پلیس آمد، دولت نه /به قلم فرزاد وثوقی روزنامه نگار

☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️

*پلیس آمد،دولت نه*
فرزاد وثوقی روزنامه نگار
رشد تورم و کسادی کسب و کار و بی توجهی حاکمیت به معیشت ملت،باعث واکنش های از سمت بازار و مردم شد.
واکنش هایی که باید پیوست پاسخگویی و بهبود شرایط را به دنبال می‌داشت اما بطور غیر منتظره، مطالبات مطالبه گران با صف نیروهای ضد شورش مواجه شد. پر واضح است که مواجهه نیروهای ضد شورش با جمعیت های مطالبه گر از کدام جنس است.

☘️در واقع صف آرایی نیروهای ضد شورش در مقابل مطالبات اقتصادی ملت به منزله پذیرش شورش مردمی از سوی حاکمیت قلمداد می شود و انگار حاکمیت میلی به شنیدن صدای مطالبه گران ندارد و هر مطالبه ای را شورش فرض می کند.
☘️این در حالی است که انگار نظام اقتصادی کشور بدون متولی است و در کمال ناباوری وزیر اقتصاد و دارایی عزل شده دولت چهاردهم دریک واکنش عجولانه به سمت رییس بانک مرکزی دولت چهاردهم منصوب می شود!
پذیرش این موضوع که غیر از این چند نفر ،کسی را به دورهمی حاکمیتی راه نمی‌دهند ما به این سمت و سو‌ می کشاند که قرار نیست امور اصلاح شود و مسایل به نفع ملت تغییر کند.
☘️حالا خیابان های بدون تریبون به میدان نابرابری رویارویی مطالبه گران و عوامل ضد شورش تبدیل شده در صورتیکه صلاح در آن بود که هیات حاکمه تجدید نظری در روابط بین‌المللی و ملی در ابعاد سیاسی اقتصادی میکرد.
☘️اما لشکر کشی خیابانی آن روی سکه نابرابری از سوی کسانی است که با مصرف بنزین 80هزار تومانی ثابت کردند زور دست کیست.

🌺

انفجار اطلاعات/به قلم فرزاد وثوقی روزنامه نگار

☘️☘️☘️☘️☘️☘️

*انفجار اطلاعات*
فرزاد وثوقی روزنامه نگار
---------------------------------
درست در موقعیت انفجار اطلاعات قرار داریم که حتی اگر شبکه های اجتماعی وجود نداشتند و یا فیلتر شده بودند ،مرتکبین به هر روش ممکن این اطلاعات را بدست ملت می رساندند.
☘️انواع اختلاس ها،توقف عمدی ورود مواد اولیه و کالای اساسی به کشور به بهانه نبود ارز،افشای حقوق و دستمزدهای نجومی بعضی مقامات، پیش فرض ها در مورد روند بودجه آتی و محرومیت ملت از درآمدهای حاصله ارزی ویا تخصیص های میلیاردی به دوایر ، سازمانها و نهادهای غیر ضرور ،افزایش ناکارآمد حقوق کارگران و کارمند در مقابل تورم پیش بینی شده و کاهش ارزش پول ملی و شاید صدها بحران شدید اقتصادی اجتماعی که به عنوان عناصر ناامیدی در بوق قرار می‌گیرند ،محصول و نتیجه یک حرکت سازمان یافته در کشور است که در انتهای ماجرا ،عاقبت مان را ختم به خیر نخواهد کرد.
☘️افرادی که در حال چپاول ثروت کشور و انتقال آن به خارج هستند بدانند،مصادره اموال نامشروع منحصر به درون خاک و مرزهای کشور نیست و بطور حتم این اتفاق ممکن است در هر کجای جهان برای آنان بیفتد.
☘️داستان عدم بازگشت ارز ناشی از صادرات ویا وضعیت بحرانی تورم در حوزه طلا و ارز ، توقف تولید و تهدید به تشدید نابسامانی آتی و در باتلاق قرار گرفتن پول ملی را نمی توان یک اتفاق ساده تلقی کرد و باید هرچه سریعتر افراد مسوول در حوزه اطلاعات و امنیت هشدارهای جدی لازم را به مسوولان ارشد کشور ارایه کنند که در صورت ورود به نقطه کشتار امکان بازگشت، سلامت اجتماعی،اقتصادی، سیاسی و اعتقادی وجود نخواهد داشت.
☘️حالا در مرحله انفجار اطلاعات قرار داریم که تاثیرات روانی آن بشدت بر افکار عمومی حکمرانی و آنان را وارد گذرگاه خشم خواهد نمود.

🌺

چه کسانی انتخاب می شوند/ به قلم فرزاد وثوقی روزنامه نگار

☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️

*چه کسانی انتخاب می شوند؟*
فرزاد وثوقی روزنامه نگار
انتخابات شورای شهر و روستا به همین زودی ها برگزار می شود.
گفته اند ثبت نام اینترنتی است و نیازی به راه اندازی کاروان همراه تا فرمانداری برای قدرت نمایی خیابانی حین ثبت نام نیست.

☘️اما باید دید چه کسانی برای آینده انتخاب می شوند؟آنچه مسلم است رییس جمهور پزشکیان موفق نشد ماجرای وفاق را در کشور جا بیندازد و داستان دلجویی از سرمایه های اجتماعی را به نتیجه برساند!
☘️میزان مشارکت سرمایه های اجتماعی بطور معلوم اندک خواهد بود و نمایندگان هم نخواهند توانست نماینده اکثریت باشند.
از طرفی برگزاری انتخابات دراین شرایط اقتصادی اجتماعی، آرای مورد نیاز را معطوف به صنوف و طوایف می کند و از طرفی ممکن است برای بعضی ها، بعد انتخابات شرایطی فراهم شود تا ستادهای انتخاباتی را گرم کنند،اما کارنامه مسوولان در حال حاضر مردودو مردم رضایتی ندارند.

☘️میتوان این‌گونه پنداشت که از میان صنوف و طوایف،بعضی افراد راهی شوراها شوند اما میزان توفیق این نهاد تاکنون چه میزان بوده است را نیز باید به *رفراندوم* گذاشت.

در واقع باید از مردم سوال شود که با تشکیل شوراها موافق هستید یا خیر؟ تا نوبت به برگزاری انتخابات شورا برسد.
اگر فرض کنیم اکثریت مردم اعضای شوراها را نمی شناسند و یا میلی برای شناختن آنان ندارند این تصور باقی می ماند که آنان در انتخاب این افراد مشارکت نخواهند کرد.

چرا که در فواصل چهار ساله، بودند شوراهای که به دلیل فساد منحل ویا اعضای آنان بازداشت و روانه دادگاه ها شدند.

☘️حالا اما لابی های قدرت اقتصادی در حال فعالیت هستند تا لیستی تهیه و افراد خاص را راهی پارلمان شهری کنند.
*افرادی که شهردار را شهریار خطاب کنند و پشت سد او موضع بگیرند.*
ما در امور شهری و روستایی مقوله ای بنام‌ عمران و تهیه بودجه های جاری داریم که لازم و ملزوم یکدیگر هستند و سپس نظارت بر حسن اجرای این دو مقوله مهم.

از طرفی در شهر ها شهرداری های مناطق الزاما باید به امور شهری رسیدگی و مورد سوال قرار بگیرند و شهرداران مناطق باید به بالا دستی های خود و البته مردم پاسخگو باشند.
رسانه ها نیز با کثرت مورد بحث خود ناظر بر فعالیت های حوزه شهری هستند و باید به رسالت خود عمل کنند.

کار در شهرداری ها سخت و طاقت فرسا و البته درآمد است ،دراین محدوده با اعتبارات مردمی یک عملکرد دولتی برای معرفی در مناسبت ها شکل می‌گیرد.
بطور مثال در هفته دولت و یا دهه فجر این پروژه های شهرداری هاست که در نوک پیکان توجه قرار می‌گیرند و بنام دولت افتتاح و به بهره برداری می رسند!

☘️اما نقش شوراها که منتخب لیست ها،صنوف و طوایف هستند دراین بین هم مبهم است وهم آشکار ،در واقع شوراها پیکان و شکافنده درخواست های طیف های مختلفی هستند که گویا با سد قانون مواجه شده اند و در مراحلی چشم امید به تغییر کاربری های قانونی دارند که احتمالاً شورا با ابزار مربوطه قادر به انجام آن هستند.

اگر میسر بود تا انتخابات را با حداکثر مشارکت مردم برگزار کنیم از طرفی دست بسیاری از طراحان اقتصادی سیاسی قطع می شد و حتی زمینه برای حضور افراد دارای صلاحیت باز می گردید ،اما همین کاهش و ریزش مشارکت ها از پس ناامیدی به بهبود شرایط، زمینه را برای ورود آندسته از افراد فراهم می سازد که برای ماموریتی خاص به شورا ها آمده اند.
پای صندوق رای آوردن دوباره مردم شرایطی داشته و دارد که متاسفانه فراهم نشده و از این جهت اقلیت با شادمانی به اهداف خود می رسند.

*در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز
چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود*

سیاست بلاتکلیفی/به قلم فرزاد وثوقی روزنامه نگار

☘️☘️☘️☘️☘️☘️

*سیاست بلاتکلیفی*
فرزادوثوقی روزنامه نگار
بیش از یکسال از روی کار آمدن دولت چهاردهم گذشت.
پیش از انتخابات چند نفری تأیید شدند و در آغاز رقابت ها پته هم را روی آب ریختند که در کشور چه خبراست و بلبشویی که کسی قرار به سامان آن نیست.

☘️چپاول حرف اول طالبین قدرت را می زند .‌در واقع شک نکنید هر کسی نامزد و کاندید شود و با تأیید صلاحیت مراجع وارد گود رقابت های انتخاباتی گردد و رییس شود ،انگار کاری از دستش بر نمی آید مگر برای خاندان خودش!
الان بیش از یکسال است فارس در آستانه تغییرات مدیریتی است.حتی اگر مدیری تعیین شده باشد جا پایش شُل است و دوام و بقایی ندارد.
از خود نماینده عالی دولت در استان تا معاونین که اعتباری به امضا هایشان نیست این حکایت می رسد که کسی در استان کاره ای نیست و سایه نشینان با اشاره ای مدیرو معاون تغییر می‌دهند. در واقع نمیتوان با طناب پوسیده آقایان درون‌ چاه رفت.
☘️هم اکنون نیز مهمترین معاونت استانداری در حوزه امنیتی سیاسی دستخوش تغییرات احتمالی و شاید حتمی است که به تمام معنا در حال ارسال سیگنال بدبختی برای سایر مدیران است که وقتی مقامات امنیتی سیاسی اینگونه روی شُل ایستاده اند وای به حال باقی مدیران استانی و ملی.
☘️البته یکی از شگردهای مهم در مدیریت های سیاسی همین شُل و ول بودن موقعیت های مدیریتی است تا مجموعه حاکمیتی بتواند از پاسخ‌گویی بگریزد.
در چنین شرایطی نظام سیاسی در ایران هیچگاه پاسخگوی ملت نبوده ،نیست و نخواهد بود.

☘️آنچه احزاب خصوصا اصلاح طلبان در شعارهای بی محتوای خود اعلام و ابراز می‌دارند از همین رویکرد سرچشمه گرفته است، به واقع معرفی جانثارانی که از فرط فقر فرهنگی ،سیاسی و اقتصادی در حالت احتضاراند و حاضرند گوشت قربانی جلوی توپ شوند.
در تمامی مراحل این نظام سیاسی در کشور ،این اصلاح طلبان بودند که به هرم و هسته مرکزی قدرت حمله وبا شعارهایی به هیجانات درون اجتماعی دامن زدند و البته و درنهایت این اصولگرایان یا متظاهران به آن بودند که فاتح پنهان و آشکار نبرد خیابانی شدند.

☘️فارس امروز بدون ثبات در مدیریت کلان در تلاطم مشکلات نخ نما از درد به خود می پیچد و کسی درمان درد های آن را نمی داند چرا که فارس در چنین شرایطی گاو نه من شیر ده است و سامان فارس سودی برای کسی ندارد.
☘️آنچه مبهم است نقش ستادها و کسانی است که قول رای جمع کردن می دهند که معلوم نیست رای چه کسانی را می‌خواهند جمع کنند.مشارکت در روند انتخابات این روزها تابعی از رفتار و عملکرد مسوولان نظام است که بطور قطع باب طبع اکثریت ملت نیست .
باید دید دولت فعلی با چند درصد آراء به قدرت رسیده است که بطور کل آخرین انتخابات اخیر در کشور بوده است؟

سیسمونی گیت/به قلم فرزاد وثوقی روزنامه نگار

☘️☘️☘️☘️☘️☘️

*سیسمونی گیت*
فرزادوثوقی روزنامه نگار


وحید اشتری ،فعال سیاسی جنبش عدالت خواه ، که ماجرای خرید خارجی اهل بیت ژنرال قالیباف را رسانه‌ای کرده بود و به ظاهر مردم را از یک فاجعه بزرگ وعادت ناپسند درون حاکمیتی مطلع نموده بود ،ظاهرا به چهارده ماه حبس محکوم شد و معلوم نشد از سال گذشته تا کنون کجاست و در چنته چه دارد که دختر و داماد رییس جمهور پزشکیان و جناب حاج آقا عراقچی وزیر خارجه و بانو در سفر خارجی اخیر خود همان ادا را در آورند و دلارهای همراه را در مراکز خرید خارجی خرج کردند و به ریش رسانه های جناحی خندیدند!؟💰

☘️در حالیکه امت زیر فشار شدید اقتصادی ناشی از افزایش بدون جهت نرخ دلار ،با سفرهای خالی مواجه اند اما سفر های خارجی روسای قوا و خانواده پایانی ندارد و بی خیال از وضعیت داخله به خرید و انتخاب کالاهای خارجی در فروشگاه‌های بزرگ ادامه می‌دهند و تیم رسانه ای همراه ، کلیپ های مربوطه را منتشر می کنند تا به امت بفهمانند چه کلاهی بر سرشان رفته و *(آمد و رفت)* حسن و ابراهیم یا مسعود و محمود و حتی سعید فرقی ندارد چرا که همه می‌خواهند مرد اول و بانوانشان‌، بانوی اول باشد،هر چند تناسب اندامی نداشته باشند و یا مدارک جعلی تحصیلی خود را به هیات های داوری انتخابات ارایه نکرده باشند.⛄

☘️در هر صورت ملت زیر فشار هستند و مقامات در حال خوش گذرانی،رییس جمهور هم با روی گشاده در تریبون ها حاضر میشود و می گوید به من فحش بدهید🙃 اما بگویید من چه کنم؟

☘️جای تأسف دارد که یک رییس جمهور بی برنامه خودش را خلع سلاح سیاسی کند و حتی از اجرای برنامه هفتم توسعه عاجز باشد.

☘️ دکترین حکومتی پزشکیان تا لحظه پایان مشخص است ،نداریم ،نمی توانم،نمیشود،یک نفر بگویید من چه کنم،پایتخت را جابجا کنیم،اقتصاد دریا فعال شود،مذاکره میکنیم ،نمی کنیم و از این دست مباحث که برای امت نان و آب نخواهد شد.

☘️حالا اما مردم حتی سراب خوشبختی را نمی بینند تا دلخوش باشند.
سیلاب تورم از سر گذشته و حاکمیت نگرانی از باب ورشکستگی سیاسی و استحاله ندارد،چرا که کسی به این مقوله فکر هم نمیکند. مردم لب مرز گرسنگی هستند و انسان گرسنه قابلمه بدست دارد نه تیر و تفنگ.در واقع وقتی عزتی نباشد تئوریسین های مبارزاتی از کار بیکار می شوند.

☘️یک پیراهن شبیه وزیر خارجه کشور مورد بحث ،یک پوشش شبیه صبیه فلان رییس جمهور😂 قادر است شما را به اوج خوشبختی برساند ،خوشبختی که کاترین🤭 را رساند.
این بدبخت وحید اشتری را نیز باید ولش کنید😂، او قهرمانی بود بدون مدال و عنصری فراموش شده در امواج خبر!

آخرین نفس های توسعه به قلم فرزاد وثوقی روزنامه نگار

☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️

*آخرین نفس های توسعه*
فرزادوثوقی روزنامه نگار

با این اوصاف که بر کشور حاکم است فکر کردن به مقوله ای بنام‌ توسعه یک شوخی بزرگ است.
ایران کشوری سیاست زده است.از سال 57 که انقلاب در کشور شکل گرفت،ایران درگیر تنش های شدید سیاسی نظامی داخلی و خارجی شد که تحت این شرایط، به هیچ عنوان نمی توان به توسعه و ابعاد پایدار آن دست یافت.
در چهل سال گذشته تمامی امور برپایه شعار و سیاست بازی قرار گرفته و قادر نبودیم با توجه به نیاز های روز ،منابع و منافع را نه برای امروز که برای نسل آینده محافظت کنیم ،انگار بعد این نسل قرار نیست ایرانی وجود داشته باشد ویا ایران ،ایرانستان‌شود.

برای توسعه پایدار تعاریف علمی بکار رفته ،بدان‌معنا که با توجه به رفع نیاز های موجود و حفظ منافع اجتماعی در حوزه اقتصادی از طبیعت نیز پاسداری کنیم!
معنای پاسداری از طبیعت را در جنگل های مازندران بخوبی متوجه شدیم و البته حفاظت از منافع اجتماعی در حوزه اقتصادی را با تورم و فلاکت روز افزون.

توسعه پایدار بدان معناست که آنرا بر ریل بهبود و بهترین شکل ممکن قرار دهیم و کاری کنیم که روز به روز بر روند آن افزون شود ، آیا روند توسعه در کشور شباهتی با مثال های ذکر شده و تعاریف مورد بحث دارد؟

کم کم نیم قرن است بطور مستقیم درحال نبرد با استکبار جهانی هستیم و کسانیکه دراین نبرد مشارکت دارند همان هایی اند که مقیم شهر های همان کشور اند.

ایران یک معدن بزرگ ویک کارگاه استخراج امن است. مثلاً نفت سیاه در این ملک استخراج می‌شود اما پس از پالایش ،نفت سفید و گازوییل و بنزینش وارداتی است و باید به قیمت *هاب* خلیج فارس یا سایر خلیج های جهانی عرضه شود.

اینکه چرا قیمت بنزین در ایران ارزان و قابل قاچاق کردن است را باید از سهم برانی پرسید که دیگر اجازه نخواهند داد پادشاهی براین ملک حکمرانی کند.
همه چیز در حال افشا شدن است ،اینترنت سفید ،حجاب سفید ،کارت سوخت سفید ،درمان سفید ،گرین‌کارت های سفید و حالا چیزی بنام آقازاده آنقدر تحقیر شده است که مردم کمتر توجهی به آن واژگان درب و داغان دارند ، در واقع مردم تربیت شدند با هر خبر تازه ای ،خبر های کهنه را دور بریزند!

عمق فساد در کشور به حدی است که مردم هر اتفاقی را دور از ذهن نمی دانند.فساد سیستماتیک آنجا معنا پیدا می کند که دزدان با چراغ آمده هم قادراند گزیده تر برند کالا و هم قدرت اعتراضات را از مردم سلب نماید.

طرح توجیهی افزایش قیمت بنزین نشان داد که با پاره کردن لیست یکپارچه خودروها و تقسیم موقتی برخورداران بنزین یارانه‌ای با خریداران خودروهای میلیاردی میتوان اعتراضات را در هم پیچاند.
بازی با افکار عمومی در ایران به یک معادله ساده تبدیل شده ،مثلا وقتی مشغول خاموش کردن جنگل هستی ،طرف دیگر کشور قصد جنگل کاری دارند.
یا وقتی هر روز درگیر موضوعات گرانی و تورم و افت پول ملی هستید ناگهان می گویند اختلاسگری سر به سجده فوت کرد و پرونده مختومه است.
برای بالاتر بردن نرخ دلار آنهم این روزها طرح های حمله اسراییل کفایت می کند.
ویا بازنشستگانی که در غم فرو رفتن هر چه بیشتر زیر خط فقر قرار دارند را با قطع بیمه تکمیلی سر جایشان بنشانند.
رسانه ها بدون آنکه بدانند در خدمت امپریالیسم جهانی قرار گرفته اند.

تمام بدبختی از مجلس است به قلم فرزاد وثوقی روزنامه نگار

☘️☘️☘️☘️☘️☘️

*تمام بدبختی از مجلس است*
فرزاد وثوقی روزنامه نگار

وقتی مجلس این همه حمله به تیم اجرایی کشور دارد باید دید عیب کار کجاست؟
تیم اجرایی کشور یا همین کابینه، دست پخت مجلس شورای اسلامی است که به این افراد، بدون مطالعه رای اعتماد داده است.

هر چند اقلیتی ،بدون مطالعه و چلوکبابی به همین افراد رای داده اند و ماجرای انتخابات به یک نحوی از مشروعیت افتاده است چرا که اکثریت ملت در انتخابات شرکت نمی کنند و داستان را رها کرده اند و این اقلیت صاحب کرسی در مجلس نیز از آن طرف داستان ملت را رها کرده اند.

اهالی مجلس نشسته اند و هر روز یک نقشه برای کاهش ارزش پول ملی می کشند و فعلا موفق شده اند قدرت خرید را از ملت بگیرند.

درهمین راستا ،داستان کلا به نفع مستکبرینی رقم خورده که چهل و شش هفت سال شعار برعلیه آنان داده ایم و بی اثر مانده است!

ما با شعار مرگ بر آمریکا و اسراییل سرگرمیم و از آن طرف از داخل چنان چپاول شده و می شویم که معلوم نیست این داستان مرگ براین و آن چه تاثیری بر معیشت مردم داشته است؟

در بازار، مغازه ها تبدیل شده اند به نمایشگاه و مردم اگر فرصتی داشته باشند که دارند ،در گردش های عصرانه خود فقط از ویترین مغازه ها بازدید و قیمت های نجومی را نگاه می کنند و خیلی هنر کنند ساندویچ فلافل می خورند ویا گرفتار رستورانی می شوند که مواد اولیه اش تاریخ مصرف گذشته است.

در نگاهی اجمالی به وضعیت اقتصادی معیشتی باید به حال خودمان گریه کنیم.

مطالبه گری ملت از دولت یا حاکمیت ،از فرستادن نماینده به مجلس آغاز شد و خیلی خردش کردیم و وارد داستان شوراهای شهر و روستا شدیم تا مطالبه گری دقیق تر و سنجیده تر انجام شود اما نشد.

مطالبه گری به کف خیابانهای شهر کشیده شد و باز هم به جایی نرسید چرا که مطالبه گران کف خیابان یا منع شدند یا کتک خوردند و همسو با جریان های ضد انقلاب مورد برخورد قرار گرفتند.
در واقع یک جای مطالبه گری عیب و نقصی دارد که ملت متوجه آن نمی شوند.

مثلاً همین مطالبه گری روز جهانی کارگر که بعد کتک کاری وبه خشونت کشیده شدن کار ،کلا از راهپیمایی روز کارگر منع شدند.

یا مطالبه گری بازنشستگان و معیشت خواهان پنپرزی که هم کتک خوردند و هم منع شدند.
حتی مطالبه گری بازنشستگان سوژه جوک های شبکه مجازی شد و موضوع تحصن آنان با موضوع نبود سرویس های بهداشتی در خیابان و یا مقابل پاستور و بهارستان گره خورد.

یا مطالبات پرستاران،یادامداران و شیر فروشان،یا نانوایان و داستان آرد،یا داستان مطالبه گری مردم در تابستان به علت قطع برق که به ریختن آب به آسیاب دشمن منتهی شد و متهم شدند که دیگر در مورد زیر ساخت ها صحبتی نکنند و به دشمن گرا ندهند.

غیر از مطالبات سیاسی که به آن ورود نمی کنیم ،تقریبا همه مطالبات کارگری و معیشتی با این همه نماینده و خادم ملت روی زمین مانده است و تاکنون حل نشده باقی مانده.

خیلی ها هم از هول عقب ماندن از اختلاس، فشار وارد می کنند تا وارد جریان مجلس و دولت شوند و میلیاردی خرج می کنند تا چند صد برابر برداشت کنند.

*تمام گرفتاریهای ما از مجلس است* .
قرار بود این دویست سیصد نفر نقش وکیل الرعایا را بازی کنند که البته وکیل الدوله شدند.
اینها فقط سنگ خودشان و هم گروهی های خودشان را به سینه می زنند.
بعد مجلس هم جای پای خودشان را در وزارتخانه ها محکم می کنند و باقی قضایا....
بسیاری از افراد پس از مجلس یا معاون وزیر شدند یا کرسی مدیر کلی در وزارتخانه ها را گرفتند.

*یکی دیگر از مشکلات کشورمان تصور خدمت در دایره است!*
افرادی که یا باید مدیرکل باشند،یا استاندار و شهردارو یافرمانداری‌ و عضو شوراهای شهر و روستا،یا نماینده مجلس و یا تهران در وزارتخانه ای دور خود بچرخند.

حالا دولت و مجلس در شرایطی که باید مجری برنامه هفتم توسعه باشند یا درگیر داستان حجاب هستند یا ریختن بنزین روی امنیت و یا استیضاح و عدم کفایت سیاسی جناب دکتر ومابینه مربوطه و یا زدن زیر قراردادهای بین المللی.

کشوری هم که دیپلماسی اقتصادی فعال و دوستانه با جهان نداشته باشد ،اقتصادش مبتنی بر قاچاق می‌شود و تمام سران می شوند عضو باندهای مافیایی قاچاق.

نشانه اش هم ،همین امثال بابک زنجانی هاست که یک مرتبه وارد معرکه می شوند و هوار می کشند ویا سلطان هایی که اقتصاد را تضعیف کردند و احیانا اعدام شدند ویا بانک هایی که بالغ بریک دهه کار کردند و آینده را ملت را ویران نمودند.

*مجلس در مسیر عدالت نیست*

ما اگر مجلسی در مسیر عدالت داشتیم با همین یک ابزار تمام مطالبات ملت ،محقق میشد.
اما مطالبات در حال پاسکاری بین تیم های حاکمیتی ،دولتی و مجلس و البته دستگاه قضایی است.

اطاله دادرسی در موضوعات روشن اقتصادی و افزایش نرخ ارز و کاهش ارزش پول ملی در شمار پرونده‌های است که مدعی العموم باید به سرعت مورد رسیدگی قرار دهد ،اما و آیا چنین است؟

اگر روسای جمهور سابق ما خیانت کار بوده و هستند باید دید چرا اجرای احکام جواسیس به تاخیر افتاده و اگر نیستند چرا به بعضی اجازه داده میشود دراین موارد لجن پراکنی کنند.

حالا نتیجه این همه کاستی، سلب اعتماد ملت نسبت به حُکام است و
با کاهش مشارکت باید در انتظار عدم توازن در مشروعیت گروهی خاص باشیم ،مگر آمار سازی کنیم.

در پایان باید از مجلس درخواست نمود به وظیفه ذاتی خود بازگردد،خود رییس جمهور نیز گویا ده ویا پانزده سال در همین مجلس روان بوده و از انتهای ماجرا کاملا با اطلاع است.

میراث در حصار حسد به قلم فرزاد وثوقی روزنامه نگار

☘️☘️☘️☘️☘️☘️
*میراث در حصار حسد*
فرزاد وثوقی روزنامه نگار

بنظرم بهزاد مریدی یکبار در کسوت مدیر کل فرهنگ و ارشاد، طعم کسالت اعتباراتی فارس را چشیده است و حالا که مدیر کلی میراث فرهنگی استان را پذیرفته ، به وضوح میداند میراث دار انبوهی از سکون ،در داستان فقر این دیار غم گرفته شده است!

تحول در سعدیه در شرایطی مورد توجه این مدیر نام آشنا قرار گرفته که بی توجهی مانند خوره بدنه گردشگری استان را نشانه رفته است!
سعدی و نامش که به تنهایی قادر است قصه و غصه های این دیار را نقل و‌ بر دوش کشد ،همچنان در احاطه تردید ها و روایات قدیمی گرفتار است.
بهزاد مریدی بر ضرورت ایجاد مدیریت متمرکز و تقویت ظرفیت‌های فرهنگی مجموعه تاریخی سعدیه تاکید دارد که به نوع خود ممکن است سعدیه را از رکود و انزوا خارج نماید.
سعدیه که نمادی از هویت فرهنگی و انسانی ملت ایران است.
حالا هم منظر تاریخی فرهنگی و هم مبنای علمی و اقتصادی این نقطه، توجه این مدیر کهنه کار را به خود جلب کرده ، هر چند ممکن است سیاست های ملی و استانی ،پایداری در سکون مجموعه را نشانه رفته باشد اما پیشنهاد و طرح موضوعات ناممکن تنها کاری است که مدیران اجرایی می توانند در شرح کارنامه خود داشته باشند.

اینک باید دید از پس ابرهای تیره و تار سیاست های کهنه و ماندگار میتوان گریزی بر آبادانی ویرانه های فرهنگ و هنر زد؟

حکمرانی در ایران ، به قلم فرزاد وثوقی روزنامه نگار

☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️

*حکمرانی در ایران*
فرزاد وثوقی روزنامه نگار

حکمرانی در ایران ،حکمرانی از نوع سیاست بر فرهنگ‌ ،اقتصاد و اجتماعات است.
من در این فرصت از سیاست به معنای حکمرانی بر رعیت استفاده می کنم که در ایران بشدت رایج بوده و هست.

سیاست در این ملک تنها به همین معنا شناخته می شود تا تدبیر برای حل امور رعیت ویا مدیریت بر منابع و منافع عمومی به نفع ملت.

پس از انقلاب شعارهای بسیاری در باب عدالت از سوی افراد در کشور سر داده شد که متاسفانه می توان اینگونه پنداشت که در هیچکدام از موارد توفیقی حاصل نشد که هیچ ، سیاست با همان معنای فوق که اشاره کردم ، به گونه ای تدبیر شد که خواسته و ناخواسته با یاد گذشته توام و در حال سیر به آینده است.

البته گذشته را به معنای تأسف نیز میتوان معنا و مورد اشاره قرار داد چرا که در گذشته ،معیشت تا بدین حد سخت نبوده و البته دورنمای تعیین شده چنان برای نسل جوان تبیین میگردد که گویی فرسخ ها با معیارهای امروزی در بعد ملی فاصله داشته و دارد.

متأسفانه رعیت پنداشتن مردم و تقدم احکام بر قوانین یکی از بزرگترین چالش ها، فراروی توسعه و پیشرفت کشور بوده است.

همانطور که میدانیم قوانین نیازمند به روز شدن و تغییر بدون تنش در قوای مقننه است، قوه ای که مملو از صاحب نظران ملی و آشنا به حقوق بین‌الملل باشد تا از این طریق اقتصاد کشور مقاوم و مملو از طراوت گردد.

اما قوای مقننه یکی از بی کارنامه ترین قوا در کشور است که حتی قادر به، به روز رسانی قوانین تجارت جهانی در کشور نبوده و این امر دست کارگزاران دولتی را برای انواع فساد در ارکان باز گذاشته است تا (کارگزاران)بتوانند برای تسهیل امور ،به میل خود قوانینی بر تسهیل امور دیگران وضع کنند تا از این طریق برگستره فساد و البته قانونی جلوه دادن آن بکوشند چرا که در این چند دهه با عوامل فساد درون دستگاهی برخورد قابل توجهی نشده که هیچ فساد روی نظمی سیستماتیک در حال اجراست.

غیر از اقتصاد ،سیاست های خاص بر فرهنگ و اجتماعات نیز تاثیرات منفی و بازدارنده داشته است و ملت، راه شاد زیستن را بطور کامل گم کرده اند.
غلبه فرهنگ هیجانی مملو از استرس ،جامعه را از اندیشیدن باز نگه می‌دارد واین امتیاز را به سیاسیونی میدهد که ملت را رعیت و اداره امور را حول محور احکامی می چرخانند که تخطی از آن مجازاتی ماورای قانون دارد.

فرهنگ هیجانی توام با رواج خشونت ، مردم را علیه مردم تحریک و به منازعه دعوت می کند آنچه این روزها و کم و بیش در جامعه مشهود است.

روند توسعه با مفهوم ملی آنقدر طولانی و ناباورانه شده که تنها پیشنهاد ممکن برای حل آن ،طول دوران انتظار برای امکان است.

انتظاری بین نسلی که حالا به یک علامت سوال بزرگ در باورها تبدیل شده است.

هر چند بهتر آن بود تا اندکی از سهام ملی را در جایش مصروف می‌داشتیم و یا در حفظ و پاسداری از آن می کو شیدیم.

*دوران سیاست بر رعیت در حال تکرار بدون تغییر است. تنها تغییر اتفاق افتاد بر میزان دارایی های اشخاص است که گروهی را مقدم بر گروهی دیگر در رقابت ها نموده است در انتخاب ها بکوشیم*

کفاره اقتصادی/فرزادوثوقی روزنامه نگار

کفاره اقتصادی

فرزادوثوقی روزنامه نگار

farzadvossoghi@gmail.com

کارهای غلطی در حوزه اقتصاد سیاسی انجام شده که نمی توان نام برنامه برآنها نهاد اما امروز در حال پرداخت کفاره آن اشتباهاتی هستیم که توسط نابخردان در حوزه اقتصادی انجام شده است .گاها باید برای انجام بعضی امور دارای ادله محکمی باشیم. دراین فرصت نگاهی به شعارهای دعوت ازسرمایه گذاران ویا سرمایه داران داریم. غیر از سالهای جنگ که طولی هشت ساله داشته، مقصد توجهاتمان به دوران سازندگی ، اصلاحات،ما می توانیم ،مذاکرات ، توقف مذاکرات و وفاق ملی وبین المللی خواهد بود.

در طول تمامی این سالها چهارده دولت با 9 رییس جمهور، اجراییات کشور را برعهده گرفتند که در این 9 انتخاب فردی وتشکیل چهارده دولت فرضی اقداماتی با شعارهای غیر قابل انجام مطرح شده بود که البته حاصل تمامی آن برنامه های شعارگونه وضعیت امروز اقتصادی اجتماعی کشور در بروز ناترازی وناتوانی در تولید وعدم حضور در بازارهای جهانی است.

باید اذعان داشت که ایران در مباحث اقتصاد رقابتی جهان، خلع سلاح شده و این روزها به دلیل عدم توان در بهره گیری منابع خدادادی به ناترازی وناتوانی در بخش های تولید وعرضه انرژی رسیده است، انرژی که بن مایه همان تولیدی است که باید کشور را در رقابت های جهانی همراهی می کرد ودرمجموع محصول آن همه غقلت ازدست دادن سرمایه های اجتماعی در ابعاد خاص خود بوده است.

می توان این گونه برداشت نمود که تا حدود سال 1356 شمسی ایران یکی ازتولید کنندگان بزرگ وصاحب برند جهان بود، پیوند سیاست برقامت اقتصاد اولین وبزرگترین ضربه به آن عنوان قلمداد می شود.

ما هر چند صاحبان صنایع بزرگ را مورد اتهام قرار دادیم، اما باید در مدیریت و ادامه خطوط تولید تلاش می کردیم که البته اکنون هیچ دفاعی در حوزه باخت از قبل سوءمدیریت های صنعتی وتولیدی نداریم.

همانطورکه دراین فصل ودولت چهاردهم عنوان شده نیروگاههای تولید برق در کشور به لحاظ تعداد افزایشی نداشته واز طرفی سعی در نوسازی وافزایش توان این نیروگاهها وجود نداشته است.

با فرض براینکه در سالهای پس از دهه شصت وپایان جنگ شاهد افزایش تقاضا برای مصرف انرژی خصوصا صنایع بزرگ وکوچک خواهیم بود اما دولت ها دراین زمینه گامی برنداشتند. اینک ودر شرایط تحریمی درحالی شاهد رشد صنایع نیم بند وتقاضا برای افزایش وگسترش آن هستیم که پاسخ دولت به بخش های تولید در حوزه انرژی سوال برانگیز والبته شوکه کننده است.

دولت بخش خصوصی را به تولید انرژی خصوصی ، آب خصوصی، گاز خصوصی والبته راه خصوصی تشویق می کند.زیر ساخت هایی که حکم حکومتی دارند وباید از سوی حاکمیت تامین ودراختیار سرمایه گذار قرار گیرد . حتی درمواردی تامین زمین برای سرمایه گذار خارجی برعهده حاکمیت گذاشته شده است ،چرا که واگذاری مطلق زمین در قوانین توسعه اقتصادی وسرمایه گذاری ایران ،به دولت ها وسرمایه گذار خارجی پیش بینی نشده است.

مطالعه کتب و اسناد موجود که از دهه هشتاد به بعد برای توسعه اقتصاد منتشر شده ما را به آنسویی می کشاند که شعارتوسعه با صدای بلند، واراده برای تحقق این شعارها بسیار ضعیف ونحیف بوده است بطوری که هیچ علایم حیاتی از شعارهای توسعه طلبانه نه درجبهه اصلاحات ونه اصولگرایان یافت نمی شود.

حالا ودراین بزنگاه پر رونق تحریم های اقتصادی سیاسی به نوعی ازدانش "خرده مدیریت اقتصادی "می رسیم که دراین ابتکار "خرده مدیریت" تنها گروهی خاص ودراقلیت ازمنافع تحریم سود می برند واکثریت در حال پرداخت کفاره گناهی می باشند که نامش اعتماد به کارگزارانی بوده که بعضا چند تابعتی بوده وهستند. ////