یادداشت روز 27 بهمن ماه 1401
*بافت وخشت های شکسته*
فرزاد وثوقی روزنامه نگار
باویرانه ای از وعدهای پیشین روبرو هستیم، وعده هایی که کار ایی لازم را نداشته اند. 360 هکتار یا 250 هکتار باقی مانده از بافت قدیمی شیراز، اما انگار تفاوتی ندارد وقتی روند بهسازی ونوسازی ومرمت آن آنقدر کشدار و بدون اعتبار است که مشمول مرور زمان میشود. بقول شاعر هرچه مکرر شود فروغ حیات رنج را جانگداز تر بینی، سوی مغرب چو رو کند خورشید سایه ها را دراز تر بینی.
علیرضا پاکفطرت نماینده شیراز و شهردار اسبق این شهر در اظهار نظرخود طی روزهای گذشته گفته است، از اول انقلاب تا کنون چون مردم مجوز نوسازی بافت را نداشته اند آنرا ترک کرده وهویت آن فروریخته است.
بدون تردید این مساحت که بقول شهردار اسبق شیراز 250 هکتار آن باقی مانده است از نظر ها پنهان مانده و شاید دچار پنهان کاری شده است!
واضح است که کفه پنهان کاری به منظور ویرانی بافت برسایر وجوه آن می چربد چرا که خانه ای ویرانه نمی شود مگر صاحب خانه بخواهد.
هرچند جناب پاکفطرت در زمان تصدی شهرداری شیراز موفق نشده اند طرح وبرنامه های موثر خود برای حفظ بافت را به پایتخت نشینان تفهیم کند، حالا که بر کرسی بهارستان تکیه داده نیز نمی تواند آنان را متوجه اشتباهات گذشته وضرورت زمانی حفظ آن کند.
تمام واقعیت بافت به دلیل فقر فرهنگی مدیران است. وقتی مدیران فصلی به جایگاه خود به چشم رزومه نگاه می کنند. در این گیروداد وآمد شد مدیران ونمایندگان تنها مطالبات است که نه تنها تغییر نمی کند بلکه بر حجم آن افزوده میشود.
شاید زمان پرده برداری از ارزش افزوده املاک بافت به روزهای انجام خود نزدیک میشود.
املاکی که باید دید میراثی بوده، وارثی است یا اوقافی ویادست آخر بافت خواران پیروز معرکه خواهند شد ویا یک نفر قربانی بنام سلطان بافت، در محاکم با هزار صفحه لایحه مورد خطاب قرار بگیرد.
در مجموع وضعیت بافت شایسته نبود ونیست و نخواهد بود. نسخه ای که برای بافت قدیم شیراز پیچیده شده است، نسخه بهبود روند ارزش تاریخی آن نیست.
از منظر سلطان های اقتصادی، روند فعالیت در این محدوده به بساز وفروش خلاصه میشود.
اگر روزی خواستیدپاکتی سفید وبدون آدرس را پست کنید آنرا برای من بفرستید .