یادداشت روز 3 آبان ماه 1401 فرزادوثوقی روزنامه نگار
*هویت ملی، امنیت ملی*
فرزاد وثوقی روزنامه نگار
نگرانی ها از بابت اصلاح امور بی مورد است. تمام حکومت ها نیازمند اصلاحاتی هستند که مشمول مرور زمان میشود حتی احکام ثانویه در اسلام به همین منظور پیش بینی شده است تا در شرایطی خاص از شرایط بهتر ووفق زمانه خود بهره برد.
18 دی ماه 1398 یک رفراندوم بزرگ در ایران برگزار شد. محصول این اقدام یک عملکرد موفق ویک محبوبیت بود. درواقع میلیونها ایرانی یک نفر را بدرقه کردند. پس ما چرا باید نگران باشیم از اینکه اجتماعی ما را نقد کنند، چراکه بطور حتم اشتباهاتی در حال وقوع است.
اگر خودمان را از اجتماعی که به آن وابستگی داریم جدا بدانیم باید نگران باشیم واین به معنای انحصارطلبی است وبا دمکراسی وعدالت در تضاد است.
از منظر اجتماعی، خودکشی یک نوع اعتراض است، مهاجرت نوعی اعتراض است، بسیاری جرایم خشن وحتی قتل می تواند یک اعتراض باشد. اینکه احترام را در اجتماع نادیده بگیریم نوعی اعتراض محسوب میشود.
حضرت علی علیه السلام میفرمایند، فقرازهردری وارد شود ایمان ازدری دیگر خارج میشود. از این منظر میتوان گفت فقر و گسترش آن به نوعی اعتراض ختم می شود، حتی در موقعیت مخلوق وخالق.
پس نمیتوان منکر مسئله اعتراض شد.
از این منظر ایمان و توسل به آن نوعی اخلاق گرایی است. به نوعی آرامش اجتماعی را به همراه دارد که به زبان امروزی همان امنیت واحساس امنیت محسوب میشود.
امروز اقتصاد وتوجه به معیشت ملت میتواند اصلی ترین رکن ایمان، احترام، قانونمندی وامنیت را به همراه داشته باشد ودرکنار آن فساد، آن هم از ناحیه بالا دستی وهیات حاکمه میتواند اصلی ترین رکن ناامنی و ایجاد اعتراض را به همراه داشته باشد.
نبود معیشت ورفاه اجتماعی ایدئولوژی های پاک را دستخوش آلودگی وناپاکی می کند و دراین میدان میتوان نام معترض را اغتشاشگر، آشوبگر ویا اراذل و اوباش گذاشت.
ترسیم آینده روشن وقراردادن آنچه اصل است در جای خود و پایبندی به شعارها و وعده های ارائه شده میتواند بصورت خودکار امنیت اجتماعی را تضمین کند.
اما ایجاد تردید ویا دامن زدن به مسائلی که زمینه بروز خشم نهفته را تشدید میکند به نوبه خود پرسشی است که تاکنون بدون پاسخ مانده وشاید پاسخ به آن درشرایطی خط قرمز نیز محسوب شود.
امروز تحریک اجتماع نوعی ابزار برای تظاهر به براندازی محسوب می شود.
ایرانیان مسلمان، شیعه ومعتقد بوده وهستند. عفت وپاکد امنی بانوان ایرانی زبان زد جهانیان است. ارزش های اجتماعی ونیز خانوادگی همچنان در ایران استوار است و خدشه ای به آن وارد نشده است.
شاید در مواردی واتصال به دهکده جهانی نیاز به تغییر روش هایی وجود داشته باشد اما خواص جامعه باید دراین مهم امور اصلاحات را بدست بگیرند و خودشان به الگوی غربگرایی آغشته والوده نشوند.
وقتی نوجوانان ما با الگوهای ملی آشنا و هم داستان شوند نیازی به الگوی وارداتی ندارند.
در دهه های گذشته نفوذ وشبکه گسترده آن که اقلیتی اشرافی را تشکیل میدهند حتی با سنت ها وآیین های ایرانی اسلامی که میراث بزرگ و ارزشمند ما هستند ایجاد پارادوکس کردند.
پاشیدگی نظام روستایی ما یکی از این مثال های دردناک است.
ایجاد التهاب در نوروز، آیین و جشنواره های دارای نشاط، یکی یکی جامعه را به سمت خاکستری شدن برد.
دعوت به مهاجرت وبی اعتنایی به نخبگان، در تنگنا قراردادن اقتصاد ومعیشت وملزومات جوانی همگی عاملی است که بصورت ریشه دار در مزرعه خشم کاشته می شود.
آمیختگی مراسمات ملی ومذهبی نباید به چالش ویا نگرانی امنیتی تبدیل شود چرا که همه چیز را باید به فرصت تبدیل کنیم.
اینکه جماعتی من را مورد انتقاد قرار دهند جای گفتگو دارد و اگر انحصار طلبی در کار باشد کار به جای گفتگو به میدان کشیده میشود.
ای کاش من بتوانم با ما گفتگو کنم و ایران قوی را در پس این گفتگو شاد وپر نشاط ببینم.
اگر بگویم زنده باد مخالف من، صف من را از ما جدا نکنند. همه سر یک سفر نشسته ایم که نامش هویت ملی است. ایمان و امنیت از یک نقطه سرچشمه میگیرند و آن معیشت و برخورداری است.
درخت دوستی بنشان که کام دل برآرد، نهال دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد.
اگر روزی خواستیدپاکتی سفید وبدون آدرس را پست کنید آنرا برای من بفرستید .