وفاق ملی ، وعده تجمیعی

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

موضوع تشکیل دولت وفاق ملی یک وعده بزرگ است که از سوی رییس دولت چهاردهم به ملت ایران ارایه شده است.با این وعده تجمیعی قرار است تمامی مشکلات کشوربا محوریت اقتصادومعیشت ملت حل شود.

دکتر پزشکیان معتقد است که دولت وفاق ملی موظف به تأمین حقوق شهروندی همه مردم ایران و ملتزم به تأمین حقوق منافع ملی است. التزام به قانون اساسی، اهداف سند چشم انداز سیاست‌های کلی و تحقق برنامه هفتم توسعه، محورهای همگرایی میان دولت و سایر قوا و ارکان نظام خواهد بود. شاید این بزرگترین وعده درطول چهار دهه گذشته باشد که از سوی یک دولت به ملت ارایه می شود.

از سویی دیگر رییس دولت چهاردهم ناگفته هایی را بیان کرده که شاید درادوار گذشته در محاق باقی مانده بود وآن اقرار به نارضایتی مردم از عملکرد کارگزاران نظام است .حالا رییس دولت می گوید مسائل جامعه مزمن شده و تدابیر و رویه‌های جاری قادر به حل مسائل نیستند. مردم احساس نارضایتی دارند، ما را پاسخگوی نیازهای خود نمی‌بینند و بی میلی آنان برای مشارکت در انتخابات نشانه‌ای از دلسردی‌هاست.

اینکه دکتر پزشکیان اذعان به سردی برخورد مردم با انتخابات دارد به معنای آن است که حاکمیت پیام ملت را شنیده است. باید دید واکنش حاکمیت به این پیام چه خواهد بود. البته دولت توانست با پشتوانه قوی رهبری از مجلس رای اعتماد بالایی بگیرد که به اذعان بسیاری تحلیلگران ، این میزان رای اعتماد به کابینه بسیار نادر وشگفت انگیز بوده است. درواقع مجلس توپ را درزمین دولت انداخت تا ببینیم دولت چه خواهد کرد واین بار چه امتیازاتی برای مردم کسب خواهد شد.

در ادوار گذشته عملکرد دولت ومجلس چندان امیدوار کننده نبود وهمین امر باعث واکنش مردم به انتخابات چهاردهم ونیز مجلس دوازدهم شد. درواقع تمامی آنچه در هفته های دولت از سوی رسانه ها به مردم اعلام می شود نتوانسته است نیازهای حداقلی مردم را پاسخگو باشد.

محرزترین این اتفاقات ، ناترازی حوزه برق بود که دراین تابستان باعث بروز خاموشی های پی درپی شد. دولت در گام اول صنایع را مورد هدف خاموشی قرار داد تا شاید بتواند خاموشی در بخش خانگی را مهار کند اما موفق نشد وخاموشی ها علی رغم تعطیلی صنایع وادارات به بخش خانگی سرایت کرد.

اینکه دولت ها در سیزده دوره گذشته در حوزه سرمایه گذاری درنیروگاههای کشور ترک فعل داشته اند شکی نیست و این ترک فعل باید آنان را به مرز پاسخگویی می کشاند. اما دولت ها بدون پاسخ ، تبادل قدرت کردند و حالا وضعیت برق در محدوده بحران است. از اینکه بخواهیم با مشارکت مردم از این گذر عبور کنیم ، خواسته ای غیر معقول است چرا که ناترازی به معنای مصرف بالا نیست بلکه به معنای کاستی تولید در قبال مصرف است.

ما درایران چیزی را زیاد مصرف نمی کنیم بلکه آنچه باید مصرف شود دردسترس وجود ندارد. ناترازی یعنی کاستی وعدم توان در تولید ومسبب اصلی این بحران مدیرانی هستند که قادر نبودند سرمایه ها ویا اعتبارات را درمسیر بهینه قرار دهند.

باید پذیرفت که همه اعتبارات نباید صرف هزینه های جاری وپرداخت حقوق کارکنان شود بلکه اعتبار باید در نقطه مطلوب تولید صرف شود و از قبل تولید بتوان هم اعتبارجدید خلق نمود وهم از خاموشی بخش های تولید جلوگیری نمود.اینگونه پیداست که کارکنان توانیرتنها وظیفه شان دریافت مزد بوده ، اما درقبال مزد از کیسه بیت المال ، عایدی برای ملت نداشته اند. ملت از محل درآمدهای عمومی منابع ملی ، پرداخت های مناسبی به خرانه داری کل داشته اند وخزانه به تناسب اعتباراتی را به دستگاههای مربوطه پرداخت نموده اما این اعتبارات هرچند اندک به مصرف بهینه نرسیده است.

ما هم از کارگران وهم از کارمندان انتظار داریم در مقابل دریافت مزد ، کارایی لازم را داشته باشند وبتوانند چرخ اقتصاد کشور را بچرخانند . مع الوصف ما یک بهانه بزرگ بنام برجام داریم که طی آن کشور درشرایط تحریم قرار گرفته است.

ما به میزان قابل توجهی نفت خام فروخته ایم وبرابرآنچه آمارها می گویند کشور چین اصلی ترین مشتری خرید نفت از ایران بوده ، حالا باید گفت پول نفت صرف چه اموری شده که آنچه آمارها می گویند با آنچه در واقعیت می بینیم ، بسیار فاصله دارد.

آمارها رشد اقتصادی را نشان می دهد و درمیدان شاهد افت رشد اقتصادی وازدیاد فقر وتباهی هستیم. امام حسین (ع) ماخذ امر به معروف ونهی از منکر هستند اما نسبت به چه کسانی ؟ پرواضح است که امام سوم شیعیان ،کارگزاران حکومت را مورد امربه معروف قرار دادند ،که در نتیجه آن شد که تاریخ روایت می کند.

ما نیز اگر شیعه واقعی سید الشهدا هستیم این امر به معروف را متوجه کارگزاران نظام می کنیم. آنچه مشخص است برای بهبود شرایط باید دراولین قدم برخورد سختی با شبکه فساد درون دستگاهی شکل بگیرد ، آیا می توان با این فساد سیستماتیک برخورد سخت نمود ؟ /// انتهای پیام 800 کلمه