آب در گرداب

فرزادوثوقی روزنامه نگار( شهرام شاهد)

آب در شرایط فعلی دچار بی برنامگی والبته بی توجهی شده است.بااین شرایط باید درانتظار روزهای سخت وبحرانی بود. نگاه به موضوع آب یک باور واراده قوی می خواهد که البته باید نسبت به آن تاسف خورد.انگارآب درگرداب بی توجهی درحال نابودی وفتاست.موضوع آب یک موضوع کاملا تخصصی و کاراز حفاری های سنتی گذشته است. حالا باید دید چه محصولی باید کاشته شود چه محصولی باید وارد ودرصورت ممکن تهاتر شود.دسترسی به منابع وتحقیقات علمی یک ضرورت است که باید دوباره خوانی شود.

بسياري از دولت‌ها به‌دليل هزينه‌هاي سنگين طرح‌هاي توسعه منابع آب، ساخت، بهره‌برداري و نگهداري از تاسيسات آبي، مديريت و گاهي حتي مالكيت اين سامانه‌ها را به بخش خصوصي واگذار كرده‌اند. هرچند اين كار به تنوع بخشي مالي و پايداري مالي اين سامانه‌ها كمك مي‌كند، اما خطر جدي بر محيط زيست و اقشار فقير جامعه را نبايد ناديده گرفت. آب از حقوق اساسی بشر است كه بايستي به‌طور مساوي در اختيار همگان قرار گيرد. تامين حداقل نياز پايه آبي تمام آحاد كشور و همچنين اطمينان از اينكه تمام مردم در تمام اوقات، دسترسي اقتصادي و فيزيكي به حداقل نياز پايه آب را داشته باشند، از وظايف ذاتي دولت‌هاست.

آب سرمايه مشترك انسان‌ها و عنصری اساسی برای زندگی و فرآیندهای اساسی حیات همه موجودات زنده است و بنابراین مبنای اساسی برای پایداری زندگی در زمین محسوب می‌شود. این ماده به‌طور مستقیم برای مصارف آب آشامیدنی، بهداشت و تولید غذا و به میزان کمتری برای تولیدات کشاورزی و نیز صنعتی در بخش‌های مختلف موردتوجه است. بنابراین دسترسی پایدار به منابع آبی سالم، یک مبنای اولیه برای پایداری رفاه بشر در نسل‌های آینده محسوب می‌شود.

توسعه پايدار، توسعه‌اي است كه نيازهاي نسل حاضر را بدون لطمه زدن به توانايي نسل‌هاي آينده در تامين نيازهاي‌شان فراهم مي‌سازد. دستيابي به توسعه پايدار مستلزم هماهنگ‌سازي سياست‌هاي اقتصادي، اجتماعي و زيست‌محيطي است. يكي از زيربناهاي اساسي توسعه پايدار، پايداري منابع آب است.
توسعه پايدار در مقياس جهاني زماني تجسم مادي و عيني مي‌يابد كه فاصله طبقاتي بين افراد در كشورهاي فقير و غني كاهش يابد. درباره آب سالم، كاهش فاصله استفاده از آب بين افراد در كشورهاي فقير و ثروتمند است.
محدوديت منابع آب جهان و مشكلات قريب‌الوقوع ناشي از نيازهاي فزاينده آبي، كشورهاي فقير و غني را به يكديگر مرتبط كرده است. ميليون‌ها انسان فقير كم مي‌خورند تا افراد ثروتمند رژيم پرپروتئين داشته باشند. زيرا ظرفيت اكولوژيكي محدودي در جهان وجود دارد و آب و زمين در مقياس جهاني عادلانه توزيع نشده‌اند.
بنابراين اگر گروهي بيشتر از سهم عادلانه خود مصرف كنند، عده‌اي ديگر كمتر مصرف مي‌كنند. دوام اين نابرابري، نقطه آغاز تنش‌ها و تعارض‌های اجتماعي خواهد بود و توسعه پايدار جهاني را دچار مخاطره خواهد کرد. لذا امنيت غذايي برخي جوامع و كشورها به خطر خواهد افتاد.

ریزش‌های جوی ما هم از نظر زمانی و هم مکانی توزیع نامناسبی دارد. بیش از ۲۵ درصد ریزش‌های جوی ما در فصل زراعی و مابقی در فصل غیر زراعی اتفاق می‌افتد. از نظر مکانی هم منابع آبی ما توزیع بسیار نامناسبی دارد. ۷۰ درصد منابع ما در غرب و شمال است و شرق کشور منابع آبی محدودی دارد.
از نظر اقلیمی نیز بیشتر مساحت کشور، یعنی بالای ۷۰ درصد مساحت ایران در مناطق خشک و نیمه خشک واقع شده است و مجموع این عوامل نشان می‌دهد که کشور ما به شکل ذاتی از کمبود منابع آب رنج می‌برد. دوره‌های خشکسالی هم که اتفاق بیفتد، ابعاد فاجعه را بسیار وخیم‌تر می‌کند و موجب می‌شود در دوره‌هایی این وضعیت به یک بحران زیست‌محیطی و هم اجتماعی تبدیل شود و امنیت غذایی در مخاطره افتد.
امنیت غذایی نباید به‌عنوان خودکفایی تعریف شود؛ منظور اصلي امنيت غذايي، فراهم کردن امكان افزايش قابل‌توجه توليد كشاورزي به‌صورت پايدار به همراه توزيع عادلانه آن و پيشرفت اساسي در احقاق حقوق مردم براي دسترسي به غذاي كافي و مكمل‌هاي غذايي مناسب، اعلام شده است. امنيت غذايي يعني اطمينان از اينكه تمام آحاد كشور در تمام اوقات دسترسي فيزيكي و اقتصادي را به غذاهاي اصلي موردنياز خود داشته باشند.
امنيت غذايي به عوامل زيادي بستگي دارد و در سطح كلان تابع جمعيت (نرخ رشد)، توليد مواد غذايي، بهره‌وري، عملكرد بخش كشاورزي، واردات و صادرات، درآمد ملي و قيمت‌هاست. آب كليد امنيت غذايي است. امنيت غذايي از سه طريق امكان‌پذير است: افزايش تراكم كشت، افزايش سطح زيركشت و افزايش عملكرد و توليد در واحد سطح.
پيش‌بيني مي‌شود در آينده سهم افزايش تراكم كشت ۱۰ درصد، افزايش سطح زيركشت ۲۰ درصد و افزايش عملكرد در واحد سطح ۷۰ درصد خواهد بود.
در ايران امنيت غذايي را بايد ازطريق افزايش عملكرد در واحد سطح پيگيري كرد و امكان تخصيص اّب به بخش كشاورزي نه‌تنها وجود ندارد بلكه بايد سهم بخش كشاورزي را با ارتقای بهره‌وري و كاهش تلفات آب به نفع بخش شرب و صنعت كاهش داد.

در گذشته‌های دورتر، میزان آب تجدیدشونده کشور، یعنی آبی که از بارش‌ها حاصل می‌شد، حدود ۱۳۰ میلیارد مترمکعب بود اما در دوره‌های بعد این رقم کاهش یافت و به حدود ۱۲۲.۵ میلیارد مترمکعب و در پنج ‌ساله اخیر به ۱۰۴ میلیارد مترمکعب رسید.
ایران حدود یک درصد جمعیت جهان را در خود جای داده و ۱.۱ درصد از مساحت خشکی‌ها متعلق به ایران است درحالی که منابع آب تجدیدشونده ما تنها ۰.۳۶ درصد منابع تجدیدشونده جهان است.///انتهای پیام 850 کلمه