شرط مهاجرت معکوس / فرزاد وثوقی روزنامه نگار
شرط مهاجرت معکوس
فرزادوثوقی روزنامه نگار
داستان مهاجرت معکوس همچنان گرم است و گاهی برای اینکه روستاییان ساکن شهرها یا حاشیهنشینان تحریک به بازگشت شوند، تسهیلاتی در قالب فعالیتهای خاص معرفی میشود که البته باید پیگیری نمود که این تسهیلات آسان است یا سخت. همچنین باید دید روستاهای هدف مهاجرت معکوس همچنان قابلیت گذشته خود را حفظ کرده اند یا به طور کل زیرساختهای طبیعی تولید خود را از دست دادهاند؟
بانکها به لحاظ تخصصی اعتقادی به پرداخت این نوع تسهیلات بدون بازگشت ندارند؛ چراکه پرداخت وام در علم اقتصاد تعاریف خاص خود را دارد و ابتداییترین تعریف زایش سرمایه است. درواقع یک ثروت باید وجود داشته باشد و تسهیلات بانکی حمایتکننده و تکمیلکننده آن ثروت باشد و در نتیجه زایش سرمایه و ثروت به وجود آید و البته در سایه این حرکت اقساط بانکی نیز به موقع پرداخت شود.
ما برای پرداخت تسهیلات به بخشهای صنعتی که چک نقد در هر کشور محسوب میشوند، مشکلات قضایی بسیاری داریم و بانکها ناچاراً برخی صنایع بزرگ و کوچک را مصادره کردهاند و حالا دولتها این را یک عیب بزرگ تعبیر میکنند که بانکها چرا صنایع ورشکسته را مصادره کرده و به تعطیلی کشاندهاند.
اما این همه ماجرا نیست؛ چراکه صنایع ورشکسته نه قادر به تولید بودهاند، نه محصولات فروخته شده خود را به پول مولد تبدیل کردهاند و نه توانستهاند در بازارهای جهانی ورودی داشته باشند؛ تا چه رسد به اینکه هم اشتغال را توسعه دهند، هم تجهیزات فرسوده تولید را نوسازی کنند و هم اقساط بانک مربوطه را بازپس دهند. از همه مهمتر در خوشبینانهترین وضعیت که گذشته نه چندان دور را نشان میدهد، با مبحث تعدیل نیرو مواجه شدیم و قبل از آنکه بانکها قفلی بزرگ بر در اصلی کارخانهها بزنند، مالکان نورسیده این واحدهای بزرگ و برندهای تاریخ مصرف گذشته را به خاک سیاه نشانده بودند. درواقع حجم بیکاری از حدود سه دهه گذشته ایجاد شد و به شدت توسعه یافت.
از طرفی افرادی که با توصیه خواص تسهیلات بانکی را به هر نامی دریافت کردند، حالا به ابربدهکاران بانکی معروف هستند.
افرادی که به اسم خرید تجهیزات ریال را به دلار تبدیل کردند و از کشور خارج نمودند و از آن طرف به نام تحریمهای ظالمانه نه تجهیزاتی برای ملت آوردند و نه اصل تسهیلات دریافتی را پس میدهند؛ چراکه بقول معروف امکان تبادل ارزی وجود ندارد و باید تحریمها را دور بزنند و با دور زدن تحریمها و پراخت انواع پورسانتها به واسطهگران شاید اصل تسهیلات پرداخت شده نیز به باد برود.
حالا نوک پیکان تسهیلات بانکی بخشهای تولید را نشانه رفته است. تولیدی که باید به نام محصول داخلی باشد، اما مواد اولیه خود را از خارج کشور وارد نماید. دولت ارز نیمایی را قطع کرد و حالا همه در صف ارزهای آزاد با نوسان خاص خود باید روزگار سر کنند. نرخ دلار در حال تغییرات شدیدی است و گاهی صعود و گاهی سقوط میکند که در این شرایط تولیدکننده یا همان کارآفرین در خط مقدم زیان است.
عدم ثبات در بازار ارز اولین و مؤثرترین عامل ضربه به تولید یا همان صنعت مونتاژ داخلی است. تحریمها ابزار کارآمدی بودند که در تمامی ابعاد معیشت ملت تأثیرگذاری داشتهاند. این روزها تنها کارخانجاتی که در حال تنفس مصنوعی هستند، کارخانجات خودروسازی میباشند که قطعاً با رانت اطلاعاتی یا مالی در حال ادامه مسیر بدون کیفیت هستند.
جالب آنجاست که تحریمها حتی صنعت خودروی ملی ما را نیز فلج کرده است؛ چراکه قطعات خودروهای مونتاژی ایرانی باید از خارج وارد شود و در این راستا عدم ثبات نرخ ارز باعث تورم در بخشهای مختلف میشود. حالا احتکار خودرو یا قطعات خودرو داغترین بازار برای دارندگان رانت است.
به سرخط این نوشتار بازمیگردیم که چگونه باید روستاییان را مجاب به بازگشت به زادگاه خود نمود وقتی بازار واسطهگری یا رانت در کشور با این وسعت در حال خلق پولهای بادآورده است. چرا باید انتظار داشت افرادی به زادگاه خود بازگردند و با دریافت وام به بدهکار بانکی تبدیل شوند و بعد از طی مدتزمانی خود را درگیر مباحث بیمهای و مالیاتی و سایر دستگاههای نظارتی کنند. تنها جاذبه باقیمانده در برخی مناطق روستایی، بهرهگیری از فرصت گردشگری است که تقریباً زیرساختهای آن طبیعی بوده و نیازی به سرمایهگذاری چندانی ندارد، اما ضمانتی در کار نیست که این واحدهای اقامتی و گردشگرپذیر با اندک لغزشی پلمب نشوند و این نبود امنیت در قالب سرمایهگذاری در فرصتهای گردشگری تمایلی به بازگشت و بالازدن آستینها ایجاد نمیکند./// انتهای پیام 720 کلمه
![]()
![]()
![]()
![]()
اگر روزی خواستیدپاکتی سفید وبدون آدرس را پست کنید آنرا برای من بفرستید .