یادداشت روز 24اردیبشهت 1402 فرزاد وثوقی روزنامه

#پاراگراف

*داوری در رسانه*



فرزاد وثوقی روزنامه نگار

داوری غیر ممکن و یا انتخاب داور بدون داوری، همان نقطه ایجاد کننده تضاد است.

این روزها ارزشیابی اخبار چندان ساده نیست چرا که خبر باید از یک محتوا تشکیل شده باشد که متاسفانه این روز ها دچار بی محتوایی شده است.

اخبارنمی تواند تولید شود بلکه توصیف ویا گزارشی کوتاه ویا بلنداز یک رویداد است.
به تنها بخش خبر که می‌توان امتیاز داد، بخش حضوردر صحنه خبر ومواجهه با مخاطرات تهیه آن توسط خبرنگار است، که در آفیش ها بطور کل مردود است.

آفیش یا گزارش روابط عمومی با میل وانتخاب مدیران کل به هیچ وجه خبر محسوب نمی شود. یک گزارش به مطلوب، یک دروغ ویا وعده ای است که مردم (مخاطب) تمایلی به خوانش آن ندارد.
بطور مثال تهیه گزارش ویا تحلیل نحوه برخورد با مسائل فرهنگی درشرایط رکود اقتصادی منتج به تورم وفقر و حاکمیت آقازاده ها ونور چشمی ها و نبود عدالت اجتماعی در جامعه ای که سنگ محجوبیت بانوان را بر سینه می‌زند، کار ویا شاهکاری است که رسانه های داخلی حوصله تهیه آنرا ندارند.
اطلاع رسانی دراین باره از آنچه به عنوان یک مسئله ، مشکل وبالاخره تبدیل شدن به یک بحران اجتماعی است به دردسرهایش برای یک کارگاه دارای کد تامین اجتماعی ویا یک بنگاه اقتصادی اشتغالزا، متکی به اصل خودگردانی نمی ارزد.

اگر حاکمیت نگران کثرت عدم حجاب ظاهر دربانوان است باید به دنبال کشف رمز این پیام باشد.
کثرت نگران کننده این موضوع خود دارای ارزش تحلیلی است.

بایددید بودجه های فرهنگی وپرورشی ادارات معاونت های رایج فرهنگی در کجا هزینه شدند که نتیجه بخش نبوده اندو چرا مدیران در طبقه اشراف و مردم در طبقه فقر این مجتمع بزرگ سکونتگاهی، سکونت دارند. بطور قطع بودجه فرهنگی در جیب افرادی رفته که اصولا با حوزه فرهنگی بیگانه دلخوش به برخوردهای سرهنگی هستند اما باید این پرسش را مطرح کرد که آیا تزلزل فرهنگی با این نوع برخورد ترمیم می‌شود ویا آن حوزه را نیز در خود حل می کند؟

همانطوری که در صنعت فولاد میلیاردها تومان ویا دلار غارت می‌شود، بودجه های فرهنگی نیز غارت می‌شوندو نتیجه اش می‌شود صرف بودجه واعتبار بخشی برای ایجاد یگان‌های ویژه فرم پوش ویا بدون فرم که با لباس شخصی! برای پاکسازی علائم خشونت واعتراض اجتماعی به خیابان می آیند.

حضوردر دروازه برای جلوگیری از گل خوردن های پیاپی کافی ولازم نیست. حضوردر ورودی مترو، ادارات، مراکز غذاخوری و تفریحی واقامتگاهها، فقط وفقط نفرت پراکنی می‌کند.
اینکه از خلبان بخواهند به مسائل فرهنگی حین پروازورود کند وامنیت جان مسافران را در اولویت دوم وسوم قرار دهد یک مصیبت در حکمرانی غلط است.

اینجا همان نقطه سوال، تحلیل و توصیف از خلاء های فرهنگی حوزوی، دانشگاهی و پرورشی وآموزش است.

باید به اصل داستان توجه نمود واصل داستان واکنش اکثریت به منکر غارت های پی در پی اقلیت است که اتفاقا بدون نهی آمران مانده است.

طیف مذهبی وآخرت اندیش ما هیچگاه به حضور پدر خوانده های سیاست باز کشورمان واکنش نشان نداده و نهی از منکر نکردند.
بعضی نیز که شاید قدرت نهی وانتقاد داشتند در لیست های انتخاباتی قرار گرفتند و آلوده شدند. درواقع نام مودبانه این رویداد مشارکت در منکر با ظاهری موجه است.
بطور مثال در روزهای گذشته رئیس شورای شهر از مسوولان اطلاعاتی وامنیتی خواسته بود در موضوع فساد در شهرداری درود کنند. حال آنکه نفس تشکیل شوراها جلوگیری از فسادو خودبینی فردی است وحالا این واقعه تلخ بصورت مشارکتی در حال اتفاق است.

اینجانیز همان نقطه حضوردر میدان است که رسانه باید ورود کند. میدانی برای اجرای عملیات تولید محتوا توسط خبرنگار.
حالا باید دید ناظران و داوران حوزه فرهنگ چه امتیازی به این متن و محتوا می‌دهند.

درتمامی حوزه ها امتیار به کیفیت تولید تعلق می‌گیرد ودر حوزه اطلاع رسانی نیز امتیاز باید به کیفیت محتوا وآزاد اندیشی در عین رعایت انصاف تعلق بگیرد.
در حوزه رسانه هیچگاه قادر نخواهید بود بهترین ها را انتخاب کنید. نفس جشنواره ها یک اشتباه بزرگ وبه خطا رفته است.
اگر خواستید اهالی رسانه را ارزیابی کنید فقط باید به تولید محتوا رای دهید نه کوله کشی خبر.
رسانه لایه های بسیاری دارد که در شخص خبرنگار خلاصه نمی شود.
رسانه یک سردبیر، دبیر اخبار ویا مدیر مسوول نیست، رسانه یک چند ضلعی بزرگ است که ازتاسیس تاتولید محتوا، بخش های فنی و مالی وپشتیبانی و توزیع را شامل می‌شود.

رسانه یک محیط هدایتگر افکارعمومی است که بصورت مشارکتی درحال اداره است.

ناگفته نماند انتخاب داور خود نیازمند داوری وخرد جمعی است که متاسفانه ازآن بی بهره هستیم.
برخورد با جشنواره هاشاید مانند جشنواره فیلم فجر این روزها منفعلانه باشد.
ادامه دارد.......

یادداشت روز 20 اردیبهشت 1402 فرزاد وثوقی روزنامه

واقعیت های عمران فارس وسعی در باورآن

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

15 سال از سفررهبرمعظم انقلاب به فارس می گذرد.دوردوم سفرهای استانی رییس دولت سیزدهم در حال آغازاست وبنظر می رسد دستورکاراین سفرها بررسی موانع اعتباری ویا ترک فعل مدیران مربوطه در استانها باشد.مطالبات بسیاری روی هم انباشته شده که روند توسعه استانها ، منجر به ایجاداشتغال ورفع تنگناهای معیشتی را به تاخیر انداخته است.سرخط تمامی این تاخیرها نبود اعتبارات لازم است که تاکنون بصورت زنجیره ای ازسوی دولت ها اعلام شده است.

اما این روزها ودرآستانه 11 اردیبهشت ، معاون عمرانی استانداری فارس ازاجرای یک هزار و ۵۴۶ پروژه مصوب سفر رهبری به استان فارس ازیک هزار و ۵۴۸ مورد با اعتباری جذب شده حدود یک هزار و ۴۶۰ میلیارد تومان پرده برداشته است، اما آدرسی مبنی بریافت پروژه ها مبنی برتحقق مصوبات در استان وشهرستان های فارس نداده است.

به گفته معاون عمرانی استاندار فارس تنها ۲ پروژه باقی مانده مربوط به دانشگاه علوم پایه دانشگاه شیرازواستخردانشگاه صنعتی است که در حال پیگیری برای تکمیل است وبالغ بر65 درصد پیشرفت فیزیکی دارد.

حال باید بازگشتی به سال 1387 واخبار منتشره درآن تاریخ داشته باشیم. استاندار وقت محمد رضا رضازاده 28تیرماه همان سال خبراز ابلاغ مصوبات سفر رهبری به فارس میدهد. این گزارش در سایت خبرگزاری مهرهمان تاریخ موجود است.

محمدرضا رضا زاده در نشستی خبری (همان تاریخ)در تشریح مصوبات و تصمیم گیریهای هیئت دولت در جریان این سفر گفت: در جریان سفر مقام معظم رهبری به استان فارس یک هزار و 548 پروژه با ارزش 559میلیارد تومان به تصویب رسید.

وی خاطرنشان کرد: علاوه بر این پروژه ها، سه واحد پتروشیمی، گاز رسانی به 100روستا مصوباتی از این قبیل نیز در جریان سفر تصمیم گیری شد که ارزش ریالی این مصوبات نیز حدود یک هزارو 500میلیارد تومان برآورد می شود.

وی ارزش ریالی مجموع تصمیم گیریهای سفر مقام معظم رهبری به فارس را (چهار هزار و 900 میلیارد تومان) اعلام کرد و افزود: از جمله مهمترین پروژه های مصوب سفر می توان به مرکز تحقیقات خشکسالی، مرکز سعدی شناسی و حافظ شناسی با اعتباری حدود 33میلیارد تومان نام برد.

استانداروقت فارس گفت: برای اعتبارات یک هزار و 548 پروژه مقرر شده که طی سه سال به ترتیب در سال 87 حدود 208میلیارد، 88 حدود 219میلیارد و سال 89نیز 132میلیارد تومان اعتبار پرداخت شود.

رضا زاده عنوان کرد: تربیت بدنی با 125 پروژه، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی با 182پروژه، دانشگاه علوم پزشکی با 150پروژه، بهزیستی استان فارس با 107پروژه، سازمان جهاد کشاورزی با 103پروژه و کمیته امداد امام با 348پروژه بیشترین مصوبات سفر را به خود اختصاص داده اند.

وی از احداث 12هزار واحد مسکونی برای اقشار کم درآمد استان به عنوان یکی دیگر از مصوبات مهم سفر یاد کرد و افزود: از این میزان واحد مسکونی دو هزار واحد توسط بنیاد مسکن برای اقشار کم درآمد در شهر و روستا به صورت تمام اقساط و طولانی مدت ساخته خواهد شد، پنج هزار واحد از سوی اوقاف در اراضی اوقاف با امکان تغییر کاربری و به صورت تمام اقساط و طولانی مدت، یک هزار و 500 واحد مسکونی توسط بهزیستی برای معلولین و مددجویان به صورت رایگان و یک هزار و 500 واحد نیز توسط کمیته امداد امام (ره) استان ساخته می شود که البته از این یک هزار و 500 واحد حدود 500 واحد به صورت رایگان است و یک هزار واحد نیز با پرداخت شش میلیون تومان کمک بلاعوض و وام کم بهره صورت خواهد گرفت.

استانداروقت فارس افزود: غیر از 12هزار واحد مسکونی به دو هزار و500 خانواده شهدا نیز برای تامین مسکن به هر خانواده دو میلیون تومان پرداخت می شود.

رضا زاده بیان کرد: برای بهسازی 143روستا نیز 18میلیارد تومان اعتبار پیش بینی شده که در این بخش باید گفت در سفر رهبری سهم محرومیت زدایی و توزیع منابع استان به گونه ای ویژه دیده شده است.

وی عنوان کرد: برای طرح های آبیاری تحت فشار و عملیات آب و خاک نیز 48میلیارد تومان اعتبار به استان اختصاص یافته و در حوزه تامین آب شرب عشایر نیز 10میلیارد و 800 میلیون تومان اعتبار پیش بینی شده است.

استاندار فارس اظهار داشت: برای احداث 13مرکز بهداشتی و درمانی، احداث 55 خانه بهداشت، تامین 79 دستگاه آمبولانس و 15واحد مسکونی پزشکی روستایی تامین اعتبار شده است.

وی گفت: در سفر مقام معظم رهبری به استان فارس برای احداث ورزشگاه شش هزار نفره در شیراز همچنین 60 سالن ورزشی و 78 زمین ورزشی روستایی اضافه بر مصوبات هیئت دولت نیز تامین اعتبارشده است.

رضا زاده خاطرنشان کرد: در این سفر برای ایجاد دانشکده های فناوری نوین، هوا و فضا، تربیت بدنی و توسعه فضای آموزش عالی نیز 29میلیارد تومان اعتبار اختصاص یافت.

وی با بیان اینکه در سفر مقام معظم رهبری سه واحد پتروشیمی کازرون، لار و استهبان نیز اضافه بر مصوبات هیئت دولت به تصویب رسیده، افزود: تفاوت این مصوبه با سفر هیئت دولت در این است که در مصوبات رهبری واحدهای پتروشیمی از لوله گاز، خوراک خود را تغذیه می کنند که در سفر هیئت دولت خوراک واحد ها از خط اتیلن مرکزی تامین می شود.

استاندار فارس خاطرنشان کرد: در حوزه بافت فرسوده شیراز نیز 100 میلیارد تومان فروش اوراق مشارکت به تصویب رسیده است.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به وضعیت پیگیری مصوبات سفر هیئت دولت به استان فارس نیز بیان کرد: تا این لحظه براساس گزارشات واصله، پروژه های استان 3.71درصد پیشرفت فیزیکی داشته اند.

تااینجا به سخنان استاندار وقت سید محمدرضا رضازاده اشاره کردیم و انگار اختلافی ریالی بین اعلام تاریخ گذشته با اعلام معاون فعلی عمرانی استانداری فارس وجود دارد.

معاون فعلی عمرانی استانداری فارس ازاجرای یک هزار و ۵۴۶ پروژه مصوب سفررهبری به استان فارس از یک هزار و ۵۴۸ مورد با اعتباری جذب شده حدود یک هزار و ۴۶۰ میلیارد تومان می دهد، اما استاندار وقت در سال 1387 ارزش ریالی مجموع تصمیم گیریهای سفر مقام معظم رهبری به فارس را (چهار هزار و 900 میلیارد تومان) اعلام کرده بود.

اختلاف شدید وتناقض بزرگی به لحاظ اعداد وارقام وجودداردوباید دید این اشکال از کجا سرچشمه گرفته وچرا اینگونه اعلام ها قبلا مهندسی خبر نمی شود.

وجود 3 هزار پروژه نیمه تمام وراکد، بدون اعتبارتا سال 1401 در فارس

*حالا دوباره به آرشیو خبرگزاری ها مراجعه می کنیم واین بار خبرگزاری فارس را مورد کنکاش قرار میدهیم. خبرگزاری فارس از شیرازدر تاریخ 16 تیر ماه 1401 خبری را درمورد وضعیت پروژها ی نیمه تمام وراکد منتشر کرده است. معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری فارس (محمود رضایی کوچی ) در همایش شهرداران و دهیاران فارس از وجود بیش از ۳ هزار پروژه عمرانی نیمه تمام در فارس خبر می دهد ومی گوید در شرایط معمول اولویت پروژه‌های ناتمام مشخص نیست، اما با راه اندازی سامانه منتاک و بارگذاری اطلاعات و داده‌های مورد نیاز در این سامانه، اولویت‌های استان در حوزه پروژه‌های عمرانی شناسایی می‌شود.

(محمود رضایی) از تهیه سامانه مدیریت و نظارت در توسعه استان‌های کشور توسط وزارت کشور تحت عنوان (منتاک) درآن تاریخ خبر میدهد ومی گوید، این سامانه در حال تبدیل به یک سامانه ملی در زمینه مسائل عمرانی و توسعه امور شهر و روستاست.

وی اهداف عمده راه اندازی سامانه منتاک را مدیریت بر پروژه‌های عمرانی استان‌های کشور و همچنین پایش تمامی کمیسیون‌ها و جلسات و کارگروه‌های استان برشمرد و اظهار کرد: تمام داده‌های مرتبط با شهرهای استان و دستگاه‌های اجرایی در این سامانه ذخیره می‌‌شود و خروجی آن به عنوان یک داشبورد مدیریتی در اختیار تمام مدیران ارشد و عالی استان قرار گرفته و بهره برداری از آن در سطح استان و کشور ممکن خواهد بود.. http://fna.ir/1q0iss

*دوباره به آرشیو مراجعه می کنیم واین بار به پایگاه اطلاع رسانی استانداری فارس در تاریخ چهارم اردیبهشت ماه 1402. اعلام ها نسبت به سال گذشته تغییری نداشته است. محمود رضایی کوچی دراین رابطه گفته، سه هزار پروژه عمرانی نیمه تمام در سطح استان وجود دارد.تا اینجا به این نکته رسیدیم که تغییری در میزان فلاکت عمرانی ایجاد نشده است.

بنظر می رسد پایداری پروژهای نیمه تمام را باید در نبود اعتبارات مورد کاوش قرار داد. دولت ها اعتباری برای این پروژها ندارند و دائم متوسل شعار معروف جذب سرمایه گذارخارجی می شوند، شعاری که تحقق آن با نگاه های تاریخ مصرف گذشته محال است. جذب سرمایه گذار خارجی نیز در شرایط سیاسی فعلی امکان پذیر نیست چرا که برجام به فرجام نرسید وهمچنان ریسک سرمایه گذاری بالاست.

مشکلات اعتباری گریبانگیر مجریانی است که با شعار برسرکار آمده اندواز مخاطرات وعوارض این سیاسی بازی یا بی اطلاع اند ویا خود را به بی خبری زده اند.

استاندار فارس نیز درسفر اخیر خود به پایتخت با مقامات نظامی برای تحقق پروژه های کشدار فارس ملاقات وگفتگو کرده است. آنچه مسلم است اعتبارات و امکانات ،بیشتر در حوزه های نظامی یافت می شود وبانک ها وقرار گاههای وابسته به حوزه نظامی باید تکلیف عمران در کشور را روشن کند. هر چند توسل به این ابزار نیز تاکنون چندان موفق وشتابان نبوده است وبا مروری برپروژهای در اختیار قرارگاه های نظامی خصوصا آزادراهی در محور شیراز اصفهان وضعف درهماهنگی های مدیران اجرایی ونمانیدگان مجلس شاهد تاخیرهای طولانی در بخش عمران بوده ایم. /////انتهای پیام 1500 کلمه

یادداشت روز 15 اردیبهشت ماه 1402 فرزاد وثوقی روزنامه نگار

کارگرو مستمری بگیر، منهای رفاه

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

مصاحبه آن مدیر معزول شده سازمان رفاه اعلام هشدار ویا بیان حادثه ای برای کاهش آسیب های آن حادثه از سوی لایه های اجتماعی درآینده بود.


گفتند گوینده عزل شده اما مشکل به قوت خود باقی است.

سازمان رفاه در ایران آنقدر برخوردار وتوانا بوده وهست که عده ای مفسد، سیطره آن را بدست گیرند.


ما کارگران آنقدر پول آغشته به عرق جبین به این سازمان خصوصی دولتی پرداخت کردیم که هم خرج جنگ هشت ساله در زمان میر حسین موسوی را پرداخت کردیم هم هتل‌های هما وبخشی از هواپیمایی را خریدیم وهم بانک رفاه کارگران را به ثبت رساندیم. در اکثر صنایع سهامداریم واز نفت مکران هم بهره داشتیم.


بدبختی آنجاست که وقتی خواستند راس هرم این سازمان را معرفی کنند به جای بهره گیری از نیروهای متخصص درون سازمانی، جناب مرتضوی را از سازمان قضایی وارد آن نمودند و عاقبت کار آن شد که نباید میشد وبا جریمه دویست هزار تومانی در قبال" همت های" بربادرفته سرو ته ماجرا به هم آمد.


اما اگر بخواهیم به آن قرارداد کذایی ایران وچین در واگذاری منافع بنادر خلیج فارس رجوع کنیم، آهسته گویی در انجام و توجیح برخی امور روشن می‌شود.
حالا هم تن مردگان سازمان رفاه در گور میلرزد وهم تن مستمری بگیران و هم بازماندگان بیمه پرداز بیچاره که برابر قانون باید از این روند قانونی وسرمایه گذاری بهره می بردند و نبردند.


اینک باید شاهد ریزش تعداد بیمه پردازان بود چرا که امنیتی در کار نیست! تعیین سطح مزد ماه‌ها وبلکه یکسال بطول میکشد اما افزایش سهم پرداخت بیمه پرداز یک شبه ویکم فروردین هر سال اعمال می‌شود!


اگر این سازمان بزرگ نام و بد نام ورشکسته شده باشد، باید فاتحه سرمایه گذاری واعتماد در کشور راخواند، چرا که دولت عهد شکنو حتی نفت مکران هم نتوانست جبران کننده و جوابگوی برداشت های غیر قانونی از حساب کارگران باشد.
ذکر این نکته لازم است که در حافظه داریم، زمانی نه چندان دور تابلوهای بانک رفاه کارگران را پایین کشیدند و تابلوی بانک رفاه بانک همه را علم کردند که پس از مقاومت های کذایی برای خواباندن قائله تابلو ها تعویض شد، اما نفس کار ونقشه پیش رو همان بود که آهسته وپیوسته آن بانک بانک همه وهمه همان خواص باشند.


کارگران که حالا با گنج آشکار خود هدف غارت قرار گرفته اند، شاید خود بهتر می‌دانندبا درآمدهای اندک خود چه ونیازی به سازمان تامین اجتماعی با مدیران نجومی بگیر ندارند. شاید همان سفته بازی برازنده ترین نام باشد تا کارگرشریف بودن.
نیک می‌توان براین اندیشه بود که قبل از اعلام سوری ورشکستگی سازمان رفاه وقطع مستمری های مستمری بگیران با بهانه های مختلف وشرمندگی مدير نماهای شستا که وظیفه شان افزایش سرمایه های نقدی کارگران بود، به این زور گیری های محترمانه از عرق جبین کارگران پایان داد و تنفس مصنوعی به این بیمار مرگ مغزی را پایان داد.


نیازی به اهدای اعضای آن نیز چندان ضروری نیست چرا که بطور حتم قبلا غارت شده است.
بهره گیری از فرمول کاهش بیمه پرداز نسبت به جمعیت بازنشسته حماقت محض است چرا که سازمان رفاه باید محاسبات لازم در سرمایه گذاری هدفمند دراین خصوص وآینده نگری را می‌کرد.


در کشورای آن، هزینه بزرگی بنام سازمان مدیریت و برنامه ریزی بعمل آمده و ای کاش در بخش برنامه ریزی، آموزشی به افراد کارشناس نمای ارشدو دکتر مهندس سازمان رفاه ارائه میشد تا اگر وشاید علت ورشکستگی همان بهانه فرمول عدم تناسب بیمه پرداز به جمعیت مستمری‌بگیران است اتفاق نمی افتاد.
جالب آنجاست که بسیاری سران فرزندان همین جامعه کارگری هستندکه پس از انقلاب، قبل از هر چیز افتخارشان حضور در خانواده ای مذهبی و مستضعف بود. سرداران و امیرانی که برای یک وجب خاک جنگیدن ودر محلول زمانه سیاست، عزم بهارستان و پاستور کردند.


به واقع پیداست که این کارگر زاده ها، دهقان زاده ها و این مستضعفین زاده ها حالا در مجلس ودولت در قبال این همه غارت روزه سکوت گرفته اند.
اگر معادله اقتصاد سرشار دریا باماجرای چین، توافق با عربستان وسایر شرکای اقتصادی
را کنار هم بگذاریم محصول آن فقر اقشار اجتماعی وبی اعتنایی به سرمایه های اجتماعی است.


در یکی دودهه گذشته نیز به جای اقتصاددانان، این کارگروه ها و قرارگاههای سلیقه ای بود که در نهایت با حکم قضایی بخش تولید را سرگرم می‌کرد وشاید علت تمامی مهاجرت ها خصوصا خروج سرمایه های نقدی منهای مغزی به ترکیه، قبرس واروپا وآمریکا همین پیش بینی تیز بینانه سرمایه گذاران بوده است. تاخیر چندده ساله در برجام و داستان وحشتناک توافق، تعبیری خوش نداشت ونخواهد داشت.


در خاتمه می‌توان این پیشنهاد را مطرح کرد که این دولت وآن دولت در سایه استعفای خودرا به پیشگاه ملت ایران تقدیم کنند تا ببینیم خالصانه و مخلصان با آینده ایران چه می کنند، هرچند اعتمادی باقی نمانده است. آیا واقعا باید خاک بفروشیم. خاکی که غبارش بوی خون میدهد.


پیشنهاد دوم انصاف ورعایت عدالت است، همیشه دروازه ای بنام توبه وبخشش باز است. بطور قطع ملت بزرگ ایران مخالفتی با حاکمیت جمهوری اسلامی ندارند. برای حفظ این نظام اسلامی جان دادند، اما اسلام مملو از صلح ودوستی وهدایت است. بیاییم دست از اختلاس و فساد برداریم ومیهن خویش کنیم آباد.///انتهای پیام

یادداشت 14 اردیبهشت ماه 1402 / فرزاد وثوقی روزنامه نگار

ما زیاران چشم یاری داشتیم

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

زنده یاد محمدبهمن بیگی در شرایطی کار تعلیمات عشایری راآغاز کرد که عمده تمرکز جمعیتی ایران درمناطق روستایی وعشایری بود. درواقع این قشرعظیم که همچنان عظمت خودرا حفظ کرده اند، در شمار بزرگترین قشرتولید کننده ایران محسوب می شدند و این روزها وشاید در چهار دهه گذشته به بزرگترین قشرمصرف کننده تبدیل شده اند.

الزام باسوادی پای عشایر را ازسیاه چادرهابه مدارس ، دبیرستانها وحتی دبیرستان مستقل و درنهایت به دانشگاهها بازکردو از آن طرف بسیاری ازاین نخبگان علمی راهی خارج از کشور شدند.انبوهی از متخصصان مومن و استثمارستیزدیروز دست پروردگان این معلم بزرگ اخلاق بودند.بهمن بیگی دانش آموزان را تشویق به سخن گفتن با صدای بلند می کرد. واین بلند گفتن ها باعث شد تا صدای آنان رسا وبه گوش های خاموش برسد.پرورش یافتگان مکتب بهمن بیگی حتی در دانشگاههای مطرح دنیا دارای کرسی هستند وباقی قضایا.

با توقف فعالیت های بهمن بیگی تحولات پرورشی وآموزشی نیزمتوقف شد و سلسله بازماندگان از تحصیل دوباره احیا گردید.بهمن بیگی از کودکان عشایر وروستایی پولی دریافت نمی کردبلکه شمعی را روشن نموده بود تا فردا وفرداها را روشن کند. در شهر شیراز وکل کشوروحتی کشورهای بزرگ جهان می توان آثار این روشنایی شمع رایگان وسرمایه گذاری بزرگ فرهنگی را مشاهده کرد. اما این نسل در حال انقراض است چرا که وزارت خانه آموزش و پرورش شمع فرهنگ ،هنر وادب ودریک کلام پرورش را روشن نگه نداشت.عدم تخصیص اعتبارات لازم از سوی دولت ومجلس ومجموعه حاکمیت در ایران نظام پرورش وآموزش را دچار خسارت های سنگینی کرد.

معلمان بجای تربیت نسل نوکف خیابان دنبال حقوق ومزایای خود می گردند و طرح های همسان سازی ورتبه بندی این اولین سنگر علم ومعرفت در چهار راه چه کنم معطل مانده است وحتی اگر بخواهند اجرایی اش کنند باز هم مسئله نخ نمای اعتبارات را وسط خواهند کشید.

پلیس نیز ناچار است با برهم زنندگان نظم وامنیت اجتماعی برخورد کند.اقا وخانم معلم روزتان مبارک اما از پلیس رنجشی نداشته باشید. پلیس بودن یک شغل است، مثل آتش نشانی که باید آتش را خاموش کند. درجه بندی ورتبه بندی در صف پلیس سالهای سال است حکمفرماست. پلیس تابع دستورات مافوق است وشما مافوق نظام پرورشی نیستید چرا که درتشکیل قرارگاهها و سنگرهای فرماندهی نقشی نداشته اید. شما یا درگیر پست بندی هستید ومعیشت ویا درگیر حضور در اسنپ وتاکسی تلفتی های سابق.

زمانیکه بحث خصوصی سازی در ایران مطرح شد اولین سکوی اقتصادی واگذار شده به خصولتی ها همین پروژه پرورش وآموزش بود. بعدازماجرای مدارس غیر دولتی که باید با پول در آنها ثبت نام می کردید نوبت به دانشگاههای غیر دولتی رسید و سپس با شعار علمی کاربردی و گرفتن شهریه های آنچنانی قمارخانه بزرگی برای رقابت ونمره گرفتن در فضای مجازی و غیر مجازی گشوده شد.نحوه وادار کردن محترمانه ملت به حضور در مدارس غیر دولتی هم بسیار آسان بود چرا که از ابزار درون سازمانی بهره گرفتند. درواقع چاقو دسته خودش را برید. صف های شب خوابی والدین پشت درهای بسته مدارس دولتی باعث شد، والدین به هر طریقی پول برای ثبت نام محترمانه در مدارس غیر دولتی را تهیه کنند واین قیمت سنگین وغیر منصفانه ، اخلاق را در جامعه به کشتن داد. علاوه برمدارس خصوصی که با پول هم پاسخگوی با سوادی دانش آموزان نبود ، نام آموزگارانی صاحب نام برسر زبانها افتاد که تدریس خصوصی را بنیادنهادند. بازار تدریس خصوصی برای بعضی آنچنان گرم شد که سازمان مالیاتی کشور را به وسوسه انداخت تا از هرتحرکی درحساب های بانکی صیدی داشته باشند. هر چند گرایش به فراگیری زبان های خارجی درصدر تقاضاهای والدین است که مشخص می کند نظام تک فرزندی قصدی برای ماندن در کشور ندارد ودولت ها نیز برنامه ای برای این حیاط خلوت ندارند، مگر دریافت سهمی به عنوان مالیات ویا امضای طلایی برای صدور مجوز های تاسیس.

حالا همه دکترومهندس شدند ومردم بیمار وخانه خراب.دکتر ها قادر به تشخیص درست وحسابی بیماری ها نیستند ومهندس ها خانه های ناایمن می سازندکه با ریشتری مختصرسقفش برسر صاحبخانه خراب می شود.از طرفی عمده ترافیک شهرهای بزرگ مربوط به همین قمارخانه های دارای مجوز است که در مناطق خاص شهری تجمع یافته اند،وجب به وجب خیابانهای شهر تبدیل شده به حضوری برای مدارس ودانشگاههای خصوصی ،دارو خانه و کالای پزشکی وآزمایشگاه واز طرفی مطب پزشکانی که بیماران را بیمارتر و حواله آزمایشگاههای طرف قرارداد خود می دهند. نقش بیمه های نیز به برکت اختلاس های اختلاسگران بی اخلاق هر روز کمرنگ تر وکمرنگ تر می شود.هر چند ناگفته نماند تمامی مدیران استانی وملی دارای مدرک دکترامی باشند وانتظار می رفت سواد آنان کمکی به حال وروز ملت کند اما علم بی عمل مردم را گرفتارترکرد.

این مسئله بزرگ خاص جمعیت آموزش عالی در تولید دکترومهندس نیست بلکه به حوزه های علمیه نیز کشیده شده است. درآنجا نیز سلسله درجاتی وجود داشت. همانطوری که در نظامی گری درجه حکم فرماندهی را داشته ودارد. حالا بسیاری حجت الاسلام ها لقب آیت الهی گرفته اند، که البته از برکت نظام سیاسی ونه درجه اجتهاد وفقه است.باید دید شخص طلبه درچه سمتی فعالیت می کند تا عنوان پیش از نامش را براساس آن تنظیم کرد. تنها کسی که در ابتدای صدارت خود از اختصاص این لقب خودداری نمود جناب اژه ای ریاست قوه قضاییه است که فردای همان روز به رسانه های جمعی تاکید کرد من آیت الله نیستم وماجرا را پایان داد.

سرداران نیزبه این داستان ورود خواسته وناخواسته داشته اند چرا که به درجه های سازمانی اکتفا نکرده اند وگاها یک تریلربرای کشیدن نام وعناوین آنان لازم است ، مثلا سردارسرتیپ دکتر....... یا امیردکتر ........ یا حضرت آیت الله دکتر ..... ویا حجت الاسلام والمسلمین دکتر ........ ودرادامه ،این بحران در مجلس هم رسوخ کرده انجا که فردی در حال تحصیل است ومعلوم نیست دروس مربوطه را پاس کندیا خیر، اما همینکه تحت عنوان یک لیست سیاسی وارد مجلس می شود دکتر خطابش می کنند.بطور حتم علت بسیاری ناکارآمدی ها ونافرجامی های اجتماعی اقتصادی وتنگناهای معیشتی ملت از این نقطه سرچشمه گرفته است.

این یعنی یک جای کار بصورت سیستماتیک لنگ می زند و برخی برای این مناصب کیسه دوخته اند چرا که علی رغم تمامی آمارهای دولتی اما وضعیت فرهنگ ،اقتصاد ومعیشت ملت چندان رضایت بخش نیست. فلاکت بی فرهنگی وعدم پرورش نسل نو، بر دوش پلیس سنگینی می کند. جدای از مسئله اغتشاشات صنفی که ناشی از بی عدالتی است، پلیس با بحران افزایش تقاضای مواد مخدر ، پایین آمدن سن اعتیاد، چاقو کشی و عربده کشی خیابانی وانواع گسترده سرقت ها وقتل ها روبروست. حالا باید دید پلیس با تمرکز برتقویت یگان های ضد شورش اجتماعی اما در قبال این حرکت های تک نفره و محدود واماغیر مترقبه خیابانی چه خواهد کرد و این یگانهای تعلیم دیده ضد شورش ونظام یافته پرهزینه با پدیده های ترورهای طراحی نشده شبکه ای ورخدادهای غیر منتظره خیابانی ناشی از خشونت اجتماعی مردم برعلیه مردم چه می کنند.

دیروز با اتوبوس در مسیری از خیابانهای شیراز برای رسیدن به محل مورد نظر در حرکت بودم. مترو واتوبوس ها محل تجمع مردم است و دراین اجتماعات نیازی به شبکه های مجازی نیست. اطلاعات واخبار وکنش وواکنش های اجتماعی بسیار سریع تر از اینترنت در حال تبادل است. فرصت خوبی است تا از این طریق پیشنهادی به مدیریت شهری بدهم وآن پخش موزیک های سنتی ودلنواز با گویش های محلی است تا در طول سفر درون شهری ملت تمدد اعصاب داشته باشند.

اما با ورود یک مسافر به انتهای اتوبوس که خاص بانوان است در ردیف های عقب جنجالی بنام حجاب به پا شد. اوج اظهار نظرهای سیاسی ومخالفت ها وموافقت ها را دراین نبرد بی سرانجام می توان مشاهد کرد. هر چند قرارمان این بود به سمت سوریه سازی حرکت نشود اما انگار دودی ناشی از یک آتش درجامعه دیده می شود.

دراین نبرد فرهنگی همه مورد اتهام اقتصادی وفساد قرار گرفتند.از طرفی مردم نگران معیشت وآینده فرزندان خود هستند وداستان گرانی ها و عدم مهار تورم علی رغم فرمان رهبری وتشدید فشارهای اقتصادی می تواند کفه ترازو را به سمتی دیگر سنگین کند. بخش های فرهنگی دارای اعتبارات خاص چه حوزوی وچه دانشگاهی درتمام این سالها ، پرورش وآموزش را دراجتماع به بی تحرکی کشاندند وبه مردابی بدل نمودند که امکان بقا درآن نیست. حالا این بحران هویت است که برای مهار آن باید متوصل حوزه های نرم فرهنگی شد.

در خاتمه تنها می توان گفت ما زیاران چشم یاری داشتیم ، خود غلت بود آنچه می پنداشتیم. در تمام این سالها خصوصا پس ازتوقف چرخ های سازنده مرد ماندگار تعلیمات عشایری ، مبحث پرورش وآموزش دچار سقوط شد. بطور قطع شرکای این تجارت خانه بزرگ از بیان این مطالب ناخرسند خواهند شد اما یادمان باشد امروز متعلق به من نیست بلکه ما باید فردا را برای فرزندانمان بسازیم .قرارنیست همه ایرانیان ازایران بروند.ایران سرزمینی است که حتی غیرایرانیان ازکشورهای همسایه حتی برای نفس کشیدن به آن مهاجرت می کنند، باید در کنار هم باشیم . /// انتهای پیام 1500 کلمه

یادداشت روز 10 اردیبهشت ماه 1402/ فرزاد وثوقی روزنامه نگار

موانع تولید ساخت ایران است

فرزاد وثوقی – روزنامه نگار

مشکلات داخلی است وموانع تولید واشتغال را به دنبال خود می کشاند. رهبرمعظم نیز بارها وبارها اعلام داشته اند که بسیاری مشکلات درطول راه تولید ومعیشت مردم داخلی وقابل حل وفصل است. ایشان در دیدار با کارگران در اردیبهشت 1402 نیز اعلام داشتند اگر دولت ها ازبیست سال گذشته به فرمان ابلاغ شده اینجانب دررابطه با مبارزه همه جانبه با فساد توجه وآنرا آغازکرده بودند امروزوضعیت بهتری داشتیم اما مبارزه با فساد جرات می خواهد.

پروژهای بزرگی در کشور واستان فارس سالیان سال است که خاک می خورند. از جمله همین تالاربزرگ شهرشیراز که شاید همه مدیران پس ازانقلاب با بدن زخمی آن عکس یادگاری گرفته اند. روزسعدی بهانه ای است برای رزومه سازی مدیران . خیلی ها به شیرازمی آیند وازهوای اردیبهشتی شهررازبهره می برند وعطربهارنارنج مستشان می کند وفردای این مستی همه چیزبه فراموشی سپرده می شود که اگرنشده بود تا حال اموراین تالاربزرگ به سرانجام رسیده بود.

واقعیت مطلب همان است که رهبرمعظم بدان اشاره فرمودند، مبارزه با فساد جرات می خواهد که در بیست سال گذشته مدیرنماها قادر نبودند پای کار فساد ستیزی حاضرشود. یکی ازعلت های این ناکامی تشنگی قدرت است. در فضای سیاسی کشوراین افراد با ظاهرسازی ویا همان اصطلاح نامیمون آقازادگی به پست ومقام می رسند، نه از روی توان وداشتن همت برای پیشرفت.بطوروضوح می توان گفت که داشتن ظاهری متدین کافی نیست بلکه باطنی متعهد لازم است تا از وضعیت موجود خلاص شویم.

اتفاقا روزهای گذشته جشنواره ملی میمند در شهرستان فیروزآباد استان فارس برگزارشد. شاید حدود هشت نفریا بیشترسخنرانی داشتند وهمگان معتقدبودند کارها باید برروی ریل سازندگی قرار بگیرد. غیرازموضوع مهم گل وگلاب امسال به مسایل دیگری از جمله صنایع بسته بندی گلاب میمند نیز اشاره شد. صنعت شیشه گری که اقتصادی شگفت انگیز داشته است وحالا زمینگیرو فقیر ، بدون شناسه روزگارمی گذراند. سخنرانان از جمله مدیر کل میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری فارس نیز دراین زمینه تاکید داشته اند تا این صنعت دوباره رونق بگیرد و بسته بندی گلاب های میمند درشیشه های تولیدی منطقه درسطوح ملی وبین المللی توزیع گردد واین تجارت بزرگ می تواند تحول آفرین وارزآورباشد.

اما این امام جمعه میمند بود که پرده از اسرارزمینگیری صنعت دراین شهرستان برداشته است. حجت الاسلام بهزادی دراین رابطه عنوان داشته است که 80سالی می شود که ماجرای موقوفه بودن میمند در شهرستان فیروزآباد مانع بزرگ واصلی سرمایه گذاری وتولید است ومدیران مربوطه هرچه سریعتر باید این موضوع را به سرانجام برساند. ای کاش استاندار فارس تنها یک هدف را نشانه می گرفت وبه سرانجام میرساند که عمرمدیران آنقدربلند نیست تا همه کارها را انجام دهند ودرخاتمه امورات ضروری را نیمه تمام رها می کنند ونفربعدی بطورقطع موید کارهای مدیران پیشین نخواهد بود.

اگر جناب استاندارفارس دکترایمانیه یک هفته وقت می گذاشتند وبجای حضور درمیزخدمت وانجام امور پایین دستی که وظیفه خاص مدیران کل ، کم کار است ، همین ماجرای اوقافی بودن میمند را با جدیت حل وفصل می کردند یک عمر دعای خیر ملت در شهرستان فیروز آباد را پشت سرخود همراه می کردند. بطور قطع داستان گل وگلاب صرف ایجاد اشتغال وسرمایه گذاری درفیروز آباد نیست و اشتغال غیر مستقیمی در ابعاد گوناگون از جمله تجارتی بزرگ وبین المللی وارزآوری را به همراه خواهد داشت.

به اعتقاد امام جمعه میمند فارس موضوع اوقافی بودن این منطقه مانع بزرگ واصلی عدم سرمایه گذاری است.راهکارهای نوینی می توان با صدوراحکام ثانویه دراین خصوص بکار برد. بطورقطع واقف وارثانی دارد که می توان با جلب نظر آنان وهم متولیان موقوفات گره از کارملت بازنمود.هرچند تعریف نظرواقف ویا به روز رسانی وقف نیازمند توجهات فقهی است اما می بایست نیاز روز جامعه را درک وبا فوریت نسبت به آن اقدام نمود. چرا که اگر یک مقوله قدمت دار نیازهای روز را درخود نبیندوهمراه سیر مطلوب توسعه نباشد قادر نخواهد بود درپرورش وگسترش فرهنگ غنی وقف موفق باشد.

بطور قطع سازمان اوقاف وامور خیریه کشور و اداره کل اوقاف فارس نسبت به این مهم توجه ویژه دارند تا گره ازکارملت گشوده شود. شاید یکی از دلایل مهاجرت جوانان وعدم توجه به مشاغل وحرف سنتی همین موانع باشد اما اگر می خواهیم جامعه ایرانی جوان باشد و وارد مباحث ازدواج واشتغال وفرزند آوری وتولید ورشد صنعتی شویم باید با نگاهی نو،نسل نورا در پناه خود قراردهیم. ///انتهای پیام 700 کلمه

یادداشت روز 8 اردیبهشت ماه 1402 فرزاد وثوقی روزنامه نگار

به کجا چنین شتابان

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

خلق تنفر وهدایت جبهه های مردمی به سمت میدان خشونت
یکی دیگر از ابتکارات، انحصارگرایان است.
حفظ قدرت سیاسی در اختیار وایجاد رانت و فساد سیستماتیک درون دستگاهی، حفظ شرایط رکود وتورم، بیکاری و ایجاد فشارو تمرکز بر یک مسئله مانندحجاب، از هزاران مسئله ومفسده رایج شده در کشور، از ویژگی هاو تاکتیک های عملیات روانی انحصارگرایان به ترغیب نبرد خیابانی است.
باید دید غیر از گروه‌های فشار در اقلیت قرار گرفته مردم چه واکنشی نسبت به مسائل روز جامعه خواهند داشت.
اولین ضربه برای شدت یافتن خشونت های اجتماعی را بانویی انحصارطلب در تلویزیون میلی درخصوص اخراج ایرانیان از ملک خویش وارد کرد.
او با این مضمون که هرکسی نمی خواهد رفتار ما را تحمل کند از ایران برود دست به تفکیک وشکاف در وحدت ملی زد. مشابه همین گفتار در فارس وسطوح استانی خطاب به اطبا مطرح شد. متخصصینی که به عوض فرضیه جذب حداکثری، دفع حداکثری شدند.
حالا فشارهای میدانی در جبهه ای دیگر در منطقه فقر در حال وارد شدن است و برخی نیروهای خود را در جهتی معکوس ودر جبهه ای دیگری از جذب حداکثری متمرکز کرده اند.
پیش بینی فرجام بهره گیری از چنین تاکتیکی در حکمرانی فعلی شکسته شدن بزرگترین سد ایدولوژیکی کشوراست.
محتویات پشت سد شکسته شده ایدولوژی های امروزی نه انسجام که همان فرضیه حذف مرزهاست.مرزهایی که تعیین کننده حریم وحرمت هستند.
در نگاهی دیگر نمی توان فرضیه قطع اینترنت و یا شبکه های اجتماعی را تاکتیکی موفق ارزیابی کرد چرا که مراجعه به میدان عمل مدیران ملی واستانی گویای وضعیت موجود است.وضعیتی که به خودی خود بدون اینترنت هم رسانه ای می‌شود وقتی همچنان ذهن های مطالبه گر و کنجکاو به فعالیت مشغولند و تبادل اندیشه ادامه دار است.
قطع شبکه های اجتماعی یا همان اعمال فیلترینگ، قطع ارتباط مردم با یکدیگر تلقی نمی شود بلکه آنرا می‌توان عملیاتی دیگردر حوزه انحصار اقتصادی نامیده که در انتها سودی سرشار را به جیب طراحان قطع شبکه های اجتماعی یا همان فیلترینگ سرازیر میکند.
با اعمال فیلتر این فیلتر شکن ها هستند که وارد میدان می‌شوند!
قیمت های سربه فلک کشیده وی پی ان ها گویای صدق این گفتار است. در واقع چیزی قطع نشده بلکه استفاده از آن چیز منوط به قبول شروط تورمی خرید ونصب وی پی ان هاست!
اطلاعات در حال تبادل است و میزان عمل مدیران نظام گویای توفیق وعدم توفیق در میدان است.
حکمرانی بر قلوب و جذب حداکثری ملت، انصاف را طلب می کند.انصافی که البته به فراموشی گذاشته شده است.
اگر بگوییم در سال‌های گذشته همانهایی که شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه را بلندتر فریاد می‌کردند، خودشان جماعتی ضدولایت فقیه بودند سخن به گزاف نگفته ایم چرا که برفرض مثال دولت ومجلس انقلابی تنها چند روز بعد از طرح شعار سال در موضوع مهار تورم، به تشدید تورم مبادرت کردند.
کار تا آنجا خراب است که کسب وکارهای حلال مانند دستفروشی که درشمارکوچکترین واحدهای کارگاهی واشتغالزا با کمترین سرمایه ها راشامل می‌شودبه عوض ساماندهی، مورد برخوردهای سوال برانگیز قرار می‌گیرد که بوی باجگیری می‌دهد. اما احتکار و گران فروشی کالاهای اساسی تا حرمت شکنی دارو برای شفای بیماران خاص درحوزه برخوردقرارندارد وهر روز تشدید می‌شود.
نقطه سرخط- درمکتب خانه ای، نوشتند مار تا الفبای با سوادی را ترویج دهد ویکی تصویر مار را کشید تا جهل را ماندگار کنند و بالاخره این انتخاب وکج سلیقگی مردم آن دیار بود که معلم را اخراج و گوشه نشین و ترسیم کننده مسیر بیسوادی را حرمت و سروری نهادند.///