بیکاری وبازنشستگی برلبه تیغ امنیت

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

فشار صندوق های به ظاهر ورشکسته بازنشستگی وکارگری بردوش امنیت است . صندوق هایی که با اساس نامه وقانون با هدف مشخص تاسیس واینک با انحراف شدیدی در حال کاراند. انگار بیکاری درحال فشارآوردن به سازمان تامین اجتماعی از باب تامین نقدینگی است. نقدینگی که شستا وشرکت های تابعه وسایر بنگاههای اقتصادی سازمان تامین اجتماعی باید تامین کننده آن باشند. پرونده بیکاری جوانان ایران بسیار پیچیده ونامفهوم است چرا که استانهای کشورهرکدام به تنهایی می توانند براین بحران غلبه داشته باشنداما وگویا اجازه صرف درآمدهامطابق نیازهای برآورد شده راندارند.درآمدهای استانی بصورت متمرکز به تهران وخزانه کل واریز می شود و چرایی اینکه درآمدهای استانی به هرمیزان بازگشتی به استانها و صرف هزینه پروژهای عمرانی وزیر ساختی نمی شود همچنان درهاله ای ازابهام باقی مانده است.

در نطق های دیرهنگام نمایندگان مجلس به اسراری دراین رابطه پی می بریم که متاسفانه در فرصت چهارساله نمایندگی هرگز به آن پرداخته نشده است.پروژه دیدارچهره به چهره مدیران ارشد استانها وشهرستانها با مردم وخصوصا جوانان به درخواست های وسیع اشتغال ختم می شود. حتی اگر استانداران ومعاونین به دانشگاه بروند عمق فاجعه مشهودتر می شود چرا که قشر تحصیل کرده مان درکنار بیسوادها از بیکاری رنج می برند.

در گذشته نظامی استوار بنام نظام استاد شاگردی وجود داشت. حتی مسئله اوقات فراغت نیز درهمین وادی حل شدنی بود. بحران اوقات فراغت که امسال دولت ورسانه ها هیچ ورودی به آن نداشتند ونگذاشتند این سوژه اجتماعی مورد پیگیری قرار گیرد چرا که نوجوانان وجوانان ما دراین ایام سه ماهه هیچ کارکردی که منجربه کسب درآمدشان شود ندارند و از طرفی به تفریحات سالم آنان نیز توجهی نمی شود.درهمین حال اگر نظام مالیاتی وتامین اجتماعی به صنوف اجازه حضور شاگرد داده بود هم تجربه ها منتقل می شد و هم مزدی درکار بود وهم اوقات جوان به بطالت نمی گذشت.

اگر به آمارهای ناقص بیکاری ، اعتیاد ،خودکشی وطلاق نگاهی داشته باشیم همه را معطوف به بحران های اقتصادی وبی تدبیری مدیران خواهیم یافت.در سالیان گذشته میل به ازدواج در پرتو بیکاری وتورم کاهش شدیدی داشته است. اصولا جوانان بیکارمیلی به تشکیل خانواده ندارند واگرجرات ازدواج داشته باشند ازفرزندآوری که اصل تحکیم خانواده است پرهیز می کنند.دراین شرایط رشد جمعیت منفی و ازدواج ها فاقد دوام خواهد بود.

رشد طلاق درمقابل ازدواج یک بحران جدی اجتماعی است که عواقب بسیار خطرناکی را به همراه خواهد داشت. روآوری به ازدواج سفیدهم چندان کارگشا نبوده است چرا که درهرمعادله،اصل ظرفیت های اقتصادی است که طرفین را تشویق به ماندن کنار هم می کند.

حال باید پرونده اشتغال را ازنوخواند ومورد بررسی قرارداد. با توجه به نگرانی های شدید صندوق های بازنشستگی می توان دریافت که اشتغالی تولید نشده است. طبق آمارهای منتشر شده ازهرصدنفربازنشسته فقط 45 نفر وارد عرصه اشتغال شده اند.

انتشار اخبارمایوس کننده ازصندوق های بازنشستگی این پیام را دارد که سرمایه ها بجای زایش ثروت یا اختلاس شده ویادرحوزه های مناسب سرمایه گذاری نشده وسودآور نبوده است. درهردوحالت این دولت ها هستند که مقصراصلی ناکامی صندوق های بازنشستگی هستند چرا که اصل تاسیس آنها علاوه برجاری بودن هزینه ها دربرابر درآمدها، اما سرمایه گذاری به هنگام بوده است.

امروز شاهدیم که سازمان تامین اجتماعی مالکیت بسیاری از حوزه های اقتصادی را بدست دارد اما درآمدهای این حوزهای سرشاربه سازمان بازگشت داده نمی شد و دولت، ابربدهکار سازمان تامین اجتماعی است .از بخت شوم کارگران برای بازگردانداصل بدهی وسودهای آن باید هر ساله درمجلس چانی زنی شود ودست آخر برنامه های توسعه آنقدرقوی وکارشناسی شده نیستند تا پاسخ حجم نیازهای این صندوق را بدهد ودولت ضمانتی برای پرداخت بدهی های سنگین خود به کارگران نمی دهد.

اینکه گفته می شود باید اشتغالی درکار باشد تا ازمحل واریز حق بیمه جوانان،حقوق بازنشستگان پرداخت شود، واینکه سازمان تامین اجتماعی نگران ناترازی شدید سازمانی است ، پرواضح است که اشتغالی حاصل نشده تا از قبل آن درآمدی بدست آید و نگرانی ها برطرف شود. حال باید دید آمارهای افزایش اشتغال مطابق لیست های ارسالی به سخنگوی دولت غیرواقعی است ویا اشتغال هست ودرآمدهای سازمان تامین اجتماعی درحال غارت است؟

درهرصورت بنظر می رسد گروهی در حال حذف بازنشستگانی هستند که مطابق قرارداد، سی سال وبه نرخ روزپرداخت سهم آورده درمان وبازنشستگی داشته اندو حالا درسن پیری واز کارافتادگی این دولت است که خود را مالک سازمان کارگران معرفی می کند وحتی ازهمسان سازی حقوق آنان مطابق با تورم روز سربازمی زند.

ترویج بی اعتمادی باعث می شودجوانان با نگاهی به عاقبت پدران خود تلاش جدی برای تولید اشتغال نداشته باشند.از طرفی میل به مهاجرت درآنان شدت می یابد چرا که براین باورند که با مهاجرت به سایر کشورهای جهان حداقل درقالب قانون قرار خواهند گرفت واز حداقل دستمزد به نرخ روز بهره خواهند برد.

هم اکنون دولت به غلط سیاستگزارسازمان خصوصی وکارگری تامین اجتماعی است، از طرفی نرخ خدمات خودرا از کارگران به دلارمحاسبه ودریافت می کند وازطرفی خدمات وحقوق را به ریال برای بازنشستگان محاسبه می کند که دراین شرایط عدالت زیر سوال می رود.

بایددید اصل وفرع درآمدهای سازمان تامین اجتماعی که بسیارهنگفت وسرشار است از سوی دولت به کدامین سمت جهت دهی شده است که خیری به کارگران دربخش درمان وبازنشستگان درحوزه همسانسازی ودرمان ورفاه اجتماعی نمی رسد؟ /// انتهای پیام 780 کلمه