اوقاغت فراغت یا اشتغال !؟

فرزاد وثوقی روزنامه نگار

بحث قدیمی ونخ نمای تکمیل اوقات فراغت نوجوانان وجوانان این روزها به مبحث اشتغال نوجوانان وجوانان تبدیل شده است واین درشرایطی است که در هیچکدام از این مباحث توفیقی نداشتیم. دولت ها با ارایه آمارهای عجیب از اشتغال دولت های قبل و دولت های مستقر موجب انحراف در برنامه های احتمالی اشتغال در کشور می شوند. درواقع دولت مستقر سعی در سیاه نمایی آمارهای دولت پیشین می کند وآمارهای عجیبی از اشتغال در زمان حاضر میدهد این در شرایطی است که حفظ اشتغال موجود نیز در خطر جدی قراردارد.

ما از طرفی درگیر ایجاد اشتغال هستیم که وابستگی شدیدی به سرمایه گذاری وکارآفرینی دارد و از طرفی باید اشتغال موجود را در صنایع فرسوده حفظ ونگهداری کنیم.

با نگاهی به برنامه ششم توسعه می توان دریافت که متاسفانه دراین برنامه در هیچ یک از احکام که نیاز به مشارکت بخش خصوصی داشته عملا توفیقی حاصل نشده است، در نظرگرفتن امنیت حقوق مالکیت یک اصل غیر قابل اغماض در شکل گیری اقتصاد پویا و رونق اقتصادی است. ناگفته پیداست که اگر کارآفرینان نسبت به حفظ و بازدهی سرمایه های خود حس امنیت نداشته باشد تمایلی به سرمایه گذاری در فعالیت های اقتصادی ندارد به همین دلیل برای رفع این کاستی و ترغیب مردم به حضور و مشارکت در عرصه اقتصادی یاید حقوق مالکان را تضمین کرد و سرمایه گذار خصوصی را از رعایت حقوقش مطمئن نمود. اگر فعال یا کارآفرین اقتصادی احساس اعتماد واطمینان در رعایت حقوقش نداشته باشد حتی نسبت به استفاده از منابع مالی بانکی نیز رغبتی نشان نخواهند داد.

از طرفی اگر به آمارها رجوع کنیم دیگر نگران تکمیل اوقات فراغت نوجوانان وجوان نخواهیم بود چرا که کشور در مسیر پیری وسالمندی قرار دارد و اصولا مبحث ازدواج در سایه تیره وتار بیکاری به فراموشی سپرده شده است ویا اگر اشتغالی نیم بند وجودداشته باشد دستمزد آنچنانی برای آغاز زندگی مشترک را نخواهد داشت .

عدم توفیق در هدف گذاری های برنامه ششم توسعه در تمامی بخش ها احساس می شود، وقتی اعلام می کنیم ۲۲ درصد هدف ها به صورت کامل محقق نشده اند شامل تمامی حوزه ها می شود، متاسفانه بر اساس گزارشات دیوان محاسبات اهداف برنامه در واگذاری مجوزها و تصدی گری فرهنگی و هنری، تسهیل فرآیند صدور مجوز و بازنگری و کاهش ضوابط و مقررات محدودکننده تولید و نشر آثار فرهنگی و هنری، سند راهبردی توسعه گردشگری محقق نشده اند .

به عنوان مثال بر اساس هدف گذاری برنامه، بر اساس آخرین آمار سازمان ثبت احوال کشور در سال ۱۳۹۸ میانگین سن ازدواج برای دختران ۲۴ و برای پسران۲۹ سال بوده است. بررسی تغییرات میانگین سن ازدواج در سالهای گذشته نشان می دهد که میانگین سن ازدواج همواره روندی افزایشی را طی کرده است. برخلاف روند مد نظر در برنامه ، نرخ باروری به ازای هر زن در سن باروری از ۰۱/ ۲ درصد در سال ۱۳۹۵ به ۱.۷ درصد سال ۱۳۹۹ رسیده است. در عمل کاهش قابل توجه تعداد ازدواج ثبت شده از بیش از ۷۰۴ هزار واقعه در سال ۱۳۹۵ به حدود ۵۵۷ هزار واقعه در سال ۱۳۹۹ مسئله بسیار مهمی است که به یک زنگ خطر جدی برای کشور تبدیل شده است.


درمحاق قرار گرفتن برنامه های فرهنگی ویا اقتصادی اصلی ترین ضربه را بر پیکره جامعه ایرانی وارد نموده است. وقتی ما مباحث فرهنگی را دراولویت های چندم خودقرار میدهیم این ضعف فرهنگی به تمامی مباحث مطرح ومهم کشوری سرایت می کند. بطور مثال اگر نوجوانان وجوانان ما با فرهنگ کار آشنایی نداشته باشند وباآن همسو نشوند به خودی خود فرهنگ کار وتلاش در جامعه به فراموشی سپرده می شود وبا افزایش سن افراد، پذیرش هرنوع شغلی به آسانی انجام نخواهد گرفت.

در یک نتیجه گیری ساده می توان به این نکته اشاره نمود که اگر برنامه های فرهنگی اقتصادی در کشور از برنامه های سیاسی جداسازی شود وبه هیچ عنوان فرهنگ واقتصادرنگ وبوی سیاست نگیرد می توان امید داشت که با بهبود شرایط مواجه شویم اما تاوقتی سیاست در تمامی شئون حکمرانی می کند نمی توانیم به بهبود شرایط امید داشته باشیم. /// انتهای پیام 670 کلمه