وقتی کارمندان ناراضی تراش اند

فرزادوثوقی روزنامه نگار

سرچشمه نارضایتی وافزایش مطالبه گری در جامعه امروز نیازمند تحقیق وبررسی است. ناراضی تراشی درایران پروژه ای خاص وبخشی ازاجرای آن دردوایر دولتی در حال انجام است. سیاستی که به اقتصادواقتصادی که به سیاست وصل شده است ،زیرساخت این بحران بزرگ است.

وقتی با دقت به بدنه دوایردولتی خصوصا آندسته ازدوایرکه بصورت مستقیم با مردم برخورد روزانه دارند توجه کنیم، درخواهیم یافت که این دوایر درحال ترویج ناامیدی ونارضایتی در بین توده های ملت هستند.

دریک بازدید بسیارمختصرازبرخی ادارات می توان این مهم را درک نمود که چه کسانی برچه مناصبی جلوس کرده اند.مناصبی که ازدهه های گذشته بدون گزینش های قانونی ورعایت شایسته سالاری ،بین طرفداران برخی گروه های سیاسی تقسیم شده است و شاید تنها تضمین نشستن براین کرسی کارمندی ویا کارشناسی اجرای فرمانی در زمانی خاص بوده است.

گروه های سیاسی به محض دسترسی به قدرت در بدنه دولت وسیستم های اجرایی ، دراولین قدم مهرهای خاص خودرا در بخش های مختلف به گونه ای مستقر می کنند که امکان حذف این افراد درآن سیستم درسالهای بعدی وجود نداشته باشد. بطور مثال استخدام های نامتعارف و تحت فشار ویا جابجایی نیرو از یک سازمان به سازمانی دیگر با هدف تسهیل روند مورد نظردرزمانی مناسب.

در مجموع وقتی گروهی سیاسی صاحب منصب می شودندبا افزایش استخدام های نامتعارف روبرومی شویم که گاها در دوره های بعدی حاکمیت سیاسی ، برخی سازمانها از عهده پرداخت حقوق این کارمندان مازاد نیز برنمی آیند.

حالا باید دید چرا امضاهای برخی مقامات ارشد بطور مثال در برخی استانها با هدف تسهیل اموردر روند سرمایه گذاری وکارآفرینی نقد نمی شود و این بیماری مزمن شده از یک دولت به دولت بعدی انتقال پیدا می کند. در ایران استانهای مستعدی وجود دارد که می توان با سرمایه گذاری های حداقلی ، برداشت های حداکثری درابعاد اقتصادی داشته باشیم ، اما وقتی دولت ها می روند ودولتی جدید می آید، استانداران تغییر می کنند بدون آنکه شکل محرومیت درآن استان تغییر کرده باشد.

دریکی ازمحافل ،شخصی باتلفن همراه مشغول صدور فرمان بودوما بطور اتفاقی صحبت های وی را شنیدیم، در حالیکه دولت چهاردهم از وفاق سخن می گوید وفرمان رهبر معظم انقلاب پشتیبان این سیرتعاملی است اما هستند گروههایی که برخلاف جریان درحرکت می باشند. مختصر سخن این فرد با مخاطب خود این بود که ،تمام کارها باید فلج شود تا تکلیف پست ها روشن گردد، اگر حتی یک قدم برداریم ، این پست نصیب تیم ما نمی شود پس به بچه ها بگو از فردا کار بی کار!

حالا می توان بطور محسوس پی به وجود کارشکنی در سیستم های دولتی بُرد چرا که یک عده خاص در مناصب حساس مستقر شده اند که به موقع کاری را انجام وبه همان سرعت کاری را هدف تخریب قرار میدهند.

عمده ناراضی تراشی از بدنه کارکنان دولت بعمل می آید، چرا که بخش خصوصی سهمی در اقتصاد وامور اجرایی ایران ندارد. بخش های خصوصی معمولا درحال باج دادن به بخش های دولتی هستند که بدون باج سنگ روی سنگ بند نمی شود . کافی است با یک درخواست برای ایجاد یک کارگاه ویا کارخانه به یکی از دستگاههای اجرایی صدور مجوز مراجعه کنید. پیدا کردن کارمند وکارشناس تا مدیر آن دستگاه چیزی شبیه دویدن دنبال آهوست.

دربسیاری شهرهای کشورقوانین یک بام و دو هوا وجود دارد، داستان دستفروشی که اغلب مورد اعتراض فصلی برخی منتقدیم شهرداری ها قرار می گیرداز همین دست قوانین عجیب وغیر قابل باور است. درهمین بین که بساط یک دستفروش را جمع می کنند وبارهها تصاویر آن در شبکه های مجازی فراگیر شده است اما نمایشگاه داران اتومبیلی هستند که دریک یا چند منطقه شهری، کل مسیر تردد پیاده وسواره را اشغال نموده اند، اما کسی در مقام برخورد با این سد معبر بزرگ برنمی آید.

حتی پلیس راهور نیز دراین داستان سکوت اختیار کرده است ، این درحالی است که شاید توقف لحظه ای درمجاورت یک مرکز فوریت درمانی برای صاحب خودرو حامل بیمار به پرداخت جریمه ای سنگینی تمام شود.

درکمال ناباوری باید به این نکته ظریف اشاره نمود که سیستم باید ازپایین به بالا تصحیح شود ومعلوم شد آن اصطلاح های سیاسی دهان پرکن که سالها ورد زبان ها بوداز بیخ وبن غلط و اشتباه است.

ما درسیستم اداری کشور چیزی بنام ارزیابی روزانه نداریم، درغیر این صورت مشخص می شد نیروی انسانی حاضردرسیستم در طول مدت حضوروالزام به ارایه خدمت چه میزان انرژی صرف ویا چه ایده پردازی نوینی برای بهبود خدمات رسانی به مردم ارایه نموده است. /// انتهای پیام 690 کلمه