وصله پینه اقتصاد ایران

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

آنطور که بنظر می رسد طرح همسان سازی حقوق ها و دستمزدها ونیز افزایش سنواتی این دو مورد مهم به پای گریزان تورم لحظه ای نمی رسد. حقوق بگیران و حداقل بگیران را هر چه تقویت کنیم بازهم از قافله تورم لحظه ای فرسنگ ها فاصله دارند. آنچه دولت در مورد تورم سالانه درآمارها اعلام می کند یک طرف ماجراست وآنچه در بازار مشهود واحساس می شود طرف دوم واصلی ماجراست.

هر چند مهم آن است که تورم گریبان ملت را گرفته است ودولت سیزدهم که باشعار مهار تورم وتوجه به معیشت محرومین آغاز بکار نمود تا کنون نتوانسته است جلوی تورم را بگیرد . از طرفی تورم محصول عینی افزایش قیمت دلار است ودلار با گریز از دالان های قیمتی سعی در بی هویتی در بازارتولید ومصرف را دارد. در نگاهی دیگر باید به اصالت دلار های موجود در بازار پرداخت . حجم دلار موجود دربازار شک برانگیز است که چگونه دلار این اسکناس معجره گر توانسته با این حجم در بازار خرید وفروش شود وبی ثباتی را به همراه بیاورد.

دلار در شمول قوانین قاچاق است و تنها راهی که می تواند وارد بازار شود یا کانال های بدون نظارت مرزی است ویا توسط بانک مرکزی در سطح بازار پاشیده می شود. هر چه هست حجم دلار موجود دربازار می تواند ضربات سنگینی را به اقتصاد ایران وارد کند. این از آن جهت مورد توجه قرار میگیرد که بسیاری از تجار ایرانی قادر به ورود دلارهای خودبه کشور وتبدیل آن به ریال نیستند چرا که هم موانع بانکی وتحریمی دارند و هم نرخ ارز در کشور با آنچه تجار ما تقاضا دارند همخوانی ندارد.

اینک بازار آنقدرعرصه را به حقوق بگیران تنگ کرده است که به هرمیزان حقوق ها را افزایش دهیم بازهم به گرد پای تورم نمی رسد. راهکار اصلی برای دولت مهار تورم است آنچه رهبر معظم انقلاب در شعار سال به آن تاکید دارند ودر شروع مجلس یازدهم ودولت سیزدهم آنرا به کابینه و نمایندگان مجلس یادآور شدند. هر چند هم دولت وهم مجلس قادر نبودند درماجرای مهار تورم ورشد تولید قدم های مثبتی بردارند اما اینک نمایندگان مجلس دوازدهم با همان شعارهای معیشتی درحال جلوس برکرسی های سبز هستند.

باید دید نمایندگان دوازدهمین دور مجلس قادر خواهند بود حتی یک طرح برای مهار تورم ورشد تولید ویا مشارکت مردم در حوزه اقتصادی بردارند.

متاسفانه دولت ومجلس از تیم های قوی اقتصادی متشکل از بدنه دانشگاه برخوردار نیستند وبه جرات می توان گفت اقتصاد ایران علم محور نیست و دایم درحال وصله پینه آن هستیم . دولت با بدست گیری تمامی دروازهای اقتصادی حتی ساخت مسکن ، اقتصاد را فلج کرده وبه دوبخش خصوصی و تعاون مجال فعالیت نمی دهد.

اگر بخش های تعاونی و خصوصی وارد گود اقتصاد ایران می شدند ، می توانستیم امیدوار باشیم که اقتصاد با تکانه های مثبتی مواجه شود واز بی رمقی فعلی خارج گردد . اما عدم تعامل با اقتصاد جهانی بزرگترین ضربه به اقتصاد ایران است. ما باید به هر نحودراحیای برجام بکوشیم ویا آنکه معادل برجام به یک نتیجه قطعی برای رونق اقتصاد ورشد تولید برسیم ، لازمه این کار دعوت از سرمایه گذاران داخلی وخارجی ، به دور از شعارهای روز مره است. چرا که اقتصاد ومعیشت مردم نه گفتار درمانی می شود ونه امیدی به احیای آن است . درواقع در شرایط تحریمی نمی توان انتظار رشد تولید را داشته باشیم چرا که وضعیت صنایع ما، صنایعی فرسوده ودرنتیجه تولیدی بدون کیفیت است که در عرصه های جهانی حرفی برای گفتن ندارد.

ما براین نکته تاکید داریم که ایران در چهل سال گذشته مورد تحریم قدرت های بزرگ اقتصادی جهان قرار گرفته واینک باید به فرسودگی آن اذعان داشته باشیم چرا که بدون این باور قادر نخواهیم بود قدم های مثبتی برداریم . محصول این عدم باور چیزی شبیه به بابک زنجانی است که با قانون ویا بدون قانون ، با نظارت یا بدون نظارت قصد دورزدن تحریم ها را داشته والبته دور زدن تحریم به معنای واسطه گری و واسطه پروری است وهزینه های سنگینی براقتصاد ومعیشت مردم می گذارد که مهمترین آن تورم و گرانی است.

روی دیگر سکه برای دور زدن تحریم ها توسعه صنعت قاچاق است. ما با دور زدن تحریم ها به موجه سازی صنعت قاچاق و واسطه گری پرداخته ایم وآنرا به نوعی قانونی کرده ایم درحالیکه دریک فرصت مناسب باید به ضربات تحریم ها اذعان داشته باشیم و در معادله ای خاص روابط اقتصادی با جهان را ترمیم کنمی . /// انتهای پیام 740 کلمه