یادداشت روز 27 شهریور ماه 1402   فرزاد وثوقی روزنامه نگار

چرا آبها به نقطه جوش رسیدند

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

بالغ برشصت سال از ایجاد اولین منطقه حفاظت شده درایران می گذرد. سال ۱۳۳۶ همان سالی بود که کانون شکار ایران تاسیس شد. هر چند خواص درهردوره دست از سرحیات وحش برنداشتند و گاه وبی گاه دل به سیرو سفرمی زدند وجانداری را بی جان می کردند، اما خوشبختانه ادامه تاسیس این کانون برای ایجاد تعادل در شکاربه ایجاد پارک ملی گلستان در سال ۱۳۴۶انجامید .

تورق درصفحات تاریخ وگذرایام مارا به پارک گلستان کشاند. اولین گام های ایجاد مناطق حفاظت شده در سال ۱۳۳۶ با تشکیل کانون شکارایران نهاده شد، وبعدها اولین منطقه حفاظت شده در ایران درسال ۱۳۴۶ احداث شد که امروز به عنوان پارک ملی گلستان معروف است، همچنین در این سال پیشنهاد تاسیس دو پارک ملی و ۱۵ منطقه حفاظت شده به‌ عنوان نخستین گروه از مناطق حفاظت شده ایران به تصویب شورای‌عالی شکاربانی و نظارت بر صید "وقت" رسید که با گذشت زمان امروز تعداد این مناطق در کشور به بیش از ۳۰۰ منطقه رسیده است.

ایجاد مناطق حفاظت شده همانطور که برای حیات وحش و طبیعت مزیت هایی دارد و ضامن بقای تنوع زیستی در این دنیای وانفسا است؛ اما مشکلاتی را هم برای روستانشینانی ایجاد کرده که روستایشان داخل این مناطق واقع شدند، زمانی که قانون مناطق حفاظت شده نوشته شد جمعیت کشور به سختی به ۳۰ میلیون نفر می رسید، تعداد روستاها و روستانشینان محدود بود بنابراین تعداد زیادی روستا دراین بافت قرارگرفت که باید تابع قوانین این مناطق می بودند.

امروزه حدود ۲ هزار و ۵۰۰ روستا در مناطق حفاظت شده قرار گرفته اند و این شرایط باعث شد که روستاییان داخل بافت این مناطق اشتیاق کمتری برای حفاظت از این مناطق نشان دهند و حتی بعضاً در صدد تخریب آن برآیند تا مشکلشان حل شود، بنابراین این شرایط در قانون پیش بینی شده که در صورت نیاز به زمین بیشتر البته آنهم در چارچوبی خاص، اهالی روستا درخواست خود را به سازمان حفاظت محیط زیست اعلام و بعد از بررسی در شورای عالی محیط زیست تصمیم گیری شود.

هرچند روستاییان بهترین حافظان محیط زیست پیرامون خود هستند اما با تغیر اقلیم ویا احیانا سیاست های اقتصادی، ناچار به تغییراتی در شکل ظاهری پیرامون خودمی شوند. بطورمثال وقتی فرزندانی دارند که باید سهمی از میراث خود را به آنان واگذار کنندتا معیشت آنان را تامین نمایند، باید دست به تفکیک اراضی بزنند که نسل درنسل مالکیت آنرا برعهده داشته اند وشاید بتوان اینگونه پنداشت که محیط زیست وقوانین پیرامون آن مدیون همین روستا نشینانی است که اصطلاحا باغداران خوبی بوده اندو باغات کوچک را به جنگل های انبوه تبدیل کرده اند وبه حد کفایت ازمنابع آن بهره برداری می نمودند.

نباید فراموش کرد که انسانهای شهرنشین ویا مهاجرازدیگرمناطق جهان ، با عناوین خاصی نظیراکتشاف مناطق جدید به این اراضی دست درازی و خود را محق ومالک جدید آن تحت عناوین جدید حفاظت دانسته اند.

ما از گذشته شاهد وقایع خاصی در مناطق بکروحاصل خیزجهان بوده ایم که اکنون نام ونشانی ازآنها باقی نمانده است. همین پدیده صنعتی شدن ویا اسکان جمعیت درمناطق خوش آب وهوا باعث شد تا بخش عظیمی ازمناطق قابل حفاظت دردرون حصارهای جعلی به نابودی کشیده شوند.

با ورود انسان به مناطق بکر، بومیان منطقه اولین قربانیان بودند. درختان بسیاری برای خانه سازی قطع شدو جنگل ها به معادنی برای گسترش صنعت چوب وصادرات تبدیل گردید.هر چند نمی توان نقش اکتشافات نفتی را نادیده گرفت که بعضا برای استخراج آن وایجاد وگسترش راههای دسترسی انبوهی از جنگل ها در معرض ویرانی قرار گرفتند.

همنشینی صنایع با محیط زیست سرشاراززیبایی، نه تنها مزیتی نداشت که باعث گسترش تخریب ها گردید. درهر نقطه که صنایع متمرکز شدند ، جمعیت نیز تمرکز یافت وبا تمرکز جمعیت میل به ویرانی محیط زیست فزونی یافت. درایران ودر استانهای مستعد شاهد آن هستیم که ساخت باغشهرو ویلا درمناطق خوش آب وهوا ، رایج ومتداول است. مردم ما بدون توجه به سیستم های طبیعی جنگل ها وباغات میل دارند چند هکتار باغ وجنگل را ریشه کن کنند وبه تصورخود خانه ای درجنگل ویا دردل باغات داشته باشند. اما این رویه به حلقه های اتصالی تبدیل شده که دیگر افراد را بسوی خود می کشاند. کسانیکه خودرا محق می دانند تا خانه ای در کنار خانه متخلفان داشته باشند.

اوج خسارت آنجاست که اغلب این ساخت وسازهای غیرعقلانی توسط دستگاههای دولتی اتفاق می افتد وهمان هایی که باید مانع تجاوز شوند خود متجاوز به عرصه های زیست محیطی می شوند. موضوع تجاوز به حریم محیط زیست از آنجایی شروع می شود که سازمانی ضعیف وبدون ابزارعهده دار صیانت از آن گردیده است وپرواضح است این سازمان که تاحد واندازه معاون ریاست جمهوری رشد کرده ، قادر به صدورفرمان ایست به متخلفان نیست، حتی اگرمحیط بانی کشته ، مجروح وضارب از آب درآید وبه اعدام محکوم شود. محیط زیست نه درایران که درجهان بدون دفاع مانده است . خوش انصاف باشیم و کمی به گرمای هوا ونقطه جوش آب ها بیشتر توجه کنیم. /// انتهای پیام 800 کلمه

یادداشت روز 25 شهریور ماه 1402 / فرزاد وثوقی روزنامه نگار

رسانه در جنگ ترکیبی

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

نایب رییس هشتیمن دوره خانه مطبوعات استان فارس

تحلیل وبررسی درخصوص آغاز، ادامه وخاتمه جنگ هشت ساله با ذکر واقعیت تجاوزگرانه رژیم بعث عراق به فرماندهی صدام حسین رییس جمهوروقت آن کشور، بطور قطع نیازمندپیوست رسانه ای وتبیین چنین حادثه ای تلخ واز طرفی درس آموز است که اگر این تحلیل وبررسی درابعادرسانه ای به وادی سیاست کشانده وتوسط برخی مصادره گردد به وضوح دچارآسیب های سخت دربعد باورهای بین نسلی خواهد شد.

زمانی که جنگ ناخواسته درسی ویکم شهریورماه 1358 آغاز گردید، کشوردرگیرنبردهای داخلی با عناصر تجزیه طلب در استانهایی مانند کردستان بود.هرچند درسایر استانها نیزبه فراخورتوان نظامی وعملیاتی عناصر ضد انقلاب، شاهد نبردهای خونین ویا درحداقل ممکن ترورافرادوشخصیت های انقلابی بودیم اما جبهه ایجاد شده توسط رژیم بعث عراق با مشارکت12 لشکرزمینی تادندان مسلح ،هزینه ای گزافی به انقلاب تحمیل نمود.

تحلیل های رسانه ای نشان میدهد، پس از پیروزی انقلاب تسویه حساب با ارتش درراس امور قرارگرفت.شاید همین تسویه حساب بود که بنیه دفاعی ایران را تضعیف ونیز به اطلاع دشمن دیرینه رساند. درواقع کنترل این بخش عظیم می بایست تحت نظر یک سازمان اطلاعاتی بزرگ انجام می شد که انقلابیون پیش بینی این مهم را نکرده بودند .نیروهای انقلاب تا دقیقه نود در بهمن ماه 57 ارتش را مجاب به اعلام بی طرفی ویاعدم حمایت ازرژیم سلطنتی کرده بودند والبته سران ارتش ذیل تفاهم نامه ای این بی طرفی را امضا وبه اطلاع رهبران انقلاب رسانده بودند.

تحلیل های رسانه ای حکایت ازآن دارد که علی رغم انجام این مهم از سوی امیران ارتش اما نیروهای انقلاب قادرنبودند ویا ازابزارهای نظارتی کاملی برخوردار نبوده اند تا بنیه ارتش را مورد حفاظت اطلاعاتی قرار دهند. لذا پاکسازی ها آغازشد وشیرازه ارتش ازهم پاشید.ذکراین نکته لازم است که درآن روزگاررسانه های فاقد قدرت تحلیل نسبت به این رخدادهشدارهای لازم را به سران انقلاب منتقل نکردند چرا که داشتن قدرت تحلیل وبررسی ونیزاطلاعات لازم درزمینه سیاست های خارجی لازمه رسانه های فعال وپرتیراژاست وبه وضوح می توان اذعان داشت که رسانه ها از این ابزار بی بهره بوده اند.

هرچند رسانه ها درآن زمان صرفا به انتشار اخبارروزمره ازهیجانات انقلابی بسنده می کردند و تحلیلی براین وقایع وآثار آن برآینده نداشتند.درواقع رسانه ها وقایع نگاری می کردند وحوادث دیروزرا برای فردا منتشروبه اطلاع ملت می رساندند. اخباری که با 24 ساعت تاخیر باید تازگی خودرا حفظ می کرد.

اعلام رسمی جنگ درعین ناباوری ملت خصوصا مرزنشینان درغرب وجنوب کشوراز این دست غاقلگیری های رسانه ای وانتشار اخبار لحظه ای بود.جنگ به گونه ای آغاز شد که هیچ پیش خبری از احتمال وقوع آن منتشر نشده بود. درواقع رسانه ها حتی احتمال این حادثه را نه دراخبار ونه درتحلیل های سیاسی خود منتشرنکردند تا ملت به گونه ای خودشان را آماده برخورد با این طوفان کنند.

مرزنشینان ومردم ساکن دراستانهای بزرگ غربی وجنوبی ایران درحالی محل اسکان خودرا ترک می کردند که زیر شدیدترین بمباران های هوایی وآتش توپخانه های عراق قرار گرفته بودند. وارد آمدن تلفات سنگین به مردم وشماری از نیروهای نظامی باقی مانده درپاسگاههای مرزی ژاندارمری حکایت از ضعف شدید اطلاع رسانی درآن روزگارداشت.

چنین است که ما پیش ازوقوع جنگ سخت نیازمند وقوع جنگ نرم رسانه ای بودیم که درآن سالها توسط رسانه هااتفاق نیفتاد، هرچند رسانه ها چه داخلی وچه خارجی دربحث سیرتدریجی انقلاب وپیروزی آن نقش بسیارارزنده ای درانسجام بخشی ملت ایران داشتند اما این سوال مطرح می شود که چرا دربرابرچنین تهاجمی رسانه ها دربی خبری وعدم توان تحلیلی قرارگرفته بودند.

تنش های داخلی خصوصا دردانشگاه تهران وسایر استانهای هدف، انتخابات ریاست جمهوری پس از کناره گیری نخست وزیرموقت وحتی خنثی سازی عملیات کودتا ویا جریان سفارت آمریکا وحضور نیروهای آن کشور درطبس، رقابت های سیاسی وظهوروسقوط احزاب که هرکدام سهمی از سفره انقلاب درخواست می کردند، پیوسته در صدر اخباروتیترهای یک روزنامه های مهم کشورقرار داشت. روزنامه های کیهان واطلاعات وشاید (آیندگان که البته عمرچندانی نیافت) ازجمله رسانه های جریان سازخبری درآن سالها بودند.

هرچندرسانه ها به مرزهای کشورتوجهی نداشتند تا هشداری به ملت ومدیران عالی بدهند، اما میتوان اینگونه پنداشت که رسانه ها نیزدرفرایندضعف کسب اخباردچارغافلگیری شدند.رسانه ها زمانی می توانند مسایل یک کشورا تحلیل وبررسی وسپس خبری ازآن منتشر کنند که اولا توان بدست آوردن اخبارواطلاعات درحد لزوم افکارعمومی را داشته باشند ودوما توان تحلیل وبررسی وگاها تبدیل به خبرنمودن جریانات را نیزداشته باشند.

با شروع جنگ وباورتخلیه شهرهای بزرگ استانهای مرزی، جریان اطلاع رسانی نیزهرچند با تاخیراما افکارعمومی را متوجه خودکرد.صدای آژیرزرد وقرمزوسپس وضعیت سفید مهمترین اطلاع رسانی لحظه ای ازرادیوی ایران بود.عکاسان وفیلمبرداران بسیاری جلودارحضوردرمناطق عملیاتی شدند که شایدهیچگاه بازگشتی نداشتند.عکاسان وخبرنگارانی که حین ثبت پلان شهامت وشهادت خودنیزبه شهادت رسیدند.

به آرشیوعکاسان وفیلمبردارجنگی اگر توجهی داشته باشیم مملو ازتصاویری است که شاید چند دهه ازثبت آن گذشته وتحت عنوان تصاویری نایاب از جنگ درنمایشگاهی گروهی ویا انفرادی درمعرض دید مردم قرار گرفته ویاگاها فیلمی دلخراش که برای اولین بارودرتاریخ های خاص توسط شبکه های اجتماعی به نمایش گذاشته می شود.

نقش رسانه ها درآن سالها پس از فراغ بال نسبی از جریانات تند داخلی ، دعوت از نیروهای جوان برای حضور در خطوط مقدم جنگ بود. البته نسلی که پشتیبان انقلاب اسلامی وجریانات مذهبی درایران بود بشدت ازاین دعوت استقبال وظرف مدت کوتاهی این نیروهای جوان درکناریگانهای ازهم پاشیده ارتش، سپاه پاسداران وبسیج مستضعفین را خلق ورشد ونمو دادند،جوانان نخبه درآن سالهای سخت،سینه دربرابرگلوله سپرکردند.

سپاه دوماموریت بزرگ پیش رو داشت ، اول تشکیل وسازماندهی خودبرای حضوردردوجبهه داخلی ومرزی وسپس آموزش نیروهای بسیج برای تکمیل ظرفیت های نظامی واطلاعاتی خطوط مقدم وپشت جبهه برای برخورد با ستون پنجم دشمن.

دراین بین بازهم نقش رسانه ها درتقویت این راهبرد بسیارتاثیر گذاربود. انتشارخبرپیروزی ها ومقاومت دلیرانه سپاه ایران متشکل از ارتش ،سپاه پاسدان وبسیج ویا زیر ضربه قرار دادن تیم های مسلح ضد انقلاب درداخل شهرها با بهرگیری ازتوان ستادهای خبری سابق سازمان اطلاعات سپاه پاسداران خبرهای خوبی بود که درتقویت صف دفاعی ملت ایران تاثیر گذاری عمیقی داشت.

حالا ایران از ارتش بیست میلیونی برخوردار شده بودو ازهر خانه چندین جوان راهی جبهه ها می شدند، راهی که یک فریضه مقدس محسوب می شد. الگو گیری شیعیان ایران از(سیدالشهدا حضرت امام حسین ع )برگ برنده حضورجوانان دردفاع مقدس بود. درمکتب شیعه شهادت سعادت است و تفهیم وتاکید آن از سوی رسانه های داخلی اثر گذاری عمیقی داشت. حالا خطوط مقدم مملواز نیروهای جوان بود وفرماندهی تیپ ولشکرهای عملیاتی با اعتمادخاصی به جوانان بیست تابیست ودوساله سپرده می شد.

تعامل سپاه وارتش درعملیات شکست حصر آبادان ویا فتح خرمشهروفاو به رخ کشیدنی بود. جریان سازی این پیروزی برعهده رسانه ها قرار داده شد، جریانی که تا پایان جنگ وحتی پس از آن باید ازدستاورهای آن صیانت می شد.

این مهمترین نقش رسانه های داخلی بود که البته در حوزه روایتگری آنطور که باید وشاید چندان موفق عمل نشد.روایتگری که شاید جریانات خاص سیاسی به نفع ویا ضررخود ازآن استفاده کردند. درسالهای پس از جنگ با اولویت جریان اصلاحات ، رسانه ها و سایرحوزه های فرهنگی را ،نوک پیکان حملات سیاسی علیه جبهه سیاسی حریف قرارداند وبتدریج با تکثر رسانه های مکتوب وبر خط، جریان اطلاع رسانی رابا شیوه ای خاصی توام با افشاگری همراه نمودند.

ازآن سالها نسل جوان به یکباره با شیوه های نوین اطلاع رسانی مواجه شدند ودرمقابل ،روش های تندوتیزوبرخوردهای فیزیکی پاسخگوی این جنگ ترکیبی نبود. بسیاری افراد شاخص نیزدرجهاد اکبرنمره قبولی نگرفتند وبا خروج ازصف، اعتمادها راشکننده کردند.رسانه ها به سرعت جبهه جدید خودرا ساماندهی وبا غنای اطلاعاتی وبا سهولت ازفساد های اقتصادی پرده برداشتند وتضادهای فکری را توامان با واقعیت یغمای بیت المال شدت بخشیدند.

با این اوصاف با ریزش سرمایه های اجتماعی درجبهه خودی مواجه شدیم ،جبهه رسانه ای که بدون سازوبرگ لازم قادربه ترمیم خسارت های وارده نه در مهندسی خبرونه درایجاد ضد خبرنیست چرا که اصولا رسانه های داخلی به اهلش واگذار نشده است.

افسران جنگ نرم درمقابل ترکیب سوژه ها علیه بنیان های فکری انقلاب، دست خالی هستند.نفوذ افراد انقلابی نمادرهیات مذهبی ویا نهادهای دارای رانت وقدرت سیاسی برای تقویت بنیه اقتصادی جبهه خودی وسپس خروج از کشوربا میلیاردها دلارپول، ضریب بی اعتمادی را افزایش داد و پنهان سازی وعدم گفتمان مستقیم وسازنده با نسل نوجوان وجوان ،مارا درمسیری سخت ویا بن بست قرار داده است.

برای خروج از این بحران که دامنگیررسانه ها نیزشده است تنها یک راه وجود دارد وآن گفتگو با نسل امروزوفرداست.ما باید دلایل روشن خودرا با جوانان بازگووبه تشریج ابعاد فعالیت شبکه نفوذ دربدنه انقلاب بپردازیم.چراکه جنگ امروز، جنگ نرم برای تغییر به تعبیردشمنان است.

باید برای درمان به نیروهای متخصص ووفادار وبی ادعا ، اعتماد کردو به بیان درد پرداخت تا بتوانیم درد را درمان کنیم . چرا که آنطور که پیداست این ملت شهید داده ومقاوم تمایلی به تغییربرابرتعبیردشمنان ندارند وبیشترخواستاراجرای اصلاحاتی تحت نظارت قانون و مجازات مفسدان هستند./// انتهای پیام 1400 کلمه

یادداشت روز  1402

آب در گرداب

فرزادوثوقی روزنامه نگار( شهرام شاهد)

آب در شرایط فعلی دچار بی برنامگی والبته بی توجهی شده است.بااین شرایط باید درانتظار روزهای سخت وبحرانی بود. نگاه به موضوع آب یک باور واراده قوی می خواهد که البته باید نسبت به آن تاسف خورد.انگارآب درگرداب بی توجهی درحال نابودی وفتاست.موضوع آب یک موضوع کاملا تخصصی و کاراز حفاری های سنتی گذشته است. حالا باید دید چه محصولی باید کاشته شود چه محصولی باید وارد ودرصورت ممکن تهاتر شود.دسترسی به منابع وتحقیقات علمی یک ضرورت است که باید دوباره خوانی شود.

بسياري از دولت‌ها به‌دليل هزينه‌هاي سنگين طرح‌هاي توسعه منابع آب، ساخت، بهره‌برداري و نگهداري از تاسيسات آبي، مديريت و گاهي حتي مالكيت اين سامانه‌ها را به بخش خصوصي واگذار كرده‌اند. هرچند اين كار به تنوع بخشي مالي و پايداري مالي اين سامانه‌ها كمك مي‌كند، اما خطر جدي بر محيط زيست و اقشار فقير جامعه را نبايد ناديده گرفت. آب از حقوق اساسی بشر است كه بايستي به‌طور مساوي در اختيار همگان قرار گيرد. تامين حداقل نياز پايه آبي تمام آحاد كشور و همچنين اطمينان از اينكه تمام مردم در تمام اوقات، دسترسي اقتصادي و فيزيكي به حداقل نياز پايه آب را داشته باشند، از وظايف ذاتي دولت‌هاست.

آب سرمايه مشترك انسان‌ها و عنصری اساسی برای زندگی و فرآیندهای اساسی حیات همه موجودات زنده است و بنابراین مبنای اساسی برای پایداری زندگی در زمین محسوب می‌شود. این ماده به‌طور مستقیم برای مصارف آب آشامیدنی، بهداشت و تولید غذا و به میزان کمتری برای تولیدات کشاورزی و نیز صنعتی در بخش‌های مختلف موردتوجه است. بنابراین دسترسی پایدار به منابع آبی سالم، یک مبنای اولیه برای پایداری رفاه بشر در نسل‌های آینده محسوب می‌شود.

توسعه پايدار، توسعه‌اي است كه نيازهاي نسل حاضر را بدون لطمه زدن به توانايي نسل‌هاي آينده در تامين نيازهاي‌شان فراهم مي‌سازد. دستيابي به توسعه پايدار مستلزم هماهنگ‌سازي سياست‌هاي اقتصادي، اجتماعي و زيست‌محيطي است. يكي از زيربناهاي اساسي توسعه پايدار، پايداري منابع آب است.
توسعه پايدار در مقياس جهاني زماني تجسم مادي و عيني مي‌يابد كه فاصله طبقاتي بين افراد در كشورهاي فقير و غني كاهش يابد. درباره آب سالم، كاهش فاصله استفاده از آب بين افراد در كشورهاي فقير و ثروتمند است.
محدوديت منابع آب جهان و مشكلات قريب‌الوقوع ناشي از نيازهاي فزاينده آبي، كشورهاي فقير و غني را به يكديگر مرتبط كرده است. ميليون‌ها انسان فقير كم مي‌خورند تا افراد ثروتمند رژيم پرپروتئين داشته باشند. زيرا ظرفيت اكولوژيكي محدودي در جهان وجود دارد و آب و زمين در مقياس جهاني عادلانه توزيع نشده‌اند.
بنابراين اگر گروهي بيشتر از سهم عادلانه خود مصرف كنند، عده‌اي ديگر كمتر مصرف مي‌كنند. دوام اين نابرابري، نقطه آغاز تنش‌ها و تعارض‌های اجتماعي خواهد بود و توسعه پايدار جهاني را دچار مخاطره خواهد کرد. لذا امنيت غذايي برخي جوامع و كشورها به خطر خواهد افتاد.

ریزش‌های جوی ما هم از نظر زمانی و هم مکانی توزیع نامناسبی دارد. بیش از ۲۵ درصد ریزش‌های جوی ما در فصل زراعی و مابقی در فصل غیر زراعی اتفاق می‌افتد. از نظر مکانی هم منابع آبی ما توزیع بسیار نامناسبی دارد. ۷۰ درصد منابع ما در غرب و شمال است و شرق کشور منابع آبی محدودی دارد.
از نظر اقلیمی نیز بیشتر مساحت کشور، یعنی بالای ۷۰ درصد مساحت ایران در مناطق خشک و نیمه خشک واقع شده است و مجموع این عوامل نشان می‌دهد که کشور ما به شکل ذاتی از کمبود منابع آب رنج می‌برد. دوره‌های خشکسالی هم که اتفاق بیفتد، ابعاد فاجعه را بسیار وخیم‌تر می‌کند و موجب می‌شود در دوره‌هایی این وضعیت به یک بحران زیست‌محیطی و هم اجتماعی تبدیل شود و امنیت غذایی در مخاطره افتد.
امنیت غذایی نباید به‌عنوان خودکفایی تعریف شود؛ منظور اصلي امنيت غذايي، فراهم کردن امكان افزايش قابل‌توجه توليد كشاورزي به‌صورت پايدار به همراه توزيع عادلانه آن و پيشرفت اساسي در احقاق حقوق مردم براي دسترسي به غذاي كافي و مكمل‌هاي غذايي مناسب، اعلام شده است. امنيت غذايي يعني اطمينان از اينكه تمام آحاد كشور در تمام اوقات دسترسي فيزيكي و اقتصادي را به غذاهاي اصلي موردنياز خود داشته باشند.
امنيت غذايي به عوامل زيادي بستگي دارد و در سطح كلان تابع جمعيت (نرخ رشد)، توليد مواد غذايي، بهره‌وري، عملكرد بخش كشاورزي، واردات و صادرات، درآمد ملي و قيمت‌هاست. آب كليد امنيت غذايي است. امنيت غذايي از سه طريق امكان‌پذير است: افزايش تراكم كشت، افزايش سطح زيركشت و افزايش عملكرد و توليد در واحد سطح.
پيش‌بيني مي‌شود در آينده سهم افزايش تراكم كشت ۱۰ درصد، افزايش سطح زيركشت ۲۰ درصد و افزايش عملكرد در واحد سطح ۷۰ درصد خواهد بود.
در ايران امنيت غذايي را بايد ازطريق افزايش عملكرد در واحد سطح پيگيري كرد و امكان تخصيص اّب به بخش كشاورزي نه‌تنها وجود ندارد بلكه بايد سهم بخش كشاورزي را با ارتقای بهره‌وري و كاهش تلفات آب به نفع بخش شرب و صنعت كاهش داد.

در گذشته‌های دورتر، میزان آب تجدیدشونده کشور، یعنی آبی که از بارش‌ها حاصل می‌شد، حدود ۱۳۰ میلیارد مترمکعب بود اما در دوره‌های بعد این رقم کاهش یافت و به حدود ۱۲۲.۵ میلیارد مترمکعب و در پنج ‌ساله اخیر به ۱۰۴ میلیارد مترمکعب رسید.
ایران حدود یک درصد جمعیت جهان را در خود جای داده و ۱.۱ درصد از مساحت خشکی‌ها متعلق به ایران است درحالی که منابع آب تجدیدشونده ما تنها ۰.۳۶ درصد منابع تجدیدشونده جهان است.///انتهای پیام 850 کلمه

یادداشت شهریور1402

وسوسه حضورمتکدیان

فرزادوثوقی روزنامه نگار ( شهرام شاهد)

تمام کسانی که مهاجرت می‌کنند به دنبال افزایش رفاه ومعیشت خود می‌باشند. این افراد به فکر مراحلی هستند که پله‌های ترقی را طی کنند، پس مهاجرت درمجموع نوعی ابراز نیازاست حتی اگربه حاشیه نشینی وتکدی ختم شود. این داستان هم شامل اتباع بیگانه در ایران است وهم شامل ایرانیانی که از کشور به هردلیل وبه هر شکل خارج می شوند. شاید این موضوع یک تعریف عام باشد اما به صورت میدانی و درسطوح اجتماعی کاملاً مشهود است. گاهی مهاجرت از سرناچاری به تکدی گری ویا سایر مشاغل سخت منتهی میشود ،اما باید دید چرا شخص مهاجر این سختی را به جان می خرد وحاضر به ترک سرزمین مادری خود می شود.

تولید محرومیت و تلاش برای محرومیت زدایی یکی از موضوعات تبدیل شده به بحران‌های اجتماعی است . ساماندهی کودکان خیابانی و کودکان کارنیز به یک بحران صوری تبدیل شده است. صوری از آن جهت که برخورد با این بحران چندان دشوار بنظر نمی رسد اما اراده ای برای ساماندهی آن نیست.

هرچند آمار کودکان کاربه شدت به دلیل ساماندهی کودکان خیابانی، توسط تیم‌های سازمان یافته تکدی افزایش یافته است ، اما دولتی‌ها قادرنبودند ویا نخواسته اند با اجرای یک برنامه هدفمند و ضربتی کودکان خیابانی را که به کودکان کار تبدیل وضعیت شده اند را ساماندهی کنند.

اگر بخواهیم محرومیت و محرومیت زدایی را تعریف کنیم باید به این نکته مهم توجه کرد که محرومیت را نمی‌توان در کوچه پس کوچه‌های بافت فرسوده شهری مانند شیراز جستجو، شناسایی و درمان کرد، چرا که چهره محرومیت شاید صوری وعوام فریبانه ورابطه مستقیمی با موضوع تکدی گری وگنج نهفته درآن داشته باشد ویا به لحاظ مصالح برخی به فریز اراضی در مناطق بافت های فرسوده ویا حاشیه شهرها ربط داشته باشد.پلاک ها واراضی که درآن فقر ساکن می شود وپس از سالها ایجاد تنفراز آن محیط به یکباره شاهد تغییر کاربری های بزرگ درآن مناطق باشیم.

محرومیت در ابعاد مختلف خود از ضعف فرهنگی افرادی حادث می شودکه نمی‌دانند و یا ازآنان خواسته نشده و یا به اجباراز ظرفیت های فرهنگی پس زده شده اند تا جهل وجهالت از آنان افرادی تابع وفرانبربسازد.

حالا اما کودکان خیابانی به کودکان کار تبدیل شده‌اند آن هم نه از سوی دستگاه‌های متولی وبودجه خوار، بلکه از سوی گروهی که کودک را با فرهنگ، ابرازنیازوتکدی پرورش می‌دهند تا پیوسته تابع مقررات خاص و منافع تیم اقتصادی خود باشند.

در واقع کودکان کاریک منبع تولید ثروت ودارای ظرفیتی بالا هستند که درهررده سنی می‌تواند بر اساس نیاز وهدایت سرتیم خود درآمدزایی کنند.

با این اندیشه، انسان‌ها دریک میدان گریز ناپذیرومحروم پرورش می‌یابند و سپس امکان نقل مکان او ازیک نقطه به نقطه ای دیگر وحتی جایگاهی دیگر امکان پذیر است. محرومیت‌زدایی از محلات شهری مانند شیراز و یا سایر شهرهای کشور تابع تسری فرهنگی است.

طرح این سوال لازم بنظر می رسد که چرا در این مناطق شاهد اوج آسیب‌ها هستیم و چرا بافت‌های فرسوده و حاشیه ای شهرهای بزرگ بسترتولید آسیب های اجتماعی است. چراسکونتگاههای غیررسمی درشهرهای بزرگ رسمیت می یابند و دستگاههای مسوول چشم برهم می گذارند .

برخورد با ایجاد این شهرک ها وظیفه کدام سازمان است وچرا برای محرومیت زدایی بودجه‌های سالانه تعریف می‌شود اما تغییری درچهره این سکونتگاههای غیر رسمی ایجاد نمی شود.

اینک در ششمین دوره تشکیل شوراهای شهر وروستا و یازدهیمن دوره تشکیل مجلس شورای اسلامی در کشور هستیم ،بعلاوه برخورداری از سازمانهای نظارتی واخیرا تیم های مطالبه گرمردمی در شهرها و روستا ها. اماعملکرد کمیسیون‌های محرومیت زدایی همراه با موازی کارهای کمیسیون‌های فرهنگی و حتی برنامه و بودجه بدون نتیجه مانده والبته سوال برانگیز است که چرا وکلای مردم نتوانسته اند براین معضل غلبه کنند.

چرا که عملکرد آنان قادر نبوده محرومیت را از چهره جامعه بزداید ،فرد متکدی فرزند مهاجرت است، فرزندی که در گمنامی متولد شده واین گمنامی نشات گرفته ازمهاجرت ،برای اوگران تمام شده است گران از این باب که باید به وضعیت موجود تحت هر شرایطی تن بدهد./// انتهای پیام 700 کلمه

یادداشت شهریور1402

مالیات ودیپلماسی اقتصادی

فرزادوثوقی روزنامه نگار

اطلاق تولید رادراین نگارش هم به ایجاد اشتغال وهم کالا وخدمات وهم درآمدهای ارزی جایگزین خام فروشی نفت منتصب می کنیم. در گذشته ای غیر قابل انکاردریافت های نامتعارف از سرمایه گذاران خرد وکلان باعث شد ، سرمایه گذارانی که امر مهم تولید را دردست داشتند به سپرده گذاران بانکی تبدیل شوند. اشتباه بزرگی که در خلاء ندادن فرصت به کارآفرینان در ایران اتفاق افتاد. فرصت ها کاملا واضح که نیازی به توضیح نداردچرا که همچنان با آنها دست به گریبان هستیم. در یک کلام زیرساخت های تولید یا دچار آسیب وتنگ نظری شدند ویا درمکان هایی که قراربود تولید اتفاق بیفتد وجودنداشتند.

کارآفرینان یا همان سرمایه گذاران، یک سهم آورده بعلاوه طرح توجیحی وموثر خود را بعلاوه اختصاص تسهیلات بانکی دراختیار دارندو وظیفه موثرآن پوشش نیازهای داخلی دارای استانداردهای جهانی وهم ارز آوری است. یعنی تولید واستاندارد بایددر حدی باشند که ثبت سفارش خارجی همراه با بازاریابی جهانی انجام شود وبازارهای جهانی پیش از تولیدداخلی ، محصولاتی را که نیازمند تامین آن هستند پیش خرید نمایندویا احتمالا پیش پرداختی به تولید کننده بابت خرید مواد اولیه وسایر موارددر حوزه تقویت تجهیزات ، پرداخت کنند.

این پیش پرداخت بصورت دلارودرهم انجام می شود وبرای ورود این ارز باید بستر نظام بانکی ما از هر حیث آمادگی داشته باشد. اما بلوکه شدن سهم تولید در بانک های خارجی با توصیف شدت گرفتن تحریم های اقتصادی ، پاسخ لازم واقناع کنند ای نیست. چرا که در سیاست نباید مانع حوزه اقتصادی ومعیشتی ملت شد ودر حوزه اقتصادی نیز نباید آنرا به ابزاری برای فشار سیاسی بکار گرفت. که متاسفانه امروزه هر دو توصیف دریک کانال مورد استفاده قرار گرفته اند.

با رکود تولید ، بیکاری خلق شد وجوانان تحصیلکرده ویا آچار بدست ازنعمت کاردرکارخانه های بزرگ وکوچک محروم شدند. صاحبان سرمایه وکارآفرینان با توجه به اعمال سیاست های خارجی وتنش های پی درپی سیاسی با موانع بزرگی در امر تجارت جهانی برخورد کردندواین موانع آسیب زا آنان را از ادامه راه تولید و اشتغال ونیز حضور دربازارهای جهانی باز داشت.

هر چند سیاست های تنش زدایی در داخل ایران بصورت فصلی در دوره های چهار ویا هشت ساله اعمال شد اما تنش های پس از گفتگوها برشدت انزوای کالای ایرانی در بازار جهانی افزود.

حالا دوباره با سیاست های تنش زدایی در حوزه سیاست اقتصادی واقتصاد سیاسی مواجه شده ایم که ترمزاین بازی نرخ دلارودرهم را تا مرز 60 هزار تومان وپیش بین های هر دلار یکصد هزار تومان کشیده است. با اعمال این سیاست ها در دولت سیزدهم تورم مهار نشده اما متوقف شده است. درواقع دوران رکود تورمی را طی می کنیم .

دورانی بسیار شکننده که ممکن است بایک حرکت سیاسی حتی یک بیانیه ویا احتمال انجام یک حرکت خودسرانه ، فروبریزد ودوباره ثانیه به ثانیه پول خارجی بربرتری خود برپول ایرانی بیفزاید.

دوران پایان سلطه نفت براقتصاد شاید از شصت سال پیش هویدا گردیده بود. زمانیکه سعی داشتند کشاورزان را مجبور کنند از خیر کشت برنج بگذرند وواردات آنرا شدت بخشند چرا که برخی کشورهای جهان تا زانو درآب گرفتار شدند وبرخی به دلیل پیش بینی شرایط جوی دست به گریبان بی آبی می شدند. اما وبه هر طریق امکان این انصراف به دلیل فقر فرهنگی ونیز توقف صنعتی ایران محقق نشد.

کشت گندم وبرنج یا همان غرق آبی ها ادامه یافت. فارس مدال افتخار گرفت ودر نهایت خشک شد.حال با این وضعیت حتی امکان استقرار برخی صنایع مانند پتروشیمی های پیش بینی شده وجود ندارد. تنها شانس باقی مانده تفهیم فرصت استقرار صنعت گردشگری است. هر چند سرمایه گذاری دراین بخش جگر شیر می خواهد چرا که یک تضاد اندیشه دراین بین وجود دارد.

دیدگاهها به سمت رونق گردشگری بسیار منفی است. تنگرهای وارد شده به اماکن گردشگری که در یک روزشاید میلیون ها گردشگر داخلی وشاید خارجی داشته باشد ، منفی منفی از آب درآمد. حوزه قضایی ما از طرفی خود را حامی صنعتی وتولید معرفی می کند واز طرفی صنعت گردشگری را به عنوان صنعت برتر فارس مورد پذیرش قرار نمی دهد.

به گذشته باز می گردیم ، زمانیکه همایش های بزرگ پولشویی درایران برگزارمیشد وشعارهای محوری آن" از کجا آورده ای" بود. با این شعار سرمایه گذاران را فراری میداند. درواقع رانت اطلاعاتی باعث می شد پیش از برگزاری همایش ، سرمایه گذاران میدان را خالی کنند.

حال دراین نقطه ایستاده ایم،صنعت قابل توجهی نداریم تا پاسخگوی نیازهای اشتغال جوانان باشد. بازنشستگان نیز به دلیل اختلاس های انجام شده مدیران صندوق های مربوطه از نعمت همسان سازی بی بهره ماندندو دریافتی های آنان با نرخ تورم همخوانی ندارد.

یارانه نیز پس از گذشت شانزده تا هجده سال ،ثبات خودرا حفظ کرده درحالیکه تورم با سرعت صوت از آن عبور کرده است.

درآن زمان گفته بودند یارانه های دولت بر انرژی ونان قطع می شود ومستقیم به ملت پرداخت می شودتا مردم خودشان مصرف خودشان را کنترل کنند ودرعوض منابع صرفه جویی شده از محل یارانه ها به امر تولید اختصاص پیدا خواهد کرد! امروز هم می گویند مالیات برای رونق پروژهای عمرانی ونیزخلاء درآمدی شهرداری ها و توسعه کشور بجای درآمدهای نفتی بکار گیری خواهد شد.

ما به دنبال یک معادله ساده مالیاتی هستیم. کسانیکه باید مالیات بدهند فرارمالیاتی دارندو آنانکه حقوقشان به گروگان گرفته شده است پیش از دریافت حداقل ها با کسرمالیات مواجه اند.مدیران مربوطه می گویند به دنبال شکار دانه درشت های فراراز مالیات هستند. روزگاری نیز به دنبال دانه درشت های تسهیلات بگیر هستند وتهدید می کردند نام این ابر بدهکاران بانکی را در رسانه های رسمی اعلام خواهند کرد. حتی می گفتند تعداد این افراد به تعداد انگشتان یک دست است.

فرهنگ مالیاتی از این قرار است که ملت در قبال حسن نیت دولت درامرعمران وآبادانی کشورمالیات وعوارض خودرا به موقع پرداخت می کنند. کسی به صندوق های مربوطه دست درازی نمی کند ورقم اختلاس ها هر روز نرخ افزایشی ندارد.

درآن کشورها دکل نفتی مفقود نمی شود وبه صندوق تامین اجتماعی اش که حاصل دسترنج کارگران دست پینه بسته است تعرض نمی شود. در واقع اعتماد حکم فراست. صنایع بصورت زنجیره ای وبین المللی در حال فعالیت هستند و فناوری های نوین حرف اول را می زنند. سفارتخانه ها یشان باز است و دیپلماسی اقتصادی مقدم بر دیپلماسی سیاسی است. درواقع دیپلمات ها آموزش های بازار یابی وعقد قراردادهای بزرگ تجاری می بینند تا اینکه بخواهند یک سیاستمداربا ژست متفکرانه باشند.

برخی کشور ها در سفارتخانه های خود پنجاه عضودارند که یک نفرشان پاسپورت مهرمی کند وچهل ونه نفر دیگر بازاریابی می کند و اما برخی کشورهای سیاست زده از پنجاه عضو یک نفر بازاریابی وچهل ونه نفر پاسپورت مهر می کنند. با این اوصاف نیازمند یک تغییر جهت اساسی در روند موجود هستیم. روندی که ما را دوباره راهی بازار های جهانی کند و دریافت مالیات بدون تنش وبا سهولت از افراد خاص برای تامین حداقل های معیشتی دریافت شود. این روند امنیت ورفاه اجتماعی را به دنبال خواهد داشت. /// انتهای پیام 1200 کلمه

یادداشت شهریور1402

خروج از انزوا

دیپلماسی سیاسی اقتصادی ایران با ملل جهان وارد فاز جدیدی می شود.اینکه ملل جهان مشتاق اما درانتظار پیوستن به صف سرمایه گذاران درایران هستند با عث شده تا موضوع تحریم های اقتصادی علیه کشورمان رنگ باخته وجوامع جهانی براین باور باشند که فرصت های طلایی را از نظر سرمایه گذاری درایران باخته اند.

هرچند فرصت های تاریخ گذشته اقتصادی درایران قابل احیاء هستند اما باید دید ممالک توسعه یافته وقادربه هزینه کرد سرمایه درحوزه زیرساخت های معطل مانده کشورمان تا چه اندازه ریسک پذیرند ومی توانند خودرا از سلطه دلار خارج کنند. مدتها بحث وگفتگو پیرامون حوزه یورو درمناطقی از جهان رونق گرفت ، تا یورو بتواند جایگزین مناسبی برای مبادلات ارزی بین ملل جهان گردد. هر چند یورو توانست قدم های بلندی دراین رابطه بردارد اما سلطه دلار به این سادگی قابل رفع نبود واتحادیه اروپا با تمام تلاش خود نتوانست از حوزه دلار خارج شود.

دریک دهه گذشته اتحادیه اروپا سعی کرد تا به تقویت واحد پولی یورو بپردازد تا به نوعی بتواند از سلطه دلار در معاملات جهانی خارج شود. همزمان با روسیه اتحادیه اروپا در حال تدوین طرحی برای تقویت نقش یورو و تضعیف دلار در بازار جهانی بود.

اما بلومبرگ خبرگزاری آمریکایی با دستیابی به اطلاعات اقتصادی اتحادیه اروپا اندیشه وجایگاه یورو درمبادلات جهانی راافشا کرد. درآن برهه اتحادیه اروپا قصد داشت با اجرای سلسله سیاست‌هایی جایگاه یورو را تقویت کرده و سلطه دلار را در اقتصاد جهانی را تضعیف کند.

در این برنامه که با نام پیش به سوی تقویت جایگاه جهانی یورو آمده است علیرغم آنکه شرکت‌های اروپایی تولید کننده و خریداران بزرگی هستند اما در بازارهای استراتژیک به دلار معامله می‌کنند وحتی درمبادلات بین شرکت‌های اروپایی نیز دلارمبنای ارزی است.این مسئله شرکت‌های اروپایی را تحت تاثیرخطرنوسانات ارزی وهمچنین تشدید اختلافات سیاسی نظیرتصمیمات یکجانبه که مبادلات دلاری را به صورت مستقیم تحت تاثیر قرار می‌دهند گذاشت. درواقع استفاده ابزاری ازدلارمی توانست بصورت یکجانبه معادلات ومبادلات جهانی را به سمت منافع خود تغییر جهت دهد. این تغییر جهت از نظر اتحادیه اروپا یک تهدید بزرگ محسوب می شد که در جریان خروج یکجانبه آمریکا از برجام به وضوح می توان مورد مثال درعصر معاصر قرار گیرد.

در طرح پیش به سوی تقویت جایگاه جهانی یوروآمده است، با توجه به اینکه 340 میلیون شهروند اروپایی به صورت روزانه از اسکناس‌ها و سکه‌های یورو در 19 کشورعضوحوزه یورو استفاده می‌کنند این ارزدومین ارزمهم بین‌المللی پس ازدلارمحسوب می‌شود.

در سال 2017 حدود 36 درصد مبادلات بین‌المللی از نظر ارزش به یورو بسته شده و یورو حدود 20 درصد حساب ذخیره ارزی خارجی بانک‌های مرکزی کشورها را شامل می‌شد، البته سهم دلارازحساب ذخیره ارز خارجی بانک‌های مرکزی کشورها 60 درصد بود. درهر صورت آمریکا با توسل به ابزارتحریم های اقتصادی حتی یکجانبه که ناشی از قدرت دلار است تا کنون توانسته سهم روبه رشدی را دراقتصاد جهانی ایفا کند ودیگران را که دراتحادیه اروپا صاحب برنامه هستند به انزوا بکشاند.

اما دردنیای سیاست و اقتصاد سیاسی همیشه برگ های برای برنده شدن ویا احتمال باخت مطلق وجود دارد. پیوستن ایران به سازمان بریکس آن هم دردوران تحریم‌های شدید غرب علیه ایران یک پیروزی بزرگ و نقطه عطف سیاست خارجی ایران است. درواقع ایران همزمان با شروع دولت سیزدهم سعی برآن داشت تا به ترمیم روابط با ملل جهان خصوصا کشورهای همسایه بپردازد.

سفرهای بسیار مهمی از سوی رییس جمهوربه کشورهای همسایه، اروپایی ،آفریقایی وآسیایی انجام شد که درنهایت می توان به بارز ترین آن یعنی عضویت ایران در بریکس اشاره کرد. کشورهای عضوبریکس از پنج عضوحالا به یازده عضوافزایش پیدا کرده اند، هرچند نمی توان درکوتاه مدت منتظر یک معجزه بزرگ دراقتصاد ایران باشیم اما این گام می تواند، گامی مهم وبلند درتقویت مناسبات اقتصادی ایران با جهان باشد آنهم درشرایطی که آمریکا یک تنه حاضر به بازگشت به برجام نیست وفشارها علیه ایران را افزایش می دهد.

بریکس یک فرصت بود ودولت ایران ازاین فرصت برای نشان دادن میل باطنی خود به تعامل جهانی استفاده کرد. حالا ایران دو پله مهم سیاسی اقتصادی را در روابط بین الملل برداشته است. اول ترمیم وتوسعه روابط با عربستان و دوم عضویت در بریکس.این گروه هم اکنون ۴۰ درصد از منابع مالی جهان، ۱۵ درصد تجارت جهانی و ۲۵ درصد تولید ناخالص داخلی طبق گزارش بانک جهانی را در اختیار دارد.

تاثیر عضویت در بریکس برای ایران مهم است این درحالی است که رهبران کشورهای عضو گروه بریکس در یکی از آخرین اقدامات خود بیانیه مشترکی نسبت به رسیدن به توافق در مذاکرات هسته‌ای وین ابراز امیدواری کرده و ازحق ایران برای استفاده از انرژی صلح آمیز هسته‌ای دفاع کردند.

همانطور که درابتدا گفته شد دیپلماسی سیاسی اقتصادی ایران با ملل جهان وارد فاز جدیدی می شود. ایران ثابت کرده است که خواستار تعاملات بین المللی است وبا حسن نیت قدم در مجامع جهانی می گذارد واین آمریکاست که با استفاده ابزاری از دلار،بصورت یکجانبه سلطه خود بربازارهای جهانی را در قبضه وسیطره دارد.هرچند ایران با پیوستن به بریکس وارد گروه کشورها با قدرت اقتصادی نوظهور شده است.

یادداشت شهریور1402

حلقه مفقود‌شده از حافظان بی‌حفاظ محیط ‌زیست

مروری بر قوانین حقوقی حمایتی از محیط‌بانان، حلقه مفقود‌شده از حافظان بی‌حفاظ محیط‌زیست . محیط‌‌ بان‌ کسی‌ است‌ که‌ مسوولیت‌ اجرای‌ قوانین‌ و مقررات‌ شکار،صید و حفاظت‌ و بهسازی‌ محیط‌ زیست‌ را در سطح‌ حوزه‌ استحفاظی‌ خود بر عهده‌ دارد. لذا با توجه به اهمیت شغل این قشر فهیم و مظلوم در جامعه هدف از ارایه این مقاله، مروری بر مشکلات این حرفه و بررسی قوانین حمایتی از این افراد می‌باشد

محیط‌ بانان سازمان حفاظت محیط زیست از نظر قوانین استخدامی، کارمند دولتی محسوب می‌شوند. اما باتوجه به شرایط کاری، وضعیتی شبیه به نیروهای انتظامی یا شبه نظامی دارند

تعداد محیط‌ بانان در کشور با وجود مسوولیت های فراوان ، کافی نیست. محیط‌ بانان همواره با خطرهای زیادی مانند درگیری مسلحانه، زندگی در مناطق بیابانی، کوهستانی، مواجهه با تله های انفجاری و آتش سر و کار دارند. بنابراین، حمایت از آن ها باید در اولویت برنامه های اصلی دولت قرار گیرد

نگاهی گذرا به وضعیت محیط زیست جهان بیان گر این واقعیت است که در چند دهه اخیر بر اثر فعالیت های بشر، کره زمین متحمل صدمات جبران ناپذیری شده است. عدم توجه به ظرفیت های قابل تحمل محیط زیست، بهره برداری نامناسب از منابع طبیعی، بهره کشی بشر از محیط زیست، شرایطی را برای دست به گریبان شدن جوامع با انواع معضلات محیط زیستی ایجاد نموده است. اثرات مثبتی همانند ارتقای حساسیت کشورها و تصویب صدها قانون و آیین نامه در سطح داخلی و نیز عرصه بین المللی نتیجه حمایت و توجه به مباحث محیط زیستی دولت ها بوده است که حتی در برخی از کشورها این امر منجر به تغییر روند به سمت تخریب کم تر و کاهش آسیب به محیط زیست شده است.اما در کلیت موضوع، مشکلات محیط زیست جهانی همچنان با آینده بشر گره خورده است. به همین دلیل نقش سازمان ها و ساز و کارهای جهانی حفظ محیط زیست و تقویت توانمندی کنوانسیون های بین المللی و معاهدات منطقه ای بیش از پیش ضرورت می‌یابد

درگیری میان شکارچیان غیر قانونی و محیط‌بانان مساله‌سازترین موضوع حقوقی برای آنان است و لذا سازمان محیط زیست کشور باید در اسرع وقت و با کمک مجلس شورای اسلامی نسبت به تدوین قوانین حمایتی از محیط‌بانان کشور اقدام کند.

تاکنون بسیاری از محیط‌بانان ایرانی در جریان درگیری‌های مسلحانه با متعرضان محیط زیست جان خود را از دست داده‌اند و این در حالی است که به نظر می‌رسد با تصویب قوانین حمایتی، امنیت کافی آن ها در برخورد با متعرضان تامین شود.

با و جود این که از حدود 90 سال قبل تدوین قوانین در حوزه شکار آغاز شده است، اما همچنان با خلاء وجود برخی قوانین حمایتی از یک سو و ناکارآمدی برخی دیگر از قوانین از سوی دیگر مواجه هستیم

اما مایه شگفتی است که بعضاً برخی از محیط‌بانان در راستای دفاع از محیط زیست و حیات وحش کشور و در حین درگیری با شکارچیان غیر قانونی مرتکب قتل شده و متعاقباً به قصاص نفس محکوم شده‌اند و این در حالی است که بر اساس قوانین موجود در کشور این عزیزان ضابطین دادگستری محسوب شده و باید تا حدی مورد حمایت خاص قرار گیرند که بتوانند بهتر به وظایف قانونی خود عمل کنند.

اما اگر محیط بان یا جنگل بانان یک معارض مسلح را هدف قرار دهد و او را به هلاکت برساند مرتکب قتل عمد شده

درگیری میان شکارچیان غیر قانونی و محیط‌بانان مساله‌سازترین موضوع حقوقی برای آنان است که در این رابطه باید به دو نکته مهم توجه کرد.

نخست بحث تمرد نسبت به مامورین دولت است. بر اساس قانون مجازات اسلامی هرگونه حمله و یا مقاومت که با علم و آگاهی نسبت به مامورین دولت در حین انجام وظیفه آنان به عمل آید، تمرد محسوب می‌شود و مجازات حبس را به دنبال دارد و اگر این تمرّد با اسلحه باشد، مجازات حبس نیز تشدید می‌شود.

توجّه داشته باشیم که محیط‌بانان با عنایت یه این که مامورین سازمان حفاظت از محیط زیست هستند به وضوح مامور دولت محسوب می‌شوند. لذا چنان چه شکارچیان نسبت به اجرای دستورات قانونی محیط بانان مقاومت کنند، مرتکب جرم تمرد نسبت به مامورین دولت شده‌اند.

نکته دوم و مهمی که باید به آن اشاره کرد بحث دفاع مشروع است. متاسفانه با وجود این که در قوانین جزایی کشور به روشنی بر دفاع مشروع تاکید شده و آن را از عوامل موجهه جرم دانسته اما در عمل برخی قضات کشور به این مهم توجه چندانی ندارند.

به عبارتی پیشنهاد می گردد محیط‌بانانی که در درگیری با شکارچیان غیر قانونی و در حین انجام وظیفه و در چارچوب قوانین موجود در کشور به دفاع مشروع بپردازند، چنان چه مرتکب قتل یا جرح گردند نباید به مجازات قصاص نفس یا عضو محکوم شوند. این در حالی است که در سال‌های اخیر و در جریان برخی پرونده‌ها دیده شده که با مراجعه به برخی قوانین عنایت چندانی به بحث دفاع مشروع نداشته‌اند.

بسیاری از حقوق دانان و وکلای مجلس بر این عقیده اند که قوانین باید چابک تر، شفاف تر و کامل تر باشد لذا اکنون وقت آن است که دولت محترم لایحه حمایتی کاملی را تدوین و جهت تصویب به مجلس محترم ارسال نماید و یا اگر در سنوات اخیر چنین لوایحی تقدیم گردیده است چرا تا کنون اطلاع رسانی دقیقی از ان به عمل نیامده تا این قشر مظلوم بیش از این در معرض متجاوزان به محیط زیست دچار خسران نباشند.///انتهای پیام 874 کلمه

یادداشت شهریور1402

سرمایه گذارخارجی و باید ها

فرزادوثوقی – روزنامه نگار

ما نیازمند حضور سرمایه گذاران خارجی هستیم .اصل ماجرا در اتفاقات اخیر که منجر به کاهش تولید برق وگازبه عنوان دو زیر ساخت قوی تولید وسرمایه گذاری شده است ، حجم انبوه مطالبات بخش خصوصی وپیمانکاران ونیز ناتوانی دولت ها نسبت به پرداخت تعهدات خوداست. اینکه درهر برهه زمانی دولت ها می گویند ما وارث بدهکاری دولت های پیشین هستیم یک واقعیت است چرا از دو جنبه دچار فقر مالی شده اند. اول خیانت واختلاس بعضی مقامات دولتی است که از فرصت های خاص استفاده می کنند ومنابع مالی کشور را به خارج انتقال می دهندویا مانع آوردن ارز به داخل می شوند ودرخارج ازمرزها با تبانی ، مبالغ هنگفتی را به حساب های شخصی ویا نزدیکان خود منتقل می کنند ومانند سوزن در انبار کاه ناپدید می شوند.

موضوع دوم ، تحریم دولت های اروپایی وآمریکایی است که دولت ایران را زیر فشارهای شدید قرار میدهندومانع ازورود ارز به کشور می شوند. حالا حجم طلبکاری دولت ایران از بانک های جهانی بشدت افزایش پیدا کرده است واز طرفی حجم مطالبات ملت وصندوق های سرمایه گذاری وبازنشستگی از دولت ایران نیز افزایش چشمگیری یافته است. وقتی این دو معادله را کنار هم قرار میدهیم ، می توان دریافت که دولت از طرفی یک ابرطلبکار است واز طرفی یک ابر بدهکار داخلی .

با این شرایط چندان نمی توان امیدی به بهبود اوضاع داشته باشیم مگر آنکه نحوه دیپلماسی ما از سیاسی به اقتصادی تغییر جهت دهد ودفاتر نمایندگی ما در کشورهای خارجی ویا سفارتخانه های به اتاق های فکر اقتصادی وبرنامه ریزی دراین رابطه تبدیل شود.

حالا هم تولید کننده وهم تجار ایرانی نیازمند تبادل نظر واطلاعات لازم برای دستیابی به بازارهای فروش محصولات خود هستند واز طرفی این فروش باید به بازگشت دلار ختم شود ونیز بتوانند مواد اولیه تولید برخی محصولات را وارد کشور کنند.

اینکه در سالهای گذشته عنوان می شد تحریم ها را دورزده این هیچ افتخاری نیست چرا به بازار واسطه گران ودلالان خارجی وداخلی دامن زدیم ویکی از مهمترین علل تورم در کشورمان همین دورزدن های تحریم است. وقتی کالاهای ارزان را باید از بازار سیاه جهانی خریداری کنیم قیمت تمام شده تولید افزایش پیدا می کند وبا تورم مواجه می شویم.

در موضوع تولید انرژی نیز همین بلا برسرمان نازل شده است وقتی نمی توانیم سرمایه گذاری مناسبی به دلیل بدعهدی دولت درپرداخت مطالبات تولید داشته باشیم ، تولید انرژی دروهله نخست تجدید پذیر روی زمین می ماند وامکان آن از دسترس خارج می شود.

مشکلات صنعت برق از جمله عدم دسترسی به منابع مالی ارزان قیمت جهت احداث پروژه‌ها، قیمت‌گذاری دستوری، عدم وجود نهاد رگولاتور مستقل و کمبود منابع مالی دولتی جهت پرداخت تعهدات قراردادی فی‌مابین سرمایه‌گذاران و دولت، سبب شده است که پروژه‌های این صنعت سرمایه‌پذیر نباشند و لذا صندوق توسعه ملی و بانک‌ها نیز تمایلی به تامین مالی پروژه‌های تجدیدپذیر نداشته باشند. این در حالی است که با توجه به کسری موجود در بخش‌های برق و گاز کشور، در افق ۱۴۲۰ نیاز به سرمایه‌گذاری ۶۰ میلیارد دلاری در بخش تولید برق است که حدود ۲۵ میلیارد دلار آن باید در بخش تجدیدپذیر اتفاق بیفتد.

حالا برابر آنچه مدیران ارشد دراین بخش اطلاع رسانی کرده اند، نیاز به دعوت از سرمایه گذار خارجی که در جیب دلار ودرهم داشته باشدضروری است واین مهم میسر نمی شود مگر با بهبود روش های دیپلماسی اقتصادی وآتش بس در جبهه برجام . انشالله در آینده شاهد بهبود روابط خارجی وامنیت سرمایه گذاری در کشور باشیم تا کشور از این گرداب خارج شود. /// انتهای پیام 584 کلمه

یادداشت شهریور 1402

امنیت غذایی

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

چانه زنی برای افزایش قیمت خرید تضمینی گندم درسالجاری ثمرنداد وبه سال آینده موکول شد. کشاورزان ازروش های قانونی استفاده کردند ونرخ پیشنهادی خود را اعلام نمودند تا ازهمین امسال پرداخت ها با توجه به نرخ تورم با افزایش همراه شود اما دولت خرید تضمینی گندم را با فرمول قسط بندی اجرا کرد وتا دیروز بخش قابل توجهی ازکل بدهی تسویه نشده بود. هرچند کشاورزان محصولات خود را نقدی فروختند اما دولت آنرا موکول به پرداخت اقساط نمود وحالا گفته می شود که سازمان برنامه وبودجه باید راهی برای پرداخت نهایی اقساط پیدا کند. درواقع دولت پولی برای پرداخت نقدی خرید تضمینی گندم نداشته وندارد وحالا باید راهی برای دسترسی به این منابع بیابد.

هرچند رییس جمهوراخیرا درسفربه خراسان جنوبی مطرح کرده بودند که دولت بدهکاری ندارد وبدون استقراض ازبانک مرکزی کسری بودجه 480همتی را برطرف کرده است اما دراین بخش کشاورزان معطل پرداخت باقی مانده حساب وکتاب خودشدند. بطور قطع پرداخت بدهی دولت به کشاورزان بصورت یکجا آنان را در مدیریت زمان وتصمیم برای کشت آتی حمایت می کرد اما حالا کشاورزان با دستان خالی باید هم تورم را تحمل کنند وهم زیر بار قرض از دیگران بروند.

مراحل کاشت، داشت وبرداشت درکشاورزی شامل مراحل خاص خود است که دراین راه کشاورزان باید خرید های نقدی خورا در بخش های تجهیزات سبک وسنگین ، بذر،کود وسم انجام و نیزازمشاوره اهل فن برای کشت های نوین ونیزصرفه جویی درمصرف آب استفاده کنند. بطور حتم کشاورزان تمامی کارهای خودرا باید بصورت نقدی درکنارهزینه های معیشتی خانواده انجام دهند واین روش دربوته اطاله پرداخت های دولتی نمی گنجد.

حال این سوال مطرح می شود که اگر دولت محصولات کشاورزان را پیش خرید یا خرید تضمینی می کند چرا وبه چه علت از پرداخت نقدی به کشاورزان سرباز می زند ،درحالی که کشاورزان می توانند محصولات خودرا بصورت نقدی والبته گران تربه واسطه گران بفروشند وبازارقاچاق وکم فروشی واحتکار را دامن بزنند اما در مصاحبه های قبلی با این قشر زحمت کش که زکات خودرا نیز به موقع ونقدا پرداخت می کننداذعان داشته اند که فروش به دولت را وظیفه خود می دانند تا امنیت غذایی ملت دچار اختلال نشود.

کشاورزی درایران به گفته کارشناسان در شرایط سختی قرار گرفته وتغییر اقلیم باعث شده که از دهه های گذشته دولت ها به فکر کشت فرا سرزمینی بیفتند هر چند از این نوع کشت گزارش موفقی دریافت نشده است اما این راهکار خوبی بود تا کشاورزان دچار مشکلات معیشتی نشوند.

نبود ویا کمبودآب باعث شده بسیاری از روستاهای کشورخالی از سکنه شود وکشاورزان سرزمین مادری خودرا ترک کنندوبه حاشیه شهرها پناه آورند. روستاییان مولد ترین قشر در اقتصاد هر کشورمعرفی می شوندو باید دید دولت ها تا چه میزان از این ابزار توسعه حمایت می کنند.

تا کنون حمایت ها به گونه ای بوده است که حتی کشت گلخانه ای با گذشت سالها اما بازده مناسبی نداشته باشد. درواقع تمامی این امور بسته به وجودزیر ساخت های تعیین شده است که یکی پس از دیگری درحال نابودی است.

این روزها که بحران آب کار را به انتقال آب دریا کشانده است، باید کشاورزان را با نوین ترین روش های کشت آشنا کرد چرا که روش های سنتی دیگر قابل اجرا نیست واگر هم در مناطقی همچنان اصراری براین امر است با نابودی کامل منابع زیر زمینی روبرو خواهیم شد.

راه درست دیپلماسی اقتصادی با جهان است. تکیه چند دهه گذشته واعمال دیپلماسی سیاسی حالا اثرات خودرا در اقتصاد ایران نشان میدهد. ما باید با ابزار دیپلماسی اقتصادی راه را برای تجارت جهانی باز کنیم ومحصولات غرق آبی را از خارج وارد کنیم وخودمان به سمت کشت محصولات کم آب برهدایت کنیم.

از طرفی کشاورزی ارتباط تنگاتنگی با دامپروری دارد چرا که خوراک دام بیشترازاین طریق تامین می شود.دامداران خوراک دام خودرا از این طریق وکشاوران برکت زمین های خودرا از پسماند چرای دام وتولید کود تامین می کنند بدون آنکه وجهی رد وبدل شود اما دراین روزهای سخت دیگر نمی توان مانند گذشته فکر کرد و دررویای ابادی فرورفت.

در خاتمه از دولت درخواست می شود مطالبات کشاورزان وگروههای مولد کشور را دراولویت خود قرار دهد تا این گروههای مولد بتوانند در مسیر صحیح قرار گرفته و تا حد امکان امنیت غذایی را تامین کنند. /// انتای پیام 690 کلمه

یادداشت شهریور1402

چالش های جهانی آب و غذا

فرزادوثوقی روزنامه نگار

امنیت جهانی ومنطقه ای درمحدوده مرزها نیازمند زیر ساخت های مهمی است که تامین غذا اصلی ترین محور آن است. با گرم شدن زمین وآینده پژوهی متخصصین امر درخواهیم یافت که قطب های تولید کننده غذا در جهان درحال ساخت دیوارهای دفاعی ونیز ایجاد محدودیت در صادرات محصولات خود هستند . محدودیت‌های هند بر صادرات برنج، ۹.۵ میلیون تن برنج را که حدود یک‌پنجم صادرات این محصول در سراسر جهان است، از بازار جهانی خارج می‌کند.محصولی کلیدی در سبد غذایی میلیون‌ها نفر در آسیا و آفریقا - در حدود دو ماه اخیر با بازار متلاطمی روبه‌رو شده است. هند یکی از صادرکنندگان اصلی برنج در جهان است و تصمیم این کشور برای محدودیت صادرات، قیمت‌ این محصول را به بالاترین سطح خود از سال 2008 رسانده است.

پس‌لرزه‌های محدودیت صادرات برنج ازسوی هند، هنوز هم در آسیا و غرب آفریقا ادامه دارد. قیمت این محصول در فیلیپین با افزایش شدیدی روبه‌رو شده است؛ اتفاقی که می‌تواند یک هشدار جدی برای سایر واردکنندگان اصلی این محصول باشد.

تورم برنج در فیلیپین که دومین واردکننده بزرگ برنج در آسیا است، طی ماه آگوست به بالاترین حد خود در پنج سال اخیر رسیده است. بحرانی که خاطره اتفاقی مشابه در سال 2018 را زنده کرد که به دو دهه ممنوعیت واردات برنج در این کشور پایان داد. هم‌اکنون برای کنترل قیمت برنج در فیلیپین، سقف قیمت تعیین شده است. همچنین بانک مرکزی فیلیپین طی این هفته از آمادگی خود برای ادامه افزایش نرخ بهره در صورت نیاز خبر داد.

کشورهای واردکننده برنج که از محدودیت صادرات این محصول در هند دچار آسیب شده‌اند، در تلاشند هرچه سریع‌تر با رایزنی و پیدا کردن تأمین‌کنندگان دیگر، برنج مورد نیاز خود را تأمین و قیمت این محصول را کنترل کنند.محدودیت‌های هند بر صادرات برنج، ۹.۵ میلیون تن برنج را که حدود یک‌پنجم صادرات این محصول در سراسر جهان است، از بازار جهانی خارج می‌کند.

اکنون شاهد یک بلاتکلیفی و بی‌ثباتی در بازار برنج هستیم و وضعیت قیمت این محصول به دلیل محدودیت‌های صادراتی هند، رو به وخامت است.برنج یکی از بخش‌های اصلی رژیم غذایی صدها میلیون نفر در سراسر آسیا و آفریقا محسوب می‌شود.

اندونزی به عنوان سومین واردکننده بزرگ برنج در آسیا، برای نخستین‌بار در بیش از یک دهه اخیر با کامبوج برای واردات برنج به توافق رسیده است. طبق یادداشت تفاهمی که بین این دو کشور امضا شده، کامبوج هر ساله 250 هزار تن برنج به اندونزی صادر خواهد کرد - بیش از دو برابر حجم صادراتی در قرارداد قبلی این دو کشور در سال 2012 است. دولت اندونزی وعده داده که در سه ماهه آخر 2023، برای میلیون‌ها خانواده فقیر این کشور به طور ماهانه 10 کیلوگرم برنج تأمین کند.

کشورهای دیگر نیز در حال انجام اقداماتی برای مقابله با قیمت‌ فزاینده برنج هستند. به طور مثال، مالزی برای دریافت برنج، محدودیت خرید اِعمال کرده و پس از ادعاهایی که نشان می‌داد برنج داخلی این کشور به عنوان برنج وارداتی و با قیمت بالاتر فروخته می‌شود، نظارت خود بر عمده‌فروشان را آغاز کرده است. میانمار هم سیستمی را برای مشخص کردن میزان برنج ذخیره‌شده در این کشور راه‌اندازی کرده تا بتواند قیمت‌های داخلی را کنترل و از بی‌ثباتی در بازار جلوگیری کند.

در هر صورت هندوستان مصمم است تا سطح فروش برنج خود را کاهش دهد واز سویی حمله روسیه به اکراین این نگرانی را افزایش داده است که برسر امنیت غذایی جهان چه خواهد آمد چرا که این عملیات اقتصادی سیاسی تاثیرات عمیقی برروابط کشورها ونیز تاثیرات منفی دربعد نظامی ومدالخه جویانه خواهد داشت.

دراین رابطه با وجود نگرانی‌ها درباره بحران غذای جهان، طی روزهای گذشته نشست شورای امنیت سازمان ملل برگزار و روسیه را برای احیای سریع صادرات غلات از اوکراین تحت فشار قرار دادند. برخی از کشور‌های درحال توصعه درباره تاثیر قطع بارگیری و صادرات غلات اوکراین نیز هشدارهای جدی داده اند چرا که این اقدام می‌تواند به افزایش قیمت گندم منجر شود. دراین نشست بین المللی رئیس حقوق بشر سازمان ملل به شورای حقوق بشر اعلام کرده است ، اینکه ۳۶۲ میلیون نفر در ۶۹ کشور نیازمند کمک غذایی هستند خود یک رکورد جدید محسوب می‌شود که این رقم در هیچ جایی تاکنون به این میزان نرسیده است. این کمک‌های غذایی نیازمند ۵۵ میلیارد دلار است و نتیجه قطع بارگیری و انتقال غلات از اوکراین نه تنها سبب کشته یا زخمی شدن شماری از مردم شده بلکه خساراتی هم به زیرساخت‌های بندری و در نتیجه افزایش ۹ درصدی قیمت گندم داشته است.

در هر صورت باید دید آینده ملل جهان با اتخاذ تدابیر سیاسی اقتصادی چیست؟ وقتی سیاستمداران جهان درحال اتخاذ تدابیری هستند که بخشی از کره زمین را به واسطه آب وبخشی دیگررا به واسطه بحران غذایی تحت تاثیر رفتارهای خشونت آمیز قراردهند.درواقع دراین وادی بدون هیچ عملیاتی بصورت مستقیم درهر منطقه شورش وخسارت هایی ببار خواهند آورد که به درگیری های محلی شهرت دارد و بصورت غیر مستقیم برای آب ونان نرخ های تورمی پیشنهاد خواهند داد./// انتهای پیام 766 کلمه

یادداشت شهریور 1402

خاک می میرد، غبارمی آید

گرفتاری های بشر در عرصه های زیست محیطی وآسیب های ناشی از آن درحال تشدید است وحالا محیط زیست مرده بلای جان انسانها شده است و دولت ها نباید اینگونه بیندیشند که این بحران فقط برای کشورهای همسایه است چرا که خاک مرده یا همان خاکی که از بی آبی وپوشش گیاهی مناسب رنج می برد می تواند برای زندگی بشر تولید زحمت وحتی مرگ کند.حال باید دید چرا وبه چه علت ریزگردها تولید می شوند وآسمان را تیره وتاروتنفس را به شمارش می اندازند.

چالش گردوغبار و ریزگردها چندسالی است که مناطق جنوب غرب و جنوب شرق کشورمان را تحت تأثیر خود قرارداده ودامنه ریزگردها در فروردین‌ماه امسال علاوه‌بر مناطق جنوبی و مرکزی حتی استان‌های شمالی کشور را نیز درگیر کرده است، معضلی که حتی برای رفع آن ازسال‌1388 ستادی تحت عنوان ستاد ملی سیاست‌گذاری و هماهنگی مدیریت پدیده گردوغبارایجاد شده است.

هرچه منطقه‌ای از نظر آب و هوا خشک ‌تر باشد، میزان پوشش گیاهی کمتری دارد و نسبت به پدیده ریزگرد مستعدتر است. ذراتی که توسط باد از زمین برمی‌خیزد میزان ته‌نشینی متفاوتی دارد، برخی از ذرات براثروزش باد تنها یک الی دو مترحرکت می‌کند، اما ذرات دیگری نیز وجود دارد که در هوا شناور مانده و هزاران کیلومتر جابه‌جا می‌شوند.

یکی از مهم‌ترین مسائل در ته‌نشست رسوبات، اندازه ذرات است. ذراتی که از کشورهای همسایه به ایران می‌آید، حتی گاهی تا کشور چین نیز جابه‌جا می‌شوند، زیرا این ذرات بسیار کوچک است و به راحتی ته نشین نمی‌شود. عامل دیگری که در ته‌نشینی ذرات گرد و غبار تأثیر دارد، رطوبت هوا است. هرچه مقدار رطوبت بیشتر شود ذرات به یکدیگر می‌چسبد و ته‌نشین می‌شود. بنابراین میزان ته‌نشینی به نوع ذرات، خصوصیت خاک و میزان رطوبت بستگی دارد و برای کاهش میزان گرد و غبار باید به این مسائل توجه شود.

مدیران مربوطه دراین راستا قول داده اند که با توجه به اهمیت مقابله با گرد وغبار، نباید به تفاهم نامه‌ها اکتفا کنیم بلکه باید اقدامات عملیاتی شود، بر این اساس به زودی اقدامات عملیاتی و میدانی مقابله با گرد وغباردرعراق، سوریه و ایران آغازمی‌شود.

حالا به سمت آمارها ووعده های ارایه شده از سوی دولت ها می رویم و مروری می کنیم بر گفته ها که تاکنون چه اقداماتی انجام شده است؟ بحران آب آنطور که گفته می شود بسیار جدی و تنش آفرین است تا سال ۲۰۵۰ مسئله کم‌آبی سه چهارم جمعیت فعلی در کره زمین را درگیر خواهد کرد، یعنی پنج میلیارد نفرحدودا، یک ماه در سال از مسئله کم‌آبی رنج می‌برند، آخرین مقاله‌ای که سال ۲۰۲۳ چاپ شده نشان می‌دهد که در ۳۰ سال گذشته بخش زیادی از دریاچه‌های بزرگ جهان خشک شدند این مسئله که اتفاق افتاد دلیل بر این است که منابع گرد و خاک در حال افزایش است.

بر اساس آخرین اطلاعات مشخص شده که کشورهای ترکمنستان، ارمنستان، ازبکستان، تاجیکستان، جمهوری آذربایجان و ایران نسبت به کشورهای دیگر بیشتردرمعرض گرد و غبارهستند واین مسئله باعث می شود دولت ها بصورت فرامرزی وتعاملات گسترده درفکر حل مسئله باشند.

بحران بی آبی واعلام اخباردراین رابطه تنها به افزایش روند مهاجرت ونیز کاهش زاد ولد در برخی مناطق مستعد تنش کمک می کند وبرخی با این تصورکه مرگ درانتظارآنان ونسل فردا است دست به مهاجرت وخروج سرمایه هایشان می زنند./// انتهای پیام 560 کلمه

یادداشت روز 4 شهریور ماه 1402     فرزادوثوقی روزنامه نگار

بیکاری وبازنشستگی برلبه تیغ امنیت

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

فشار صندوق های به ظاهر ورشکسته بازنشستگی وکارگری بردوش امنیت است . صندوق هایی که با اساس نامه وقانون با هدف مشخص تاسیس واینک با انحراف شدیدی در حال کاراند. انگار بیکاری درحال فشارآوردن به سازمان تامین اجتماعی از باب تامین نقدینگی است. نقدینگی که شستا وشرکت های تابعه وسایر بنگاههای اقتصادی سازمان تامین اجتماعی باید تامین کننده آن باشند. پرونده بیکاری جوانان ایران بسیار پیچیده ونامفهوم است چرا که استانهای کشورهرکدام به تنهایی می توانند براین بحران غلبه داشته باشنداما وگویا اجازه صرف درآمدهامطابق نیازهای برآورد شده راندارند.درآمدهای استانی بصورت متمرکز به تهران وخزانه کل واریز می شود و چرایی اینکه درآمدهای استانی به هرمیزان بازگشتی به استانها و صرف هزینه پروژهای عمرانی وزیر ساختی نمی شود همچنان درهاله ای ازابهام باقی مانده است.

در نطق های دیرهنگام نمایندگان مجلس به اسراری دراین رابطه پی می بریم که متاسفانه در فرصت چهارساله نمایندگی هرگز به آن پرداخته نشده است.پروژه دیدارچهره به چهره مدیران ارشد استانها وشهرستانها با مردم وخصوصا جوانان به درخواست های وسیع اشتغال ختم می شود. حتی اگر استانداران ومعاونین به دانشگاه بروند عمق فاجعه مشهودتر می شود چرا که قشر تحصیل کرده مان درکنار بیسوادها از بیکاری رنج می برند.

در گذشته نظامی استوار بنام نظام استاد شاگردی وجود داشت. حتی مسئله اوقات فراغت نیز درهمین وادی حل شدنی بود. بحران اوقات فراغت که امسال دولت ورسانه ها هیچ ورودی به آن نداشتند ونگذاشتند این سوژه اجتماعی مورد پیگیری قرار گیرد چرا که نوجوانان وجوانان ما دراین ایام سه ماهه هیچ کارکردی که منجربه کسب درآمدشان شود ندارند و از طرفی به تفریحات سالم آنان نیز توجهی نمی شود.درهمین حال اگر نظام مالیاتی وتامین اجتماعی به صنوف اجازه حضور شاگرد داده بود هم تجربه ها منتقل می شد و هم مزدی درکار بود وهم اوقات جوان به بطالت نمی گذشت.

اگر به آمارهای ناقص بیکاری ، اعتیاد ،خودکشی وطلاق نگاهی داشته باشیم همه را معطوف به بحران های اقتصادی وبی تدبیری مدیران خواهیم یافت.در سالیان گذشته میل به ازدواج در پرتو بیکاری وتورم کاهش شدیدی داشته است. اصولا جوانان بیکارمیلی به تشکیل خانواده ندارند واگرجرات ازدواج داشته باشند ازفرزندآوری که اصل تحکیم خانواده است پرهیز می کنند.دراین شرایط رشد جمعیت منفی و ازدواج ها فاقد دوام خواهد بود.

رشد طلاق درمقابل ازدواج یک بحران جدی اجتماعی است که عواقب بسیار خطرناکی را به همراه خواهد داشت. روآوری به ازدواج سفیدهم چندان کارگشا نبوده است چرا که درهرمعادله،اصل ظرفیت های اقتصادی است که طرفین را تشویق به ماندن کنار هم می کند.

حال باید پرونده اشتغال را ازنوخواند ومورد بررسی قرارداد. با توجه به نگرانی های شدید صندوق های بازنشستگی می توان دریافت که اشتغالی تولید نشده است. طبق آمارهای منتشر شده ازهرصدنفربازنشسته فقط 45 نفر وارد عرصه اشتغال شده اند.

انتشار اخبارمایوس کننده ازصندوق های بازنشستگی این پیام را دارد که سرمایه ها بجای زایش ثروت یا اختلاس شده ویادرحوزه های مناسب سرمایه گذاری نشده وسودآور نبوده است. درهردوحالت این دولت ها هستند که مقصراصلی ناکامی صندوق های بازنشستگی هستند چرا که اصل تاسیس آنها علاوه برجاری بودن هزینه ها دربرابر درآمدها، اما سرمایه گذاری به هنگام بوده است.

امروز شاهدیم که سازمان تامین اجتماعی مالکیت بسیاری از حوزه های اقتصادی را بدست دارد اما درآمدهای این حوزهای سرشاربه سازمان بازگشت داده نمی شد و دولت، ابربدهکار سازمان تامین اجتماعی است .از بخت شوم کارگران برای بازگردانداصل بدهی وسودهای آن باید هر ساله درمجلس چانی زنی شود ودست آخر برنامه های توسعه آنقدرقوی وکارشناسی شده نیستند تا پاسخ حجم نیازهای این صندوق را بدهد ودولت ضمانتی برای پرداخت بدهی های سنگین خود به کارگران نمی دهد.

اینکه گفته می شود باید اشتغالی درکار باشد تا ازمحل واریز حق بیمه جوانان،حقوق بازنشستگان پرداخت شود، واینکه سازمان تامین اجتماعی نگران ناترازی شدید سازمانی است ، پرواضح است که اشتغالی حاصل نشده تا از قبل آن درآمدی بدست آید و نگرانی ها برطرف شود. حال باید دید آمارهای افزایش اشتغال مطابق لیست های ارسالی به سخنگوی دولت غیرواقعی است ویا اشتغال هست ودرآمدهای سازمان تامین اجتماعی درحال غارت است؟

درهرصورت بنظر می رسد گروهی در حال حذف بازنشستگانی هستند که مطابق قرارداد، سی سال وبه نرخ روزپرداخت سهم آورده درمان وبازنشستگی داشته اندو حالا درسن پیری واز کارافتادگی این دولت است که خود را مالک سازمان کارگران معرفی می کند وحتی ازهمسان سازی حقوق آنان مطابق با تورم روز سربازمی زند.

ترویج بی اعتمادی باعث می شودجوانان با نگاهی به عاقبت پدران خود تلاش جدی برای تولید اشتغال نداشته باشند.از طرفی میل به مهاجرت درآنان شدت می یابد چرا که براین باورند که با مهاجرت به سایر کشورهای جهان حداقل درقالب قانون قرار خواهند گرفت واز حداقل دستمزد به نرخ روز بهره خواهند برد.

هم اکنون دولت به غلط سیاستگزارسازمان خصوصی وکارگری تامین اجتماعی است، از طرفی نرخ خدمات خودرا از کارگران به دلارمحاسبه ودریافت می کند وازطرفی خدمات وحقوق را به ریال برای بازنشستگان محاسبه می کند که دراین شرایط عدالت زیر سوال می رود.

بایددید اصل وفرع درآمدهای سازمان تامین اجتماعی که بسیارهنگفت وسرشار است از سوی دولت به کدامین سمت جهت دهی شده است که خیری به کارگران دربخش درمان وبازنشستگان درحوزه همسانسازی ودرمان ورفاه اجتماعی نمی رسد؟ /// انتهای پیام 780 کلمه