شورا در خان ششم محرومیت

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

نمی دانم تعریف درستی از محرومیت وحاشیه نشینی تاکنون ارایه شده است یا خیر؟ چرا که هر نوع حرکتی برای محرومیت زدایی دچار اطاله شده ومحرومیت ها پابرجا رخ نمایی می کنند. مناطق محروم مخلوق سیاست های غلط وشاید بدون پرده مدیریت شهری است.دراین رهگذر اول باید دید، به موضوع مهم مدیریت واحد شهری تا چه اندازه پرداخته ایم وآیا این نوع مدیریت نه در شعار که در عمل مورد توجه مدیران ارشد ملی واستانی بوده است.

ما برای دستیابی به مدیریت واحد شهری از وجود شوراهای شهر در شش دوره گذشته بهره گرفتیم ، اما شوراها نردبان صعود افرادبه سمت مجلس شورا ویا کابینه شدندواز طرفی فساد مالی خواسته وناخواسته دامنگیراین نهاد مردمی شد و گاها قبل از پایان دوره منحل شدند.

کاهش مشارکت مردم ناشی ازعملکرد غلط وشبهه برانگیزشوراها برنامه ریزان را به سمت ارایه لیست های انتخاباتی سوق داد. کاهش آراء در شهرهای بزرگ با جمعیت میلیونی ، فلسفه توان در ایجاد مدیریت واحد شهری را بشدت تنزل داد. در واقع احزاب هر چهار سال درمیان سکان مدیریت شوراهای شهرداری را بدست گرفتندو دراین غفلت بزرگ عمران شهری کاهش وداستان حاشیه نشینی توسعه یافت.هر چند گاها کلنگ پروژها وابرپروژها تکانه هایی به رزومه های افراد وارد کرده اما کافی نبوده است.

شوراها در روستا نیز توان اجرای برنامه های هدفمند ومهم اقتصادی اجتماعی وفرهنگی را نداشتند،به همین دلیل اجماعی حاصل نشد و روند مهاجرت از روستا به حاشیه شهرها افزایش یافت.

شهرداری یا همان بلدیه های قدیم که وظایف خاص خدماتی را در قبال دریافت بودجه دولتی برعهده داشتند به محل مجادله گروههای سیاسی با هدایت شبکه های اقتصادی بدل شدند.شهرداران منتخب وزارت کشور به شهرداران منتخب اعضای شورای شهر تبدیل شدند و تیغ استیضاح را برگردن خود احساس کردند. در 24 سال گذشته وتشکیل شوراها ، دولت ها از فرصت فرضیه اداره امور توسط مردم برمردم استفاده کردند و شهرداری ها را بنام خودگردان معرفی واعتبارات سالانه را قطع نمودند.

در واقع سازمان تشکیل شده همیاری ها نیز قادر به تامین تمامی نیازهای مالی شهرداری ها نبود، چرا که درآمدهای حاصله در جریان مصرف از پراکندگی های خاصی رنج می برد.

شهرداری ها که پس ازفرضیه حاکمیت مردم برمردم دچارچالش های اعتباری شدیدی شده بودند، از طرفی فرمان هدایت را ازسمت خدمات وعمران شهری به سمت امور فرهنگی وسیاسی چرخاندند و از طرفی با افزایش سالانه عوارض و سایر مشتقات آن که با مصوبات شوراها همراه بود ،دچارتاخیردردریافت های مردمی واصناف شدند. از این روست که یکی از سیاست های دریافتی شهرداری ها بخشودگی ویا اعمال تخفیف دربرخی ماههای سال برای تشویق اصناف و واحدهای ساختمانی است.

درآمدهای شهرداری ها از منابع مردمی واصناف ، آلوده به پرداخت مالیات های سنگین به دولت نیزهست . اما دراین رهگذر باید تاثیر تورم را که دولت درآن نقش پررنگی دارد را نیز لحاظ نمود. با افزایش تورم وعدم همسان سازی درآمدهای مردمی، قدرت خرید بشدت کاهش یافت و بسیاری از مشاغل روبه تخریب وتعطیلی گذاشتند.

حالا با فقیر شدن مردم ، تمایل به حاشیه نشینی وفرارازترکش های تورم ویا یافتن اشتغال کاذب افزایش یافته است. منطقه محروم واتلاق آن به حاشیه نشینی ها چندان علمی بنظر نمی رسد. چرا که شهر های اقماری مانند شهر صدرا نیز در شمارمناطق محروم منظور می گردد.

محرومیتی میراثی که مدیران ملی واستانی والبته شهری هنوز نتوانسته اند مشکلات این شهر جدید را حل وفصل کنند. اسکان جمعیتی قابل توجه درصدرا هم بار ترافیکی داشته وهم این منطقه بدون زیر ساخت های شهری را با چالش های شدید بهداشتی ،آموزشی ، فرهنگی ، اجتماعی وگاها امنیتی مواجه ساخته است.در نتیجه شهرصدرا نیز یک منطقه محروم تلقی می شود که سرعت رشد زیر ساخت ها درآن کند وگاها غیر قابل قبول است.

به سمت بافت تاریخی فرهنگی والبته فرسوده شیراز هم که سری بزنیم ، محرومیت ها در اوج خود قرار دارد. گاهی شعار محرومیت زدایی،با بازگشت شیرازی ها به بافت فرسوده وفروریخته همراه می شود و گاهی با شعارهای فرهنگی باید به نبرد آسیب های موجود رفت. اما بافت در شوک بی توجهی ها مانده است وهر روز می توان سوژه ای بزرگ وکوچک از آن بدست آورد.

بنظر میرسد برای پاکسازی بافت تاریخی فرهنگی وفرسوده شیرازازآلودگی ها، بهترین نسخه ، نسخه فرهنگی است. در ایام خاص وتقویمی سال وبرای شاد نگهداشتن مردم می توان کنسرت ها را دراین محیط 365 هکتاری برگزار نمود. جلوه های بافت تاریخی فرهنگی هنوزآنقدر گیرایی دارند تا بتوان هنرمندان ومردم را به سمت خود بکشانند.شاید بافت تاریخی فرهنگی شیراز با اهرم فعالیت های فرهنگی که اصالت خودش نیز درآن نهفته، زنده شود.

وقتی اهل فرهنگ ورودی قوی وهمه جانبه به بافت داشته باشند قطعا آسیب ها دست از میدان داری برخواهند داشت وشاهد ارتقای فرهنگی وعمرانی آن خواهیم بود.

به اخبار موجود وشاید تاریخ گذشته خبرگزاری های رسمی دولت که نیم نگاهی داشته باشیم ، درفصول خاص وسفرهای بزرگان ، با اعتبارات خاص وهنگفتی به مناطق محروم برخورد می کنیم که معلوم نیست در جای خود هزینه شده اند یا خیر؟ حال سوال اینجاست که اگر درجای خود هزینه شده اند پس چرا شاهد استمرار محرومیت در مناطق محروم هستیم.

گاهی این قلم اعتقاد دارد مناطق محروم پادگان ویا آمادگاهی برای نگهداشت آسیب ها برای وارد کردن آسیب به بخش های برخوردار شهری است. چرا که استمرارمحرومیت وحاشیه نشینی با شعارهای سازندگی در تعارض است./// انتهای پیام 870کلمه