بیگانه ای بنام کتاب ... فرزادوثوقی روزنامه نگار /// 28 ابان1403
بیگانه ای بنام کتاب
فرزاد وثوقی روزنامه نگار
شعری از شاعرعباس یمینی شریف درمورد کتاب و اهمیت کتاب خوانی از کودکی در ذهنم تداعی می کند، من یار مهربانم،دانا و خوش زبانم،گویم سخن فراوان،با آن که بی زبانم،پندت دهم فراوان،من یار پند دانم،من دوستی هنرمند،با سود و بی زیانم،از من مباش غافل،من یار پند دانم.
این روزها اما کتاب جایگاهی دربین اکثریت مردم ندارد. دراین متن کاری هم به شبکه های مجازی ندارم. چون اعتقاد دارم هر چیزی باید سرجای خودش محترم باشد. ما اگر از شبکه های مجازی ترس داریم ، درمقاطعی که این شبکه های مجازی وجودنداشت از کتاب ترس داشتیم و گاهی علاقه داشتیم ببینیم طرف مقابل ما اهل خواندن کدام کتاب است.
حتی برخی گروههای سیاسی پیشین اهداف ودکترین حرکتی خودرا در کتاب ها، هم ترویج می کردند وهم جستجو می نمودند. آدم های باسواد وکتابخوان ظاهری متفاوت داشتند. آرام وباوقار بودند و مسایل رایج زندگی را با استدلال حل وفصل می کردند. مرحوم محمد بهمن بیگی از جمله انسانهایی بود که کتاب را به میان عشایر وروستاییان کشور برد. این شخصیت فرهنگی برجسته هیچگاه منتظر آمدن دانش آموز وکتابخوان نماند وپیوسته کتاب واتاق مطالعه را به میان مردم برد.
در سالهای فعالیتی بهمن بیگی نوابغ بسیاری از میان کوه ودشت کشف شدند و در حوزه های علمی درخشش فراوانی داشتند. مدارس به میان عشایر وروستاییان رفت ودرپی آن کتاب موج علاقمندان را بسوی خود جلب نمود. کوچ روها وروستاییانی که با سواد می شدند، به دلیل آشنایی با زیست بوم مادری ، وظیفه معلمی را برعهده می گرفتند و در بین طایفه خویش فرهنگ کتابخوانی و علم آموزی را ترویج می کردند.
دیگر احتیاجی به صرف اعتبارات عمرانی سنگین برای احداث راه وبزرگ راه که دولت ها از پس آن برنمی آمدند نبود چرا که چراغ علم با حضور کتاب ، راه را هموار کرده بود.
با جستاری در اخبار منتشر شده در خبرگزاری های رسمی کشور مطلع شدم که ۳۲ سال پیش موضوع هفته کتاب در شورای مشورتی طرح شد و با تصویب در وزارت ارشاد در هیات دولت مصوب و به استانها ابلاغ شد تا مدیران ملی واستانی به این مناسبت برای ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی کاری انجام دهند.در واقع کاری کنند تا جمعه به مکتب آورند طفل گریز پای را، حالا اما انگار در مدت گذشته مقامات مسوول حتی حاضر به بررسی کارنامه فرهنگی خود نیستند وبرگزاری این هفته در آخرین روزهای آبان را به عنوان یک رزومه قلمداد کرده اند. رزومه ای که تاثیر چندانی برای اکثریت مردم ندارد.
تورم وبازار سیاه آن کاری را که نباید با حوزه فرهنگ می کرد، کرد. دولت ها اجازه دادن دلال ها جای معلمان ونویسندگان را بگیرند.شعار جای واقعیت را گرفت و به تدریج مردم به دروغ های شفاهی بجای واقعیت های مکتوب عادت کردند. یار مهربان دیگر چندان آشنای محافل نیست و کتابفروشی های بسیاری در شرایط تورم وگرانی ملزومات چاپ کتاب تعطیل ویا نیمه فعال شدند.
روزگاری نه چندان دوربرخی وارد معرکه شدند تا کتاب های صوتی را رواج دهند، غافل ازآنکه حرمت امامزاده به متولی اوست، وقتی ما حرمت کتاب را نگه نداشتیم ، دیگر قادر نخواهیم بود آنرا به اشکال مختلف تحویل مردم بدهیم چرا که اساسا ، کتاب ازسبد خرید وذهن مردم خارج شد.
بنابر آماری شاید ۳۰ هزار ناشر در کشور وجود داشته باشد که از این شما شاید ۵۰ موسسه انتشاراتی واقعا فعال باشند، هفته کتاب در کشورمان به یکی از مناسبت های رایج تقویمی تبدیل شده است و مدیران دولتی سعی می کنند با موسفید های این عرصه عکس یادگاری بگیرند تا شاید ثابت شود اهل فرهنگ اند.
غیر کتاب های کمک درسی که با قیمت های میلیونی در اختیار برخی دانش آموزان ودانشجویان قرار می گیرد، سایر کتاب ها شانسی برای فروش ندارند. از سویی به مقامات دولتی تکلیف شده تا اگر قصد اهداء هدیه ای دارند از صنایع دستی ویا کتاب بهره گیری کنند تا شاید کمکی به ترویج وحمایت از فرهنگ را شاهد باشیم، اما وگویا خبری از مهرنیست ویارمهربان در شرایطی کیلویی خرید وفروش می شود.
میزان آسیب های اجتماعی وکشفیات پلیس حکایت از آن دارد که تخلفات روزافزون است. دادگستری ها به شوراهای حل اختلاف واین شوراهای به دادگاههای صلح دخیل بسته اند، چرا که حجم پرونده های ورودی بشدت در حال افزایش است.مردم کتاب نمی خوانند و حکایت ها را در مجمع خانگی روایت نمی کنند. بایددید چگونه می توان نسلی را با یار مهربان آشتی داد. /// انتهای پیام 700 کلمه
اگر روزی خواستیدپاکتی سفید وبدون آدرس را پست کنید آنرا برای من بفرستید .