یادداشت روز 25 مرداد ماه 1402 فرزادوثوقی روزنامه نگار
بزنگاه مهاجرت معکوس
فرزاد وثوقی روزنامه نگار
ازاهالی آبادی هایی که حالا به خرابه تبدیل شده اند نمی توان انتظار بازگشت داشت ،چرا که در بافت های فرسوده شهری نیز امکان بازگشت اهالی وجودندارد و حالا بناهای فرسوده بهانه ای برای ویرانی بناهای تاریخی شده اند. یکی از ناگوارترین تصمیمات حاکمیتی دربعد اقتصادی،فرهنگی دادن امتیازویژه به تولیدکنندگان وقشرمولد روستایی وجدایی آنان ازروش های سنتی تولید وانتقال سینه به سینه آن ونیزمکمل سازی علم درکنار این تجریبات ارزنده وپدران خبره بود.
وقتی همه تشویق به مهاجرت به شهرهای بزرگ شدند تا ازامتیازات مناطق محروم برای تحصیل بهره مند گردند باید تعهدی به بازگشت آنان به روستاها ومناطق محروم وکم برخورداراخذ می شد. با این روش علم درکنارتجربه قرارمی گرفت،اماومتاسفانه دراین زمینه فاقد برنامه بودیم!
ایجاد خانه های بهداشت با حضور پزشکان بومی و تجهیزو توسعه آنها با امکانات روزپزشکی را می توان یک حرکت جهادی بزرگ برشمرد. حتی ایجاد خانه های مهندس در مناطق روستایی می توانست دانش را با تجربه پدری آمیخته کندتا شاهد مقاوم سازی اصولی خانه های روستایی به همت خود مردم وهمراهی تسهیلات دولتی باشیم. دراین رابطه روستاهای آباد ودارای امکانات ویژه هیچگاه خالی از سکنه نمی شدند اما ما تمام تلاش خود را برای تشویق روستاییان مولد به مهاجرت به شهرهای بزرگ وتبدیل انان به مصرف کنندگان بزرگ به انجام رساندیم .
در خصوص کشاورزی نیز وضعیت به همین منوال گذشت چرا که مهندسان وحتی تحصیل کردگان ما تا مقطع دکترا می توانستند یادگاروسنت کشاورزی را به سمت الگوهای مصرف بهینه هدایت نماید که دراین مسیرپدران با همراهی فرزندان خودکه میراث داربعدی املاک کشاورزی بودند قدم های موثرتری درحوزه کشاورزی علمی وگذراز سنت های پر هزینه برمی داشتند.
در بعد دامداری نیز به همین منوال می توانستیم عمل کنیم و پزشکان وکارشناسان ارشد حوزه دامپروری را با سبقه روستایی به زادگاه خود دلالت کنیم تا بهترین روش های پرورش ، نگهداری وتولید محصولات ونیز ارزآوری را به ظهور برسانند.
در هرصورت امکان اجرای این مهم اتفاق نیفتادوحالا فرزندان روستایی ماکه دارای تحصیلات آموزش عالی هستند بیشتردرادارات وسازمان های دولتی استخدام ومشغول فعالیت هستند واین روند به مهاجرت والدین آنان به شهرهای بزرگ نیز ختم گردیده است.
درچنین شرایطی که هم خاک وهم بقایای آب را تنها وبدون متولی گذاشتیم نباید انتظارمهاجرت معکوس به ویرانه های مانده از گذر تاریخ را داشته باشیم چرا که بعضا ، خانواده های روستایی املاک خودرا فروخته ودیگر امکان بازگشت وجود نداردو باید درانتظار آن بود تا روزی که املاک روستایی نیز مشمول تغییر کاربرهای عجیب شوند. البته خوشبینانه ترین وضعیت تبدیل به باغشهر شدن آنان است تا حداقل دوباره این مناطق روی آبادی را ببینند.
درنگاهی دیگر وبررسی پرونده مهاجرت می توان گفت،اولین و مهمترین چالش راهبردی که نه تنها زندگی روستائیان بلکه زندگی شهرنشینان را نیز در سالهای اخیر تحت الشعاع خود قرار داده است، معضل کمبود منابع آب است. از آنجا که جمعیت روستایی ما اغلب به کشاورزی و دامپروری اشتغال داشته اند، بروز پدیده خشکسالی و تنش آبی مهمترین تهدید محیطی است که باعث از بین رفتن ظرفیتهای تولیدی ومهاجرت به شهرها بوده است. هر چند می توانستیم با اجرای برنامه های به هنگام از این روند فرسایشی جلو گیری کنیم.
اجرای طرح وبرنامه های آبخیزداری وآبخوان داری از جمله این اموربود وحتی با احیای قنوات می توانستیم تولید کنندگان اصلی را تشویق به ماندن کنیم اما ما تولید کنندگان اصلی را که ظرفیت های طبیعی در اختیارشان بود را تنها گذاشتیم تا تنها درتنگناهای ایجاد شده با زادگاه خود خداحافظی کنند.
بررسی پرونده مهاجرت نشان میدهد که حکمرانی مطلوب در زمینه توسعه پایدار شهری و روستایی در گرو توجه ویژه به ظرفیتهای هر شهرستان از جمله اقلیم، جمعیت شناسی، زیرساخت های ارتباطی و صنعتی و تولیدات هر بخش و اتخاذ راهبردها و سیاستهای صحیح و سنجیده به منظور تأمین منابع مورد نیاز و برنامه ریزی کلان و هم افزایی اقدامات مؤثر در جهت بهبود معیشت و رفاه اقشار مختلف اجتماعی است. در این راستا به منظور بررسی راهکارهای توسعه شهری و روستایی درهرشهرستان با تأکید بر ضرورت تشویق و هدایت شهروندان به مهاجرت معکوس به روستاها، باید به چالشها و ظرفیتهای موجود پرداخته شود و سپس راهکارهای سیاستی در این زمینه تشریح شود. بدیهی است مهار روند رشد مهاجرت از روستاها به شهرها مستلزم شناسایی عوامل تشدید کننده این پدیده و جذب سرمایه و امکانات لازم در جهت کنترل این پدیده است.
باید پذیرفت که روستاهای ما علاوه بر اینکه توان کشاورزی ودامداری خود را از دست داده اند اما ظرفیت های دیگر خود ازجمله گردشگری مطلوب را همچنان دراختیارداشته ودارند. متاسفانه ما در کشورمان با فلسفه گردشگری وارزآوری این صنعت بزرگ آشنایی نداریم چرا که بسیاری از گردشگران خارجی درسفر به ممالک تاریخی وکهن مانند ایران، درجستجوی سنت ها وآداب آن ملت وپرداختن به تصورات ناشی از تبلیغات فرهنگی این ملک در کشور مبدا هستند. در واقع آنان به هنگام ورود به مقصد انتظاراتی دارند که با اسکان درهتل های لوکس همخوانی ندارد.
گردشگرانی که به کویرایران سفرمی کنند درجستجوی آسمان پرستاره هستند نه هتل پنج ستاره . اما ما ایرانیان در تصورات غلط خود اینگونه می پنداریم که مسافران خارجی نیازمند تجملات بیش از حد واندازه هستند.غافل از اینکه آنان بعضا با کوله پشتی به سفر می آیند تا با چمدان های پرلباس.
در هرصورت نمی توان این مسئله بزرگ را نادیده گرفت، چرا که راهبردهای ما درجهت حفظ آب وخاک وحراست ازمنابع تولید با عدم اسراف وتئوری صرفه جویی درمنابع همراه نبوده است. /// انتهای پیام 860کلمه
تذکر: یادداشت ها وسرمقاله های این وبلاگ
بعضا درروزهای گذشته در روزنامه های ملی واستانی
وپایگاههای خبری منتشر شده است و امکان استفاده مجدد وجود ندارد![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اگر روزی خواستیدپاکتی سفید وبدون آدرس را پست کنید آنرا برای من بفرستید .