باخت زمانی و جمعیتی

 

فرزاد وثوقی – روزنامه نگار

 

انرژی درحال تبدیل شدن به یک بحران بزرگ جهانی است. درحالیکه ما درتوسعه زیر ساخت های مورد نیاز تولید وجلوگیری از خام فروشی چندان موفق عمل نکرده ایم اما حالا باید یک گام بزرگ بسوی تولیدات دانش بنیان برداریم. دانش بنیان بودن به معنی فاصله گرفتن از اقتصادسنتی است. اقتصادی که هزینه های بالایی دارد واینک کسی قادر به تامین این هزینه های گزاف نیست.در شهرک های صنعتی که قرار بود بستر تولید را فراهم کنند همچنان چانه زنی برای اتصال به زیر ساخت ها ادامه دارد. چانه زنی که حالا بحران آب وپساب صنعتی گریبانگیر آن شده است.ما درصنایع تبدیلی بشدت ضعیف هستیم و خام فروشی کمر اقتصاد را شکسته است. با ضعف شدید در حوزه های یدی حالا قوای ما بایددرجبهه دانش بنیانی خودرا ثابت کند.

 

باید دید مادر کجای این پازل صنعتی و بزرگ جهانی ایستاده ایم؟ ما تولید کننده ایم یا خام فروش ؟ بطور قطع تاکنون بدلیل نبود زیر ساخت های تولید ، دست به خام فروشی زده ایم. از معادن کشور به دلیل نبود صنایع تبدیلی نیز استفاده لازم نشده است و درآمدها چندان شفاف بنظر نمی رسد. ما درایران با واسطه حضور شرکت های خارجی اکتشاف می کنیم وسپس خام فروشی اتفاق می افتد واین عملیات وابسته به تکنولوژی خارجی برایمان چندان سود وصرفه اقتصادی ندارد وکشور روز به روز فقیرتر می شود.

 

اصولا هنوز موضوع تولید محصولات کشاورزی وچه صنعتی از پایه حل نشده است واین درحالی است که صنعت گردشگری با چرخه ای معیوب وتاب دار در حال عرض اندام است. درجبهه گسترده اقتصاد با خزانه خالی دولت اینک باید سه محور بزرگ وپر تلاطم را پشتیبانی کرد. محور کشاورزی با هدف امنیت غذایی ، محور صنعت با هدف تولید واشتغال وحضور دربازارهای جهانی و محور گردشگری با هدف ارتباطات بین المللی .

 

هر چند درهر سه محور با ضعف فرماندهی مواجه بوده وهستیم. تیم فرماندهی اقتصادی دولت بشدت دچار ضعف است هر چند از اساتید دانشگاهی ومتخصصین اقتصادی درسطوح ملی دعوت می شود اما عملا این قشر وارد گود حل بحران اقتصادی کشور نشده اند وتجربه دولت های گذشته حکایت از آن دارد که اگر یک گروه پنجاه نفره از اساتید دانشگاهی به دولت هشدار تخصصی بدهند نهایت کار آنان بازنشستگی خواهد بود.

 

حالا با جنگ دریک منطقه ودرواقع فلج شدن یک کارگاه بزرگ تولیدی برای اقتصاد جهان ، گویا بحران شدیدی در بعد امنیت غذایی ایجاد شده است. کشورهای جهان که آمادگی وزیر ساخت های تولید استراتژیک ندارند بشدت وابسته به واردات از اکراین هستند . اکرانیی که حالا دچار جنگ شده وعملا زیر ساخت های آن کشور دچار خسارت های سنگینی گردیده است.

 

تمرکز زیر ساخت ها دریک نقطه از جهان می تواند یک تهدید بین المللی باشد. حالا آنکه تنش ها بین بلوک شرق وغرب بطور پیوسته ادامه داشته و حالا این تنش ها وارد فاز جدیدی از رویا رویی نظامی شده است. جنگ در اکراین چندان نیابتی نیست چرا که روسیه راسا وارد گود شده است وکشورهای عضو ناتو را درگیر جنگ کرده است اما پرچم های دو ابر قدرت اتمی هنوز روبروی هم قرار نگرفته اند.

 

درایران تحریم های اقتصادی چهل ساله علیه ملت از اقتصاد کشور چیزی باقی نگذاشته است. ایرانی که در تولید گندم این محصول استراتژیک مقام های نخست جهانی را داشته حالا اقتصادش از نفس افتاده وقادر به سیر کردن جمعیت داخلی نیز نیست.

 

برداشته شدن تحریم های اقتصادی علیه ملت ایران نیز چندان راهگشا نبوده ونیست. فرسایشی شدن روند برجام این نوید را میدهد که ملت نباید چشم انتظار گشایشی دراین زمینه باشند چرا که برجام از سکه افتاده است ونمی توانیم به شرایط سال 1394 بازگردد.

 

برجام سال 1394 شرایطی سیاسی برای خود داشت . شرایطی که به امضای آن منتهی شدو البته با تلاطم ایجاد شده به لحاظ سیاسی می توان اینگونه قضاوت کرد که در دوطرف معامله بودند افرادی که برای منافع ملی اهمیتی قایل نبودند. درواقع شرایط برجام برضد اقتصاد مبنتی برقاچاق بوده وهست و چون دراین منطقه اقتصاد قاچاق حکمرانی می کند بعید است اقتصاد مبتنی بر اقتصاد جهانی وتبادلات سالم اقتصادی سیاسی وفرهنگی رخ دهد. پس هم در محور اقتصادی ،هم سیاسی وهم فرهنگی مبتنی برگردشگری افقی پدیدار نخواهد شد.

 

بطور خلاصه می توان به این نکته اشاره نمود که کارهای زیادی روی زمین مانده که برای برداشتن آنها اراده ای وجود ندارد. ما نه درحوزه زیر ساختی آمادگی استقلال اقتصادی داریم ونه درحوزه فرهنگی چرا که در چهار دهه گذشته مبحث اقتصاد بکلی فراموش شده و نخبگان از کشور خارج شده اند. اما درمورد خام فروشی چه منابع نفتی وچه معدنی ،اقتصادپنهان درحال چرخش است هر چند دلارهای نفتی والبته خاک فروشی به کشور بازگردانده نمی شود. درمورد خاک فروشی حتی صدا وسیمای ایران گزارشی تهیه وبطور رسمی از تلویزیون پخش کرد.

 

در هر صورت با این شرایط نه صنعتی مستقر خواهد شد ونه اشتغالی بوجود خواهد آمد. جوانان کشور همچنان بیکار وجمعیت درحال پیر شدن است. باخت زمانی وجمعیتی ، باختی سنگین درمعادلات جهانی است که البته قابل جبران نمی باشد. ما نمی توانیم زمان را عقب بازگردانیم و صدمات وارده را جبران کنیم . /// انتهای پیام 840کلمه