یادداشت روز 24اردیبشهت 1402 فرزاد وثوقی روزنامه
#پاراگراف
*داوری در رسانه*![]()
فرزاد وثوقی روزنامه نگار
داوری غیر ممکن و یا انتخاب داور بدون داوری، همان نقطه ایجاد کننده تضاد است.
این روزها ارزشیابی اخبار چندان ساده نیست چرا که خبر باید از یک محتوا تشکیل شده باشد که متاسفانه این روز ها دچار بی محتوایی شده است.
اخبارنمی تواند تولید شود بلکه توصیف ویا گزارشی کوتاه ویا بلنداز یک رویداد است.
به تنها بخش خبر که میتوان امتیاز داد، بخش حضوردر صحنه خبر ومواجهه با مخاطرات تهیه آن توسط خبرنگار است، که در آفیش ها بطور کل مردود است.
آفیش یا گزارش روابط عمومی با میل وانتخاب مدیران کل به هیچ وجه خبر محسوب نمی شود. یک گزارش به مطلوب، یک دروغ ویا وعده ای است که مردم (مخاطب) تمایلی به خوانش آن ندارد.
بطور مثال تهیه گزارش ویا تحلیل نحوه برخورد با مسائل فرهنگی درشرایط رکود اقتصادی منتج به تورم وفقر و حاکمیت آقازاده ها ونور چشمی ها و نبود عدالت اجتماعی در جامعه ای که سنگ محجوبیت بانوان را بر سینه میزند، کار ویا شاهکاری است که رسانه های داخلی حوصله تهیه آنرا ندارند.
اطلاع رسانی دراین باره از آنچه به عنوان یک مسئله ، مشکل وبالاخره تبدیل شدن به یک بحران اجتماعی است به دردسرهایش برای یک کارگاه دارای کد تامین اجتماعی ویا یک بنگاه اقتصادی اشتغالزا، متکی به اصل خودگردانی نمی ارزد.
اگر حاکمیت نگران کثرت عدم حجاب ظاهر دربانوان است باید به دنبال کشف رمز این پیام باشد.
کثرت نگران کننده این موضوع خود دارای ارزش تحلیلی است.
بایددید بودجه های فرهنگی وپرورشی ادارات معاونت های رایج فرهنگی در کجا هزینه شدند که نتیجه بخش نبوده اندو چرا مدیران در طبقه اشراف و مردم در طبقه فقر این مجتمع بزرگ سکونتگاهی، سکونت دارند. بطور قطع بودجه فرهنگی در جیب افرادی رفته که اصولا با حوزه فرهنگی بیگانه دلخوش به برخوردهای سرهنگی هستند اما باید این پرسش را مطرح کرد که آیا تزلزل فرهنگی با این نوع برخورد ترمیم میشود ویا آن حوزه را نیز در خود حل می کند؟
همانطوری که در صنعت فولاد میلیاردها تومان ویا دلار غارت میشود، بودجه های فرهنگی نیز غارت میشوندو نتیجه اش میشود صرف بودجه واعتبار بخشی برای ایجاد یگانهای ویژه فرم پوش ویا بدون فرم که با لباس شخصی! برای پاکسازی علائم خشونت واعتراض اجتماعی به خیابان می آیند.
حضوردر دروازه برای جلوگیری از گل خوردن های پیاپی کافی ولازم نیست. حضوردر ورودی مترو، ادارات، مراکز غذاخوری و تفریحی واقامتگاهها، فقط وفقط نفرت پراکنی میکند.
اینکه از خلبان بخواهند به مسائل فرهنگی حین پروازورود کند وامنیت جان مسافران را در اولویت دوم وسوم قرار دهد یک مصیبت در حکمرانی غلط است.
اینجا همان نقطه سوال، تحلیل و توصیف از خلاء های فرهنگی حوزوی، دانشگاهی و پرورشی وآموزش است.
باید به اصل داستان توجه نمود واصل داستان واکنش اکثریت به منکر غارت های پی در پی اقلیت است که اتفاقا بدون نهی آمران مانده است.
طیف مذهبی وآخرت اندیش ما هیچگاه به حضور پدر خوانده های سیاست باز کشورمان واکنش نشان نداده و نهی از منکر نکردند.
بعضی نیز که شاید قدرت نهی وانتقاد داشتند در لیست های انتخاباتی قرار گرفتند و آلوده شدند. درواقع نام مودبانه این رویداد مشارکت در منکر با ظاهری موجه است.
بطور مثال در روزهای گذشته رئیس شورای شهر از مسوولان اطلاعاتی وامنیتی خواسته بود در موضوع فساد در شهرداری درود کنند. حال آنکه نفس تشکیل شوراها جلوگیری از فسادو خودبینی فردی است وحالا این واقعه تلخ بصورت مشارکتی در حال اتفاق است.
اینجانیز همان نقطه حضوردر میدان است که رسانه باید ورود کند. میدانی برای اجرای عملیات تولید محتوا توسط خبرنگار.
حالا باید دید ناظران و داوران حوزه فرهنگ چه امتیازی به این متن و محتوا میدهند.
درتمامی حوزه ها امتیار به کیفیت تولید تعلق میگیرد ودر حوزه اطلاع رسانی نیز امتیاز باید به کیفیت محتوا وآزاد اندیشی در عین رعایت انصاف تعلق بگیرد.
در حوزه رسانه هیچگاه قادر نخواهید بود بهترین ها را انتخاب کنید. نفس جشنواره ها یک اشتباه بزرگ وبه خطا رفته است.
اگر خواستید اهالی رسانه را ارزیابی کنید فقط باید به تولید محتوا رای دهید نه کوله کشی خبر.
رسانه لایه های بسیاری دارد که در شخص خبرنگار خلاصه نمی شود.
رسانه یک سردبیر، دبیر اخبار ویا مدیر مسوول نیست، رسانه یک چند ضلعی بزرگ است که ازتاسیس تاتولید محتوا، بخش های فنی و مالی وپشتیبانی و توزیع را شامل میشود.
رسانه یک محیط هدایتگر افکارعمومی است که بصورت مشارکتی درحال اداره است.
ناگفته نماند انتخاب داور خود نیازمند داوری وخرد جمعی است که متاسفانه ازآن بی بهره هستیم.
برخورد با جشنواره هاشاید مانند جشنواره فیلم فجر این روزها منفعلانه باشد.
ادامه دارد.......
اگر روزی خواستیدپاکتی سفید وبدون آدرس را پست کنید آنرا برای من بفرستید .