فرجام برجام، پایان احتضار

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

فرجام برجام دور یا نزدیک به یک پرسش بزرگ برای مردم ایران تبدیل شده است.اینکه با برجام چه فرجامی خواهند داشت ویا بدون آن چه مخاطراتی در انتظار آنان است به حدس وگمانه هایی تبدیل شده که دوباره اقتصاد ومعیشت ملت را به رکود کشانده است.اقتصادی در حال احتضار.

اگر به گفته نمایندگان ، مدیران ومسوولان ملی وسطوح استانی توجه کنیم بطور کل تاثیرات تحریم وانزوای سیاسی اقتصادی را متوجه مردم می‌دانند واز طرفی مردم را به مقاومت برعلیه تحریم دعوت می کنند، محاصره اقتصادی که تنها به دور مردم چمبره زده ونه مسوولان، مردمی که دچار یک ستون پنجم خشن در حوزه اقتصادی شده اند. دلالانی که تماما منافع خودرا در پس پرده تحریم ها تامین وحفظ می کنند و ازطرفی مردمی که داشته های خود را دراین انتظاراز دست می دهند.

یکی از ضربه های بزرگ تاخیر درانجام برجام، سوخت فرصت های سرمایه گذاری در ایران است. ایجادزیر ساخت هایی که به گفته مسوولان امر با اعتبارات دولتی مجالی ندارند و دولت در تامین اعتبار برای ابرپروژها ناتوان است. بدون ایجاد زیر ساخت های مناسب تولید ، امنیت سرمایه گذاری تامین نخواهد شد وسرمایه گذاران تمایلی به حضور در بخش های اقتصادی ایران نشان نمی دهند.

بدون سرمایه گذاری و رشد تولید، اشتغالی بوجود نخواهد آمدو داستان بیکاری بحران هویت اجتماعی را تحت تاثیر خود قرار میدهند. این بحران تشدید کننده مهاجرت نخبگان است. نخبگانی که سایه بی توجهی های اقتصادی اجتماعی، ایران را ترک می کنند. اخطاریه های متعددی از سوی دلسوزان در رابطه با رشد مهاجرت نخبگان صادر شده است حتی شرکت های دانش بنیان هم در لیست این مهاجرت ها قرار گرفته اند اما مدیرانی که در راس کار هستند نه برنامه ای ارایه می دهندو نه واکنشی به موضوع دارند.

ایران کشوری ثروتمندی است. موضوع اختلاس 92 هزار میلیاردی در صنایع فولاد به وضوح به این ثروت اشاره دارددر حالیکه صندوق های بازنشستگی در حالت ورشکستگی قرار دارند ویا سرمایه درگردش صنایع ما به مباحث بدون پاسخ تبدیل شده ویا اعتباری برای تخصیص به زیر ساخت ها وجود ندارد اما می توان 92 هزار میلیارد تومان اختلاس کرد.

در مقاله های گذشته به چرایی اناشاراخبار اختلاس با هدف ضربه به اعتماد عمومی اشاره داشتیم، این اخبار چرا وچگونه ودر چه زمانی منتشر می‌شوند! تهاجم رسانه ای به افکار عمومی لحظه ای اتفاق می افتد که نان در سبد سهمیه بندی وباقی معیشت ومنزلت در سبد کوپن قراردارد. حالا بزرگترین دستاورد دولت ها در همه این سالها فرضیه جیره بندی است.

هر خبر در حوزه اختلاس که توسط کارگزاران دولتی اتفاق می افتد شدت تخریبش ازیک بمب اتمی بیشتر است ومیلیون ها نفر از جمعیت کشور را به مسلخ می کشاند.

ذکر این نکته عجیب هم لازم است که با ورود تیم مذاکره کننده دولت سیزدهم و یک دست شدن مجلس یازدهم با برنامه های دولت اما همچنان گروهی برطبل ناسازگاری وجنگ می کوبند. در حالیکه خبرها ازقرارگاههای پشتیبانی جنگ اقتصادی چندان امیدوارکننده نیست و درمجلس ودولت حرف از شدت جیره بندی نان وآب به میان می آید اما افراد چند تابعیتی همچنان برپرهیز از توافق تاکید دارند.

آنطور که کارشناسان امر وگروهی از اساتید اقتصادی دانشگاههای کشور می گویند، برجام بطور قطع نه می تواند براقتصاد درونگرای ایران تاثیر داشته باشد ونه می تواند بدون تاثیر باشد. درواقع رها شدن دیپلماسی اقتصادی وخروج از انزوای سیاسی می تواند چاره ساز باشد. به گفته اقتصاد دانان 100میلیارد دلار از پول های بلوکه شده ایران در بانک های جهان آزاد خواهد شد.آزادسازی این مبلغ آنجا مورد توجه قرار می گیرد که کارشناسان معتقدند کل سهام کارخانه بنز آلمان 20میلیارد دلار ارزش دارد و با این رقم وتزریق پول به اقتصاد کشور وساماندهی زیر ساخت می توان به یک انقلاب صنعتی بزرگ دست زد.

از طرفی پذیرش برجام حداقل فرجامش کاهش شوک های خارجی به اقتصاد کشورمان خواهد بود که انگار گروهی با کالبد شناسی اقتصاد ایران وشناخت عمیق از آن با این حرکت بشدت مخالفت می کنند.

آنطور که پیداست مشکلات داخلی بیشتر از مشکلات خارجی زمینه عذاب ملت را فراهم کرده است. در سالهای گذشته ودرجریان انتخابات مجلس ویا ریاست جمهوری آنچه سر لوحه تبلیغات نامزدهای انتخاباتی بود، وجود مدیران ناکارآمدی قلمداد می شد که در چهل سال گذشته اقتصادایران را ویران کرده اند.

برخی نمایندگان مجلس از جمله نمایندگان فارس براین اعتقاد بوده وهستند که مدیران ناکارآمد، عامل اصلی عقب ماندگی های اقتصادی اجتماعی هستند چرا که دربسیاری موارد قانون وجود داشته اما جرات بهبود سازی خیر!

در هر صورت باید درانتظار فرجام برجام بود. با عملیاتی شدن این موضوع باید دید برنامه های از پیش تعریف شده ای وجود دارد ویا اینکه کماکان بدون برنامه روزگار خواهیم گذراند. چرا که برجام بدون برنامه اقتصادی مدون وحضور کارشناسان کار کشته، محصولی نخواهد داد. ما امروز نیازمند یک دیپلماسی اقتصادی در سطوح بین المللی هستیم. سفارتخانه های ایران باید از حالت احتضار خارج شوند.

آنطور که می گویند، چین در ایتالیا سفارتخانه ای دارد که بیش از 50 کارشناس ارشد اقتصادی در حال رایزنی با متحدان خود هستند. این تعداد کارشناس زیر نظر سفیر چین درحال گشایش های اقتصادی هستند که منافع ملی چین را تامین می کند. حال باید دید سفاتخانه های ایران غیر از امور دفتری ومهر کردن پاسپورت اقدامات اقتصادی چشمگیری به انجام رسانیده اند؟

درهر صورت امید را نباید از دست داد.امید عامل رسیدن به نقطه مطلوب است./// انتهای پیام 650کلمه