یادداشت روز 22 شهریور ماه 1401  فرزاد وثوقی روزنامه نگار

تمدید برنامه ششم، شاید ها وباید ها

فرزادوثوقی روزنامه نگار

گاهی اوقات نمایندگانی در مجلس پیدا می شوند که انگار واقعا وکیل الرعایا هستند و از حقوق ملت دفاع می کنند وکمتر به فکر تبلیغات پیش از موعد در فضای مجازی هستند. هرچند مردم فضای مجازی را رصد می کنند اما پی برده اند دراین فضا جز دروغ خبری رد وبدل نمی شود.

براین عقیده هستم که حضورمداوم در فضای مجازی یک تخریب کلی محسوب می شود.فضایی بلبشوومملو از اخبار دروغ. اما وقتی به سراغ رسانه های رسمی می روید می توانید از لابلای اخبار، به نوعی تحلیل دست یابید که هم پایه واساس دارد وهم تلنگری برای مطالبه گری است.

مطالبه گران فرمایشی فضای مجازی هم خودشان را بی اعتبار کردند وهم عرصه اطلاع رسانی را، با این وجود همچنان وجود دارندو به امید کرسی های مدیریتی تلاش می کنند.

دیروز یکی از نمایندگان مجلس حول محور برنامه هفتم توسعه توضیحاتی داده که شنیدنش دارای ارزش است. اول آنکه برنامه هفتم توسعه تا امروز یکسال تاخیر داشته است. یعنی کسی دنبال تدوین برنامه هفتم توسعه نبوده است.دوم اینکه با عنایت به تاخیردولت سیزدهم درتدوین برنامه هفتم توسعه شاید مجلس برآن شود تا برنامه ششم توسعه را تمدید کند. علت تمدید برنامه ششم که البته محقق هم نشده واضح است چرا که کشور نباید بدون برنامه باشد. درواقع وجود همان برنامه ششم بهتراز بدون برنامه بودن است.

از طرفی نماینده نیشابوروعضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی معتقد است با تاخیری که دولت وسازمان برنامه وبودجه دارد اینطور بنظر می رسد که تدوین برنامه هفتم توسعه به سال آینده موکول شود وعملا دولت سیزدهم دوسال مفید را از دست خواهد داد. دراین شرایط لایحه بودجه سال آینده نیز دچار سردرگمی خواهد شد.

به گفته احسان ارکانی برنامه ششم توسعه کشوربطورکامل اجرایی نشده وشاید تنها 30 درصد آن محقق شده باشد. حال باید دید چرا دولت ها با وجود واقعیت های آشکارتا این حدواندازه به تبلیغات تهی از واقعیت متوسل می شوند. عدم توجه به کادرسازی دراحزاب یکی از بزرگترین چالش های سیاسی اقتصادی کشور است که دامن اجتماع بزرگ ایرانیان را گرفته است.

احزاب یا همان گروههای سیاسی بدون داشتن برنامه واهداف مشخص در انتخابات شرکت می کنندواین بی برنامه بودن خسارت های بسیاری را به کشورتحمیل می کند. عدم مشارکت نخبگان اقتصادی واجتماعی در بدنه دولت باعث به تاخیر افتادن تدوین برنامه های توسعه می شود که اینک شاهد آن هستیم.

حال باید پرسید چرا نخبگان جای خودرا به پخمگان داده اند؟ ایجاد سپردفاعی از شعارهای خاص توسط گروههای سیاست باز بطورقطع نخبگان را به حاشیه می راند. دراین میدان، اصول اکادمیک به کنار زده می شودو شعارهای خاص با القاب انقلابی گری خودرا به متن می رسانند . درواقع حاشیه ها پر رنگ تر از متن می شوند وتشخیص آن بسیار مشکل است.

اینکه تاکنون بدون برنامه مانده ایم و از طرفی برنامه ششم توسعه هم موفق اجرا نشده هم پرسشی بزرگ است وهم ابراز تاسفی بزرگ که افراد درمسند امور قرار گرفته تنها کارنامه ای موفق در بخش اختلاس دارند. ثروت های به یغما رفته شاید بتواند یک قاره از جهان را آباد کندوالبته می توانست ملت ایران را سلطان جهان کند. اما این بلبشوسیاسی اقتصادی مانع از توسعه ایران بود و بنظر خواهد بود./// انتهای پیام 500 کلمه

یادداشت روز 19 شهریور ماه 1401    فرزادوثوقی روزنامه نگار

چرا از سرمایه گذار میترسیم؟

فرزادوثوقی روزنامه نگار

الان چهل سال است که از فرار سرمایه گذاران بزرگ گذشته و دراین مدت سرمایه گذار قدری نیز به کشومان نیامده است. کارخانه های بزرگ وزنگ زده قدیمی هم تعطیل شدند وحالا بجای آنکه اقتصاددانان مطرح کشور راهی برای برون رفت از بحران ارایه دهند وعملی کنند دستگاه قضایی کشورمان جلو دارمیدان تولید واشتغال شده است تا کارخانه های نیمه تعطیل وتعطیل را به چرخه باز گرداند!

کاردرشهرکهای صنعتی نیزچندان رضایت بخش نیست چرا که زیر ساخت ها دراین شهرک ها آماده سازی نشده و اگر کسی زمینی بنام صنعت وتولید خریداری کرده به نیت دلال بازی و ارزش افزوده زمین بوده است.

مناطق ویژه اقتصادی نیز درسکوت خبری بسرمی برند وگاهی مقام مسوولی برای بازدید ازمناطق ویژه اقتصادی راهی می شود و همان قوانین نخ نما را بازخوانی می کند وانگار اتفاق خاصی قرار نیست بیفتد.

با طرح این سوال که چرا از سرمایه گذار می ترسیم ، حافظه تاریخی خودرا دراین بخش فعال می کنیم. در شیراز خصوصا بعد از انتخابات شوراهای شهربزرگترین موانع سرمایه گذاری ایجاد شد. گاهی در شوراها که روی مبحث سرمایه گذاری صحبت می شد از آن به عنوان سرمایه بری یاد می کردند و با مخالفت های پی درپی سیاسی اما سرمایه گذاران را فراری می دادند. اینکه سرمایه گذاری دعوت شود تا دلار ودرهم بیاورد و دچار پرونده سازی شود ، نمی توان از آن به پهن کردن فرش قرمز یاد نمود.

نگاه سیاسی به شوراهای شهر والبته دست بدست شدن مدیریت شهری بین گروه های چپ وراست ضربه بزرگی به سرمایه گذاری در کلانشهر شیراز زد. حتی اگر قرار بود اتوبوسی در مسیر حمل ونقل درون شهری قرار بگیرد ، قرارداد آن بین تبادل قدرت سیاسی ناکام وزیرسوال می رفت وباقی قضایا.

برگزاری هرانتخابات درکشورمان بزرگترین سایت رونمای از افتضاحات اقتصادی گروه های سیاسی است که در جریان آن ناگفته های تخریب اقتصادی به صراحت بیان می شود.

اما چرا از سرمایه گذاران میرترسیم؟سرمایه گذاران افرادی هستند که قبل از ورود به معرکه اقتصادی یک شهر ویا یک کشور به بررسی نظام سیاسی آن می پردازندو تمامی فاکتور های موجود را تجزیه وتحلیل می کنند. حافظه تاریخی ما نشان می دهد که دعوت از سرمایه گذاران فصلی وبا اتمام فصل قدرت سیاسی بی اعتبارمی شود.

در واقع نظام اقتصادی ما تدوین شده وبرنامه ریزی شده نیست و به نوعی پیرو سلیقه افرادی است که در بهار گل می کند ودر پاییز خزان می شود.

حالا یکسال از عمر دولت سیزدهم گذشت و برنامه ها دوباره بصورت فصلی ارایه می شود. دولت ها درایران موید فعالیت های یکدیگر نیستند واین باعث تاسف است. آنچه از دولت دوازدهم باقی مانده از منظر دولت سیزدهم ویرانه اقتصادی است.

دولت ها معتقدند باید بدهی دولت های گذشته را پرداخت کنند وحجم اختلاس ها ارقام نجومی را نشان می دهد و اطلاعات موجود در سبد سرمایه گذاران ،ریسک را افزایش می دهد. تفویض قدرت سیاسی در کشور به وضوح نمایشگر تخریب های اقتصادی وتنگی معیشت ملت بوده است و این امر زمینه سرمایه گذاری قانونی را کاهش میدهد. از طرفی سرمایه گذاران به میزان مشارکت های اجتماعی ومیزان مقبولیت های سیاسی افراد دقت نظر بالایی دارند.

اینکه درهرانتخابات چه میزان مشارکت مردم افزایش ویا کاهش داشته است یکی ازمهمترین فاکتورها برای امنیت سرمایه گذاری محسوب می شود. درواقع شعارهای اقتصادی نامزدها با عملکردهای سیاسی آنان همخوانی ندارد واین مهم نشان می دهد که هم با مشارکت اجتماعی و هم با انتظارات جامعه بازی سختی در حال اجراست.

اینکه چرا از سرمایه گذاری می ترسیم دلیلی واضح دارد وآن نبود برنامه است. درحالیکه سرمایه گذاران با برنامه ودارای زمانبندی خاص به منظورکسب ارزش افزوده وبازدهی لازم هستند.

در استان فارس مدیریت عالی دولت به منظور خلاصی از زدوبندهای سیاسی افراد وجلوگیری از فراری دادن سرمایه گذاران به شخصه وارد گود شده و شماره تلفن همراه خودرا به سرمایه گذاران می دهد تا درطول بیست وچهار ساعت با اوهماهنگ باشند و گره های کاری وبروکراسی را شخصا بازکند.

در فارس هم موضوع ساخت بیمارستان های دولتی در اولویت است وهم راه اندازی بخش های تولیدی در قالب صنایع بزرگ وکوچک که البته تاکنون توفیقی بدست نیامده است. صنایع برای ایجاد وادامه کاربه آب نیاز دارند وآب در شمار زیر ساخت های تولید محسوب می شود ودولت موظف به ایجاد زیر ساخت ها است. پیش از هر چیزسرمایه گذاربه زمین وسپس زیرساخت های آب وبرق وگاز ومخابرات نیاز دارد اما اینها در فارس فراهم نیست.

درجریان خاموشی تابستان امسال کسری تولید برق به وضوح نمایان شد. نیروگاههای فرسوده وقدیمی توانی برای تامین برق خانگی ندارند تا چه رسد برای برق صنایع. خاموشی های امسال هر چند بخش های خانگی را خلاص کرد اما گریبان صنایع را گرفت. دستورالعمل ها متوجه راه اندازی نیروگاههای خورشیدی ویا نیروگاههای بهره مند از سوخت بود که صنایع باید به تهیه آن اقدام می کردند.

در واقع شعار هر کارخانه یک نیروگاه چندان به مذاق تولید کننده وسرمایه گذاران خوش نیامد. اینکه ما باید برای تامین برق خانگی دست از صنعت بکشیم یک فاجعه است هرچند نام تعمیرات فصلی برآن بگذاریم .

سرمایه گذارآزادی عمل درحوزه تبادلات ریالی وارزی و گشایش خطوط ارتباطی با کشورهای جهان را می خواهد آنچه بطور قطع از توان بانک های تحریم شده ما برنمی آید. اهداف سیاسی مخالف جهت دیپلماسی اقتصادی است، دراین دوره نیزشعارهای داخلی علیه برجام شاید تند ترازمجلس دهم بود. هرچند اخبار حکایت دیگری از تفکرات داشت اما ایدئولوژی شعاری مرگ برآمریکا همچنان تداعی گربن بست های برجامی است. دورگذشته برجام را روی فرش سبز مجلس به آتش کشیدند و دراین دوره ترمز دستی آنرا وهمچنان با گذشته شش هفت سال برجام فرجامی ندارد.

بدون فرجام بودن برجام نیز تنها یک پیام برای اقتصاد ایران دارد وآن بازگذاشتن دست صنعت قاچاق واختلاس است که پرو پیمان در حال اجراست.ارمغان سیاست مخالفان سود آوری برای اقلیت وتنگی معیشت برای ملت است هر چند نام گرفتاریهای جهانی برآن بگذاریم اما بازهم از منظر ملت این یک افتضاح اقتصادی است. /// انتهای پیام 977 کلمه

یادداشت روز  مفاهمه سیزده و یک    فرزاد وثوقی روزنامه نگار

مفاهمه سیزده و یک ( شهرو شهردار)

فرزادوثوقی روزنامه نگار

از سال 1377 که انتخابات شوراهای اسلامی شهر روستا در کشور برگزار شد انتخاب شهرداران نیز به واسطه انجام یک کار تیمی والبته با مشارکت مستقیم مردم به شوراها سپرده شد. منظوراز این انتخاب دخالت مستقیم مردم در اداره امور شهر که متعلق به خودشان است می باشد. بنظر می آید دولت دریک مورد که آن شانه خالی کردن اززیر بار تخصیص اعتبارات شهرها بود پیش دستی کرد ومردم خوشحال از اینکه بتوانند اداره امورشهر را بدست گیرند در انتخاباتی شرکت کردند و درست یا نادرست به افرادی رای دادند که بعدها بعضی از آنان پرونده قضایی اقتصادی پیدا کردند.

درتمام این سالها شوراهای مختلفی منحل و اعضای آن با پرونده فساد مالی روانه دادگستری ها شدند. ناگفته نماند که به دلیل مشارکت دو شبه گروه اصلاح طلب واصولگرا ، شوراها درمدت فعالیت چهار ساله موید کارهای یکدیگر نبودند. بقولی اشفتگی تحویل گرفتند وآشفتگی تحویل دادند.

نخستین مبحث تامین بودجه اداره امور شهرها بود، که دولت ها برآن تاکید موکد داشتند. بودجه ای که شوراها تصویب وبه شهرداران ابلاغ می کنند. بودجه ای که برای ساختن شهرها ، ساختنی است. درواقع شوراها در تمامی بخش های مسوولیتی خود خواسته ویا ناخواسته بربار تورم افزودند و با افزایش نرخ عوارض ونیز خدماتی نظیر حمل ونقل به آن دامن زدند. این بدان معناست که درهیچ دوره ای راهبردی برای تعادل قیمت ها ونیز کاهش آن با جذب سرمایه گذاری اتخاذ نشد.

سنگینی بار عمران همچنان بردوش مردم سنگینی می کند.سیاست های ملی وبین المللی مانع اصلی عدم جذب سرمایه گذاران داخلی وخارجی است. اگر درشش دوره گذشته ،مدیریت شهر موفق به جذب سرمایه گذاران واقعی بوده است می تواند آنرا اعلام کند.

شوراها وشهرداری ها در شش دوره گذشته دراسارت دو شبه گروه اصلاح طلب واصولگرا بوده اند. موید فعالیت های یکدیگر نبودن بزرگترین چالش مدیریتی است. اینکه اجبارا شهردار از میان اعضای شورای شهر انتخاب می شود مبنای ضعف در کار تیمی و عدم کادر سازی حزبی است. چون حزب ها موفق نبوده ونیستند وشاید درحد یک اتحادیه هم عملکرد موفقی نداشته اند باعث شده تا برنامه های شهر هم تاخیر داشته باشد وهم ناکام بماند.

اگر به برنامه های شهرداران نگاهی گذرا داشته باشیم بطور پیوسته در مورد همان مسایل نخ نمای خروج کارخانه ها وپادگانها، مشاغل مزاحم ویا جذب رویایی سرمایه گذاران سخن می گویند. شورای اول دنبال همین برنامه ها بود وتا کنون که شش دوره می گذرد همچنان دنبال ساماندهی حاشیه شهرها و هوشمند سازی امور اداری با هدف مقابله با فساد موجود در سیستم شهرداری ها هستیم.این درحالی است که باغات قصردشت بشدت آب رفت و موضوع توسعه حرم وبافت قدیم وتاریخی فرهنگی شهر همچنان پرونده ای مفتوح دارند وترافیک برشدت گره باز نشده مشکلات افزوده است.

جالب آنکه نکته مهم در بروز وظهور فساد سیستماتیک در شهرداری ها ورود نیروهای انسانی فعال در ستادهای انتخاباتی اعضای شوراهای شهراست. افرادی که به هزار امید درستادهای انتخاباتی عضو وفعالیت نموده تا پس از پیروزی غنایم خود را دریافت کنند.

تعدد نیروی انسانی غیر متخصص وبه حاشیه راندن متخصصین استخدامی به بزرگترین چالش فراروی شهرداران تبدیل شده است. حالا پرسشی که از سوی فعالین حوزه اجتماعی مطرح می شود این است که شهردار باید گوش به فرمان شوراییان باشد یا برنامه محور وبراساس تخصص خود شهر را بسازد.

پر واضح است که شوراییان از اهرمی بنام استیضاح برخوردار هستند. اگر مانند شهردار سابق ، پاسخ تلفن های وقت وبی وقت اعضای شورا داده نشودویا به دلیل کثرت مشغله دستت بشکند ووبال گردنت شود ، اما راه برای استیضاح باز است.

شورای شهر شیراز 13 عضو با 13 ایده ونظر دارد. اگر خرافاتی باشیم باید به دعا متوصل شویم تا این عدد دو رقمی کاری به کارمان نداشته باشد. اما هم خوان شدن با 13 نفر کار دشواری است. درواقع شهردار باید کارهایش را با این نفرات همخوان کند. از انتخاب معاونان گرفته تا شهرداران مناطق نیازمند همخوانی است، اما مهم تقسیم کار است که به جناب شهردار توصیه می کنیم کارها را تقسیم کند و دراین پدافند تقصیرات را نیزتقسیم کند.

اگر چینش مهره ها درست باشد تاهماهنگی خاصی ایجاد شود و درهر منطقه شهرداری قوی سکاندار باشد واز طرفی سازمان های مربوطه مدیران متخصص وشایسته ای داشته باشند می توان امید داشت که شخص شهردار منتخب موفق خواهد بود. ارتباط شهردار با مدیریت ارشد استان نیز باید مورد توجه قرار گیرد چرا که استانداری وفرمانداری باید موید خواسته های شورا وشهردار باشند.

استان فارس پیش از انکه یک استان اقتصادی باشد یک استان سیاسی است. این روش عملکرد و وجود سایه های مدیریتی بشدت نگران کننده است. اگر تعداد شهرداران یا استانداران را شمارش کنیم طول عمر کاری چندانی نداشته اند مگر نفرات خاص. این طول عمر اندک برای فرهنگ ، اقتصاد و اجتماع فارس زیبنده نیست. نباید به فارس به عنوان یک گذر گاه مدیریتی نگاه کرد. حالا زمانی است که از افراد قوی استفاده شود. افرادی که متخصص باشندوبا تعهد وتقوا پست های مدیریتی را بپذیرند.

امیدواریم دکتر اسدی با تعهد خاصی که دارند برای شهری بزرگ چون شیراز منشا خیر وبرکت باشند والبته خودشان را عدد 13 همخوان کنند. انشالله /// انتهای پیام 830 کلمه

یادداشت روز 13 شهریور ماه 1401  فرزاد وثوقی روزنامه نگار

شهردار در آزمون

فرزادوثوقی روزنامه نگار

شیراز با تمام مشکلات کهنه وزخم هایش به شهردار جدید تحویل شد. دکتر محمدحسن اسدی دارای مدرک مدیریت استراتژیک حالا بیست وپنجمین شهردار شیراز است. او خروج پادگانها از شهر،ساماندهی و مدیریت کمربندی جنوبی شیراز، توجه به موارد فرهنگی و توسعه زیرساخت‌های این بخش،ارتقاء فرهنگ شهروندی ،توسعه عمرانی شهر براساس منابع، ایجاد هماهنگی بین سازمانی ،حفظ بیت المال و منافع عمومی، برنامه محوری و تدوین قانون جامع مدیریت بحران شیراز و تهیه بانک مکان‌های بحران‌زا را ازجمله برنامه‌های خود عنوان کرد.


توجه به سرمایه گذاری سالم و بدون رانت، دسته بندی پرونده‌های حقوقی و تقوت بخش حقوق شهرداری ،ساماندهی مشاغل مزاحم شهری، شفاف سازی و توجه به هوشمندسازی و توسعه همکاری‌ها با شرکت‌های دانش بنیان و توسعه خدمات الکترونیکی از دیگر برنامه‌های دکتراسدی اعلام شد.

اگر بخواهیم نگاهی فراجناحی به انتخاب شهردار شیراز داشته باشیم حالا دکتر اسدی میراث دار انبوهی از مشکلات است که نوک پیکان مشکلات را باید متوجه حوزه مالی وتامین منابع دانست. شهرداری متراکم شده از نیروهای دو جناح راست وچپ والبته شاید بدون تخصص در حوزه شهری که بکارگماردن هر کدام در هر طبقه باتوجه به عدم حصول نتیجه در گذشته کاری سخت ودشوار است.

آیا دکتر اسدی نیز در محلول توقعات دو جناح حل خواهد شد ویا قادر خواهد بود از این آزمون در یک فرصت چهار ساله سربلند بیرون آید؟

واگذاری امور وپردازش اختیارات به شهرداران مناطق یکی از راهکارهای توفیق در مدیریت کلان شهر شیراز است. درصورتیکه شهرداران مناطق غیر سفارشی وکارآزموده باشند بطور قطع شهردار شیراز می تواند با مدیریت منابع در نگاهی کلان توفیق کاملی بدست اورد.

یادداشت روز 9 شهریور ماه 1401

فرجام برجام، پایان احتضار

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

فرجام برجام دور یا نزدیک به یک پرسش بزرگ برای مردم ایران تبدیل شده است.اینکه با برجام چه فرجامی خواهند داشت ویا بدون آن چه مخاطراتی در انتظار آنان است به حدس وگمانه هایی تبدیل شده که دوباره اقتصاد ومعیشت ملت را به رکود کشانده است.اقتصادی در حال احتضار.

اگر به گفته نمایندگان ، مدیران ومسوولان ملی وسطوح استانی توجه کنیم بطور کل تاثیرات تحریم وانزوای سیاسی اقتصادی را متوجه مردم می‌دانند واز طرفی مردم را به مقاومت برعلیه تحریم دعوت می کنند، محاصره اقتصادی که تنها به دور مردم چمبره زده ونه مسوولان، مردمی که دچار یک ستون پنجم خشن در حوزه اقتصادی شده اند. دلالانی که تماما منافع خودرا در پس پرده تحریم ها تامین وحفظ می کنند و ازطرفی مردمی که داشته های خود را دراین انتظاراز دست می دهند.

یکی از ضربه های بزرگ تاخیر درانجام برجام، سوخت فرصت های سرمایه گذاری در ایران است. ایجادزیر ساخت هایی که به گفته مسوولان امر با اعتبارات دولتی مجالی ندارند و دولت در تامین اعتبار برای ابرپروژها ناتوان است. بدون ایجاد زیر ساخت های مناسب تولید ، امنیت سرمایه گذاری تامین نخواهد شد وسرمایه گذاران تمایلی به حضور در بخش های اقتصادی ایران نشان نمی دهند.

بدون سرمایه گذاری و رشد تولید، اشتغالی بوجود نخواهد آمدو داستان بیکاری بحران هویت اجتماعی را تحت تاثیر خود قرار میدهند. این بحران تشدید کننده مهاجرت نخبگان است. نخبگانی که سایه بی توجهی های اقتصادی اجتماعی، ایران را ترک می کنند. اخطاریه های متعددی از سوی دلسوزان در رابطه با رشد مهاجرت نخبگان صادر شده است حتی شرکت های دانش بنیان هم در لیست این مهاجرت ها قرار گرفته اند اما مدیرانی که در راس کار هستند نه برنامه ای ارایه می دهندو نه واکنشی به موضوع دارند.

ایران کشوری ثروتمندی است. موضوع اختلاس 92 هزار میلیاردی در صنایع فولاد به وضوح به این ثروت اشاره دارددر حالیکه صندوق های بازنشستگی در حالت ورشکستگی قرار دارند ویا سرمایه درگردش صنایع ما به مباحث بدون پاسخ تبدیل شده ویا اعتباری برای تخصیص به زیر ساخت ها وجود ندارد اما می توان 92 هزار میلیارد تومان اختلاس کرد.

در مقاله های گذشته به چرایی اناشاراخبار اختلاس با هدف ضربه به اعتماد عمومی اشاره داشتیم، این اخبار چرا وچگونه ودر چه زمانی منتشر می‌شوند! تهاجم رسانه ای به افکار عمومی لحظه ای اتفاق می افتد که نان در سبد سهمیه بندی وباقی معیشت ومنزلت در سبد کوپن قراردارد. حالا بزرگترین دستاورد دولت ها در همه این سالها فرضیه جیره بندی است.

هر خبر در حوزه اختلاس که توسط کارگزاران دولتی اتفاق می افتد شدت تخریبش ازیک بمب اتمی بیشتر است ومیلیون ها نفر از جمعیت کشور را به مسلخ می کشاند.

ذکر این نکته عجیب هم لازم است که با ورود تیم مذاکره کننده دولت سیزدهم و یک دست شدن مجلس یازدهم با برنامه های دولت اما همچنان گروهی برطبل ناسازگاری وجنگ می کوبند. در حالیکه خبرها ازقرارگاههای پشتیبانی جنگ اقتصادی چندان امیدوارکننده نیست و درمجلس ودولت حرف از شدت جیره بندی نان وآب به میان می آید اما افراد چند تابعیتی همچنان برپرهیز از توافق تاکید دارند.

آنطور که کارشناسان امر وگروهی از اساتید اقتصادی دانشگاههای کشور می گویند، برجام بطور قطع نه می تواند براقتصاد درونگرای ایران تاثیر داشته باشد ونه می تواند بدون تاثیر باشد. درواقع رها شدن دیپلماسی اقتصادی وخروج از انزوای سیاسی می تواند چاره ساز باشد. به گفته اقتصاد دانان 100میلیارد دلار از پول های بلوکه شده ایران در بانک های جهان آزاد خواهد شد.آزادسازی این مبلغ آنجا مورد توجه قرار می گیرد که کارشناسان معتقدند کل سهام کارخانه بنز آلمان 20میلیارد دلار ارزش دارد و با این رقم وتزریق پول به اقتصاد کشور وساماندهی زیر ساخت می توان به یک انقلاب صنعتی بزرگ دست زد.

از طرفی پذیرش برجام حداقل فرجامش کاهش شوک های خارجی به اقتصاد کشورمان خواهد بود که انگار گروهی با کالبد شناسی اقتصاد ایران وشناخت عمیق از آن با این حرکت بشدت مخالفت می کنند.

آنطور که پیداست مشکلات داخلی بیشتر از مشکلات خارجی زمینه عذاب ملت را فراهم کرده است. در سالهای گذشته ودرجریان انتخابات مجلس ویا ریاست جمهوری آنچه سر لوحه تبلیغات نامزدهای انتخاباتی بود، وجود مدیران ناکارآمدی قلمداد می شد که در چهل سال گذشته اقتصادایران را ویران کرده اند.

برخی نمایندگان مجلس از جمله نمایندگان فارس براین اعتقاد بوده وهستند که مدیران ناکارآمد، عامل اصلی عقب ماندگی های اقتصادی اجتماعی هستند چرا که دربسیاری موارد قانون وجود داشته اما جرات بهبود سازی خیر!

در هر صورت باید درانتظار فرجام برجام بود. با عملیاتی شدن این موضوع باید دید برنامه های از پیش تعریف شده ای وجود دارد ویا اینکه کماکان بدون برنامه روزگار خواهیم گذراند. چرا که برجام بدون برنامه اقتصادی مدون وحضور کارشناسان کار کشته، محصولی نخواهد داد. ما امروز نیازمند یک دیپلماسی اقتصادی در سطوح بین المللی هستیم. سفارتخانه های ایران باید از حالت احتضار خارج شوند.

آنطور که می گویند، چین در ایتالیا سفارتخانه ای دارد که بیش از 50 کارشناس ارشد اقتصادی در حال رایزنی با متحدان خود هستند. این تعداد کارشناس زیر نظر سفیر چین درحال گشایش های اقتصادی هستند که منافع ملی چین را تامین می کند. حال باید دید سفاتخانه های ایران غیر از امور دفتری ومهر کردن پاسپورت اقدامات اقتصادی چشمگیری به انجام رسانیده اند؟

درهر صورت امید را نباید از دست داد.امید عامل رسیدن به نقطه مطلوب است./// انتهای پیام 650کلمه

یادداشت روز 2 شهریور ماه 1401  فرزادوثوقی روزنامه نگار

باغی باقی نماند

فرزادوثوقی روزنامه نگار

دلار ودرهم کار خودش را کرد. تخریب باغات قصردشت نشان از اوج سرمایه گذاری در شیراز دارد. رد پای مدیران روی تنه های سوخته وخشکیده باغات قصردشت نشان ازقتل عام فجیع در منطقه سبز شیراز دارد.

کوچه به کوچه وپلاک به پلاک با توسل به زور، تغییر کاربری پیدا کرده و افراد صاحب نفوذ هم پروانه ساخت وهم تراکم خریدند. باید دید چه کسی این پروانه ها را صادرکرده وچه کسانی صاحب این پروانه ها هستند. شهرداری وشورای شهر اولین متهم وایستاده در ردیف نخست می باشند. شهرداران سابق واسبق باید پاسخگو باشند. سازمان نظام مهندسی و البته دفترفنی استانداری ومدیران سابق واسبق، همه دارای رد پا در منطقه سبز کلانشهر شیراز هستند.

بدون تعارف باید گفت که امروز رییس کل دادگستری استان فارس پرده از ماجرای قتل عام درختان در منطقه قصردشت برداشته است.منطقه ای سه هزار هکتاری که حالا هزار هکتار آن باقی مانده است. سالها پیش که از این منطقه گزارشی تهیه ومنتشر کردم ، باغداران معتقد بودند حتی اجازه آجر روی آجر گذاشتن ندارند. یک کپر هم نمی توانند در باغ درست کنند تا زیر سایه آن بنشیندویا زیر نور ماه شب را تا صیح سر کنند.

باغداران می گفتند عوامل شهرداری مثل عقاب بالای سرمان هستند واین منطقه را قرق کردند تا ساخت و سازی انجام نشود. دیوارهای کاهگلی باغات یا کج شده بودند ویا فروریخته بودند اما باغداران اجازه تعمیرنداشتند. به عمق بافت باغات که نفوذ می کردیم زمزمه های شوم دلالی به گوش می رسید. گاهی نیازی به نفوذ به عمق بافت وجود نداشت چرا که در جبهه نخست باغی تخریب شده بود تا پارکینگ بیمارستان شود. صدای رسانه ها وتشکل ها هم بجایی نرسید چرا که صاحب نفوذان در بعضی بیمارستانها احتیاج به عمل جراحی فوق تخصصی داشتند. چند بیمارستان درلابلای شاخ وبرگ درختان درانتظارانتزاع بودند وساخته شدند.

وقتی دولت ها اهتمامی به ساخت بیمارستان ندارند بخش خصوصی خوش آب وهواترین منطقه را انتخاب می کند. اول بنام خیر وسپس با تعرفه های نجومی. انگشت اتهام فقط به سمت بخش درمان نیست. باید چند قدمی در بافت باغات پیشروی کنید تا رد پای خیلی ها را ببینید. روزی که بلوارچمران را بنام عمران ضد ترافیک احداث کردند، باغات شروع به عقب نشینی از خاک خود کردند! باغ رویا کم کم محل عبور پل بتی شد و بیمارستان وهتل و کبابی بود که جای درختان را گرفت. حالا بلوار چمران نه یک پروژه عمرانی ضد ترافیک که به ماوای ترافیک و تجارت تبدیل شده است.

ما غیر از باغ خواری با کوه خواری هم مواجه ایم که در بلوار فرهنگ شهرمی توان به وضوح شاهد آن بود. بزرگراه حسینی الهاشمی نیز یک پدیده بزرگ کوه خواری است.

اما باغات که همچنان فرصتی برای مرگ دارند. نقشه سیزسه هزارهکتاری تاریخ گذشته قصردشت حالا به رنگ خاکستری درآمده است. هر چند ذکر این نکته لازم است که تبدیل رنگ سبز به خاکستری برای کسی اهمیتی ندارد. هرچندخزان هزارهکتار باقی مانده نیز در دستور کار است. /// انتهای پیام 492 کلمه