محیط زیست در صدر نیست //// فرزادوثوقی روزنامه نگار
محیط زیست در صدر نیست![]()
فرزاد وثوقی روزنامه نگار
درمورد بحران تغییرات آب وهوایی درسالهای گذشته اطلاعات مختصری ارایه شد اما عملگرایی قابل توجهی نسبت به آن نشده است. اگر فرض کنیم دولت ها سیاست های خودرا برای تمرکز جمعیت در یک نقطه وعدد مورد انتظار پیش بینی کرده اند دور از انتظار نیست ،چرا که با بی تدبیری های فعلی و عدم اقدام مستقیم برای حفظ منابع طبیعی و محیط زیست به این نتیجه خواهیم رسید که دولت ها دارای برنامه برای محدود کردن جمعیت ونیز تغییر مرزهای سیاسی با توجه به تغییرات اقلیمی هستند.
کنفرانس های بی شماری برای حفاظت از منابع طبیعی ومحیط زیست در سراسر جهان برگزار می شود که مصوبات آن از حد وحدود همان اتاق های کنفرانس ها فراتر نمی رود. باید دید چرا دولت ها این سیاست زیان بار ومرگ آفرین را دنبال می کنند وآنقدری که به فکر ساخت وصادرات تسلیحات نظامی هستند به فکر محیط زیست وکاهش آلودگی های موجود نیستند وگاهی اعتباراتی را نیز برای این مهم صرف نمی کنند.
حفاظت از محیط زست ومنابع طبیعی درکشورما نیز درحد یک شعار است . یک سازمان ضعیف بنام سازمان حفاظت از محیط زیست با اختیارات محدود که از نوک هرم آن آغاز می شود به محیط بانان بی دفاع می رسد. هر چند رییس این سازمان اسما معاون رییس جمهور است اما این سمت اسمی کاربردی نداشته وندارد. بطور مثال کدامیک از صنایع را می شناسید که تابع قوانین ومقررات این سازمان باشند ویا درانتظار صدور مجور برای استعلامات انجام شده خود را معطل کنند.
کشته شدن محیط بانان ودر هاله ابهام قرار گرفتن مسوولیت این جانبازان محیط زیست سندی دیگر بر بی دفاع بودن محیط زیست ومنابع طبیعی دارد حتی اگر محیط بانی پیش دستی کند و گلوله را زودتر ویا دقیق تر شلیک کند وبه مرگ متجاوزین محیط زیست منجر شود باید سالها در زندان بمانند تا مشخص شود این اقدام خودسرانه بوده یا از روی تکلیف . این درحالی است که محیط بانان برابر ضوابطی مسلح به سلاح های جنگی اتوماتیک هستند وبه نوعی ضابط قضایی وانتظامی محسوب می شوند اما اگر شلیکی انجام شود وآسیبی به متجاوزین برسد باید پاسخگوی اهداف وشرح وظایف سازمانی خود باشند ویا تا پای چوبه دار وحتی مرگ بروند.
اینک عدم توجه به محیط زیست از این مسایل فراتر رفته است و کار به جایی رسیده که تالاب های ایرانی یکی پس از دیگری طعم مرگ را می چشند و دولتی ها تنها نظاره گر این مصیبت هستند در حالیکه خشک شدن یک تالاب یا دریاچه زنگ خطری است برای سایر نقاط آسیب پذیر کشور وعملا مدیران دولتی باید فکری اساسی کنند.آسیب ها در گزارش های منتشره بطور وضوح هویدا گردیده است تا آنجا که مسیر پروازی پرندگان مهاجر را نیز متاثر کرده است .
در نگاهی به اخبار منتشر شده در استان سیستان می توان به یک فاجعه بزرگ توجه نمود . حکایت از این قرار است که در پی دو دهه خشکسالی در سیستان، 95 درصد از 400 هزار پرندهای که برای زمستانگذرانی از سیبری به منطقه سیستان مهاجرت میکردند مسیر خود را از تالاب هامون به عنوان بزرگترین دریاچه آب شیرین ایران تغییر دادهاند.
تالاب بینالمللی هامون یکی از مهمترین زیستگاههای پرندگان مهاجر آبزی، کنارآبزی و خشکیزی و پناهگاه بسیاری از گونههای نادر و در خطر انقراض محسوب میشد و این دریاچه مأمن مناسبی برای استقرار آشیانه و تولید مثل انواع مختلف پرندگان مهاجر و بومی بود و علاوه بر این پستانداران بسیاری از پوشش گیاهی تالاب برای زیستن استفاده میکردند.
منطقه حفاظت شده هامون به علت قرار گرفتن در مرکز مناطق کویری و نیمه کویر کشور در حقیقت مامن زیست پرندگان مهاجر در شرق کشورمان محسوب میشد که پیش از این بسیاری از گونههای پرندگان با خاستگاههای متفاوت و گونههای زیادی از پرندگان در معرض خطر در این منطقه برای زمستانگذرانی و جوجه آوری مراجعه میکردند.
همچنین در زمان پرآبی 225 گونه از 49 تیره یعنی حدود نیمی از گونههای پرندگان شناسایی شده ایران در تالاب هامون و اطراف آن زیست میکردند که نزدیک به 80 درصد آنها مهاجرند و 99 گونه در منطقه زادآوری داشتند.
حالا اما دولت طالبان در افغانستان حتی برای مرطوب نمودن خاک برباد رفته این تالاب حاضر به رها سازی آب نیست و این نعمت خدادادی در پی بی تدبیری به گرد وغبار تبدیل شده است . /// انتهای پیام 710 کلمه
![]()
![]()
![]()
اگر روزی خواستیدپاکتی سفید وبدون آدرس را پست کنید آنرا برای من بفرستید .