یادداشت 23 آبان ماه 1401 فرزادوثوقی روزنامه نگار
*بدون اعتبار و اختیار*
فرزاد وثوقی روزنامه نگار
درحدتوان واختیارات استان، جمله ای است که بطور مستقیم استاندار فارس ومعاونین اخیرا وبه کرات در سخنرانی های خود مورد استفاده قرار میدهند.
اداره امور استان وبدست آوردن توفیق نه به صورت جهادی ونه انقلابی در شرایط قطع روابط با جهان غیر ممکن است.
آیا میدانید نهاد های مقدس را برای حل بحران های غیر ممکن به میدان فرستادیم. کدامیک از این نهادهای جهادی تولید کننده نهاده های دامی بوده وهستند. کدامشان آب اکتشاف کرده ومی کنند وکدامشان سرمایه گذار ویا تسهیلات بده صنایع بزرگ وکوچک بوده اند. تمام لوطی گری این نیروهای جهادی به عملیات توزیع بسته های معیشتی است.
باید پذیرفت وضعیت معیشت ودر مجموع اقتصاد خرد وکلان برای مردم بحرانی است.
هیچ اتفاق مهم مبتنی بر رشد اقتصادی منتج به ایجاد اشتغال ورفاه اجتماعی روی نداده است.
آن کارخانه راکد همچنان راکد است و آزمایشات سرمایه گذاری با فرمول های جدید پاسخ نداد. دولت سیزدهم نیز مانند دولت های گذشته گرفتار سیاست هایی شده که رایج بوده و حالا به کف خیابان ها کشیده شده است.
موضوع مهم تفیض اختیارات به استانداران سالهاست در اتاق جلسات مورد بررسی قرار میگیرد. اما اتفاق خاصی نیفتاده و استانداران همچنان باید از مدیران مرکز نشین اجازه بگیرند. دستورات یا غیر قابل اجراست ویا در اجرا دچار اطاله میشوند. استاندارشاید قلبا وصراحتا بخواهد گره ای را باز کند اما ابزاری در اختیار ندارد.
فارس مستعد توسعه است، پتانسیل های فراوان ودر نهایت میلیاردری زاغه نشین است.
همه میدانند که فارس همه چیز دارد غیر از اجازه استفاده وبهره برداری!
رشد مهاجرت ها نشان دهنده روی واقعی سکه افول اقتصادی است. درمیدان معیشت دچار باخت سنگینی شدیم و این روزها خبرهای جدید ونه چندان خوشایندی از جبهه فرهنگی با پیشتازی رسانه وتاثیر گذاری بر افکار عمومی به گوش میرسد.
گویا در خط مقدم دچار شکست سختی شدیم وظاهرا همچنان بدون برنامه های اجتماعی اقتصادی برهمان طبل سیاست غلط برون مرزی می کوبیم.
در انحصار گرفتن اقتصاد جوانان را عصبانی کرده، آنانکه توان مالی برای مهاجرت ندارند، مهاجرت را به گونه ای دیگر تعبیر می کنند. اگرفرصت ها به عدالت توزیع میشد شاید چرخ دوستی به مدار اصلی خود باز گردد. عمر به سرعت در حال گذراست و از خود نسل سوخته برجای گذاشته است.
از همان روزی که گفتند مجلس و دولت یک دست متشکل از نیروهای انقلابی شده است، دلشوره عجیبی به جانم افتاد چرا که این جمع بعلاوه جمیع عملکردشان وشعارهای غیر قابل تحقق درکسوت جماعت انقلابی نمی گنجد. مصادره عناوین کار درستی نبود چرا که انقلابیون واقعی همین مردم مستضعف مسلمان ایران هستند که تظاهری به انقلابی گری نکرده ونمی کنند اما اعتمادشان دچار خدشه شده است. مشروعیت از حفظ سرمایه های اجتماعی بدست می آید نه از لیوان های آب خوردن.
اگر روزی خواستیدپاکتی سفید وبدون آدرس را پست کنید آنرا برای من بفرستید .