مهاجران بدون ویزا ومباحث اقتصادی

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

اقتصاد وابستگی های خاص خودرا دارد. اگر به تاریخچه جاده ابریشم نگاهی گذرا داشته باشیم به این مهم واقف می شویم که تجارت از شرق به غرب وشمال به جنوب دنیا یک امر متداول بوده واقتصادهیچگاه نباید اسیر سیاست وسیاستمداران شود. هرچند با گرایش صنایع به سمت خواسته های نظام سلطه که همان تسلیحات نظامی ومواد مخدر است باید نگاهی واقع بینانه به اقتصاد و منافع اقلیتی آن برای برخی جوامع داشته باشیم.

کشورهای دارای تکنولوژی پیشرفته به دنبال منابع برای منافع خود هستند.تهیه این منابع برای منافع سیاسی واقتصادی این کشورها راهی باقی نگذاشته است مگر شناسایی منابع که اغلب درخاورمیانه تمرکز یافته است. به وضوح می توان دریافت که کشورهای موجود درخاورمیانه وبعضا آفریقا مورد تهدید درقالب بی ثباتی سیاسی واقتصادی اجتماعی قرار دارند.

دراین کشورها نظامیان ویا شبه نظامیان دارای نفوذ بالا وبعضا قدرت مطلق هستند. کمتر دیده می شود که سران برخی کشورها با فرم نظامی درمراسمات خاص حضور نداشته باشند ویا با انبوهی از نظامیان میزبان ویا میهمان گروهای بین المللی دراجلاس ها نباشند.

کشوری نظیر افغانستان پس از کودتای حدود پنجاه سال پیش خود روی آرامش را ندید . این کشورپس از کودتای نظامی به اشغال روس ها درآمد ومنابع بسیاری از این کشور غارت شد هر چند منابع این کشور قادر است افغان ها را درشمار ثروتمند ترین مردمان جهان قراردهد اما سهم افغان ها مهاجرت وآوارگی بدون چون وچراست . حتی اگراین شهروندان درنظام سیاسی ومتغیردیروزدارای مناسبی بوده باشند وثروتی بدست آورده باشند، با تحولات غیرمنتظره ناچا به فراروانتقال بخشی عظیمی از ثروت خود به سایر کشورهای جهان می شوند. اطلاعات واخبار موجود حکایت از آن دارد که همه افغان ها در فقر مهاجرت نمی کنند وشمار قابل توجهی در کشورهای اروپایی دارای جایگاهی ویژه هستند.

در حکومت های بی ثبات، افرادی وارد میدان می شوند و پول کافی برای تشکیل گروهک های نظامی وخرید انواع سلاح های جنگی را دارند اما دراین معرکه پولی برای ثبات وصلح والبته سازندگی وجود ندارد. کشاورزی نیزدراین کشورتا حدودی تامین کننده امنیت غذایی والبته تامین کننده نیازصنعت بزرگ وفراگیر موادمخدراست.

تهیه وتامین غذا برای شهروندان این کشور وابسته به اشتغالی است که درحدود پنجاه سال گذشته از افغانستان مهاجرت کرده است. افغان ها اشتغال خودرا درسایر کشورهای جهان ازجمله ایران جستجو می کنند. نیروی کارارزانی که صاحبان صنایع وکارگاههای داخلی را وسوسه برای ماندن این مهاجران بدون هویت ثبت شده می کند.هرچند برخی استانهای کشور از ورود این مهاجران بشدت جلو گیری کرده اند اما نبود سیاست واحد برای پذیرش این دست مهاجران باعث شده برخی دیگرازاستانهای کشورخودسرانه ویا بی تفاوت نسبت به این موضوع برخورد کنند.

تجمیع افغان ها در برخی نقاط کشورازجمله استان فارس سوال برانگیز است. شهرستانهای این استان بزرگ بشدت درگیر حضور افغان هاست ،هرچند اکثریت آنان برای کارومعاش تن به مهاجرت داده اند اما اقلیتی درحوزه تخلفات فراگیر وحتی بین المللی درحال فعالیت هستند و چون راههای قانونی برای ماندن درایران را طی نکرده اند والبته کنترل مرزی دقیقی نیزدرکار نبوده ، شناسایی هویتی آنان را برای دستگاههای امنیتی ایران تا حدودی سخت وگاها غیر ممکن کرده است.

شهرهای ایران فاقد دفاتر مهاجرتی هستند واگرمهاجری وارد کشوروشهرهای بزرگ وکوچک ایران شود مدت زمان اقامت وی نامعلوم است واین آسیب ازآنجا سرچشمه می گیرد که بطور مثال گروهی مانند افغان ها برای ورود به ایران ویزا تهیه نمی کنند. ورود پیاده وبدون ویزا به ایران آسیب های بزرگی به همراه داردکه اولین آسیب آن امنیتی است. دوم اینکه درآسیب های اجتماعی خواسته وناخواسته گرفتار می شوند و برای تامین معاش خود وارسال پول به آنسوی مرزها و تامین نیازهای خانواده فقیرخود دچار گرفتاری های ناخواسته توسط افرادوباندهای سودجوی داخل ایران می شوند.

حال بنظر می رسد دولت ایران برای ساماندهی ، افغان ها را ضا بطه مند ونه اخراج کند. طی آخرین آمارکه وزیرکشورمنتشرنمود شاید پنج میلیون افغان درایران سکونت داشته باشند که بطور حتم گروهی اندک ازاینان دارای هویت می باشند.

حاشیه نشینی ، سکونت در بافت های فرسوده وتاریخی فرهنگی ، باغشهرهای توسعه یافته و... مکانهایی است که به پناهگاه این افراد درآمده است. حالا پرسش مهم اینجاست که چرا دولت ایران پس از مذاکرات درمورد آب هیرمند با حکومت سرپرست افغانستان به فکر ساماندهی این پنج میلیون نفر مهاجر افتاد؟ هرچند خروج واقعی این افراد وکاهش میزان مصرف آنان درایران که خود درگیر معیشت ملت وتورم و ناتوان درتولید اشتغال است گامی موثر تلقی می شود، اما می توان با صدور ویزا ازاین قشر میزبانی کرد ودرآمدهای ارزی کشوررا افزایش داد هرچند صدورویزا برای این جمعیت انبوه کارآسانی نیست اما با صرفه است.

حتی اگر نگاه صرف اقتصادی به موضوع داشته باشیم واز نگاه سیاسی وفشارهای مذاکرات اخیربرسرحقآب هیرمندفاصله بگیریم. ذکر این نکته نیز مهم است که مهاجران غیرازمقوله اشتغال ومعیشت ،اغلب درشمارمخالفان حکومت سرپرست کشورهمسایه محسوب می شوند وتوان تحمل سیاست های رایج آنرا ندارند وبناچار دست به مهاجرت زده اند. پس باید پذیرش این گروه های بیگانه تحت نظام پذیرش بین المللی و با صدور ویزا همراه باشد. /// انتهای پیام 820 کلمه