمایه گذاران درحالی صادر می شود که درعمل ضریب ریسک را کاهش نمی دهند. غیر چند کارگاه نه چندان بزرگ ومهم که با حکم قضایی از چنگ طلبکاران رهایی موقت یافته اما تحرک بزرگی درحوزه سرمایه گذاری وایجاد اشتغال وکسب درآمدهای ارزی ملاحظه نمی شود.

آنطور که اعلام شده استان فارس هشت فرودگاه درخورتوجه درموقعیت های شگفت انگیزدارد که می توان با کسب درآمدهای آن رونق جدی برای مردم فارس ونیز سایراستانهای غیربرخوردارایجاد کرد. اما ازهشت فرودگاه تنها فرودگاههای شیراز، لار، لامرد وجهرم فعال است ،هرچند وشاید تعداد پروازهای این چهار فرودگاه نیزآنقدر نباشد که چشم سرمایه گذاران را بگیرد.

بررسی ها نشان می دهد فرودگاهی در شهرستان فسا درحال خاک خوردن است. طی یازده دوره افرادی تحت عنوان نماینده از این شهرستان به مجلس شورای اسلامی رفته اند وهیچکدام یک آجر روی آجر فرودگاه شهرستان فسا نگذاشته اند هر چند مدیران کل وقت نیز توجهی به موضوع نداشته ومطالبه گری نکرده اند. استانداران وقت نیز گاهی نامی از توان فرودگاهی فسا به میان نیاورده اند وانگار پرونده این طرح مهم اقتصادی را به بایگانی فرستاده اند.

شهرستان فسا یکی از جمله شهرستانهای مهم وتولید کننده محصولات کشاورزی است که بطورحتم می تواند نقش پررنگی در توسعه صادرات داشته باشد و با ایجاد فرودگاه به بندر خشک تبدیل شود و راسا امر صادرات را از گمرک مستقل خود انجام دهد. در زرقان نیز یک فرودگاه وجود دارد که اگر اراده ای پشت آن بود می توانستند این فرودگاه آموزشی تفریحی را اصلاح وبه یک بستر مناسب برای صنعت گردشگری تبدیل کرد تا حداقل علاقمندان به رشته های هوایی جذب و بهره لازم راببرند. اما همانگونه که صنعت در زرقان رونقی ندارد، فرودگاهش نیز از خاطرمدیران ملی واستانی رفته است.

انگارتاکنون فرودگاه شمالی فارس که همچنان برای نامگذاری آن دچار مشکلات عدیده ای هستند، رخ نشان نداده است. شمال فارس که معدن تولید ثروت برای ایرانیان است و می توان به جرات گفت اگر اراده ای بود ، با همین توان صادرات غیر نفتی را خاتمه وبهشت سرمایه گذاران را احیا می کردیم اما جای تاسف دارد که اراده ای نداریم .

حالا اما حصارهای فیزیکی این فرودگاه در مقاطعی دچار خسارت ودرمقاطعی به دلیل فقدان زمین ، نصب نشده است. برای این فرودگاه شمالی نیز نیازمند سرمایه گذار داخلی وخارجی هستیم و البته با عقل وتجربه این قلم ویا سایر صاحب نظران جوردرنمی آید که این بستر اقتصادی مطمئن وکارسازوجود داشته باشد وداوطلبی نداشته باشد.مگر آنکه هرآنچه درمورد توان فارس شنیده ایم دروغ باشد.

در شهر شیراز که اخیرا نام کلانشهر را یدک می کشد نیز یک فرودگاه وجود دارد که خودمان اسرار داریم برند بین المللی بودن آنرا حفظ کنیم. آنطور که در گزارش ها آمده است این فرودگاه یک فرودگاه احتیاطی وکمکی برای پروازهای بین المللی مورد ارزیابی قرار گرفته است.

از ابتدای دهه 80 مطالعاتی برای توسعه آن انجام شده اما تا دهه 90 هم هیچ اتفاقی نیفتاده است. اسم رمز توقف این پروژه ، نبود اعتبارات دولتی ونبود سرمایه گذار است. این فرودگاه حتی پارکینگ استاندارد هواپیما ندارد ، اما ده شرکت هوایی شامل هفت شرکت خارجی وسه شرکت ایرانی درحال ارایه خدمات درحد متوسط هستند که البته ترمینال موجود این فرودگاه هم پاسخگوی این حجم اندک از جابجایی ها نیست.مرحوم رستم قاسمی وزیر وقت راه وقتی از سفرخارجی وارد فرودگاه تهران شده بودبه صراحت اعلام کرده بود که خجالت می کشم ، انگار از یک شهر بزرگ وارد یک روستا شده ام. واین تفکر وغصه بزرگ آخر اورا به کشتن داد.

درهر صورت آنطور که گفته شده دو سوله که دردوران جنگ برای انتقال مجروحین وپیکرمطهرشهدای دفاع مقدس احداث شده بود حالا به ترمینال تبدیل شده که البته بخش هایی از آن که سابقا بهسازی شده بود نشست کرده وباقی قضایا.

درکل وضعیت جاده ای فارس چندان مطلوب نیست هر چند مدیران اسبق ، سابق وفعلی اسرار دارند که نیم متر به متر درحال آسفالت ریزی و بهسازی ونصب تابلو هستند اما جاده های فارس را با خون می شویند. وضعیت راه آهن نیز تعریفی ندارد. صنعت هوایی نیز دچار انحصار ویا احتضار شده است. در هر صورت برای تهییه بلیط یک سفر مختصر وفوری ویا خانوادگی باید به حالت احتضار بیفتید تا شاید بلیطی تهیه شود.

فرودهای اضطراری پروازهای داخلی شگفت انگیز شده است و بیشتر از این بابت که خلبانان شجاع ایرانی چگونه این هواپیماهای دیزلی را به پرواز درمی آورند ومی نشانند؟در خطوط ریلی نیز گاها شاهد اتفاقات پر آسیبی هستیم وآنقدر آسیب در بخش حمل ونقل برون شهری داریم که وزیر سابق جناب رستم قاسمی نیز از فرط غصه جان به جان آفرین تسلیم نمودند.

حالا بایددید چه خواهد شد و سفرهای ریاست جمهوری به مقصد استان فارس چه دستاوردهایی ممکن است داشته باشد. آیا درانتهای مانورهای عمرانی واعتباری ، باید اختلاسگران را جمع کنیم ویا آبادگران را ارج نهیم ؟ امید وارم پایان این انتظار احتضار نباشد./// 1500 کلمه