شهرداری، خودگردانی پر دردسر

فرزادوثوقی روزنامه نگار

شهردار فعلی شیراز در ارایه برنامه های خود پیش ازانتخاب ازسوی اعضای شورای ششم به جذب سرمایه گذاران داخلی وخارجی برای اجرای طرح وبرنامه های خود اشاره داشته است.درابتدا باید گفت این کلیدی ترین برنامه یک شهردار منتخب است. درواقع شهردار باید از بازوی حمایتی سرمایه گذاران وسرمایه داران استانی وفرا استانی ونیز بین المللی برخوردار باشد واعضای شورای یک کلان شهرباید فردی را دعوت ونامزدچنین پستی کنند که درکارنامه خود دارای سوابق دیپلماسی اقتصادی وتجاری مطلوب وارتباط با شرکای تجاری داخلی وخارجی باشد.

هر چند شهردارفعلی تاکید بر اهمیت مسائل زیر ساختی را داشته اند اما این طرح وبرنامه نیازمند اعتبارات کلان برای ایجاد وگسترش زیر ساخت هاست و نه تنها با اعتبارات دولتی که با جلب نظرشرکای شهری خود که در رقابت پیش از رفاقت هستندقادر به تامین آن نیست. شهرداری هایی که طی دهه های اخیر از سوی دولت به خودگردانی محکوم شده اند و باید اعتبار طرح وبرنامه های خود را ازمحل وصول عوارض،بخشی ازمالیات وسایرمشارکت های مردمی تامین نماید .

کارهای بسیاری بصورت نیمه کاره باقی مانده است که شخص شهردار به وضوح از آنان اطلاع داشته وباید با اشراف اطلاعاتی ونیز بسیج امکانات واعتبارات برآنها فایق آید.

حالا بنظر می رسد آنچه بیش از هر چیزمانع فعالیت های شهردار فعلی شیراز است، هزینه های جاری پرسنلی وتامین این هزینه هاست . شهرداری که آمار کارکنان آن فزاینده وبازده عمل ناچیز است. گاهی نیزدستگاه نظارتی ، اطلاعاتی وامنیتی اشخاصی را در بعد فساد مالی چه در شورای ششم وچه از بدنه کارکنان شهرداری وقت شناسایی،دستگیروتحویل دستگاه قضایی میدهد.

درواقع شهردار پیش از هر اقدامی گرفتار مخاطرات فساد گونه در بدنه دستگاهی است که حالا باید مدیریت آنرا با احتیاط به انجام برساند.احزاب به شهرداری به چشم قلک نگاه می کنند. دسترسی به اطلاعات ونقشه های شهری ومسیرهای توسعه یکی از جالب ترین خواسته های احزاب سیاسی است چرا که برای ادامه بقاءوفعالیت های خود نیازمند کسب درآمدهای میلیاردی هستند، درآمدی که نیازمند رانت اطلاعاتی است. اگر در برخی شبکه های مجازی شاهد افشای غافلگیرانه اسناد ومدارکی هستیم که نباید رسانه ای وافکارعمومی را نسبت به این دستگاه خدمات رسان تحریک کند، ناشی از همان چینش مهرهای انسانی در بلدیه است!

احزاب در زمان تصدی خود بربلدیه نیروهایی را وارد وحتی استخدام رسمی می کنند تا در بلدیه باقی بمانند واطلاعات لازم برای تضعیف مدیریت شهری را با بهره گیری از جنگ روانی در بستررسانه های مجازی دنبال کنند. این جنگ بطور حتم باعث تاخیرمراحل توسعه وحل مشکلات مردمی است.

در بخش دیگر ترافیک می توان پاشنه آشیل شهرداری باشد. دراین رهگذر کمتر انتقادی متوجه پلیس راهور است اما تهاجم به سمت شهرداری سنگین تر از همیشه انجام می شود. ترافیک همچنان به علت تجمیع مراکزخدماتی ومدیریتی استان درهسته های مرکزی شهردرحال افزایش والبته انتظارات رانیزدر رابطه با عدم کنترل آن افزایش داده است. تجمیع مراکز درمانی در شیراز باعث اصلی ترافیک درهسته های مرکزی شهر است وشهرداری به هیچ عنوان نمی تواند با این قشرمذاکره ومناقشه نماید.

سرپرستی بانک ها، وجود برخی ادارات کل وپرمخاطب چون آموزش وپرورش وکمیته امداد، حضور ساختمان استانداری فارس، دفتر امام جمعه شیراز، ساختمان وزارت اطلاعات ، مراکز خرید پر مخاطب که در گذشته با پرداخت عوارض حذف پارکینگ برمشکلات آینده فشار ایجاد کرده اند، دسترسی به مراکز گردشگری وبازاربزرگ وتاریخی شیراز ونیز راه دسترسی به حرم مطهر، دسترسی به فرودگاه شیرازوچند بیمارستان ومرکز درمانی بزرگ دولتی وتامین اجتماعی ونیز اقامتگاههای بزرگ وکوچک وبافتی که همچنان سکونتگاه مردمی است همه وهمه باعث شده ترافیک چه درسطح وچه درتونل های مترو لب ریز شود.

برای توسعه نیازمند پراکنده نمودن خدمات ازهسته مرکزی شهرهستیم، تا ترافیک سبک شود.اگرفکرمی کنیم این ترافیک محلی برای درآمدهای دولتی شده ، اشتباه تصورنکرده ایم چراکه مردم را برای انجام کارهای ضروری به باتلاقی می کشانیم که درآن برگ های جریمه صادروحرف اول وآخر رامی زند.

لطفعلی خان وکریم خان زند دو معبر بزرگ وپرمخاطب است که سیل ترافیک را به خود جلب می کند. سرریزترافیک این دو خط بزرگ ارتباطی تمامی انشعابات مربوطه را در بر می گیرد حتی مسیر تند رو حاشیه رودخانه را ، در زمان ساخت این مسیر تند رو ، مدیران وقت شهرداری امیدوار بودند ترافیک بدون ترمز حجم خود را به سمت شمال غرب برساند اما تفکر وهزینه های انجام شده تله ای بیش نبود تا توقف ترافیک حجیم را در رودخانه خشک به سرانجام برساند.

نبود دفتر مهاجرت در شیراز یکی از معایب بزرگ کار است. جمعیت ثابت وشناورشیراز تاب این همه فشاروترافیک را ندارد. اول باید دید مساحت شهری ونیز خدمات قابل دریافت برای چه تعداد ازساکنان شهر پیش بینی شده است؟

بطور حتم زیرساخت های موجود برای جمعیتی چندمیلیونی پیش بینی نشده بود. در واقع روستاها با وضعیت معلوم اولین پایگاه تولیدات نیازهای اساسی محسوب می شدند وکسی فکرش را هم نمی کرد، جمعیت روستاهای فارس ونیز استانهای دیگر کشوربه سمت شیرازسرازیرشود. حجم مهاجرت روستاییان دال بر شکست برنامه های بنیاد مسکن درعمران روستاهاست، چراکه روستاییان زادگاه خود را ترک وحالا بنیاد مسکن باید شرح وظایف خود را معطوف به حاشیه شهرهای بزرگ وکوچک نماید، تا اینکه همچنان در روستاهای خشکیده وبدون سکنه اجرای عملیات نماید.

دردههای گذشته شیراز با دوخطر بزرگ مواجه شد، اول سیل جمعیتی ودوم سیل ناشی از بارش های فصلی که متاسفانه هیچ تمهیدی برای مهارآن اندیشه نشد.

اگر باران ببارد شیرازرابا تلفات انسانی آب خواهد برد و اگرروستا ها دچار فقر وبی توجهی شوند سیل جمعیتی ،شیراز بدون دروازه را با خود می بردوغافلگیرمی کند والبته برحجم آسیب های اجتماعی می افزاید.

امروز دچار گفتار درمانی مدیرانی هستیم که مسوولیت پذیر نیستند. مشکلات همان مشکلات نخ نمای گذشته است و حرف ها همان حرف های کهنه وقدیمی. ماهیت نظام شورایی برای مدیریت واحد شهری همان جلب اعتماد و وجذب سرمایه گذاران بود که البته با شکستی سنگین همراه شد. آیا مناطق شهرداری به درآمدزایی مورد انتظار رسیده اند؟ آیا سهم وسرریزدرآمدهای شهری از مناطق برخورداربه مناطق غیر برخوردار می رسد؟ //// انتهای پیام 1000 کلمه