تذکر تذکر

تذکر: یادداشت ها

وسرمقاله های این وبلاگ

بعضا درروزهای گذشته

در روزنامه های ملی واستانی

وپایگاههای خبری منتشر شده است

و امکان استفاده مجدد وجود نداردhttp://www.blogfa.com/images/smileys/24.gif

http://www.blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://www.blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://www.blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://www.blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://www.blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://www.blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://www.blogfa.com/images/smileys/24.gif

یادداشت روز 30 شهریور ماه 1402  فرزاد وثوقی روزنامه نگار

واریز دلسردی به جیب کشاورزان

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

واکاوی پرونده خرید تضمینی گندم چندان دلگرم کننده نیست.اگرهمین امروزهم پول کشاورزان بابت خرید تضمینی گندم پرداخت شود دیراست .دیر کرد درپرداخت این پول ها باعث سلب اعتماد کشاورزانی می شود که اعتقاد به پرداخت زکات دارند.

تیر ماه سالجاری خرید گندم از سوی دولت آغاز شد. گندم یکی از محصولات استراتژیک کشورمان است که کشاورزان برای بعمل آوردن آن با توجه به خشکسالی های پی درپی متحمل خسران وزحمات دوچندانی می شوندو این تلاش ها پاسخ مثبتی را درمقوله امنیت غذایی صادر می کند که البته باعث دلگرمی ملت می شود، اما دیر کرد در پرداخت پول این زحمتکشان باعث تاسف وبی اعتمادی است.این درحالی است که کشاورزان می توانند گندم های خود را به واسطه گران،گرانترازنرخ دولتی به فروش برسانند اما برای این قشراقتدارملی افتخار است وکشاورزان خودرا خادم ملت ومنافع ملی میدانند.

در 100 روز ابتدای سالجاری با تحویل ۵ میلیون و ۱۵ هزار تن گندم از کشاورزان این عدد نسبت به سال گذشته، یک میلیون و ۱۰۷ هزار تن افزایش داشته است. این بدان معناست که تلاشی سخت دراین جبهه رخ داده،اما انتظار کشاورزان درعدم پرداخت دولت باعث دلشادی وشیرین کامی آنان نشد وکاربه جایی رسیده که ازنمایندگان مجلس تا تشکل های صنفی به دولت هشدارداده اند پول کشاورزان را پرداخت کند.

قیمت گندم در سالجاری هرکیلو 15 هزار تومان اعلام شد که موردمخالفت کشاورزان قرارگرفت ودرپیام های خود خالص دریافتی از این بابت را 11 هزار تومان اعلام نمودند . این درحالی است که نرخ پیشنهادی کشاورزان هر کیلو 25 هزارتومان بوده است اما دولت تا پایان تیرماه افزایش نرخ را اعلام نکرد وازپرداخت همان میزان توافق با کشاورزان نیزپرهیزنمود!

دراین باره واکنش کشاورزان چندان زیبا ودلنشین نبوده چرا که گفته اند سال آینده گندم نخواهند کاشت وبه اموردیگری رجوع خواهند نمود. انگاردولت دراین وادی به فکرامنیت غذایی کشورنیست چرا که اگر پرداخت ها به موقع صورت می گرفت حداقل ها برای کشاورزان دراین بازار تورمی ممکن می گردید .

گندم محصولی استراتژیک در بخش امنیت غذایی جهان است و از این رو برای حمایت از گندم کاران دولت‌ها مبادرت به خرید تضمینی این محصول می‌کنند. این امر در ایران مستثنا نبوده و با تعیین قیمت گندم در ابتدای سال زراعی آن یعنی شهریورهرسال، محصولات ازسوی دولت خریداری و در بین خبازی‌ها و کارخانجات صنعتی فعال در حوزه تولید محصولاتی مانند کیک و بیسکویت، ماکارونی توزیع می‌شود. بخش اعظمی از گندم‌های خریداری شده نیز(۹ تا ۱۱ میلیون تن) دربخش پخت نان هزینه می‌شود و به دلیل یارانه بالای این بخش بارسنگینی بر دوش دولت‌ها تحمیل می گردد.

بررسی در پرونده خبری کشت گندم وخرید تضمینی دولت از کشاورزان مشخص می کند که استان‌های خوزستان با یک میلیون و ۷۱۵ هزار تن، فارس با ۸۰۸ هزار تن، گلستان با ۴۹۸ هزار تن، ایلام با ۲۹۰ هزار تن، خراسان رضوی با ۲۵۲ هزار تن، کرمان با ۲۴۱ هزار تن و کرمانشاه با ۱۶۶ هزار تن بیشترین مقدار خرید گندم را داشته‌اند. همچنین به ترتیب استان‌های فارس با ۴۱۱ هزار تن، خوزستان با ۳۶۰ هزار تن، ایلام با ۱۱۸ هزار تن، بوشهر با ۱۰۲ هزار تن، لرستان با ۸۴ هزار تن و کرمانشاه و کرمان هر یک با ۷۷ هزار تن، بالاترین میزان افزایش خرید را نسبت به مدت مشابه سال گذشته به خود اختصاص داده‌اند.

واکاوی در پرونده گندم حکایت از آن دارد که به ترتیب استان‌های بوشهرویزدهریک با بیش از ۵.۵ برابر، لرستان با بیش از ۲.۵ برابر، کهگیلویه و بویراحمد با حدود ۲.۵ برابر، فارس با بیش از ۲ برابروسیستان و بلوچستان با حدود ۲ برابر، بیشترین میزان رشد خرید را نسبت به بازه زمانی مشابه سال گذشته تجربه کرده‌اند.

تیرماه گذشته نیزرئیس بنیاد ملی گندمکاران دراین رابطه اعلام داشته که بنابربررسی های میدانی ازمزارع گندم پیش بینی می شود امسال تولید گندم به بالای ۱۲ میلیون تن برسد، اما برآورد دقیقی در خصوص میزان خرید تضمینی گندم نمی توان داشت چراکه نرخ خرید تابع اصلاح قیمت و پرداخت به موقع مطالبات گندمکاران است. همچنین با توجه به قیمت پایین خرید تضمینی گندم و ورود دلالان به عرصه خریدنقدی، شاهد قاچاق گندم به آن سوی مرزها وجایگزینی با خوراک دام هستیم که این امر تهدید جدی برای تولید این محصول استراتژیک محسوب می شود.

در مجموع با مطالعه ابعاد مختلف این پرونده که بطور مستقیم امنیت غذایی را نشانه رفته است، دولت دراین راه از ابزارهای کارشناسی درستی استفاده نکرده وبا خرید به قیمت های حداقلی وعدم وفای به عهد ،به موضوع قاچاق ویا احتکار گندم دامن می زد. هرچند دولت دراین زمینه به جای امید آفرینی، دلسردی را به جیب کشاورزان واریزمی کند. /// انتهای پیام 800 کلمه

یادداشت روز 29 مرداد ماه 1402  /// فرزاد وثوقی روزنامه نگار

سیلاب ها را هرزآب نکنیم

فرزادوثوقی روزنامه نگار

واقعیت این است که کشاورزی درایران دیگر قادر نخواهد بود نقش درآمدهای ارزی سرشاروحتی نیازهای غذایی را بازی کند. در سالهای گذشته قصد داشتند کشاورزان رابرای کشت فراسرزمینی به سایر کشورهای توانمند بفرستند وآنان تجارب وایده های بزرگ خودرا همراه مسیر کاشت ، داشت وبرداشت درسرزمین های مورد توافق کنند.اما خبری دراین رابطه منتشر نشد و معلوم نیست که کشاورزان ایرانی برای تولید محصولات خود به کشورهای هدف مهاجرت موقت کردندیا خیر؟

با وضعیت فعلی آب درایران که هر چه بیشتردرآن کاوش می کنیم بیشتربه هراس می افتیم ، گمانه زنی برای ادامه کشت محال است.هر چند دولت همچنان برطبل تولید محصولات کشاورزی می کوبد اما کشت گلخانه ای نیزآنچنانکه باید وشاید درفرهنگ کشاورزی ایران جانیفتاده است.

کشاورزی درایران اسیرلایه سخت سنت ها وباورهاست. کشاورزان دربسیاری مناطق اعتقاد دارندباید آب فراهم شود وآنان چون گذشته به کشت محصولات محلی خود ادامه دهند، اما این تصوراشتباه راه ویرانی منابع آبی را درپی خواهدداشت.

متاسفانه با کشاورزان به درستی صحبت نمی شود ومسوولان مربوطه اصل داستان وهشدارهای جدی را با افراد بازگو نمی کنند چرا که کشاورزی ما تا حدودی به امنیت داخلی بستگی دارد وپیشتازی درانتشاراخباربیکاری ،ممکن است مخاطرات بسیاری را به همراه داشته باشد.

در استان پهناور وبزرگی مانند کهگیلویه و بویراحمد ، آب درحال هدرروی است و نماینده عالی دولت دراین استان بزرگ وگردشگر پذیردرموارد بسیاری هشدارهای لازم را ارایه کرده است اما با وضعیت فعلی اینگونه بنظرمی رسد کسی به فکر ذخیره آب نیست.

با نگاهی به پرونده خبری این استان، تذکر پیرامون این مهم به کرات عنوان شده است تا آنجا که استاندار فعلی کهگیلویه و بویراحمد اعلام داشته در شهر یاسوج ۵۷ درصد هدر روی آب وجود دارد ! هرچند عنوان می شود ازمحل سفر اول هیات دولت مبلغی برای رفع مشکل آب یاسوج اختصاص یافته اما توجه به آماروگزارش های به روزمی تواند درتحقق این مهم یاری گررسانه ها در پیگیری پرونده آب باشد.

آنگونه که عنوان شده یاسوج نیازمند دو مخزن ۲۰ هزار مترمکعبی است، چرا که منابع چاه ها تامین کننده آب شهر یاسوج نیستند وباید ازسد تنگ سرخ آب پایدار تهیه شود. هرچند خط انتقال آب ازسد تنگ سرخ برای شهریاسوج به طول ۳۵ کیلومترپیش بینی شده است اما این پروژه بایددراولویت وزارت نیرو قرار بگیرد،اولویتی که نه درسالهای گذشته ونه امسال درمورد آن خبری نسبت به اقدام به عمل مشاهده نشده است.

ازطرفی صنایع نیازمند آب ودربعد دیگر نیازمند انرژی هستند که ما از آن به عنوان زیر ساخت های تولید وسرمایه گذاری یاد می کنیم. بازی با این کلمات آنقدر تکراری وخسته کننده شده که رسانه ها گاها با بی حوصله گی به آن می پردازند، چرا که باید حداقل در پنج دهه گذشته یک اقدام ویا یک قدم برای مهارخشکسالی برداشته می شد اما انگارهمه ایران را رها کرده اند تا خشک شود.

درچنین شرایطی نمی توان روی منابع آب شرب برای صنایع حساب کرد چرا که آبرسانی در شرایط موجود با تنش همراه شده است. اما به میزان مصرف خانگی درشهرهای بزرگ وکوچک باید تصفیه خانه های بزرگی احداث شود تا پساب را به سمت صنایع وکشاورزی هدایت کند.

ما در چند بعد کاری دچار مشکل وتوقف اجرای طرح وبرنامه های آب وخاک هستیم بطورمثال دراستان کهگیلویه و بویراحمد برای احداث وتجهیزتصفیه خانه شهر یاسوج مشکل موتورهای پمپاژ، هنوز حل وفصل نشده است و مقامات استانی اعتقاد دارند وزارت نیروباید برای حل مشکل این پروژه ورود کند. ویا برای انتقال آب با مشکل وموانع میراثی مسیراتصال دست به گریبان هستند.

درخاتمه تنها می توان امید داشت مدیران ارشد ومیانی کشورفکری به حال روان آبها وسیلاب های فصلی کنند تا بیش ازاین آب هرزنرود. احداث مخازن بزرگ وکوچک درمسیرسیلاب ها دراستانهای درمعرض خطرآبگرفتگی واجرای طرح وبرنامه های آبخیزداری وآبخوانداری می تواند بهترین روش برای این امرمهم باشد. /// انتهای پیام 630کلمه

تذکر برای عزیزان

تذکر: یادداشت ها وسرمقاله های این وبلاگ

بعضا درروزهای گذشته

در روزنامه های ملی واستانی

وپایگاههای خبری منتشر شده است

و امکان استفاده مجدد وجود نداردhttp://www.blogfa.com/images/smileys/24.gif

http://www.blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://www.blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://www.blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://www.blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://www.blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://www.blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://www.blogfa.com/images/smileys/24.gif

یادداشت روز 25 مرداد ماه 1402  فرزادوثوقی روزنامه نگار

بزنگاه مهاجرت معکوس

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

ازاهالی آبادی هایی که حالا به خرابه تبدیل شده اند نمی توان انتظار بازگشت داشت ،چرا که در بافت های فرسوده شهری نیز امکان بازگشت اهالی وجودندارد و حالا بناهای فرسوده بهانه ای برای ویرانی بناهای تاریخی شده اند. یکی از ناگوارترین تصمیمات حاکمیتی دربعد اقتصادی،فرهنگی دادن امتیازویژه به تولیدکنندگان وقشرمولد روستایی وجدایی آنان ازروش های سنتی تولید وانتقال سینه به سینه آن ونیزمکمل سازی علم درکنار این تجریبات ارزنده وپدران خبره بود.

وقتی همه تشویق به مهاجرت به شهرهای بزرگ شدند تا ازامتیازات مناطق محروم برای تحصیل بهره مند گردند باید تعهدی به بازگشت آنان به روستاها ومناطق محروم وکم برخورداراخذ می شد. با این روش علم درکنارتجربه قرارمی گرفت،اماومتاسفانه دراین زمینه فاقد برنامه بودیم!

ایجاد خانه های بهداشت با حضور پزشکان بومی و تجهیزو توسعه آنها با امکانات روزپزشکی را می توان یک حرکت جهادی بزرگ برشمرد. حتی ایجاد خانه های مهندس در مناطق روستایی می توانست دانش را با تجربه پدری آمیخته کندتا شاهد مقاوم سازی اصولی خانه های روستایی به همت خود مردم وهمراهی تسهیلات دولتی باشیم. دراین رابطه روستاهای آباد ودارای امکانات ویژه هیچگاه خالی از سکنه نمی شدند اما ما تمام تلاش خود را برای تشویق روستاییان مولد به مهاجرت به شهرهای بزرگ وتبدیل انان به مصرف کنندگان بزرگ به انجام رساندیم .

در خصوص کشاورزی نیز وضعیت به همین منوال گذشت چرا که مهندسان وحتی تحصیل کردگان ما تا مقطع دکترا می توانستند یادگاروسنت کشاورزی را به سمت الگوهای مصرف بهینه هدایت نماید که دراین مسیرپدران با همراهی فرزندان خودکه میراث داربعدی املاک کشاورزی بودند قدم های موثرتری درحوزه کشاورزی علمی وگذراز سنت های پر هزینه برمی داشتند.

در بعد دامداری نیز به همین منوال می توانستیم عمل کنیم و پزشکان وکارشناسان ارشد حوزه دامپروری را با سبقه روستایی به زادگاه خود دلالت کنیم تا بهترین روش های پرورش ، نگهداری وتولید محصولات ونیز ارزآوری را به ظهور برسانند.

در هرصورت امکان اجرای این مهم اتفاق نیفتادوحالا فرزندان روستایی ماکه دارای تحصیلات آموزش عالی هستند بیشتردرادارات وسازمان های دولتی استخدام ومشغول فعالیت هستند واین روند به مهاجرت والدین آنان به شهرهای بزرگ نیز ختم گردیده است.

درچنین شرایطی که هم خاک وهم بقایای آب را تنها وبدون متولی گذاشتیم نباید انتظارمهاجرت معکوس به ویرانه های مانده از گذر تاریخ را داشته باشیم چرا که بعضا ، خانواده های روستایی املاک خودرا فروخته ودیگر امکان بازگشت وجود نداردو باید درانتظار آن بود تا روزی که املاک روستایی نیز مشمول تغییر کاربرهای عجیب شوند. البته خوشبینانه ترین وضعیت تبدیل به باغشهر شدن آنان است تا حداقل دوباره این مناطق روی آبادی را ببینند.

درنگاهی دیگر وبررسی پرونده مهاجرت می توان گفت،اولین و مهمترین چالش راهبردی که نه تنها زندگی روستائیان بلکه زندگی شهرنشینان را نیز در سالهای اخیر تحت الشعاع خود قرار داده است، معضل کمبود منابع آب است. از آنجا که جمعیت روستایی ما اغلب به کشاورزی و دامپروری اشتغال داشته اند، بروز پدیده خشکسالی و تنش آبی مهمترین تهدید محیطی است که باعث از بین رفتن ظرفیتهای تولیدی ومهاجرت به شهرها بوده است. هر چند می توانستیم با اجرای برنامه های به هنگام از این روند فرسایشی جلو گیری کنیم.

اجرای طرح وبرنامه های آبخیزداری وآبخوان داری از جمله این اموربود وحتی با احیای قنوات می توانستیم تولید کنندگان اصلی را تشویق به ماندن کنیم اما ما تولید کنندگان اصلی را که ظرفیت های طبیعی در اختیارشان بود را تنها گذاشتیم تا تنها درتنگناهای ایجاد شده با زادگاه خود خداحافظی کنند.

بررسی پرونده مهاجرت نشان میدهد که حکمرانی مطلوب در زمینه توسعه پایدار شهری و روستایی در گرو توجه ویژه به ظرفیتهای هر شهرستان از جمله اقلیم، جمعیت شناسی، زیرساخت های ارتباطی و صنعتی و تولیدات هر بخش و اتخاذ راهبردها و سیاستهای صحیح و سنجیده به منظور تأمین منابع مورد نیاز و برنامه ریزی کلان و هم افزایی اقدامات مؤثر در جهت بهبود معیشت و رفاه اقشار مختلف اجتماعی است. در این راستا به منظور بررسی راهکارهای توسعه شهری و روستایی درهرشهرستان با تأکید بر ضرورت تشویق و هدایت شهروندان به مهاجرت معکوس به روستاها، باید به چالشها و ظرفیتهای موجود پرداخته شود و سپس راهکارهای سیاستی در این زمینه تشریح شود. بدیهی است مهار روند رشد مهاجرت از روستاها به شهرها مستلزم شناسایی عوامل تشدید کننده این پدیده و جذب سرمایه و امکانات لازم در جهت کنترل این پدیده است.

باید پذیرفت که روستاهای ما علاوه بر اینکه توان کشاورزی ودامداری خود را از دست داده اند اما ظرفیت های دیگر خود ازجمله گردشگری مطلوب را همچنان دراختیارداشته ودارند. متاسفانه ما در کشورمان با فلسفه گردشگری وارزآوری این صنعت بزرگ آشنایی نداریم چرا که بسیاری از گردشگران خارجی درسفر به ممالک تاریخی وکهن مانند ایران، درجستجوی سنت ها وآداب آن ملت وپرداختن به تصورات ناشی از تبلیغات فرهنگی این ملک در کشور مبدا هستند. در واقع آنان به هنگام ورود به مقصد انتظاراتی دارند که با اسکان درهتل های لوکس همخوانی ندارد.

گردشگرانی که به کویرایران سفرمی کنند درجستجوی آسمان پرستاره هستند نه هتل پنج ستاره . اما ما ایرانیان در تصورات غلط خود اینگونه می پنداریم که مسافران خارجی نیازمند تجملات بیش از حد واندازه هستند.غافل از اینکه آنان بعضا با کوله پشتی به سفر می آیند تا با چمدان های پرلباس.

در هرصورت نمی توان این مسئله بزرگ را نادیده گرفت، چرا که راهبردهای ما درجهت حفظ آب وخاک وحراست ازمنابع تولید با عدم اسراف وتئوری صرفه جویی درمنابع همراه نبوده است. /// انتهای پیام 860کلمه

تذکر: یادداشت ها وسرمقاله های این وبلاگ

بعضا درروزهای گذشته در روزنامه های ملی واستانی

وپایگاههای خبری منتشر شده است و امکان استفاده مجدد وجود ندارد

یادداشت روز 22 مرداد ماه 1402  فرزاد وثوقی روزنامه نگار

*سقوط ریال، جاذبه دلار*

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

وقتی از رسانه ها خواسته می‌شود امید آفرینی کنند بدان معناست که صاحبان رسانه ونه روزنامه نگاران، مداح مدیران باشند.


باید دید هر مدیر چندمیلیارد همت سهم آورده برای تصدی پست واز طرفی حفظ وحواله منافع به بالاسری ها داشته ودارد که نیازمند خیال پردازی از وضعیت معیشتی ملت است.

وقتی پست فروشی ویا پست خواری درکنار زمین خواری، باغ خواری، کوه خواری، دریا خواری قرار می‌گیرد و مقایسه میشود، امیدآفرینی چیزی شبیه به یک تراژدی است.

حالا باید دید در حوزه اقتصادی و تاثیرگذاری آن برحوزه فرهنگی اجتماعی چگونه می توان امید آفرینی کرد.وقتی آدرس امید را حواله کوچه بن بست داده اند.

مثلا انتشاروتکرار وعده کاهش تورم بیشتر به یک جوک ودر مقابل نقد و نگفتن از آن وعدم مطالبه گری شبیه به یک جرم دوسویه است. این جوک وجرم چندان با هم سازگاری ندارد وقتی اسکناس ایرانی حجیم وارزش آن فشرده است.



باخت در حوزه اقتصادی نیازی به گفتن ندارد چرا که مشهود است.

یادداشت روز 18 مرداد ماه 1402 / فرزادوثوقی  روزنامه نگار

آب در 2050

فرزادوثوقی روزنامه نگار

هشدارها برای تجدید نظردرمصارف آب چندان جدی بنظر نمی آید.سازمان های مربوطه بصورت جدی وشفاف در مورد بحران وتنش های آبی با مردم وخصوصا کشاورزان سخن نمی گویند وانگار تعارفی در کاراست.

موضوع عدم کشت در داخل کشورتاحدودی امنیتی بنظر می رسد که به همان تعارفات نزدیک است. درتمامی سالهای گذشته با کشاورزان صریح وبی پرده سخن گفته نشده است.برنامه ریزی دراین رابطه نیازمند پیش بینی است که در کشورمان کمتر اتفاق می افتد واهل سیاست کمتر در حوزه پیش بینی وپیشگیری ورود می کنند.

تاسف انگیز است که سیاست در کشورهای درحال توسعه ویا کمتر توسعه یافته که قبلا بنام کشورهای عقب نگهداشته شده معروف بودنددر تمامی امور پیش دستی دارد. گاهی وشاید بنام مصلحت ممانعت از برخی کارها بنظر نرسد که در مورد مصرف آب می توان اشاره کاملی برآن داشت.

ما درمورد صرفه جویی در مصرف آب هیچ اقدام جدی نداشته ایم.در فصول گرم سال که شاید دو ماه یا سه ماه باشد عموما شاهد قطعی آب ویا جیره بندی آن در مناطق مختلف کشور وشهرها وروستا ها هستیم.

یکی از بحران های پیش رو تمرکز جمعیت است که عملا برنامه ها به سمت تمرکز زدایی درحال حرکت است. دولت ها تمرکز زدایی در شهرهای بزرگ وکوچک را بنام مهاجرت معکوس مورد اشاره قرار میدهند ، اما باید دید مهاجرت معکوس در چه شرایطی اتفاق خواهد افتاد واین پرسش که چرا مهاجرت از روستاهای مولد به شهرهای غیرمولد اتفاق افتاده است؟

مهاجرت زمانی آغاز شد که زندگی در روستاهای مولد پایان یافت.درواقع روستاییان مولد به این نتیجه قطعی رسیدند که آبی برای خاک وخاکی برای کشت وجود ندارد.با نبود این دو عنصر اصلی ، مرگ اشتغال وتامین معیشت اتفاق افتادو مردم روستایی چاره ای جز رها سازی زادگاه نداشتند.

درگذشته های دور حتی آب انبارها به داد مردم میرسید ویا قنات ها با حفظ حرمت برداشت ، امور روستاییان را می گذراند، اما اینک با گسترده شدند وبرخورداری از امکانات برداشت آب برای کشاورزی ، منابع آبی در اعماق زمین به کلی از بین رفته است. چاههای آبی برداشت هر روز عمیق تر ودسترسی به آب های ژرف که منطقه ممنوعه برداشت است در حال اتفاق است.

وقتی خاک توان خودرا در جذب آب از دست بدهد، باران های شدید به سیلاب تبدیل می شوند وما هیچ برنامه ای برای هدایت سیلاب ها ، حداقل به منابع زیرزمینی کشور نداریم. سالیانه حجم سیلاب های مخرب افزایش می یابد و نظاره گری ما نیز بیشتر می شود.

دراین بحران باید عالمانه اندیشه کرد. حتی از بودجه های غیر ضرور در سایر بخش ها صرف نظر کرد و برای ادامه زندگی باید به سمت راهکارهای نگهداشت آب پیش رفت. اگر ما درایران از پنجاه سال پیش برنامه محور بودیم وبرای نگهداشت وحفظ آب تلاش کرده بودیم با این بحران های شدید امروزی روبرو نمی شدیم هر چند تذکر برمبنای محدودیت های آبی در همان پنج دهه گذشته مطرح اما ماجرا جویی های سیاسی مانع پرداختن به اولویت های معیشتی وحیاتی گردید.

تالاب های بسیاری در کشورخشک شد، حتی زاینده رود در استان اصفهان نیز سالهاست طعم خشکی را چشیده است. زاینده رودی که مظهر آبادانی وطراوت یک استان واستانهای همجوار بود.

درر گزارش بانک جهانی اشاره شده است که آب یکی از حیاتی‌ترین عناصر لازم برای تولید محصولات کشاورزی است و به طور طبیعی نقش مهمی در تأمین امنیت غذایی جهان ایفا می‌کند، چرا که چیزی حدود ۲۰ درصد از کل زمین‌های زیر کشت جهان، آبی هستند و بیش از ۴۰ درصد از کل مواد غذایی تولید شده در سراسر جهان از این طریق تأمین می‌شود.

نقش موثر آب در بخش کشاورزی از یک سو و از سوی دیگر اقبال کشاورزان برای تولید محصول کشاورزی به صورت کشت آبی در حالی است که جهان به واسطه عواملی مانند رشد شدید جمعیت، افزایش شهرنشینی و نیز تغییرات آب و هوایی از این محل در معرض تهدید‌های جدی قرار دارد.

بر اساس آمار و اطلاعات رسمی پیش‌بینی می‌شود که در آینده نزدیک رقابت بر سر حفظ و تأمین آب پایدار در نقاط مختلف جهان افزایش یابد و این موضوع تأثیر ویژه‌ای بر روی تولیدات بخش کشاورزی داشته باشد، چرا که برآورد‌ها نشان می‌دهد تا سال ۲۰۵۰ میلادی جمعیت جهان به بیش از ۱۰ میلیارد نفر خواهد رسید و در چنین شرایطی تأمین نیاز‌های اولیه این حجم از جمعیت به ویژه در حوزه نیاز‌های اولیه مانند غذا به مراتب مشکل خواهد شد.

این وضعیت در حالی است که پیش‌بینی می‌شود به واسطه نوآوری‌های جدید، تولید غذا‌های پیچیده‌تر و نیز افزایش درآمد در کشورهای درحال توسعه میزان تولیدات کشاورزی تا سال ۲۰۵۰ تا ۷۰ درصد افزایش یاید که این موضوع نیز به نوعی بیانگر افزایش نیاز به منابع آبی بیشتر است.

حال برآورد می‌شود تقاضای مصرف آب نه فقط در بخش کشاورزی بلکه در همه بخش‌های دیگر که نیازمند به تخصیص آب هستند، دست کم ۲۵ تا ۴۰ درصد به ویژه در مناطقی از جهان که دارای تنش آبی هستند افزایش یابد و به واسطه اینکه هم اکنون بخش زیادی از آب شیرین ،به طور متوسط جهانی ۷۰ درصد، درکشاورزی مصرف می‌شود، پیش بینی می‌شود تخصیص مجدد آب به بخش‌های دیگر مانند صنعت و شرب صورت بگیرد./// انتهای پیام 850 کلمه

یادداشت روز 17 مرداد ماه 1402 / فرزاد وثوقی روزنامه نگار

زمین تشنه است وخاک غمگین

فرزادوثوقی روزنامه نگار

این روزها زمین تشنه است وخاک غمگین. این روزها خبرهای نگران کننده ای از وضعیت آب وخاک کشورمان دریافت می کنیم . آب خروشان شده وعصیانگرچون سیلاب در حرکت است وبا شتاب از دسترس خارج می شود و زمین قدرت جذب ندارد و خاک را در تشنگی نگه می دارد.

خاک که تشنه شودقهرمی کند وازکشاورزان که درخط مقدم تولید درانتظاربه ثمرنشستن فعالیت های خود هستند فاصله می گیرد. آنچه مسلم است کشاورزان نمی توانند از کشت دست بکشند وبا نگاهی به آسمان در انتظارلحظه بارش وبه پیوست آن زمان برداشت خواهند نشست. الیی ، امید کشاورزان را ناامید مکن چرا که انسانها در حکمرانی خود با بی خردی و عدم بهره گیری از دانش روز و ممانعت از سنت ها وتجارب کشاورزان در حال صدمه به امنیت غذایی دراین سرزمین هستند. باید پذیرفت درسرزمین سوخته ، سکنایی باقی نخواهد ماند.

تجربه نشان می دهد که درکشورهای حاشیه خلیج فارس با تدابیراندیشیده شده ، در سرزمینی داغ وبی آب وعلف اما بهترین امکانات برای فعالیت های تولیدی و انتقال آب درجریان است. هر چند آنان در انتقال آب می کوشند اما مدیران ما در نگهداشت آب کارنامه موفقی ندارندو همچنان از کنار سیلاب های خروشان علی رغم تشنگی خاک می گذرند وبحران های جاری را به فرصت های باقی تبدیل نمی کنند.

با نگاهی به پژوهش های صورت گرفته ونقطه نظرات متخصصین امرسیل و خشکسالی دو روی یک سکه اند که بصورت متوالی و بعضا" حتی بصورت توامان، مناطق مختلف کشور ما را متاثر می سازند و در ابعاد گسترده حیات اقتصادی و اجتماعی مناطق و زندگی مردم را تحت تاثیر قرار می دهد. به اعتقاد آنان، آبخوانداری یکی از اولویت های اصلی کشور در مدیریت بارش، ارتقای بهره وری نزولات آسمانی، پیشگیری از تشدید سیل و خسارات آن، بهره گیری از فرصت سیلاب و پایداری آب محسوب می گردد که در صورت توسعه در کشور قادر است سالانه بیش از ۴۰ میلیارد مترمکعب آب در دل زمین ذخیره نماید.

اجرای طرح های آبخوانداری و آبخیزداری، کنترل اضافه برداشت از آب های زیرزمینی، افزایش بهره وری آب، توسعه آب اندوز، افزایش آگاهی های عمومی و مشارکت بهره برداران از جمله راهکارهای نجات آب در کشور به شمار می روند که بصورت مکمل هم در صورت توجه به آنها می توان به آینده کشور امیدوار ماند.

لذا تا فرصت محدود باقی است، باید اقدام کرد. تصویب طرح های آبخوانداری و پخش سیلاب بر عرصه آبخوان های کشور و سرمایه گذاری لازم در این حوزه، از جمله اقدامات ضروری برای امروز و فردای کشورعزیزمان است.

ارزیابی ها نشان می دهد، هر هکتار آبخوانداری حداقل ۱۰۰۰ مترمکعب و هر هکتار آبخیزداری ۵۳۰ مترمکعب در سال آب به زمین نفوذ می دهد. از مجموع عرصه های طبیعی نفوذپذیر کشور، ۲۲ میلیون هکتار نهشته کواترنر و ۹ میلیون هکتار آن را مخروط های افکنه تشکیل می دهند که آبرفت های درشت دانه آن از نفوذپذیری بسیار بالا و ظرفیت تغذیه و ذخیره آب قابل ملاحظه ای برخوردار هستند. در این میان ۱۱.۲ میلیون هکتار عرصه های مستعد مشرف به دشت های بحرانی است که ظرفیت و اولویت اجرای طرح آبخوانداری و پخش سیلاب بر عرصه آبخوان های کشور است.

سرزمین تشنه ایران که در سالهای اخیر شاهد گذر حجم عظیم سیلاب بر پهنه خود در مدت کوتاه و تداوم خشکی طولانی مدت پس از آن است، دارای ۶۳ میلیون هکتار اراضی کاملا نفوذ پذیربا آبخوان های خالی درزیرزمین می باشد، بیش از هر چیز دیگر به نفوذ باران و سیلاب به درون زمین نیازمند است.

موضوع مهمی که رسالت ذاتی آبخوانداری است و تقویت ذخیره "آب سبز" در خاک و "آب آبی" در آبخوان چاه ها، چشمه ها و قنوات از نتایج آن می باشد. احیای قنوات خشک شده که بعضا" طی دهه های گذشته بی آب بودند و افزایش آبدهی قنوات در حوزه های تحت پوشش طرح های آبخیزداری و آبخوانداری طی سالهای اخیر از جمله اثربخشی مثبت اینگونه طرح های حیاتی و زیربنایی است. در نهایت کلام باید به این موضوع اندیشید که مسوولان امر حتی در سخت ترین شرایط اقتصادی واعتباری به موضوع آبخیزداری وآبخوانداری توجه جدی نمایند ، موضوعی که بنظر می رسد تاحدودی نگران کننده است. /// انتهای پیام 700 کلمه

یادداشت روز 17 مرداد ماه 1402/  فرزاد وثوقی روزنامه نگار

اهمیت آبخیزداری

فرزادوثوقی روزنامه نگار

نگهداشت آب یکی از ضروری ترین فعالیت ها در حکمرانی موجود منابع است. بدون آب مرزها نیز درهم خواهد شکست و بحران های جدی پیش روی بشرخواهد بود . دراین بین توجه به آبخیز داری یک ضرورت جدی است که با توجه به منابع محدود موجود می توان به آن پرداخت .

منظر گاه آبخیزداری را هر چند می توان درعلم امروز گنجاند اما این روش درسطوح بومی درگذشته نیز بصورت تجربی مورد استفاده محدود قرارمی گرفته است. آبخیز واحدی هیدرولوژیک است که به عنوان واحد فیزیکی, بیولوژیکی, سیاسی, اجتماعی و اقتصادی برای طراحی ومدیریت منابع طبیعی شامل آب, خاک, پوشش گیاهی پذیرفته شده است.

به عبارت دیگر آبخیز منطقه ای توپوگرافی است که توسط یک سیستم رودخانه زهکشی میشود.آبخیزداری عبارت است از فرآیند تنظیم و اجرای اقدامات مناسب به منظور اداره منابع موجود در آبخیز, باکسب منافع, بدون آسیب رساندن به موجودیت این منابع.

هدف مدیریت منابع آبخیز عبارت است ازتحت کنترل درآوردن عملیات کشاورزی, دامپروری, ساختمان سازی, راهسازی,قطع درختان وبه طور کلی هرگونه عملی چه مفید وچه مضر, چه مثبت وچه منفی, ارزیابی آنها وتوجه به وضعیت آبخیز براساس خصوصیات زمین شناسی, خاک شناسی, پوشش گیاهی, اقلیم شناسی, هیدرولوژی وارائه رهنمودها وپیشنهادها جهت اجرا و مدیریت صحیح در مورد همه عوامل طبیعی وزیستی هر اکوسیستم در واحدهای طبیعی خاص واعمال مدیریت بر روی عواملی که در توزیع آب وکیفیت هیدرولوژیکی تاثیر دارند, تا به صورت مطلوب وعلمی, خاک حوضه آبخیز از فرسایش حفظ گردد.


آبخیزداری الهی ترین نگاه به طبیعت است وآبخیزدار را میتوان پزشک طبیعت نامید. یک آبخیزدار خوب با بررسی دقیق ومطالعه علمی حوضه آبخیز, به تعبیری دردهای یک حوضه را شناخته, ودرجهت درمان آن برنامه ریزی میکند.آبخیزداری با نگاهی خدا گونه عرصه طبیعت را برای زیست و بهره برداری انسان مهیا میکند.شاید این تعابیر کمی اغراق آمیز به نظر برسد, اما میشود تمام علوم راهدیه ای از جانب خدا برای حکومت بر کره خاک دانست. اگر ما با این دید به علوم نگاه کنیم, هرگز آنها را در راه نابودی نوع بشر به کار نخواهیم بست.

در کشور ما مناطق بسیاری مورد مطالعه قرا گرفته‌اند که برای آنها امکان تهیه طرح‌های تولید اشتغال و ثروت به‌طور حتم وجود دارد. طرح‌هایی که منجر به رونق تولید و ثروت خواهند شد؛ اگر امکانش فراهم شود شاید مفید باشد.

درمنابع مهم وشاخص علمی آمده است که طی سال‌های گذشته با شناسایی 14 میلیون هکتار آبرفت در سردشت‌ها که ظرفیت پخش سیلاب و تغذیه سفره‌های زیرزمینی پایین دست را داشتند، شناسایی شدند؛ که با مسئولیت وزارت جهاد 37 ایستگاه پخش سیلاب ایجاد شد. افق نهایی، وسعت عرصه‌های پخش به مساحت 200 هزار هکتار بودو نهایتاً 63 هزار هکتار آن پس از انجام مطالعات دقیق علمی به اجرا در آمد.

اطلاعات منتشره نشان میدهد که بر اساس تقسیمات مرکز مطالعات منابع آب، عرصه حوضه‌های آبخیز کشور شامل شش ابرحوضه برابر با مساحت کل کشور است که هر یک از این حوضه‌ها خود به حوضه‌های کوچک و تا چندین رده نیز کوچک‌تر تقسیم می‌شوند. این شش ابر حوضه شامل حوضه آبخیز دریای خزر، حوضه آبخیز خلیج فارس و دریای عمان، حوضه آبخیز دریاچه ارومیه، حوضه آبخیز فلات مرکزی، حوضه آبخیز مرزی شرق و حوضه آبخیز قره‌قوم می‌شوند.

همچنین باید به این نکته اشاره نمود که بر اساس تقسیمات آبخیزداری، عرصه حوضه‌های آبخیزداری حدود ۱۲۵ میلیون هکتار از مساحت کشور را در بر می‌گیرد که این ۱۲۵ میلیون هکتار نیازمند اجرای عملیات آبخیزداری است. براساس آمار رسمی موجود تاکنون مطالعه و اجرای طرح‌های آبخیزداری و آبخوانداری در حدود ۳۰ میلیون هکتار یعنی ۲۰ درصد از حوضه‌های آبخیز کشور و در استان‌های مختلف با نسبت‌های متفاوتی انجام شده است.

ذکر این نکته نیز در خاتمه لازم است که هرچند آبخیزداری همواره به‌عنوان یکی از مهم‌ترین و موثرترین راه‌های مدیریت منابع آب، عبور از خشکسالی و مدیریت و ‌پیشگیری از مخاطراتی چون سیل و فرونشست زمین مطرح می‌شود که متاسفانه به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته و به آن ‌پرداخته نشده است. آبخیزداری همواره یکی از بخش‌های مهمی است که با مشکل تامین اعتبارات مواجه است اما لازم است که دولت و مجلس با توجه بیشتری به این موضوع، زمینه را برای اجرای عملیات آبخیزداری در تمام حوضه‌های آبخیز کشور فراهم کنند./// انتهای پیام 620 کلمه

یادداشت روز 16 مرداد ماه 1402 / فرزادوثوقی روزنامه نگار

ضرورت کشاورزی مدرن

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

کشاورزی مدرن با تهیه بیشتر مواد غذایی، بهبود کیفیت آن و دسترسی آن به اکثریت مردم، ثبات سیاسی جهانی را افزایش می دهد. توسعه یک سیستم تجاری مبتنی بر قوانین قوی در بهبود توزیع مواد غذایی و افزایش دسترسی در مناطق با کمبود مواد غذایی می باشد.

توسعه کشاورزی و گذار آن از روند سنتی به مدرن بدون ایجاد تحولاتی بنیادین در این حوزه ممکن نیست. گسترش زیرساخت های فناورانه در بطن کهن ‌ترین تمدن کشاورزی جهان یعنی ایران، یکی از مهمترین اولویت هایی است که در اکثر مواقع از سوی مسئولین کشور بدون توجه و برنامه ریزی باقی مانده است.

وقتی نگاهی به گذشته می اندازیم و توسعه کشاورزی در کشورهای توسعه یافته را می بینیم به یک نکته حائز اهمیت بر می خوریم، کشورهای توسعه یافته زمانی که می خواستند بین صنعت و کشاورزی به یک گزینه اولویت بدهند، اولویت اصلی را به کشاورزی دادند این درحالی است که در کشورهای در حال توسعه عموما بحث کشاورزی رها شده است و همچنان قشر کشاورز و دامدار جزء دورترین اقشار به فناوری اطلاعات می باشند.

حال باید نگاهی فراگیر وجهان شمول داشته باشیم ، بیشتر مردم جهان به دلیل کشاورزی مدرن بیشتر و بهتر غذا می خورند. تولید همچنان به طور مداوم باعث بهبود رژیم های غذایی می شود و این نشان دهنده افزایش در دسترس بودن همه غذاها، تنوع رژیم ها و دسترسی به محصولات غذایی با پروتئین بالا است. این باعث افزایش بهره وری نیروی کار می شود و به طور کلی از پیشرفت و رشد انسان پشتیبانی می کند.

گرسنگی و سوء تغذیه فعلی که به حدود یک میلیارد نفر می رسد، نشان دهنده سیاست های ضعیف، بهره وری پایین و درآمد کم است. عدم استفاده از فن آوری های جدید برای پیشبرد بهره وری در مزرعه و در سراسر سیستم غذایی به سادگی مسبب تمامی این مشکلات می­تواند باشد.

تا حد بسیار زیادی، مشکلات فعلی ناامنی غذایی منعکس کننده سیاست های بد، زیرساخت های ضعیف و بهره وری اقتصادی پایین در کشورهایی است که کمبود فیزیکی غذا و یا کمبود ظرفیت تولید مواد غذایی وجود دارد.

گرسنگی وسوء تغذیه قابل توجهی در جهان قطعا بدتر از این خواهد شد اگر سیستمهای کشاورزی رشد نکنند و توسعه نیابند.

پرسش ها درباره اینکه چرا کشاورزی مهم است وجود دارد، زیرا کشاورزی مربوط به تولید مواد غذایی است و مواد غذایی نیاز اولیه بشر برای رشد و بقا و پایه و اساس سلامت جسمی و انرژی انسان است، که این­ها مؤلفه های اصلی همه فعالیتهای مهم انسانی هستند.

افزایش بهره ‌وری کشاورزی، فقر و نابرابری، وجود منابع طبیعی، تغییرات آب ‌و هوایی و تشدید خطرهای طبیعی، لزوم ایجاد نظام غذایی باثبات، بهبود فرصت ‌های کسب درآمد در مناطق روستایی، ایجاد شرایط مقاوم در مقابل بحران‌ ها، درگیری ‌ها و بلایای طبیعی؛ جلوگیری از تهدید‌های در حال رشد فرامرزی نظام غذایی و کشاورزی، و در نهایت دستیابی به مدیریت کارآی ملی و بین ‌المللی، چالشهای عمده ای است که آینده کشاورزی جهان با آنها روبرو بوده و نیازمند راهکارهای فناورانه است.

باید به این اجماع رسید که منابع کره زمین محدود است و این سیاره روز به روز فشار بیشتری را از سمت انسان‌ها تحمل می‌کند. آب شیرین در حال کم شدن است و شاید تا چندین سال آینده اولین سفرهای فضایی به مریخ آغاز شود. اما این‌ها نمی‌تواند مانع تکامل انسان و تلاش او برای پیشرفت و ایجاد زندگی بهتر روی این کره خاکی شود. این اتفاق به لطف علم امکان‌پذیر است.

باید با این امید که علم با ورود به بخش های کشاورزی در مناطق مستعد کشت بتواند کیماگری کند روزگار گذراند ومنابع اندک آب را بصورتی استفاده نمود که نیاز های حداکثری را پاسخگو باشد. /// انتهای پیام 620 کلمه

یادداشت روز  8 مرداد ماه 1042 /  فرزاد وثوقی روزنامه نگار

پازل خیرین وقطعه مفقود شده

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

با ورود خیرین به عرصه های آموزشی وپرورشی آن هم با هیجانات دولتی در خصوصی سازی با نام مستعار خیرین، بتدریج جا برای فعالیت های غیر دولتی باز شد و حالا مدرسه ای که با نیت واقف باید دانش آموزان را رایگان ثبت نام کند حکم کیمیا یافته است. شاید والبته مدارس خیریه بیشتردر مناطق خوش آب وهوا احداث می شوند مگر در موارد استثنا که گویا مدیر وموسس هتل چمران دراقدامی نوین قرار بود مدرسه ای در جنوبی ترین نقطه شیرازواقع درمحله تاریخی شیخ علی چوپان آن هم با آخرین تکنولوژی وامکانات روز دنیا بسازد وتحویل ناحیه سه آموزش وپرورش شیراز بدهد.

پایین یا بالای شهر چندان مهم نیست ، مهم درخواستی است که سرمایه گذار از بخش دولتی خصوصا درگیرودارگمرکات برای واردات کالاهای دارای مالیات ویا عوارض سنگین دارد و دولت متولی آن می شود تا سرمایه دار را به خیر تبدیل کند که البته این عمل حکم کیمیا گری دارد وباید به شرط عمل به وعده به دولت تبریک گفت.

در حوزه بهداشت ودرمان نیز کار به همین منوال است . بیمارستانهای خیر ساز قادر به ارایه خدمات رایگان به بیماران ناتوان نیستند. خدمات پزشکی وخرید دارو آنقدر گران شده است که حتی بیمه ها نیز عهد شکنی کرده اند با وساطت بیمه های تکمیلی شاید دراوقات چند ماهه بتوان نوبتی گرفت و پیش ازمرگ ویزیت شد ویا تحت عمل جراحی قرار گرفت .

پرسش اینجاست که سازمان اوقاف وامور خیریه متولی اصلی واقفین است یا هر کسی ویا سازمانی می تواند متولی امور خیرین شود. چه شد حوزه خیر به حوزه تقاضا متصل شد و نیت واقف چرخشی آهسته وپیوسته ونا محسوس یافت .

دراین باره اخبار ضعیفی منتشر شده است. اخباری دال براینکه امور خیرین در حوزه اقتصادی تسهیل شود که یکی از این تسهیلات مصونیت واردات است.

حالا برخی خیرین آنچه دولت نتوانسته بسازد را می سازند والبته باید تجهیز آنرا برعهده بگیرند.این درحالی است که دولت حتی زحمت استخدام معلم را نیز به خود نمی دهد و مدارس را با قانون لنگ کارگری به مدیران منتخب واگذار می کند.قرار دادها عموما ساعتی ودرایام تابستان وتعطیلات چیزی دست معلم پاره وقت را نمی گیرد.

در پایان خرداد ماه هر سال صف معلمان روز مزدجلوی پیشخوان کارگزاری های تامین اجتماعی دراز می شود چرا که این گروه که ازآنان خواسته شده مزد ساعتی بگیرند و انسان تربیت کنند حالا باید بیمه خویش فرما پاس کنند تا سابقه آنان درسیستم کارگری تامین اجتماعی باقی بماند . هر چند استخدام ساعتی دراین مدارس به معنای بیمه پانزده روزه است و معلم درچنین شرایطی با مزد اندک قادر به تولید انسان با محتوای آنچه مورد نظراست نیست ونخواهد بود.

آموزش وپرورش در خصوصی سازی پیشتازترین حوزه است. وقتی فرهنگ یک ملت از دست حاکمیت دوربیفتد، جامعه به سمتی خواهد رفت که بجای استخدام معلم باید پلیس استخدام کرد، چرا که پرورش در بخش قمار پرریسک والبته بازمانده از تحصیل بسیاری دارد.

یادداشت روز 7 مرداد ماه 1402 / فرزاد وثوقی  روزنامه نگار

سرمایه گذاران سرمایه دار به فارس بیایند تا درایجاد مولد های برق ناکام نمانند

سفر به فارس، بدون حاصل

فارس دراسارت بیماری مزمن بیکاری وتقاضای روز افزون تسهیلات برای تولید!

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

چرایی اختصاص ویا جذب حداقلی اعتبارات در فارس سوال برانگیز است.در روزهای گذشته ابراهیم عزیزی نماینده شیراز وزرقان در نشست شورای برنامه ریزی وتوزیع اعتبارات فرمانداری این شهر از حداقلی بودن بودجه اختصاص یافته به استان فارس دردوراول سفررییس جمهورگلایه کرده است وازمدیران اجرایی خواسته حداقل ، اعتبارات حداقلی را جذب کنند!

اینکه چرا به فارس اعتبار حداقلی می دهند ویا چرا مدیران اجرایی استان قادر نیستند همین اعتبارات حداقلی را جذب کنند یک سوال بزرگ است والبته نماینده شیراز وزرقان تاحدودی به این پرسش درهمان نشست پاسخ داده وعامل اصلی ناکارآمدی را تنگ نظری برخی مدیران دولتی دانسته است.

اگر به گذشته نه چندان دور یعنی زمان رقابت های انتخاباتی مجلس یازدهم ویا ریاست جمهوری سیزدهم نگاهی داشته باشیم درخواهیم یافت در این فرصت حدودا چهارساله برای مجلس ودوساله برای ریاست جمهوری همین عوامل را به عنوان ناکارآمدی وعدم توسعه ملی واستانی مورد توجه قرار میدادندوگاها این بی توجهی درامر توسعه را به خیانت کابینه گذشته نیز تعبیر می کردند.

درواقع ما دچارتنگ نظری وغیر فعال بودن مدیران دولتی هستیم که به هر بهانه درارودگاه اصلاح طلبان واصولگرایان حاضر نیستند چرخ اقتصاد وعمران به گردش درآید.بطور مثال هرچند برای ساخت مسکن مهر وملی سهم آورده متقاضایان وجود داشت والبته وشاید تسهیلاتی نیز درکار بود اما همچنان درگیر پروژهای ضعیف مهر وملی هستیم که چاره سازدرد بزرگ ملت نشده است .

گاها به این باور میرسیم که اراده ای برای انجام کارها وجود ندارد!هر چند رهبرمعظم انقلاب سالهاست درنامگذاری ها، اقتصاد ومعیشت ورفع موانع تولید واشتغال را به مدیران ارشد ومیانی وایضا نمایندگان مجلس یادآورمی شوند، اما حرکتی از این قشرمتوجه امور نمی شود!

اینکه ابر پروژهای عمرانی در فارس ویا شهر شیراز سرمایه های چندین هزار میلیارد تومانی را طلب می کندواقعیتی است که سالیان سال است برآن تاکید می شود اما درعمل اتفاق خاصی نیفتاده وانگار نخواهد افتاد.

اصولگرایان پس از توفیق درانتخابات مجلس ودولت وچینش کابینه وادامه شعار های انقلابی گری تنها دستاوری که داشته اند ، وارد نمودن اتهام به دولت ودولت های گذشته است. صنعت برق کشور همچنان تحت فشار درمصرف دوماهه تابستانی است، درواقع این صنعت فرسوده قادرنیست برق پایداررا تولید ودر شبکه توزیع قرار دهد.

فرمول بسیار جالب وحیرت انگیز سالجاری تعطیلی ادارات ومراکز مهم تولیدی وخدماتی بود. ادارات ومراکز مهمی نیز که با یک دوم ظرفیت کار کردند قبض های نجومی دریافت نمودند و آنچه درخبرها شاهد بودیم توانیربرق بسیاری ازادارات پر مصرف وبدهکاردولتی را درشهرهای مهم کشور قطع نمود.

در زمستان نیزمشکل گازهویداست. افت فشار براثر مصرف خانگی وصنعتی باعث می شود تا به جهت حفظ آرامش مصرف کنندگان خانگی، گاز صنایع وبرخی مراکز مهم تولیدی قطع ویا جیره بندی شود. هرچند شرکت گاز مدعی است که تا دورافتاده ترین مناطق ایران را گاز رسانی کرده است وکشورروی منابع بزرگ گاز سفره ای ناتمام پهن کرده ، اما ناکارآمدی وعدم توجه مدیران مربوطه به زیر ساخت های تولید ومصرف خانگی آشکار وغیر قابل کتمان است.

نتیجه این اقدامات نسنجیده که درحوزه آب بیش ازهر نقطه دیگری خودنمایی می کند به همان موضوع ترک فعل ویا تعمدی بودن ناکامی ها اشاره دارد.نبود زیرساخت های بایسته وشایسته در کشور خصوصا مناطق صنعتی وبلا تکلیفی سرمایه گذاران ، علامت سوال بزرگی در ذهن ایجاد می کند که شبکه نفوذ را به واقعیتی غیر قابل انکار مبدل می سازد، شبکه ای که با فعالیت هدفمند خود در سالیان گذشته نفس اقتصاد، معیشت وارتباطات بین المللی را گرفته است.

هرچند نمی توان به ماجرای نخ نمای برجام اشاره ای داشت چرا که غیرممکن است بتوان سیاست های مبهم 1394 را درسال 1402 مورد بازبینی وهم در مرحله اجرا قرار داد.اصولا کشدار شدن مذاکرات فرضی خود به یک علامت سوال تبدیل شده است.

حال باید دید دراین فرصت چهاردهه کشور تا چه میزان پس رفت وکشورهای حاشیه خلیج فارس تا چه میزان پیشرفت داشته اند.ایران حتی در حوزه صنعت گردشگری که زیر ساخت های طبیعی آن آماده ونیازی به سرمایه گذاری دولتی ومصوبات دست وپا گیرمجلس نداشت توفیقی نداشته وندارد، درواقع گردشگری درمحاق قرار گرفته وهمچنان بلاتکلیف است. گردشگری که ارزآوری بسیاری دارد وتریبون داران مدام درمورد آن سخن می گویند.

درکل باید تکلیف اعتبارات عمرانی وسایر بخش های استان فارس مشخص شود. البته که دولت قصد ندارد از محل درآمدهای ذکر شده در قانون، اعتباری به زیر ساخت ها و پروژهای بزرگ وکوچک اختصاص دهد. ورود سرمایه گذاران خارجی نیز درهاله ای از ابهام باقی مانده است چرا که همان داستان تحریم های اقتصادی همچنان ساری وجاری است.

از طرفی مدیران دولتی حاکم براقتصاد هیچ نبوغی برای بهتر شدن مشکلات ندارند. حتی در امور فرهنگی مدیریت داستان به گونه ای است که شرایط کشور را به سمت التهاب می کشانند. با این تفاصیل می توان ادعا نمود هم حوزه معیشت وهم حوزه فرهنگ دچاریک سیاست بازی عجیب وشاید قابل پیش بینی شده باشیم.

آنچه مسلم است با این اوصاف سرمایه گذاری نخواهد آمد، مهاجرت جوانان وحتی میانسالان ادامه خواهد داشت چرا که اشتغالی وجود ندارد.مدیران ارشد ومیانی با ایجاد یاس وناامیدی از ادغام وفروپاشی صندوق های بازنشستگی خبرمی دهند وگناه این بی تدبیری وعدم زایش سرمایه دراختیار را برگردن ملت و فراموشی فرزندآوری انداخته اند.

حال آنکه ازدواج وفرزندآوری بستری مطمئن خارج از شعارهای غیر قابل اجرا و خاتمه اختلاس های چند هزار میلیاردی صندوق های سرمایه گذاری وبیمه ای می خواهد که متاسفانه میلی به خاتمه آن نیست.در چنین شرایطی تنها پیشنهاد موجود خاتمه تنگ نظری وتخریب فرهنگی اقتصادی ایران است. /// انتهای پیام 920 کلمه