روی لبه تیغ

 

فرزاد وثوقی  روزنامه نگار

 

مدت سه سال است کشور گرفتار سیاست های پر ماجرای ارز ترجیحی شده است. باور کردنی نیست که دراین سه سال این همه خسارت به اقتصاد ایران از بابت فساددرون دستگاهی وارد شده باشد . دخالت های غیراصولی وگرفتار شدن درمنجلاب رانت خواری حالا اقتصاد را به این نقطه کشانده است و البته نمی توان به نسخه های ارایه شده فعلی به چشم درمان نگاه کرد وشاید این مسکن ها درد را کاهش ندهد.باید به این نکته اذعان داشته باشیم که اصل ماجرا به کارکرد آقازاده ها باز می گردد که حالا نامی از آنان برده نمی شود.

 

داستان ارزترجیحی از این قرار است که دولت با موافقت مجلس وگذر از هفت خان رستم اعتبار ارزی 4200 تومانی را برای خرید کالاهای اساسی ملت تخصیص داده بود. این نوع ارز خاص واردات کالاهای اساسی وجبران معیشت به تنگ آمده ملت در برابر تحریم های خارجی وداخلی بود. در سال 1397 که دولت ناچار به تن دادن به ارز ترجیحی 4200تومانی برای خرید کالاهای اساسی می شود اگر نظارت درستی درکار بود ، می توان تصورنمود کاربه اینجا کشیده نمی شد. اما شبکه فساد در قوای سه گانه باعث شد این یارانه اختصاص یافته به دست نااهلان بیفتد.

 

درواقع حاکمیت راه را درست تشخیص داده بود اما اجرای آن مخاطره آمیز بوده و باید اذعان داشته باشیم که در اجرای بسیاری امور از جمله ارزترجیحی راه به خطارفته است ومجریان بجای آوردن کلاه ، سر اورده اند.

 

ما با مشکلات بسیار زیادی مواجه ایم که نمی توان آنرا یک شبه به داستان اکراین گره زد. ایران چهار دهه در تلاطم تحریم های خارجی وداخلی ومقوله بزرگ دورزدن تحریم ها گرفتار آمده است.

 

برخی در داخل کشور تمایلی به ارتباطات سالم خارجی ندارند واز طرفی برخی در خارج تمایلی به برقراری روابط سالم اقتصادی با ایران ندارند. این بعضی در کنار تجارت پنهان درصدی از سهم سود خود را برای اشفتگی نظام اقتصادی اجتماعی ایران هزینه می کنند.

 

از طرفی ملت رفاه خود را از دولت وحاکمیت طلب می کند واگر کاستی ها به حد اعلا برسد بطور حتم همان خواهد شدکه نباید . البته خواسته ولخراجان خارجی وداخلی که تابعی از اقتصاد پنهان وپول های کثیف هستند دراین بین تامین می شود. درواقع ملت را در مقابل دولت قرار میدهند و باید کاری کرد که این اتفاق نیفتد چرا که ناآرامی داخلی اصولا به نفع اقتصاد کشور وامنیت داخلی وثبات درمنطقه نیست.

 

آنچه در گزارش ها آمده از این قرار است که دولت در سالهای گذشته ۷۴.۳ میلیارد دلار ارز ۴۲۰۰ تومانی خرج کرد که اگر این منابع ارزی را به قیمت آزاد در بازار می‌فروخت، ۱۲۱۳ هزار میلیارد تومان نصیبش می‌شد. بنابراین اگر دولت به جای تخصیص ارز ۴۲۰۰ تومانی برای واردات چند قلم کالای اساسی، درآمد فروش این منابع ارزی در بازار آزاد را به صورت نقدی به ۶۰ میلیون نفر از دهک‌های کم‌درآمد و متوسط جامعه پرداخت می‌کرد در این مدت مجموعاً به هر یک از این افراد بیش از ۲۰ میلیون تومان یارانه رسیده بود که یارانه ماهانه هریک از آنها در این مدت به هر نفر نزدیک به ۴۲۰ هزار تومان می‌شد.(ایرنا)

 

پرونده ارز ترجیحی در کشوربسیار قطور شده و احتمالا پای خیلی از صاحبان قدرت این وسط گیر خواهد کرد. پرونده ارزترجیحی بزرگترین ایرادش نبود نظارت است. درواقع نبود نظارت حلقه مفقوده اجرای برنامه های اقتصادی است برنامه هایی که مانند سرطان به جان ملت افتاده ونمی توان درمانی برای آن یافت.

 

حالا باید سعی کنیم ارزترجیحی را از میدان اقتصادی کشور دفع کنیم. دولت تصمیم گرفته ومجلس هم پشتیبان دولت از آب درامده است. متخصصین امر همچنان دراین میانه غیبت دارند و از عقلای بی طرف سیاسی خبری نیست. اصولگرایان اصلاح طلبان را حذف کرده اند و بد گویی از روش ها همچنان ادامه دارد. رییس جمهور سیزدهم اعتقاد دارد یک ویرانه اقتصادی را تحویل گرفته وبارها براین نکته تاکید کرده است.

 

اما برای ملت این شعارهای سیاسی چندان اهمیتی ندارد بلکه ملت در انتظار یک تحول از لابلای شعارهای پیش از انتخابات هستند. همه پیش از انتخابات رستم دستان می شوند وبعد از انتخابات به میان مردم می ایندو مشکلات را جویا می شوند تا راه حلی برای درمان ان بیابند، درحالیکه مشکلات چهار دهه است که هویدا شده و هم مردم وهم مسوولان بدان واقفند.

 

افراد برای تصدی قوه مجریه تایید وتحسین می شوند، بعد چهار سال زیر سوال می روند و در پایان دوره هشت ساله احضار ومتهم به آشفتگی اقتصادی اجتماعی وفرهنگی در کشور می شوند. معاونان و وزاری مربوطه بعلاوه مدیران میانی در استانها شاید دستگیر وزندانی ومحکوم به استرداد اموال نامشروع می شوند. با این فرمان که درحال حرکتیم به جایی نخواهیم رسید.

 

امیدواریم چرا که حالا این دولت، دولت انقلابی و مجلس هم با همین نام در حال فعالیت است.انگار روی پله آخر ایستاده ایم که اگر اینها هم موفق نشوند در پایان چهار یا هشت سال چه خواهد شد؟ حرکت این سالها حرکت روی لبه تیغ بوده است وباید نهایت درایت را به خرج داد. شاید اجرای یک دیپلماسی موفق بین المللی بتواند اقتصادایران را نجات دهد. /// انتهای پیام  835 کلمه