یادداشت ( غیبت متخصصین )  فرزاد وثوقی روزنامه نگار  30 اردیبهشت 1401

 

 

 

غیبت متخصصین

 

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

 

در جنگ اقتصادی باید از وجود متخصصین برای بهبود امور استفاده نمود. تاکتیک های جنگ اقتصادی قطعا باید توسط فرماندهان زبده این حوزه اعمال شود.  کار بسیار سختی پیش رو داریم. در سالهای گذشته غفلت از توجه به زیر ساخت های اقتصادی باعث شده تا امروز با بحران های بزرگی مواجه شویم. بحرانی که به پیوست خود بحران های جهانی را به همراه آورده است.

 

پیش از بحران منصوب به اکراین، ایران دچار بحران امنیت غذایی شده بود چرا که به تولیدات استراتژیک کمتر توجه شد. ما در سالهای گذشته با موضوع امنیت غذایی کشور مواجه بودیم چرا که نهاده های اصلی تولید در حوزه دام وطیور والبته کشاورزی وحتی ماشین الات مورد نظربیشتروارداتی است. خصولتی ها سعی داشتند تا از راهی موسوم به دورزدن تحریم ها این نهاده ها را تامین کنند اما خرید از بازار سیاه باعث دامن زدن به تورم شد.

 

دردولت یازدهم ودوازدهم سعی براین بود تا همگان مجاب شوند که پیوستن به بازارهای جهانی وبهره مندی از خدمات بانک های بین المللی یک واجب برای سامان دادن به وضعیت اقتصادی کشوروتسهیل سرمایه گذاری خارجی است اما این مهم هر چند به سطور آخر رسید اما نقطه ای برپایان آن گذاشته نشد.

 

ضرورت پیوستن به اف. ای. تی. اف از منظر اقتصادی بسیار حایز اهیت بوده وهست اما از منظر سیاسی این اتفاق چنان سخت وغیر قابل نفوذ ماند که حالا با تشدید شرایط روز جهانی ، گره های اقتصادی بیشتری بر معیشت ایرانیان خورده است. حالا از مرحله تحریم های اقتصادی به مرحله شبه قحطی وارد شده ایم  چرا که سایر کشور های جهان نیز در گرداب تامین مواد خوراکی گرفتار شده اند.

 

حالا اما هم با تحریم مواجه ایم هم با نبود وکمبود مواد غذایی، با تحریم روسیه از سوی اروپا برای فشار آوردن به این کشور به منظور عقب نشینی از اکراین باید منتظر شرایط سخت بود. تصرف اکراین هزینه های سرسام آوری دارد که از عهده یک کشور برنمی اید والزاما شرکای اقتصادی ونظامی را درگیر یک جنگ فرسایشی می کند.

 

ایران هم در حال صلح وسازش با اروپاست وهم متحد چین وروسیه ، سیاست اتخاذی از سوی دولتمردان ایران باید به گونه ای باشد که در مذاکرات فقط طرف ایرانیان را بگیرند تا از این نابسامانی خارج شویم . این درحالی است که اتخاذ سیاست بی طرفی در این نبرد دو بلوک شرقی غربی ، سیاستی ابتر وتکراری برای ایرانیان است که در جنگ جهانی دوم نیز تجربه شد.

 

حالا محور اصلی گفتگوی ما با دولتمردان ودولتمردان با جهانیان در معیشت مردم خلاصه می شود. ملت در حالیکه در چهل سال گذشته پشتیبان دولت بوده اند ونیز خواهند بود ودر تمامی عرصه ها به این حمایت مقتدرانه ادامه داده اند اما می خواهند تا نسبت به ساماندهی اقتصادی اقدام عاجل شود.

 

در جریان هر جنگی ، پشتیبانی از خطوط دفاعی وتهاجمی یک اولویت بدون انکار است. ملت برای تاب آوری در برابر تمامی دشمنان باید از پشتیبانی برخوردار باشند. این پشتیبانی باید بصورت علمی وعملی در کارنامه دولتمردان دیده شود. کارنامه ای که پر از شعار واتلاف زمان است.

 

درواقع دولتمردان ما با تکثر سیاست شعار گونه خود درحال خرید زمان هستند که این تکرار باعث می شود اعتماد ملت را سلب کنند. فروریختن سرمایه های اجتماعی به نفع دولت ها نیست چرا که ملت باید در انتخابات های آتی دوباره سرنوشت ملی خود را رقم بزنند و این درحالی است که رییس جمهور باید از حداکثر آرای انتخاباتی حسب جمعیت وواجدین شرایط برخوردار شود. این برخورداری همان داستان مشروعیت است.

 

انتظار است تا دولت آنچنان که در برنامه های تبلیغاتی خود پیش از انتخابات اعلام کرده است با بکار گیری متخصصین حوزه اقتصاد ونه سیاست از گروههای مشرف به بازکردن گره ها ، استفاده کرده ومعیشت مردم را از گروبدخواهان درآورد. /// انتهای پیام 630کلمه

 

 

 

 

 

 

 

یادداشت  (روی لبه تیغ ) فرزادوثوقی روزنامه نگار 20 اردیبهشت

 

 

 

روی لبه تیغ

 

فرزاد وثوقی  روزنامه نگار

 

مدت سه سال است کشور گرفتار سیاست های پر ماجرای ارز ترجیحی شده است. باور کردنی نیست که دراین سه سال این همه خسارت به اقتصاد ایران از بابت فساددرون دستگاهی وارد شده باشد . دخالت های غیراصولی وگرفتار شدن درمنجلاب رانت خواری حالا اقتصاد را به این نقطه کشانده است و البته نمی توان به نسخه های ارایه شده فعلی به چشم درمان نگاه کرد وشاید این مسکن ها درد را کاهش ندهد.باید به این نکته اذعان داشته باشیم که اصل ماجرا به کارکرد آقازاده ها باز می گردد که حالا نامی از آنان برده نمی شود.

 

داستان ارزترجیحی از این قرار است که دولت با موافقت مجلس وگذر از هفت خان رستم اعتبار ارزی 4200 تومانی را برای خرید کالاهای اساسی ملت تخصیص داده بود. این نوع ارز خاص واردات کالاهای اساسی وجبران معیشت به تنگ آمده ملت در برابر تحریم های خارجی وداخلی بود. در سال 1397 که دولت ناچار به تن دادن به ارز ترجیحی 4200تومانی برای خرید کالاهای اساسی می شود اگر نظارت درستی درکار بود ، می توان تصورنمود کاربه اینجا کشیده نمی شد. اما شبکه فساد در قوای سه گانه باعث شد این یارانه اختصاص یافته به دست نااهلان بیفتد.

 

درواقع حاکمیت راه را درست تشخیص داده بود اما اجرای آن مخاطره آمیز بوده و باید اذعان داشته باشیم که در اجرای بسیاری امور از جمله ارزترجیحی راه به خطارفته است ومجریان بجای آوردن کلاه ، سر اورده اند.

 

ما با مشکلات بسیار زیادی مواجه ایم که نمی توان آنرا یک شبه به داستان اکراین گره زد. ایران چهار دهه در تلاطم تحریم های خارجی وداخلی ومقوله بزرگ دورزدن تحریم ها گرفتار آمده است.

 

برخی در داخل کشور تمایلی به ارتباطات سالم خارجی ندارند واز طرفی برخی در خارج تمایلی به برقراری روابط سالم اقتصادی با ایران ندارند. این بعضی در کنار تجارت پنهان درصدی از سهم سود خود را برای اشفتگی نظام اقتصادی اجتماعی ایران هزینه می کنند.

 

از طرفی ملت رفاه خود را از دولت وحاکمیت طلب می کند واگر کاستی ها به حد اعلا برسد بطور حتم همان خواهد شدکه نباید . البته خواسته ولخراجان خارجی وداخلی که تابعی از اقتصاد پنهان وپول های کثیف هستند دراین بین تامین می شود. درواقع ملت را در مقابل دولت قرار میدهند و باید کاری کرد که این اتفاق نیفتد چرا که ناآرامی داخلی اصولا به نفع اقتصاد کشور وامنیت داخلی وثبات درمنطقه نیست.

 

آنچه در گزارش ها آمده از این قرار است که دولت در سالهای گذشته ۷۴.۳ میلیارد دلار ارز ۴۲۰۰ تومانی خرج کرد که اگر این منابع ارزی را به قیمت آزاد در بازار می‌فروخت، ۱۲۱۳ هزار میلیارد تومان نصیبش می‌شد. بنابراین اگر دولت به جای تخصیص ارز ۴۲۰۰ تومانی برای واردات چند قلم کالای اساسی، درآمد فروش این منابع ارزی در بازار آزاد را به صورت نقدی به ۶۰ میلیون نفر از دهک‌های کم‌درآمد و متوسط جامعه پرداخت می‌کرد در این مدت مجموعاً به هر یک از این افراد بیش از ۲۰ میلیون تومان یارانه رسیده بود که یارانه ماهانه هریک از آنها در این مدت به هر نفر نزدیک به ۴۲۰ هزار تومان می‌شد.(ایرنا)

 

پرونده ارز ترجیحی در کشوربسیار قطور شده و احتمالا پای خیلی از صاحبان قدرت این وسط گیر خواهد کرد. پرونده ارزترجیحی بزرگترین ایرادش نبود نظارت است. درواقع نبود نظارت حلقه مفقوده اجرای برنامه های اقتصادی است برنامه هایی که مانند سرطان به جان ملت افتاده ونمی توان درمانی برای آن یافت.

 

حالا باید سعی کنیم ارزترجیحی را از میدان اقتصادی کشور دفع کنیم. دولت تصمیم گرفته ومجلس هم پشتیبان دولت از آب درامده است. متخصصین امر همچنان دراین میانه غیبت دارند و از عقلای بی طرف سیاسی خبری نیست. اصولگرایان اصلاح طلبان را حذف کرده اند و بد گویی از روش ها همچنان ادامه دارد. رییس جمهور سیزدهم اعتقاد دارد یک ویرانه اقتصادی را تحویل گرفته وبارها براین نکته تاکید کرده است.

 

اما برای ملت این شعارهای سیاسی چندان اهمیتی ندارد بلکه ملت در انتظار یک تحول از لابلای شعارهای پیش از انتخابات هستند. همه پیش از انتخابات رستم دستان می شوند وبعد از انتخابات به میان مردم می ایندو مشکلات را جویا می شوند تا راه حلی برای درمان ان بیابند، درحالیکه مشکلات چهار دهه است که هویدا شده و هم مردم وهم مسوولان بدان واقفند.

 

افراد برای تصدی قوه مجریه تایید وتحسین می شوند، بعد چهار سال زیر سوال می روند و در پایان دوره هشت ساله احضار ومتهم به آشفتگی اقتصادی اجتماعی وفرهنگی در کشور می شوند. معاونان و وزاری مربوطه بعلاوه مدیران میانی در استانها شاید دستگیر وزندانی ومحکوم به استرداد اموال نامشروع می شوند. با این فرمان که درحال حرکتیم به جایی نخواهیم رسید.

 

امیدواریم چرا که حالا این دولت، دولت انقلابی و مجلس هم با همین نام در حال فعالیت است.انگار روی پله آخر ایستاده ایم که اگر اینها هم موفق نشوند در پایان چهار یا هشت سال چه خواهد شد؟ حرکت این سالها حرکت روی لبه تیغ بوده است وباید نهایت درایت را به خرج داد. شاید اجرای یک دیپلماسی موفق بین المللی بتواند اقتصادایران را نجات دهد. /// انتهای پیام  835 کلمه  

 

 

 

 

یادداشت 19 اردیبهشت ( سرابی بنام یارانه)  فرزاد وثوقی

 

 

 

سرابی بنام یارانه

 

فرزاد وثوقی - روزنامه نگار

 

واکاوی اقتصاد ایران بسیار سخت ودشوار است. انگار کلاف سردرگمی که به هیچ عنوان سرنخ آن پیدا نمی شود. اولین سوال مهم دراین راستا این است که چرا اقتصاد ایران دولتی است واین دولتی بودن ادامه می یابد، درحالیکه مطابق قانون اساسی کشورمان اقتصاد در بخش های سه گانه دولتی ، تعاون وخصوصی باید جریان داشته باشد. غیر از بخش خصوصی ، بخش تعاون نیز گمشده ای سوال برانگیز است که سهمی در اقتصاد ندارد.

 

اصل 44 قانون اساسی كه سیاست‌های كلی آن در ابلاغیه مقام معظم رهبری، مشخص‌شده است نظام اقتصادی ایران را به سه بخش دولتی، تعاونی و خصوصی متكی میسازد و حدود هر بخش را مشخص می‏كند. از آن زمان که موضوع خصوصی سازی مطرح شد اما خصولتی سازی برامور پیشی گرفت. درواقع اینک ودرمیان همه هیاهوهای سیاسی اقتصادی آن موضوع مهم آقا زاده ها فراموش شده وما بجای اصل موضوع به فرع آن چسبیده ایم.

 

افراد ازبخش خصوصی اخیرا دراظهار نظرهایی اذعان داشته اند که از گذشته درخصوص حذف ارز ترجیحی تذکراتی به دولت داده اند اما دولت نسبت به این تذکرهای کارشناسان که همان سرمایه گذار وتولید کنندگان هستند بی توجهی کرده است. بی توجهی دولت های به این تذکرات موضوع مهم نظارت ها را پیش می کشد که چرا وچگونه با وجود بزرگترین ابزار نظارتی بردولت که همانا مجلس شورای اسلامی است ، دولت به خوداجازه داده تا اظهارات کارشناسان را مورد بی توجهی قراردهد ورانت خواران را سوار برموج اقتصاد ملی کند.

 

از طرفی دستگاه بزرگ سازمان بازرسی کل کشورباید به این موضوع ورود می کرد ویا بخش خصوصی که بازوی مهم اتاق بازرگانی ایران را دراختیار دارد باید از طریق قوه مستقل قضایی به موضوع ورود می کرد وتا پیگیری نهایی دست از آن نمی کشید.

 

در زمان دولت نهم ودهم با آب تاب بسیار موضوع حذف یارانه های تولید و پرداخت مستقیم یارانه نان وانرژی به ملت وتولید کننده مطرح شد والبته بصورت قانون اجرایی گردید اما تغییری که حاصل نشد هیچ، اوضاع اقتصادی وسفره ملت مورد اصابت شدیدترین مشکلات وبحران ها قرار گرفت.

 

دولت ها با بهانه تحریم های اقتصادی بیگانه وبصورت کاملا غیر تخصصی اقتصاد ایران را ویران کردند. حالا اشتغال گمشده اصلی زندگی ملت ایران است. جوانان بیکار ایرانی یا راه مهاجرت در پیش گرفته اند ویا بیکار وبدون هویت اجتماعی ، تاثیر مستقیم این آسیب را بر جمعیت کشور گذاشته اند چرا که بدون اشتغال ومسکن ازدواجی صورت نمی گیرد وبه تبع آن جمعیت پیروملیت ایرانی بسیار شکننده می شود.

 

ما در بحث حذف یارانه تولید درسالهای گذشته توفیقی بدست نیاورده ایم وحذف یارانه انرژی ونان به بدبخت تر شدن ملت وتولید کنندگان منجر شد. حالا یارانه پرداختی به جمعیتی که اصلا آمار واقعی آن با حذف تدریجی بسیاری از سرپرستان خانوار بصورت فله ای انجام شد، فاقد ارزش ریالی است. یارانه 4550 تومانی براساس قانون یارانه ها باید به همه ایرانیان تعلق می گرفت و در روزهای نخست حتی ایرانیان خارج از کشور را شامل شد اما وبتدریج دولت بصورت پنهان نسبت به حذف ملت تحت عناوین خاص اقدام نمود.

 

یارانه مشخص شده به بخش های تولید نیزنرسید والبته از محل صرفه جویی یارانه هازیرساخت های تولید نیزتقویت نشد و کاسه بخش های عمرانی نیز خالی ماند.حالا حجم پگروژهای نیمه تمام عمرانی از حجم مساحت ایران فزونی گذاشته و کسی را یارای جمع وجور کردن این مصیبت بزرگ نیست.  از طرفی سیاست های پرتنش باعث شد روابط بین المللی تقویت نشود و آتش زدن برجام در صحن مجلس تیر خلاص را به توافق بین الکللی انجام شده زد. هرچند نمی توان موش کشی خارجیان را دراین بین نادیده گرفت.

 

درکلام کوتاه راه حل خلاصی از بحران اقتصادی دست کردن درجیب مردم نیست. مردم باید مالیات بدهند، ذکات ، خمس ، خیرات والبته عوارض شهری پرداخت بکنند و درحالیکه بیکار وگرفتار رکود اقتصادی هستند از یارانه ها نیز محروم شوند. فراموش نکنیم دولت ها باید از محل درآمدهای حاصله فروش نفت ومحصولات معدنی که ثروت ملی است ونیز جلب وجذب سرمایه گذاران داخلی وخارجی کسب درامد کند وملت را سرشار نماید. اینکه دولت ها سالهای سال است خودرا به افلاس زده اند چندان منطقی بنظر نمی رسد چرا که ملت از جان خود دراین راه مایه گذاشته اند ودولت ها برادری خود را ثابت نکرده اند.

 

حذف یارانه پرداختی به تولید ، آراد ،نان و گوشت مردم کارمنطقی بنظر نمی رسد چرا که دولت خودش را در کوچه بن بست روابط بین المللی قرار داده و دل خوش به جیب خالی ملت شده است . /// انتهای پیام 750 کلمه

 

 

 

یادداشت  ( باخت زمانی وجمعیتی) فرزادوثوقی روزنامه نگار 18 اردیبهشت 1401

 

 

 

باخت زمانی و جمعیتی

 

فرزاد وثوقی – روزنامه نگار

 

انرژی درحال تبدیل شدن به یک بحران بزرگ جهانی است. درحالیکه ما درتوسعه زیر ساخت های مورد نیاز تولید وجلوگیری از خام فروشی چندان موفق عمل نکرده ایم اما حالا باید یک گام بزرگ بسوی تولیدات دانش بنیان برداریم. دانش بنیان بودن به معنی فاصله گرفتن از اقتصادسنتی است. اقتصادی که هزینه های بالایی دارد واینک کسی قادر به تامین این هزینه های گزاف نیست.در شهرک های صنعتی که قرار بود بستر تولید را فراهم کنند همچنان چانه زنی برای اتصال به زیر ساخت ها ادامه دارد. چانه زنی که حالا بحران آب وپساب صنعتی گریبانگیر آن شده است.ما درصنایع تبدیلی بشدت ضعیف هستیم و خام فروشی کمر اقتصاد را شکسته است. با ضعف شدید در حوزه های یدی حالا قوای ما بایددرجبهه دانش بنیانی خودرا ثابت کند.

 

باید دید مادر کجای این پازل صنعتی و بزرگ جهانی ایستاده ایم؟ ما تولید کننده ایم یا خام فروش ؟ بطور قطع تاکنون بدلیل نبود زیر ساخت های تولید ، دست به خام فروشی زده ایم. از معادن کشور به دلیل نبود صنایع تبدیلی نیز استفاده لازم نشده است و درآمدها چندان شفاف بنظر نمی رسد. ما درایران با واسطه حضور شرکت های خارجی اکتشاف می کنیم وسپس خام فروشی اتفاق می افتد واین عملیات وابسته به تکنولوژی خارجی برایمان چندان سود وصرفه اقتصادی ندارد وکشور روز به روز فقیرتر می شود.

 

اصولا هنوز موضوع تولید محصولات کشاورزی وچه صنعتی از پایه حل نشده است واین درحالی است که صنعت گردشگری با چرخه ای معیوب وتاب دار در حال عرض اندام است. درجبهه گسترده اقتصاد با خزانه خالی دولت اینک باید سه محور بزرگ وپر تلاطم را پشتیبانی کرد. محور کشاورزی با هدف امنیت غذایی ، محور صنعت با هدف تولید واشتغال وحضور دربازارهای جهانی و محور گردشگری با هدف ارتباطات بین المللی .

 

هر چند درهر سه محور با ضعف فرماندهی مواجه بوده وهستیم. تیم فرماندهی اقتصادی دولت بشدت دچار ضعف است هر چند از اساتید دانشگاهی ومتخصصین اقتصادی درسطوح ملی دعوت می شود اما عملا این قشر وارد گود حل بحران اقتصادی کشور نشده اند وتجربه دولت های گذشته حکایت از آن دارد که اگر یک گروه پنجاه نفره از اساتید دانشگاهی به دولت هشدار تخصصی بدهند نهایت کار آنان بازنشستگی خواهد بود.

 

حالا با جنگ دریک منطقه ودرواقع فلج شدن یک کارگاه بزرگ تولیدی برای اقتصاد جهان ، گویا بحران شدیدی در بعد امنیت غذایی ایجاد شده است. کشورهای جهان که آمادگی وزیر ساخت های تولید استراتژیک ندارند بشدت وابسته به واردات از اکراین هستند . اکرانیی که حالا دچار جنگ شده وعملا زیر ساخت های آن کشور دچار خسارت های سنگینی گردیده است.

 

تمرکز زیر ساخت ها دریک نقطه از جهان می تواند یک تهدید بین المللی باشد. حالا آنکه تنش ها بین بلوک شرق وغرب بطور پیوسته ادامه داشته و حالا این تنش ها وارد فاز جدیدی از رویا رویی نظامی شده است. جنگ در اکراین چندان نیابتی نیست چرا که روسیه راسا وارد گود شده است وکشورهای عضو ناتو را درگیر جنگ کرده است اما پرچم های دو ابر قدرت اتمی هنوز روبروی هم قرار نگرفته اند.

 

درایران تحریم های اقتصادی چهل ساله علیه ملت از اقتصاد کشور چیزی باقی نگذاشته است. ایرانی که در تولید گندم این محصول استراتژیک مقام های نخست جهانی را داشته حالا اقتصادش از نفس افتاده وقادر به سیر کردن جمعیت داخلی نیز نیست.

 

برداشته شدن تحریم های اقتصادی علیه ملت ایران نیز چندان راهگشا نبوده ونیست. فرسایشی شدن روند برجام این نوید را میدهد که ملت نباید چشم انتظار گشایشی دراین زمینه باشند چرا که برجام از سکه افتاده است ونمی توانیم به شرایط سال 1394 بازگردد.

 

برجام سال 1394 شرایطی سیاسی برای خود داشت . شرایطی که به امضای آن منتهی شدو البته با تلاطم ایجاد شده به لحاظ سیاسی می توان اینگونه قضاوت کرد که در دوطرف معامله بودند افرادی که برای منافع ملی اهمیتی قایل نبودند. درواقع شرایط برجام برضد اقتصاد مبنتی برقاچاق بوده وهست و چون دراین منطقه اقتصاد قاچاق حکمرانی می کند بعید است اقتصاد مبتنی بر اقتصاد جهانی وتبادلات سالم اقتصادی سیاسی وفرهنگی رخ دهد. پس هم در محور اقتصادی ،هم سیاسی وهم فرهنگی مبتنی برگردشگری افقی پدیدار نخواهد شد.

 

بطور خلاصه می توان به این نکته اشاره نمود که کارهای زیادی روی زمین مانده که برای برداشتن آنها اراده ای وجود ندارد. ما نه درحوزه زیر ساختی آمادگی استقلال اقتصادی داریم ونه درحوزه فرهنگی چرا که در چهار دهه گذشته مبحث اقتصاد بکلی فراموش شده و نخبگان از کشور خارج شده اند. اما درمورد خام فروشی چه منابع نفتی وچه معدنی ،اقتصادپنهان درحال چرخش است هر چند دلارهای نفتی والبته خاک فروشی به کشور بازگردانده نمی شود. درمورد خاک فروشی حتی صدا وسیمای ایران گزارشی تهیه وبطور رسمی از تلویزیون پخش کرد.

 

در هر صورت با این شرایط نه صنعتی مستقر خواهد شد ونه اشتغالی بوجود خواهد آمد. جوانان کشور همچنان بیکار وجمعیت درحال پیر شدن است. باخت زمانی وجمعیتی ، باختی سنگین درمعادلات جهانی است که البته قابل جبران نمی باشد. ما نمی توانیم زمان را عقب بازگردانیم و صدمات وارده را جبران کنیم . /// انتهای پیام 840کلمه  

 

 

 

 

 

#پاراگراف

#پاراگراف

فرزاد وثوقی روزنامه نگار
بالاخره اقتصاد ایران بین المللی شدو نگرانی ها از بابت پیوست به سازمان تجارت جهانی برطرف گردید.
حالا که در اکراین قطب تامین غذای جهان جنگ درگرفته در ایران تمامی کاستی های موجود، فراگیر و دامنه دارمتوجه آن بحران گردیده است.
با این حساب گرفتاری ها از سمت مسوولین ایرانی سلب شده و همه گرفتاریها متوجه بازار آشفته جهانی گردید.

#پاراگراف

 

 

#پاراگراف

فرزاد وثوقی روزنامه نگار
گرانی های ریشه دار امروز در ایران ربطی به اوکراين ندارد، احتکار در بازار حرف اول را می‌زند، بی عرضه بودن حرف دوم.
بازار دولت در سایه است و دولتمردان در پوشش دین وانقلاب آب به آسیاب سایه نشینان می‌ریزند.
فراموش نکنیم جبهه انقلاب بدهکار بازار است.

#پاراگراف

#پاراگراف

فرزاد وثوقی روزنامه نگار


این روزها اخبار برجامی بشدت در حاشيه قرار گرفته است.
فشاردوطرفه بر اقتصاد ایران حکمرانی می کند که البته این فشار مستقیما به مردم وارد می‌شود.
افزایش فشار جبهه اعتماد را تحت تاثیر خود قرار داده است.
قطعا تحمل این فشار سرانجام خوشی نخواهد داشت و پر واضح است که فرودستان که جمعیت کثیری را تشکیل می‌دهند و  جمعیت آنان در حال افزایش است قادر به تحمل نباشند.
ورود به ماجرای قحطی که پدیده احتکار است، احتکار ی که تورم را افزایش می‌دهد پالس شومی از ناکارآمدی وتمایل به ناآرامی می‌دهد.
باید بستر امنیت رادر پناه اعتماد تقویت کرد.

#پاراگراف

 

#پاراگراف

فرزاد وثوقی روزنامه نگار
فقرا همیشه به عنوان یک نقص بزرگ ویک بهانه برای رفتن کنار هیات حاکمه قرار داده می‌شوند، طبقه ای بزرگ از اجتماع که رنگ سیاست را سرخ می کنند و آنچه در قالب ثروت تجمیع گردیده است بنام مصادره از آن خود می‌کنند تا دوران فقر دوباره.
فقر زاییده سیاست است، چرا که سیاست برای تغییر نیازمند موج فقر است.

#پاراگراف

#پاراگراف

فرزاد وثوقی روزنامه نگار


چندروز پیش گردهمایی برگزارشد و اعضای شش دوره شورای شهر شیراز دور هم جمع شدند. شاید شهر داران ادوار هم بوده اند، اما مهم پرسشی است که به ذهن می آید و مطرح وبدون پاسخ می ماند و آن این است که دستاورد نظام شورایی برای مردم شیراز غیر از خواص بتن ساز وانبوه ساز چه بود؟
آیا شوراها اقتصادشهری را آباد کردند یا ویران؟
حاصل کار آنچه هست که می بینیم.