یادداشت روز 27 شهریور ماه 1402 فرزاد وثوقی روزنامه نگار
چرا آبها به نقطه جوش رسیدند![]()
فرزاد وثوقی روزنامه نگار
بالغ برشصت سال از ایجاد اولین منطقه حفاظت شده درایران می گذرد. سال ۱۳۳۶ همان سالی بود که کانون شکار ایران تاسیس شد. هر چند خواص درهردوره دست از سرحیات وحش برنداشتند و گاه وبی گاه دل به سیرو سفرمی زدند وجانداری را بی جان می کردند، اما خوشبختانه ادامه تاسیس این کانون برای ایجاد تعادل در شکاربه ایجاد پارک ملی گلستان در سال ۱۳۴۶انجامید .
تورق درصفحات تاریخ وگذرایام مارا به پارک گلستان کشاند. اولین گام های ایجاد مناطق حفاظت شده در سال ۱۳۳۶ با تشکیل کانون شکارایران نهاده شد، وبعدها اولین منطقه حفاظت شده در ایران درسال ۱۳۴۶ احداث شد که امروز به عنوان پارک ملی گلستان معروف است، همچنین در این سال پیشنهاد تاسیس دو پارک ملی و ۱۵ منطقه حفاظت شده به عنوان نخستین گروه از مناطق حفاظت شده ایران به تصویب شورایعالی شکاربانی و نظارت بر صید "وقت" رسید که با گذشت زمان امروز تعداد این مناطق در کشور به بیش از ۳۰۰ منطقه رسیده است.
ایجاد مناطق حفاظت شده همانطور که برای حیات وحش و طبیعت مزیت هایی دارد و ضامن بقای تنوع زیستی در این دنیای وانفسا است؛ اما مشکلاتی را هم برای روستانشینانی ایجاد کرده که روستایشان داخل این مناطق واقع شدند، زمانی که قانون مناطق حفاظت شده نوشته شد جمعیت کشور به سختی به ۳۰ میلیون نفر می رسید، تعداد روستاها و روستانشینان محدود بود بنابراین تعداد زیادی روستا دراین بافت قرارگرفت که باید تابع قوانین این مناطق می بودند.
امروزه حدود ۲ هزار و ۵۰۰ روستا در مناطق حفاظت شده قرار گرفته اند و این شرایط باعث شد که روستاییان داخل بافت این مناطق اشتیاق کمتری برای حفاظت از این مناطق نشان دهند و حتی بعضاً در صدد تخریب آن برآیند تا مشکلشان حل شود، بنابراین این شرایط در قانون پیش بینی شده که در صورت نیاز به زمین بیشتر البته آنهم در چارچوبی خاص، اهالی روستا درخواست خود را به سازمان حفاظت محیط زیست اعلام و بعد از بررسی در شورای عالی محیط زیست تصمیم گیری شود.
هرچند روستاییان بهترین حافظان محیط زیست پیرامون خود هستند اما با تغیر اقلیم ویا احیانا سیاست های اقتصادی، ناچار به تغییراتی در شکل ظاهری پیرامون خودمی شوند. بطورمثال وقتی فرزندانی دارند که باید سهمی از میراث خود را به آنان واگذار کنندتا معیشت آنان را تامین نمایند، باید دست به تفکیک اراضی بزنند که نسل درنسل مالکیت آنرا برعهده داشته اند وشاید بتوان اینگونه پنداشت که محیط زیست وقوانین پیرامون آن مدیون همین روستا نشینانی است که اصطلاحا باغداران خوبی بوده اندو باغات کوچک را به جنگل های انبوه تبدیل کرده اند وبه حد کفایت ازمنابع آن بهره برداری می نمودند.
نباید فراموش کرد که انسانهای شهرنشین ویا مهاجرازدیگرمناطق جهان ، با عناوین خاصی نظیراکتشاف مناطق جدید به این اراضی دست درازی و خود را محق ومالک جدید آن تحت عناوین جدید حفاظت دانسته اند.
ما از گذشته شاهد وقایع خاصی در مناطق بکروحاصل خیزجهان بوده ایم که اکنون نام ونشانی ازآنها باقی نمانده است. همین پدیده صنعتی شدن ویا اسکان جمعیت درمناطق خوش آب وهوا باعث شد تا بخش عظیمی ازمناطق قابل حفاظت دردرون حصارهای جعلی به نابودی کشیده شوند.
با ورود انسان به مناطق بکر، بومیان منطقه اولین قربانیان بودند. درختان بسیاری برای خانه سازی قطع شدو جنگل ها به معادنی برای گسترش صنعت چوب وصادرات تبدیل گردید.هر چند نمی توان نقش اکتشافات نفتی را نادیده گرفت که بعضا برای استخراج آن وایجاد وگسترش راههای دسترسی انبوهی از جنگل ها در معرض ویرانی قرار گرفتند.
همنشینی صنایع با محیط زیست سرشاراززیبایی، نه تنها مزیتی نداشت که باعث گسترش تخریب ها گردید. درهر نقطه که صنایع متمرکز شدند ، جمعیت نیز تمرکز یافت وبا تمرکز جمعیت میل به ویرانی محیط زیست فزونی یافت. درایران ودر استانهای مستعد شاهد آن هستیم که ساخت باغشهرو ویلا درمناطق خوش آب وهوا ، رایج ومتداول است. مردم ما بدون توجه به سیستم های طبیعی جنگل ها وباغات میل دارند چند هکتار باغ وجنگل را ریشه کن کنند وبه تصورخود خانه ای درجنگل ویا دردل باغات داشته باشند. اما این رویه به حلقه های اتصالی تبدیل شده که دیگر افراد را بسوی خود می کشاند. کسانیکه خودرا محق می دانند تا خانه ای در کنار خانه متخلفان داشته باشند.
اوج خسارت آنجاست که اغلب این ساخت وسازهای غیرعقلانی توسط دستگاههای دولتی اتفاق می افتد وهمان هایی که باید مانع تجاوز شوند خود متجاوز به عرصه های زیست محیطی می شوند. موضوع تجاوز به حریم محیط زیست از آنجایی شروع می شود که سازمانی ضعیف وبدون ابزارعهده دار صیانت از آن گردیده است وپرواضح است این سازمان که تاحد واندازه معاون ریاست جمهوری رشد کرده ، قادر به صدورفرمان ایست به متخلفان نیست، حتی اگرمحیط بانی کشته ، مجروح وضارب از آب درآید وبه اعدام محکوم شود. محیط زیست نه درایران که درجهان بدون دفاع مانده است . خوش انصاف باشیم و کمی به گرمای هوا ونقطه جوش آب ها بیشتر توجه کنیم. /// انتهای پیام 800 کلمه
اگر روزی خواستیدپاکتی سفید وبدون آدرس را پست کنید آنرا برای من بفرستید .