مالیات ودیپلماسی اقتصادی

فرزادوثوقی روزنامه نگار

اطلاق تولید رادراین نگارش هم به ایجاد اشتغال وهم کالا وخدمات وهم درآمدهای ارزی جایگزین خام فروشی نفت منتصب می کنیم. در گذشته ای غیر قابل انکاردریافت های نامتعارف از سرمایه گذاران خرد وکلان باعث شد ، سرمایه گذارانی که امر مهم تولید را دردست داشتند به سپرده گذاران بانکی تبدیل شوند. اشتباه بزرگی که در خلاء ندادن فرصت به کارآفرینان در ایران اتفاق افتاد. فرصت ها کاملا واضح که نیازی به توضیح نداردچرا که همچنان با آنها دست به گریبان هستیم. در یک کلام زیرساخت های تولید یا دچار آسیب وتنگ نظری شدند ویا درمکان هایی که قراربود تولید اتفاق بیفتد وجودنداشتند.

کارآفرینان یا همان سرمایه گذاران، یک سهم آورده بعلاوه طرح توجیحی وموثر خود را بعلاوه اختصاص تسهیلات بانکی دراختیار دارندو وظیفه موثرآن پوشش نیازهای داخلی دارای استانداردهای جهانی وهم ارز آوری است. یعنی تولید واستاندارد بایددر حدی باشند که ثبت سفارش خارجی همراه با بازاریابی جهانی انجام شود وبازارهای جهانی پیش از تولیدداخلی ، محصولاتی را که نیازمند تامین آن هستند پیش خرید نمایندویا احتمالا پیش پرداختی به تولید کننده بابت خرید مواد اولیه وسایر موارددر حوزه تقویت تجهیزات ، پرداخت کنند.

این پیش پرداخت بصورت دلارودرهم انجام می شود وبرای ورود این ارز باید بستر نظام بانکی ما از هر حیث آمادگی داشته باشد. اما بلوکه شدن سهم تولید در بانک های خارجی با توصیف شدت گرفتن تحریم های اقتصادی ، پاسخ لازم واقناع کنند ای نیست. چرا که در سیاست نباید مانع حوزه اقتصادی ومعیشتی ملت شد ودر حوزه اقتصادی نیز نباید آنرا به ابزاری برای فشار سیاسی بکار گرفت. که متاسفانه امروزه هر دو توصیف دریک کانال مورد استفاده قرار گرفته اند.

با رکود تولید ، بیکاری خلق شد وجوانان تحصیلکرده ویا آچار بدست ازنعمت کاردرکارخانه های بزرگ وکوچک محروم شدند. صاحبان سرمایه وکارآفرینان با توجه به اعمال سیاست های خارجی وتنش های پی درپی سیاسی با موانع بزرگی در امر تجارت جهانی برخورد کردندواین موانع آسیب زا آنان را از ادامه راه تولید و اشتغال ونیز حضور دربازارهای جهانی باز داشت.

هر چند سیاست های تنش زدایی در داخل ایران بصورت فصلی در دوره های چهار ویا هشت ساله اعمال شد اما تنش های پس از گفتگوها برشدت انزوای کالای ایرانی در بازار جهانی افزود.

حالا دوباره با سیاست های تنش زدایی در حوزه سیاست اقتصادی واقتصاد سیاسی مواجه شده ایم که ترمزاین بازی نرخ دلارودرهم را تا مرز 60 هزار تومان وپیش بین های هر دلار یکصد هزار تومان کشیده است. با اعمال این سیاست ها در دولت سیزدهم تورم مهار نشده اما متوقف شده است. درواقع دوران رکود تورمی را طی می کنیم .

دورانی بسیار شکننده که ممکن است بایک حرکت سیاسی حتی یک بیانیه ویا احتمال انجام یک حرکت خودسرانه ، فروبریزد ودوباره ثانیه به ثانیه پول خارجی بربرتری خود برپول ایرانی بیفزاید.

دوران پایان سلطه نفت براقتصاد شاید از شصت سال پیش هویدا گردیده بود. زمانیکه سعی داشتند کشاورزان را مجبور کنند از خیر کشت برنج بگذرند وواردات آنرا شدت بخشند چرا که برخی کشورهای جهان تا زانو درآب گرفتار شدند وبرخی به دلیل پیش بینی شرایط جوی دست به گریبان بی آبی می شدند. اما وبه هر طریق امکان این انصراف به دلیل فقر فرهنگی ونیز توقف صنعتی ایران محقق نشد.

کشت گندم وبرنج یا همان غرق آبی ها ادامه یافت. فارس مدال افتخار گرفت ودر نهایت خشک شد.حال با این وضعیت حتی امکان استقرار برخی صنایع مانند پتروشیمی های پیش بینی شده وجود ندارد. تنها شانس باقی مانده تفهیم فرصت استقرار صنعت گردشگری است. هر چند سرمایه گذاری دراین بخش جگر شیر می خواهد چرا که یک تضاد اندیشه دراین بین وجود دارد.

دیدگاهها به سمت رونق گردشگری بسیار منفی است. تنگرهای وارد شده به اماکن گردشگری که در یک روزشاید میلیون ها گردشگر داخلی وشاید خارجی داشته باشد ، منفی منفی از آب درآمد. حوزه قضایی ما از طرفی خود را حامی صنعتی وتولید معرفی می کند واز طرفی صنعت گردشگری را به عنوان صنعت برتر فارس مورد پذیرش قرار نمی دهد.

به گذشته باز می گردیم ، زمانیکه همایش های بزرگ پولشویی درایران برگزارمیشد وشعارهای محوری آن" از کجا آورده ای" بود. با این شعار سرمایه گذاران را فراری میداند. درواقع رانت اطلاعاتی باعث می شد پیش از برگزاری همایش ، سرمایه گذاران میدان را خالی کنند.

حال دراین نقطه ایستاده ایم،صنعت قابل توجهی نداریم تا پاسخگوی نیازهای اشتغال جوانان باشد. بازنشستگان نیز به دلیل اختلاس های انجام شده مدیران صندوق های مربوطه از نعمت همسان سازی بی بهره ماندندو دریافتی های آنان با نرخ تورم همخوانی ندارد.

یارانه نیز پس از گذشت شانزده تا هجده سال ،ثبات خودرا حفظ کرده درحالیکه تورم با سرعت صوت از آن عبور کرده است.

درآن زمان گفته بودند یارانه های دولت بر انرژی ونان قطع می شود ومستقیم به ملت پرداخت می شودتا مردم خودشان مصرف خودشان را کنترل کنند ودرعوض منابع صرفه جویی شده از محل یارانه ها به امر تولید اختصاص پیدا خواهد کرد! امروز هم می گویند مالیات برای رونق پروژهای عمرانی ونیزخلاء درآمدی شهرداری ها و توسعه کشور بجای درآمدهای نفتی بکار گیری خواهد شد.

ما به دنبال یک معادله ساده مالیاتی هستیم. کسانیکه باید مالیات بدهند فرارمالیاتی دارندو آنانکه حقوقشان به گروگان گرفته شده است پیش از دریافت حداقل ها با کسرمالیات مواجه اند.مدیران مربوطه می گویند به دنبال شکار دانه درشت های فراراز مالیات هستند. روزگاری نیز به دنبال دانه درشت های تسهیلات بگیر هستند وتهدید می کردند نام این ابر بدهکاران بانکی را در رسانه های رسمی اعلام خواهند کرد. حتی می گفتند تعداد این افراد به تعداد انگشتان یک دست است.

فرهنگ مالیاتی از این قرار است که ملت در قبال حسن نیت دولت درامرعمران وآبادانی کشورمالیات وعوارض خودرا به موقع پرداخت می کنند. کسی به صندوق های مربوطه دست درازی نمی کند ورقم اختلاس ها هر روز نرخ افزایشی ندارد.

درآن کشورها دکل نفتی مفقود نمی شود وبه صندوق تامین اجتماعی اش که حاصل دسترنج کارگران دست پینه بسته است تعرض نمی شود. در واقع اعتماد حکم فراست. صنایع بصورت زنجیره ای وبین المللی در حال فعالیت هستند و فناوری های نوین حرف اول را می زنند. سفارتخانه ها یشان باز است و دیپلماسی اقتصادی مقدم بر دیپلماسی سیاسی است. درواقع دیپلمات ها آموزش های بازار یابی وعقد قراردادهای بزرگ تجاری می بینند تا اینکه بخواهند یک سیاستمداربا ژست متفکرانه باشند.

برخی کشور ها در سفارتخانه های خود پنجاه عضودارند که یک نفرشان پاسپورت مهرمی کند وچهل ونه نفر دیگر بازاریابی می کند و اما برخی کشورهای سیاست زده از پنجاه عضو یک نفر بازاریابی وچهل ونه نفر پاسپورت مهر می کنند. با این اوصاف نیازمند یک تغییر جهت اساسی در روند موجود هستیم. روندی که ما را دوباره راهی بازار های جهانی کند و دریافت مالیات بدون تنش وبا سهولت از افراد خاص برای تامین حداقل های معیشتی دریافت شود. این روند امنیت ورفاه اجتماعی را به دنبال خواهد داشت. /// انتهای پیام 1200 کلمه