زنجیره غذایی فرصت‌ها و تهدیدات

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

در جهانی که ما زندگی می‌کنیم، حتی اقلیم‌ها مانند حلقه‌های زنجیر به هم متصل هستند. اگر کشور همسایه و چند پلاک آن‌طرف‌تر دچار خشک‌سالی شود، ریزگردهای آن کشور بالاخره بر سر ما نیز خواهد ریخت. پس نمی‌توان در‌های کشور را بست و با جهان ارتباط نداشت.

فقر حاصل حکمرانی غلط در هر کشوری است و باید دید چرا و به چه علت جمعیت کثیری باید زیر خط فقر باشند و مدام اعتراض کنند و در جیب آنان مقداری وعده بگذاریم و باقی قضایا. این روزها به‌طور واضح درمورد امنیت غذایی انسان‌ها در حال انتشار اخبار هستیم؛ اخباری که هدایت‌شده و از سوی سران کشورهای بزرگ و کوچک منتشر می‌شود و رسانه‌ها با شتاب و توان مخاطب‌پذیری خود آن را منعکس می‌کنند.

بحث دریای خزر که این روزها تن هر انسانی را می‌لرزاند، بازگوکننده این واقعیت است که چگونه ممکن است دریاچه بزرگ و بی‌نظیر خزر در حال عقب‌نشینی از ساحل باشد و با انسان‌ها قهر کند. به‌وضوح این عقب‌نشینی دلایل مشخص و واضحی دارد که باید مدیران مربوطه پاسخ‌گوی آن باشند. اجتماع سران کشورهای حاشیه دریاچه خزر در یک نقطه از دنیا بیانگر این واقعیت است که پنج کشور که در جوار خزر قرار دارند و حوزه‌های آبریز این دریاچه معرفی شده‌اند، هرکدام سیاست‌های خودشان را در پیش گرفته‌اند و این دیوارکشی‌ها باعث می‌شود صلح و آرامش به خطر جدی بیفتد. پس در این رابطه نیازمند گفتمانی جهانی هستیم تا هم از بار مهاجرت‌ها بکاهد و هم ضامن محیط زیست ملی و بین‌المللی باشیم.

سال‌های سال است که با کشوری مانند عربستان بحث و مجادله‌های شدیدی داشتیم. درواقع در این چندساله به عربستان فرصت دادیم تا در امر آبادانی بیابان‌های خود بکوشد و البته این اتفاق افتاد. کشور عربستان حالا به دنبال ساخت بزرگ‌ترین و هوشمندترین شهر جهان است و ما همچنان گرفتار رفع تحریم‌هایی هستیم که ماهیتش اقتصادی است، اما گروگان تفکرات سیاسی شده است.

اینک پول‌های ایرانی باید با واسطه کشورهای حاشیه خلیج فارس از بانک‌های جهانی آزاد شود. درواقع گاوصندوق بزرگ ما در کشورهای عربی ایجاد شده و ایرانیان برای رسیدن به توان لازم باید با ملاحظاتی دست به جیب کنند و از حساب‌های خودشان برداشت نمایند. این در حالی است که احساس می‌کنیم قیمی بالای سرمان گذاشته‌اند.

به سرخط این بحث بازمی‌گردیم. هرچند مسائل به هم پیوند خورده است، هم سیاست و هم اقتصاد و معیشت مردم ایران و جهان. ایران کشوری پهناور است و در هر گوشه آن می‌توان با اراده، جهانی را آباد کرد؛ اما اراده‌ای برای این کار وجود ندارد. حالا که ما باید بهشت سرمایه‌گذاران باشیم، عربستان با طرح ساخت بزرگ‌ترین و هوشمندترین شهر جهان ابتکار عمل را به دست گرفته و نه‌تنها ایرانیان مقیم خارج از کشور و مقیم حاشیه خلیج فارس را به آسانی جذب می‌کند، که سرمایه‌گذاران داخلی ما را که نمی‌دانند چگونه و با چه زبانی باید با راه‌بندان اقتصادی‌سیاسی سخن بگویند را نیز جذب خواهد نمود. به‌وضوح نیروی کار بسیاری نیز جذب پروژه‌های بزرگ در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس خواهند شد. در بعد اقتصادی باید به این رویکرد توجه نمود که نیازمندان به معیشتی پایدار، حتی از ملیت خود صرف‌نظر خواهند کرد و حتی فرهنگ و آداب و رسوم را قربانی معیشت و رفاه خود و خانواده می‌کنند.

تأخیر در اجرای برنامه‌های اقتصادی و خصوصاً زیرساختی، باعث بروز این ناپایداری در حوزه اقتصادی شده است. هرچه در حوزه اقتصاد تأخیر داریم، در حوزه‌های سیاسی و تنش‌برانگیز تعجیل نمودیم و حاصل آن‌همه تعجیل، رکود و ناپایداری اقتصادی است. طرح‌های آبخوان‌داری و آبخیزداری در شرایطی اجرا نشده است که به خاطر داریم از زمان مجلس هفتم و شاید قبل آن برخی اصرار به انجام آن داشتند و بسیاری انجام آن را به تأخیر انداختند؛ تأخیری که همچنان ادامه دارد. بدون اجرای برنامه‌های آبخیزداری و آبخوان‌داری منابع زیرزمینی ما به‌شدت تخریب و گسل‌های بسیاری فعال می‌شوند تا شهرهای ایران را ببلعند و این تازه شروع ماجرایی است که سال‌های سال است منتظر آن بوده و هستند.

اگر دولت سیزدهم قادر به انجام کار خاصی در بعد معیشتی که وعده داده و دو سال از آن گذشته، نشود، علاوه بر ریزش شدید سرمایه‌های اجتماعی، با خسران‌های جبران‌ناپذیری در حوزه امنیت غذایی و اقتصادی روبه‌رو می‌شویم. سیل مهاجرت همچنان ادامه دارد و مناطق استراتژیک ما در روستاها بیش از پیش خالی از سکنه شده و می‌شود. به نظر می‌رسد شخصی باید احساس مسئولیت کند تا بتواند مسئولیت‌های بزرگی را برعهده بگیرد.و این احساس مسئولیت اوج تقوا و تعهد است؛ به امید آن روز. //// انتهای پیام 740 کلمه